دانش و دانستنیهای فوتبال
پایگاه جمع آوری ذخیره سازی و انتشار مطالب مربوط به فوتبال روزدنیا
|
هیچ گاه اجازه نده ترس از شکست مانع حضورت در میدان مسابقه شود
پایگاه جمع آوری ذخیره سازی و انتشار مطالب مربوط به فوتبال روزدنیا
|
هیچ گاه اجازه نده ترس از شکست مانع حضورت در میدان مسابقه شود
|
||||
|
||||
|
نمودار 1 |
||||
![]() |
||||
| سازمان: | ||||
|
تنظیم یک منطقه بازی 2x2yrds است. منطقه بازی را به مناطق 4 تقسیم می شود. یونی منطقه مرکزی تنها 3yrds گسترده ای است. تیم 2 3 بازیکن است وجود دارد. تیم دفاع از بازیکنان 20 است که باید در منطقه مرکزی باقی می ماند در حالی که دو بازیکن دیگر را وارد کنید و فشار دهید توپ. این بازیکنان در 25 در منطقه مرکزی به حرکت بالا و پایین و روی صفحه نمایش از طریق عبور هستند. |
||||
|
دستور العمل: |
||||
حمله به تیم در حال تلاش به حداقل عبور 3 کامل قبل از سوئیچینگ بازی به این تیم در منطقه دور (پایان مخالف از منطقه بازی). هنگامی که آنها رخ می دهد این دو مدافع اعضای هیات او گام منطقه مرکزی و فشار تیم receving. دو مدافع دیگر بهبود می یابند به منطقه مرکزی.
چرخش در نمودار زیر بیشتر نشان داده شده است. |
||||
![]() |
||||
|
نمودار 3 - دور اگر تیم دفاع از بازیابی توپ
|
||||
| نتیجه: | ||||
| پس 1 در یک منطقه پایان و یک پاس موفق به این تیم در انتهای مخالف = هدف 3 عبور می کند. | ||||
| نکات کلیدی مربیگری : | ||||
|
||||
| پیشرفت: | ||||
|
||||
| تنوع: | ||||
| ||||
فوتبال دفاعي يا فوتبال تهاجمي؟
سال ها از روزهايي كه مي شد يكي از اين واژه ها را به تيمي نسبت داد گذشته است. ديگر فوتبال تدافعي يا تهاجمي وجود خارجي ندارد. فوتبال تركيبي از تهاجم و تدافع است. اينكه كدام يك نسبت به ديگري برتري داشته باشد به تفكر مربي برمي گردد. اينكه ابتدا حمله كند يا دفاع و نبايد فراموش كرد تاكيد بر دفاع يا حمله به تنهايي تيم را نابود مي كند و اين تفكر سال هاست در فوتبال مدرن اجرا مي شود. بارسا با تملك توپ بالاي 65درصد در هر ديدار بدون برنامه مناسب و متناسب در فاز تدافعي سقوط خواهد كرد مانند بارساي رايكارد در سال هاي آخر. روسيه گاس هيدينك در يورو 2008 تيمي بود با مالكيت پايين تر از 50 درصد با ساختار تدافعي و تاكيد بر دفاع ولي بدون طراحي ضدحملات مناسب و متناسب منجر به سقوط مي شد. توضيحات بالابراي درك صحيح اين موضوع است كه در فوتبال امروز، دفاع صرف يا تهاجم صرف معنا ندارد. مهم پيروزي و موفقيت است و به همين دليل با توجه به داشته هاي تيم و البته حريف بايد راه حلي يافت براي موفقيت و جواب اين سوال كه تيم خود را مبتني بر زماني سازماندهي كنيم كه توپ داريم يا مبتني بر زماني كه توپ در اختيار حريف است؟ بنا بر جواب اين سوال است كه مربي تصميم مي گيرد از چه استراتژي يا تاكتيكي استفاده كند
با نگاهی به مسابقات سالهای گذشته تیم های بزرگ به حقیقت موضوع بهتر پی می بریم
آلمان – هلند
پيروزي آلمان را مي توان به
دليل موفقيت اين تيم در فاز تدافعي دانست. هر دو تيم داراي لوزي تهاجمي
