سرنوشت

                                                                                           

نميدانم پس از مرگم چه خواهد شد.

 

نميخواهم بدانم كوزه گر از خاك ، اندامم چه خواهد ساخت.

 

ولي بسيار مشتاقم ،

 

كه از خاك گلويم  سوتكي  سازد، گلويم سوتكي باشد ،

 

بدست كودكي گستاخ و بازيگوش ، 

 

و او، يكريز و پي در پي

 

دم خويش را برگلويم سخت بفشارد،

 

 وخواب خفتگان را آشفته تر سازد،

 

بدين سان بشكند در من ،

 

سكوت مرگبارم را ...


دکتر علی شریعتی

چهل حدیث درباره ی روزه داری

در حدیث «أفضل الجهاد الصّوم فی‌الحَرّ» كه در جلد 96 بحارالانوار آمده است، پیشوای فقه جعفری، حضرت امام صادق (ع) برترین جهاد را روزه‌داری در هوای گرم معرفی می‌كند. ...



1ـ رسول‌الله (ص): اذا استهل رمضان غلقت ابواب النار، وفتحت اواب الجنان، و صفدت الشیاطین. (البحار 8/14/348)

پیامبر خدا (ص): چون هلال ماه رمضان پدید آید، درهای دوزخ بسته شود و درهای بهشت گشوده شود و شیاطین به زنجیر كشیده شوند.


2ـ رسول‌الله (ص): ـ خطبته عند إقبال شهر رمضان ـ أنّ الشّقیّ من حرم غفر ان الله فی هذا الشهر العظیم. (امالی الطوسی: 522 / 1156)

پیامبر خدا (ص) ـ در خطبه‌اش به هنگام فرا رسیدن ماه رمضان ـ : بدبخت كسی است كه در این ماه بزرگ از آمرزش خداوند محروم ماند.
 
3ـ رسول‌الله (ص): ان ابواب السماء تفتح فی اول لیلة من شهر رمضان، ولا تعلق الی آخر لیلة منه. (البحار 8/34/96)

پیامبر خدا (ص): در نخستین شب ماه رمضان، درهای آسمان گشوده می‌شود و تا آخرین شب آن بسته نمی‌شود. ...
ادامه نوشته

تدبــــر

امام صادق عليه السلام فرمود: مردم سه دسته‏اند دانشمند و دانشجو و خاشاك روى آب (كه هر لحظه آبش به جانبى برد مانند مردمى كه چون تعمق دينى ندارند هر روز به كيشى گروند و دنبال صدايى برآيند).

پاداش هرکس باندازه ی عقلش

سليمان ديلمى گويد: به امام صادق عليه السلام عرض كردم فلانى در عبادت و ديانت و فضيلت چنين و چنانست فرمود: عقلش چگونه است؟ گفتم نمى‏دانم، فرمود، پاداش باندازه عقل است، همانا مردى از بنى اسرائيل در يكى از جزاير دريا كه سبز و خرم و پر آب و درخت بود عبادت خدا مى‏كرد يكى از فرشتگان از آنجا گذشت و عرض كرد پروردگارا مقدار پاداش اين بنده‏ات را به من بنما خداوند باو نشان داد و او آن مقدار را كوچك شمرد، خدا باو وحى كرد همراه او باش پس آن فرشته بصورت انسانى نزد او آمد عابد گفت تو كيستى؟ گفت مردى عابدم چون از مقام و عبادت تو در اين مكان آگاه شدم نزد تو آمدم تا با تو عبادت خدا كنم پس آن روز را با او بود، چون صبح شد فرشته باو گفت: جاى پاكيزه‏اى دارى و فقط براى عبادت خوب است. عابد گفت: اينجا يك عيب دارد. فرشته گفت: چه عيبى؟ عابد گفت: خداى ما چهارپائى ندارد، اگر او خرى مى‏داشت در اينجا مى‏چرانديمش براستى اين علف از بين مى‏رود! فرشته گفت: پروردگار كه خر ندارد، عابد گفت: اگر خرى مى‏داشت چنين علفى تباه نمى‏شد، پس خدا بفرشته وحى كرد: همانا او را باندازه عقلش پاداش مى‏دهم (يعنى حال اين عابد مانند مستضعفين و كودكان است كه چون سخنش از روى ساده دلى و ضعف خرد است مشرك و كافر نيست ليكن عبادتش هم پاداش عبادت عالم خداشناس را ندارد).

