پسرایده آل

                  √ پسر ایـבه آل بایـב اכڪلنــــــش تلـــــــــخ باشہ،

√ بایـב وقتی حســــــوכے میڪنی بغلت ڪنہ بگہ من فقـــــط مال توام כیوونه..

√ بایـב موقع פֿـریـב ڪرכن چشمــــــش כنبال نگاه تو باشہ ڪه بفهمـــــہ از چی خوشت اومده

√ بایـב وقتی פֿـوכتو لوس میڪنی قنـב تو כلش آب بشہ و ببـــــوستت

√ وقتی כستاشو میگیرے چند لحظه یه بار כستاتو فشار بـבه ڪہ بفهمی حواسش بهت هست

√ یه پسر ایـבه آل כر جواب כوست כارم نمیگہ منم همینطور، میگہ من عاشقتـــــــــــم

√ یه پسر ایـבه آل بایـב بغلش بوے آرامش بـבه نه هوس

√ وقتی میبینتت اول لپتو میبوسہ و سرتو روے سینش میذاره

√یه پسر ایـבه آل با تمام وجوכ כوست כاره…

√ یه پسر ایـבه آل بایـב مــــــرכ باشه

                       

عشق

                   بﺴﺮﯼ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﺗﻨﺖ ﺭﺍ ﻋﺮﯾﺎﻥ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ ﺑﺎﻧﻮ !
ﺑﻠﮑﻪ ﻟﺒﺎﺱ ﻋﺮﻭﺱ ﺑﺮ ﺗﻨﺖ ﻣﯿﮑﻨﺪ ...
ﺑﻔﻬﻢ ﻋﺸﻖ ﺍﮔﺮ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﻋﺸﻖ ﺑﻮﺩ
ﻟﺬﺕ ﺑﻮﺳﻪ ﺑﺮ ﭘﯿﺸﺎﻧﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻟﺐ ﺩﺍﺩﻥ ﺑﻮﺩ ...
ﺍﮔﺮ ﻋﺸﻖ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺑﺎﺷﺪ ﻫﻤﺎﻥ ﺩﺳﺘﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ ﺣﺘﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺍﺵ ﻣﯿﮑﻨﺪ
ﻭ ﺍﺯ ﺑﺮﻕ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ ﻣﺴﺖ ﻣﯿﺸﻮﺩ
ﺍﺣﺘﯿﺎﺝ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺁﻏﻮﺷﯽ ﻭ ﻫﻤﺨﻮﺍﺑﯽ ﻧﯿﺴﺖ ...
ﺍﮔﺮ ﻋﺸﻘﺖ ﻣﺮﺩﺍﻧﮕﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ
ﺍﺯ ﺩﻭﺭﯼ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﻫﻢ ﻟﺬﺕ ﻣﯿﺒﺮﯾﺪ
ﭼﻮﻥ ﻣﻄﻤﺌﻦ ﻫﺴﺘﯽ ﺟﺎﯾﺖ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﻗﻠﺒﺶ ﺛﺎﺑﺖ ﻭ ﺩﺳﺖ ﻧﺨﻮﺭﻧﯿﺴﺖ !!
ﻻﺯﻡ ﻧﯿﺴﺖ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﻫﻔﺖ ﻗﻠﻢ ﺁﺭﺍﯾﺶ ﮐﻨﯽ ﮐﻪ ﻣﺒﺎﺩﺍ ﺧﻮﺷﮑﻠﺘﺮ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺩﻟﺶ ﺭﺍ ﺑﺒﺮﺩ .
ﺧﯿﺎﻟﺖ ﺗﺨﺖ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺑﺎ ﻫﻤﺎﻥ ﻗﯿﺎﻓﻪ ﻭ ﺧﻮﺩ ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ ﺣﺎﮐﻢ ﺫﻫﻦ ﺍﻭ ﻫﺴﺘﯽ ...
ﺍﯾﻦ ﻣﻄﻤﺌﻦ ﺑﻮﺩﻥ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﯾﻌﻨﯽ
ﺑﺎﻟﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﺧﻮﺩت;
ﮐﻪ یک ﻣﺮﺩﯼ در ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﺍﺭﯼ ﺗﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺗﮑﯿﻪ ﮔﺎهت است
ﻭ ﯾﻘﯿﻦ ﺩﺍﺭﯼ ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺍﻧﺘﺨﺎﺑﺶ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﯽ ﻭ
ﺑــــــــــــــــــــــــــــــﺲ

                                             

شاید...

شاید آرام تـر می شدم فقـط و فقــط

اگر می فهمیدی ، حرفهایم

به همین راحتــی که می خوانی

نوشته نشده اند !!!

این روزها....

ایـن روزهـا،

  بـا تـو،

  بـه وسـعـت تـمـام نـداشـتـه هـایـم،

  حـرف دارم...

  امـا مـجـالـی نـیـسـت تـا بـنـشـیـنـی بـه پـای ایـن هـمـه حـرف،

  دلـم تـنـگ اسـت،

  فـقـط بـرای حـرف زدن بـا تـو...

  دیـگـر نـمـیـدانـم چـه کـنـم، یـا چـه بـگـویـم...

  خـسـتـه ام،

  کـمـی هـم بـیـشـتـر... فـراتـر از تـصـورت...

  سـخـت اسـت بـرایـم تـوصـیـفـش...

  تـا بـه حـال نـمـیـدانـم،

  دیـده ای درمـانـدگـی و بـی قـراری هـای من را یـا نـه...؟

  بـغـض فـرو خـورده در گـلـویـم

  بـهـانـه گـیـری هـای دل بـی قـرارم

  و یـا...غـم نـهـفـتـه در نـگـاهـم،...