قدرتمند و مهاجماني در سطح اول فوتبال دنيا هستند ولي آنچه پيروز ديدار را
مشخص كرد ساختار دفاعي دو تيم بود. نكته مهم عملكرد موثرتر اشنايدر در
برابر اوزيل بود. دريافت توپ بيشتر، پاس هاي ارسال شده بالاتر و عملكرد موثر
تر در جريان ديدار ولي پيروز ديدار آلمان بود. آن هم در حالي كه هافبك پست
10 هلند عملكرد موثرتري نسبت به اوزيل داشت يعني موفقيت كليدي ترين
پست سيستم 1-3-2-4 در تيم هلند نسبت به آلمان ولي نتيجه ديدار به نفع آلمان
بود. هلند 61 درصد مالك ديدار بود در حالي كه آلمان 9 ضربه در چارچوب داشت
و البته دو گل يعني 50 درصد ضربات در چارچوب بيشتر نسبت به هلند. موفقيت
آلمان به دليل هماهنگي برنامه دفاعي اين تيم با برنامه تهاجمي بود.
آلمان پيروز شد زيرا هافبك هاي مياني اين تيم فاز مناسبي روي هافبك هاي
مياني توليد كننده هلند ايجاد كردند. آلمان تا نيمه زمين خود عقب مي نشست
و با حملات سريع و ضدحملات با برنامه به دروازه هلند حمله مي كرد و در
برابر، ساختار تدافعي هلند عملكرد مناسبي نداشت.
انگليس – فرانسه
فرانسه با مثلث تهاجمي
قدرتمند و هافبك هايي كه مهارت حفظ توپ انفرادي بالايي دارند شانس بالاتري
براي موفقيت از حريف خود داشت ولي نتيجه ديدار چيز ديگري بود. 55 درصد
از زمان ديدار در اختيار فرانسه بود و نكته اينكه آمار ضربات به دروازه
حريف، 19 به 3 به نفع فرانسه بود و آمار ضربات در چارچوب 15 به يك به نفع فرانسه ولي
نتيجه نهايي ديدار: يك - يك. فرانسه مالك جريان بازي بود و ضربات
پرتعدادي به سمت دروازه انگليس داشت ولي ساختار دفاعي انگليس موفق عمل كرد.
ضربات فرانسه از خارج از باكس زده مي شد و خط دفاع فرانسه سعي داشت توپ
را برابر خود نگه دارد و با اين فرمول، انگليس به يك امتياز از ديداري
رسيد كه كمتر كسي برايش شانسي قائل بود. نكته مهم تناسب بين ساختار دفاعي و
تهاجمي دو تيم بود: فرانسه مالك توپ بود ولي براي زمان از دست دادن توپ، سعي
داشت با پرس روي توپ و يارگيري نفر به نفر در زمين حريف مانع شكل گيري
ضدحملات انگليس شود و در برابر انگليس با استقرار ساختار دفاعي در نيمه
زمين خودي سعي داشت مدافعان كناري فرانسه را به جلو بكشاند تا بتواند از
فضاي پشت آنها صاحب موقعيت شود. برنامه تهاجمي فرانسه بدون نقشه هاي تدافعي
و ساختار تدافعي انگليس بدون ضدحملات نمي توانست مفيد واقع شود.
دفاع مطلق؟
در سالهای گذشته حتي يونان هم با دفاع مطلق به قهرماني نرسيد، همان طور كه بارسا با فوتبال تهاجمي مطلق نتوانست قهرمان شود. چندین ماه از قهرماني چلسي با ساختار تدافعي قدرتمند اين تيم گذشته است و چه كسي است كه بتواند ادعا كند چلسي با دفاع مطلق موفق به حذف بارسا شده است در حالي كه در دو ديدار رفت و برگشت، چلسي دو برابر بارسا گلزني كرده بود. دو گل برابر يك گل. يورو به عنوان نمايشگاه فوتبال مدرن دليل ديگري بر اين ادعا است كه فوتبال صرفا تهاجمي يا تدافعي پايان يافته است. هر تيم داراي اولويت در اجراي برنامه تدافعي يا تهاجمي است و اين ارتباط و لينك مناسب بين اين دو برنامه است كه تيم موفق را مشخص مي كند.