شعری از امام خمینی(ره)

تـــــاراج كـــــــــرد روى گلش، هستى مرا*** افزود چشم مى‏زده‏اش، مستـى مرا

 

افــــــــــروخت آتشى به روانم، ز غمزه‏اش*** بـــــر باد داد سركشـى و پستى مرا

 

افشاند زلف خم خم و چين چين خويش را ***خم كــــرد قامت مــن و تردستـى مرا

 

آن دم كـــه با صراحى مى، سوى من دويد*** بر كند هستــى من و سرمستــــى مرا

 

انتظار فرج از نیمه ی خرداد کشم

از غم دوست در این میکده فریاد کشم

دادرس نیست که در هجر رخش داد کشم

داد بیداد که در محفل ما رندی نیست

که برش شکوه برم داد ز بیداد کشم

عاشقم عاشق روی تو نه چیز دگری

بار هجران وصالش به دل شاد کشم

در غمت ای گل شاداب من ای خسرو من

جور مجنون ببرم تیشه فرهاد کشم

سالها می گذرد حادثه ها می آید

انتظار فرج از نیمه خرداد کشم

امام خمینی ره

باز هم انتظار

کلاس اول خواندیم: “آن مرد  در باران آمد”
ولی حالا می فهمیم آن مرد تا نیاید، باران نمی آید

انتظار

بیا برای فرج روز و شب دعا کنیم
دل امام خویش را ز خود رضا کنیم
عزیز فاطمه، مهدی(ع) دلش پر ز خون است
بیا که بهر خدا از خدا حیا کنیم

ترس از خدا

از خدا بترس مثل این که او را می بینی و اگر تو او را نمی بینی او تو را می بیند، اگر گمان کنی که او تو را نمی بیند پس کافر شده ای و اگر می دانی که تو را می بیند پس در حضور او معصیت کنی، او را پست ترین نگاه کنندگان قرار داده ای

(خف الله حتی کأنک تراه و ان کنت لاتراه فانه یراک و ان کنت تری انه لایراک فقد کفرت و ان کنت تعلم انه یراک ثم برزت له بالمعصیهٔ فقد جعلته من اهون الناظرین - اصول کافی)

چون در موقع معصیت اگر کسی تو را ببیند و از معصیت تو باخبر شود حیاء می کنی و ترک گناه می نمائی اما از خدا خجالت نمی کشی.

آن زمانی که کنی قصد گناه گر کند کودکی از دور گناه

شرم داری ز گنه در گذری پردهٔ عفت خود را ندری

شرم بادت ز خداوند جهان که بود واقف اسرار جهان

حدیث

 رسول خدا(ص) فرمود: كسيكه در راهى رود كه در آن دانشى جويد خدا او را به راهى سوى بهشت برد، همانا، فرشتگان با خرسندى بالهاى خويش به راه دانشجو فرو نهند و اهل زمين و آسمان تا برسد به ماهيان دريا براى دانشجو آمرزش طلبند و برترى عالم بر عابد مانند برترى ماه شب چهارده است بر ستارگان ديگر و علما وارث پيامبرانند زيرا پيامبران پول طلا و نقره به جاى نگذارند بلكه دانش بجاى گذارند، هر كه از دانش ايشان برگيرد بهره فراوانى گرفته است.



معرفت

امام صادق عليه السلام مى‏فرمود: هر كه بدون بصيرت عمل كند مانند كسى است كه بيراهه ميرود هر چند شتاب كند از هدف دورتر گردد.

و مى‏فرمود: خدا عملى را جز با معرفت نپذيرد و معرفتى نباشد مگر با عمل پس كسى كه معرفت دارد، همان معرفت او را بر عمل دلالت كند، و كسى كه عمل نكند معرفت ندارد همانا برخى از ايمان از برخ ديگرش بوجود آيد.

حساب و کتاب و عذاب قیامت

حساب و کتاب و عذاب قیامت
برخی گناه می کنند و در جواب کسانی که آنها را از حساب و کتاب و عذاب قیامت می ترسانند این چنین می گویند: «آدم عاقل لذت نقد را برای عذاب نسیه...