  کـه بـه خـدا قـسـم،

  هـیـچ یـک از ایـن هـا، دیـدن نـدارد...

قاصدک غم دارم...


قاصدکــ،غم دارم

غم آوارگی ودربدری،

غم تنهایی وخونین جگری،

قاصدکــ وای به من،همه ازخویش مرا می رانند،

همه دیوانه ودیوانه ترم می خوانند.

مادرمن غم هاستــ،

مهدوگهواره من ماتم هاستــ.

قاصدکــ دریابم!روح من عصیان زده وطوفانیستــ.

آسمان نگهم بارانیستــ.

قاصدکــ،غم دارم،

غم به اندازه ی سنگینی عالم دارم.

قاصدکــ،غم دارم،

غم من صحراهاستــ،

افقــ تیره ی اوناپیداستــ.

قاصدکــ،دیگر ازین پس منم وتنهایی...

این روزها....

این روزها

آب و هوای دلم آنقدر بارانی ست

که رخت های دلتنگیم را

فرصتی برای خشک شدن نیست...


دلم درد می کند

انگار
خام بودند
خیال هایی که به خوردم داده بودی ...

نمیدانی....

نمی دانی... 

 

 چه می دانی که انسان بودن و ماندن چه دشواراست 

 

چه رنجی می کشد ان کس که انسان است 

 

در این دنیای بی سامان که ادمها عصا از کور می دزدند 

 

من خوش باور ساه محبت جستجو کردم.

قرن هاست جستجوگرآدم هستم....

قرن هاست جستجوگرآدم هستم....

تالذت خوردن یک سیب سرخ رابااوتجربه کنم...

قرن هاست..!

مشکل ازمن نیست...

نه من...نه سیب سرخ...نه شیطان

تونایاب شده ای آدم!!!

بامن بمان


دوست دارم ، دوست تو باشم...
کسی به رنگ دغدغه هایت...
کسی که صدایت را میشنود...

و دلهره هایت را میشناسد...

و خوب میداند تنهایی تو چه طعمی دارد...

دوست دارم صدایت کنم با کلماتی که روزمره نیستند

و بی مقدمه حس مرا عریان میکند...

ای صمیمی تر از باران ...

میخواهم تنها با تو حرف بزنم...

با من بمان...!

ای کاش پیرشوم دربغلت


ای کاش که من پیر شوم در بغلت
با دست تو زنجیر شوم در بغلت
پرواز پر از حس رهایی ست ولی
ای کاش زمین گیر شوم در بغلت

دیگردیوارجایی برای خط زدن ندارد.....

 

هر روز نبودنت را بر روی دیوار خط میکشم ، ببین این دیوار دیگر جایی برای خط زدن ندارد !
خوش به حال تو که خودت را راحت کردی و یک خط کشیدی تنها ،آن هم روی من …

من سابق...

تو مقصری اگر من دیگر ” من سابق ” نیستم !

من را به من نبودن محکوم نکن !

من همانم که درگیر عشقش بودی !

یادت نمی آید ؟!

من همانم !
حتی اگر این روز ها هر دویمان بوی بی تفاوتی بدهیم !


برو اصلا خیالی نیست....


تو برو ، من هم برای اینکه راحت بروی میگویم :

باشد ، برو خیالی نیست …


اما کیست که نداند بی تو تنها چیزی که هست

خیال توست !

به سلامتی اون پسری که...

به سلامتی‌ اون پسری که وقتی‌ تو خیابون نگاهش به یه دختر ناز و

خوشگل میفته


بازم سرشو میندازه پایین و زیر لب میگه: اگه آخرشم باشی‌

انگشت کوچیکهٔ عشقم هم نیستی . . . اماحالاکواون دوروزمونه هی

روزگار....

کاشکی......****


 
کــاشـکی امــسال
” تــــــو “
رابه من عیــــــــــــدی میدادند !!!

فقط واسه عشقمه...

برو جلوی آیینه ببین کیو می بینی هر کیو دیدی بدون اگه اون نباشه می خوام دنیا نباشه.

هر شب بر وکنار پنجره تا ستاره ها ببیننت و دلشون بسوزه که ماهشون مال منه.

خداباداشتن این همه ستاره به قدرتش نمی نازه ولی من با داشتن تو تک ستاره

 به همه ی دنیا می نازم.

من دراین کلبه خوشم                           تو درآن اوج که هستی خوش باش

من به عشق تو خوشم                         تو به عشق هرکی هستی خوش باش

اینجا آسمان ابریست آنجا را نمی دانم اینجا شده پاییز آنجا را نمی دانم

عشق...


 

بسوزدخانه لیلی و مجنون

که رسم عاشقی درعالم انداخت

اگرلیلی به مجنون داده میشد

دل هیچ عاشقی رسوا نمیشد

 

کاش میشدبوسه هاراقاب کرد...



دلتنگم



خیلی

دلتنگ اینم که با کسی حرف بزنم که منو بفهمه؛دوستدارم اون کس تو باشی اما یادم اومد که تو هیچ وقت منو نفهمیدی هیچ وقت!!

****دوستت دارم****


دختر از دوستت دارم گفتن هر شب پسره خسته شده بود..
یک شب وقتی اس ام اس آمد بدون آن که آنرا باز کند

 موبایل را گذاشت زیر بالشش و خوابید
صبح وقت مادر پسره به دختره زنگ زد و گفت: پسرم مرده...
دختره شوکه شد و چشم پر از اشک
 
بلافاصله سراغ اس ام اس شب گذشته رفت..
پسره نوشته بود... تصادف کردم
 
با مشکل خودم را رساندم دم در خونتون

 لطفا بیا پائین میخوام برای آخرين بار ببينمت...«خيلي خيلي دوستت دارم»