کسی مقدار زیادی پول را به سرقت می برد. سپس با آن پولهای دزدی مدتی را به عیش و نوش می گذراند. بعد که دستگیر شد و در دادگاه جرمش ثابت شد او را مجازات می کنند.

بسیاری از مردم رابطه بین گناه و عذاب را به همین شکلی که بیان شد تصور می کنند و به آن باور دارند. اگر حقیقت امر اینگونه باشد که اینها باور دارند یعنی بین گناه و عقاب فاصله باشد؛ آنگاه باید پذیرفت که این منطق «لذت نقد و جزای نسیه» چندان حرف بی راهی هم نیست. این فکر می گوید: «خوشی امروز را از دست نده ولو اینکه حرام باشد حال اگر عذابی هم داشته باشد فعلا که خبری از آن نیست؛ حالا کو تا بعد!»

با همین استلالی که بیان شد متأسفانه شیطان و شیاطین انسان نما، عده ای از بندگان خوب خدا را گمراه کرده و روح مطهرشان را به انواع و اقسام گناهان آلوده می کنند.

 

حقیقت امر چیز دیگریست...

بقیه متن رو تو ادامه ی مطلب بخونین...

ادامه نوشته

سبك شمردن نماز و آثار آن

سبك شمردن نماز و آثار آن

 

در روایت دیگری در همین ارتباط چنین می‏فرماید:
»
من تهاون بصلاته من الرجال و النساء ابتلاه الله بخمس عشره خصله...الثانیه یضیق علیه قبره و الثالثه تكون الظلمه فی قبره... .«
یعنی: «هر زن و مردی كه به نمازش بی‌اعتناء باشد خداوند او را به پانزده چیز مبتلا می سازد... قبر بر او تنگ و تاریك می گردد[1]
در سخن دیگری از پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ چنین روایت گردیده است كه فرمود: مستخّف به نماز با ذلت و گرسنگی و تشنگی جان می‏دهد.[2]

6ـ عدم قبول:
نمازی كه با سهل‌انگاری و تحقیر خوانده شود مورد قبول خداوند متعال قرار نمی‏گیرد. امام صادق ـ علیه السلام ـ می‏فرماید:
»
انّ اللّه عزوجل لایقبل الاّ الحسن فكیف یقبل ما یستخف به«[3]
یعنی: «خداوند جز نیكو را نمی‏پذیرد پس چگونه آن را كه مورد استخفاف واقع گردیده است بپذیرد
نمازی كه آورنده آن به آن بی مهری و بی توجهی دارد، چگونه مشمول قبول خداوند قرار گیرد؟!

7ـ نفرین و لعنت:
برخی از روایات تصویر و تمثیلی را برای نماز ترسیم نموده‏اند كه بر حسب آن، نماز بصورت ملكی با انسان به گفتگو می‏نشیند گاه تشكر می‏كند و گاه گله‏مند می‏شود. در روایتی امام صادق ـ علیه السلام ـ می‏فرماید: وقتی نماز در وقت خود اقامه نگردد و بی دقّت ارائه شود با صورتی سیاه و تاریك به سوی انسان باز می‏گردد. می‏گوید: مرا ضایع كردی خدا تو را ضایع كند. و اگر در وقت خود اقامه شود برای انسان دعا می‏كند و می‏گوید: همان گونه كه مرا حفظ و احترام نمودی خداوند تو را حفظ كند.[4] آری قرآن كریم راه تاركین را به سقر منتهی می‏داند و در مورد آنان می‏فرماید:
»
ما سلككم فی سقر قالوا لم نك من المصلّین»[5]

و كسانی را كه نماز می‏خوانند امّا جماعت را ترك می‏كنند به حسرت و پشیمانی محكوم می‏نماید و می‏فرماید:
»
یوم یكشف عن ساق و یدعون الی السّجود فلا یستطیعون * خاشعه ابصارهم ترهقهم ذلّه و قد كانوا یدعون الی السجود و هم سالمون»[6]
و آنانی را كه نماز را به جماعت می‏خوانند اما خشوع و مواظبت چندانی در نماز خود ندارند مستحق توبیخ و سرزنش می‏شمرد و می‏فرماید:
»
فویل للمصلّین الذین هم عن صلوتهم ساهون«)  ماعون/4ـ 5 )
ترجمه: پس وای بر نمازگزارانی كه از نمازشان غافلند.

و در آیه دیگر این گروه را به نفاق موسوم می‏داند و می‏فرماید:
»
انّ المنافقین یخادعون اللّه و هو خادعهم و اذا قاموا الی الصّلاه قاموا كسالی یراعون النّاس و لا یذكرون اللّه الاّ قلیلاً» (نساء/142).
ترجمه: منافقان با خدا نیرنگ می‌كنند و حال آنكه او با آنان نیرنگ خواهد كرد و چون به نماز ایستند با كسالت برخیزند. با مردم ریا می‌كنند و خدا را جز اندكی یاد نمی‌كنند.
تنها آن گروه، مورد ستایش قرآنند كه نماز را با خشوع و مواظبت اقامه نمایند.
در این مورد قرآن كریم می‏فرماید:
»
قد افلح المؤمنون الّذین هم فی صلاتهم خاشعون«[7]

مولوی می‏گوید:
اگر نــه روی دل انـــدر برابرت دارم
من این نـماز، حسـاب نماز، نشمارم
ز عشــق روی تو من رو به قبله آوردم
و گرنه من ز نـماز و ز قـبله بـیزارم
مرا غرض ز نـماز آن بود كه پنهانی
حدیث درد فـــراق تـو با تو بگذارم
و گرنه این چه نمازی بود كه من با تو
نشسته روی به محراب و دل ببازارم؟

در یك روایت جامع، پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ در پاسخ به سؤال زهرای اطهر ـ سلام اللّه علیها ـ در مورد عقوبت كسی كه نماز را كوچك می‏شمارد به بررسی عوارض ناشی از این پدیده پرداخته و می‏فرماید:
ای فاطمه! هر كس از مردان یا زنان به نماز بی‌اعتنایی كند خداوند او را به پانزده عقوبت مبتلا می‏گرداند كه 6 عقوبت در آن‏ها در دنیاست، 3 عقوبت به هنگام مرگ به سراغ او می‏آید، 3 عقوبت در قبر و 3 خصلت در قیامت و آنگاه كه از قبر بر انگیخته می‏شوند دامنگیرشان می‏شود. اما آنچه در دنیا متوجه چنین افرادی می‏شود عبارت است از: برداشتن بركت از عمر، رفتن بركت از روزی، محو سیمای صالحین از چهره و رخسار، بی اجر ماندن اعمال، عدم قبولی دعا و عدم مشمولیت دعای نیكان و به هنگام مرگ، علیل، تشنه و گرسنه خواهد مرد و اگر از نهرهای دنیا بیاشامد عطش او فرو نخواهد نشست. و در قبر ملكی او را شكنجه می‏نماید، قبر بر او تنگ و تاریك می‏گردد. و در قیامت او را وارونه بر زمین خواهند كشید، سخت مورد محاسبه قرار می‏گیرد، خدا به او نظر رحمت نخواهد داشت و به عذابی دردناك گرفتار می‏گردد.[8]


[1] . بحار الانوار، 80/21.
[2] .
همان.
[3]
كافی ج3ص269
[4] .
بحارالانوار، 80/9.
[5] .
مدّثر/42.
[6] .
قلم/42 و43، در آیه‌ی دیگری می‏فرماید: فخلف من بعدهم خلف اضاعوا الصلوه و اتبعوا الشهوات فسوف یلقون غیّا (مریم/59).
[7] .
مؤمنون /1
[8] .
بحارالانوار، ج80ص21.

شعری از مرحوم شبستری

يكی خط است از اول تا به آخر
بر او خلق خدا جمله مسافر
در اين ره انبيا چون ساربان‏ان
دليل و رهنمای كاروان‏اند
و زيشان سيد ما گشته سالار
" هم او اول هم او آخر در اين كار "
احد در ميم احمد گشت ظاهر
" در اين دور اول آمد عين آخر
ز احمد تا احد يك ميم فرق است
جهانی اندرين يك ميم غرق است
بر او ختم آمده پايان اين راه
بدو منزل شده " ادعوا الی الله "
مقام دلگشايش جمع جمع است
جمال جانفزايش شمع جمع است
شده او پيش و دلها جمله در پی
گرفته دست جانها دامن وی

ماهی وآب

بدريائی ، شناور ماهيی بود
كه فكرش را چو من كوتاهيی بود
  نه از صياد تشویشي كشيده  
نه رنجی از شكنج دام ديده
نه جان از تشنگی در اضطرابش
نه دل سوزان ز داغ آفتابش
در اين انديشه روزی گشت بی تاب
كه می‏گويند مردم : آب ، كو آب ؟
كدام است آخر آن اكسير جانبخش
كه باشد مرغ و ماهی را روان بخش
گر آن گوهر متاع اين جهان است
چرا يا رب ز چشم من نهان است
جز آبش در نظر شام و سحر نه
در آب آسوده وز آبش خبر نه
مگر از شكر نعمت گشت غافل
كه موج افكندش از دريا به ساحل
او تاييد خورشيد جهان تاب
فكند آتش به جانش دوری آب
جان از تشنگی بر لب فتادش
به خاك افتاد و آب آمد به يادش
ور آواز دريا چون شنفتی
بروی خاك غلطيدی و گفتی
اكنون يافتم آن كيميا چيست
كاميد هستيم بی او دمی نيست
دريغا دانم امروزش بها من
كه دستم كوته است او را ز دامن

تعمق

امام صادق عليه‏السلام فرمود: كسى كه خدا را از روى خيال خود پرستد كافر است، كسى كه تنها نام خدا را بدون صاحب نام پرستد كافر است كسى كه نام و صاحب نام را با هم پرستد مشرك است، كسى كه صاحب نام را پرستد و با صفاتى كه خود را به آن ستوده نامها را هم بر آن تطبيق كند و دل بدان محكم كند و در نهان و آشكارش بزبان آورد اينها اصحاب حقيقى اميرالمؤمنين عليه‏السلام مى‏باشند. و در حديث ديگر است: ايشان مؤمنين حقيقى مى‏باشند.

فرازی ازحکمتها واندرزهای شهید مطهری

آدمی در خواب همه دردها و رنجها را فراموش می‏كند ، آيا اين دليل است‏
كه خواب از بيداری بهتر است ؟ بيداری خود مستلزم توجه و آگاهی است ،
توجه و آگاهی خود بخود يك رنج و غمی همراه دارد :

پس بدان اين اصل را ای اصل جو
هر كه را درد است او برده است بو
هر كه او بيدارتر پردردتر
هر كه او آگاه تر رخ زردتر

شعرکوتاه

وقتی از غربت ایام دلم می گیرد

                                                       مرغ امید من از شدت غم می میرد

دل به رویای خوش خاطره ها می بندم

                                                       باز هم خاطره ها دست مرا می گیرد

حکمت

دلا غافل زسبحانی چه حاصل  ****     مطیع نفس شیطانی چه حاصل

بود قــــــــــدر توافزون از ملائک  ****  توقــــــدرخود نمیدانی چه حاصل

انتظار

چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی............چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی

خلیل آتشین سخن ؛ تبر به دوش بت شکن..............خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی

برای ما که خسته ایم نه؛ ولی................................برای عده ای چه خوب شد نیامدی

تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام.......................دوباره صبح؛ ظهر ؛ نه غروب شد نیامدی
 

یکی داشت و یکی نداشت!

اونی که داشت تو بودی و اونی که تو رو نداشت من بودم...

یکی خواست و یکی نخواست!

اونی که خواست تو بودی و اونی که بی تو بودن رو نخواست من بودم...

یکی گفت و یکی نگفت!

اونی که گفت تو بودی و اونی که دوستت دارم رو به هیشکی جز تو نگفت من بودم...

یکی موند و یکی نموند!

اونی که موند تو بودی و اونی که بدون تو نمی تونست بمونه من بودم...

یکی رفت و یکی نرفت!

اونی که رفت تو بودی و اونی که به خاطر تو توی قلب هیچ کس نرفت من بودم