حضور روانشناس برای از بین بردن ترس از رقابت در بازیکنان کم سن و سال موثر است.
در تیمهای پایه چون بازیکنان دارای زمینههای فرهنگی و رفتاری مختلفی هستند، مربی به تنهایی نمیتواند تاثیرگذار خاصی داشته باشد و حضور روانشناس در چنین شرایطی الزامی است. از سوی دیگر در بعضی از موارد دیده میشود که بازیکن چون نمیتواند خود را با محیط تطابق دهد در نتیجه شانس حضور در تیم پایه را از دست میدهد، لذا حضور روانشناس در چنین زمانی موجب ارتقا اعتماد به نفس و انگیزش بازیکن برای برقراری ارتباط با محیط و مربی میشود.
متاسفانه یکی از مشکلاتی که در تیمهای پایه به شکل حاد از نظر روانی دیده میشود، از دست دادن انگیزه رقابتی پس از دعوت به اردوی تیم ملی است. به نحوی که بازیکن از ترس این که در رقابت با همسالان خود دچار شکست نشود به همان نیمکت نشینی رضایت میدهد و از حضور در جمع و شرکت در بازیهای رسمی امتناع میکند. در چنین شرایطی حضور روانشناس در کنار بازیکن برای بالا بردن تواناییهای وی و به چالش کشیدن ظرفیت روانی بازیکن تاثیر مثبتی در پی خواهد داشت و بازیکن را برای تحمل فشار مسابقات و ایجاد حس رقابت آماده میکند.
تحمل حضور در مسابقات فشرده و ایجاد انگیزش در بازیکنان برای شرکت در بازیهای رقابتی یک نوع ضعف روانی است که تنها با حضور روانشناس در کنار تیم مرتفع میشود و مربی به تنهایی نمیتواند در این باره تاثیرگذار باشد.
والدین در صورتی میتوانند در رفتار و عملکرد کودکان خود از نظر بعد روانی تاثیر مثبتی داشته باشند که با ایجاد تعامل با یک روانشناس ، اطلاعات کاملی نسبت به مهارتهای روانی کسب کنند و خود به اصول روانشناسی آگاهی داشته باشند در این شرایط میتوانند بر مشکلات روانی کودکان خود غلبه کنند. در غیر این صورت والدین نمیتوانند عامل محرک خوبی برای از بین بردن تنش ها و رفتارهای غیر اخلاقی فرزندان خود باشند.
زمانی که والدین در نقش مربی و روانشناسی برای کودکان خود ایفای نقش میکنند، در بیشتر موارد به دلیل دلسوزی بیش از حد و عدم کنترل رفتارهای روانی آنها در شرایط تنش زا نتیجه معکوس به دنبال دارد و حتی امکان دارد موجب کاهش عملکرد و کارایی آنها در رقابتها شود.
مصرف قلیان علاوه بر اثرات بسیار مخرب بر سلامتی بازیکنان و کمک به بروز سرطانهای مختلف در آنها میتواند موجبات خداحافظی آنها از ورزش حرفهای را نیز فراهم کند.
بر خلاف اینکه عدهای این تصور را دارند که مضرات دود قلیان کمتر از سیگار است باید گفت مصرف قلیان به مراتب دارای اثرات مخرب بیشتری بر سلامت بازیکنان میشود. همچنین ترکیبات شیمیایی که در تنباکوی قلیان جهت خوشرنگ و خوشبوتر شدن آنها استفاده میشود میتواند موجب بروز انواع سرطان شود.
دود قلیان تاثیرات مخرب زیادی بر روی ظرفیت بازدمی بازیکنان میگذارد.به دنبال این موضوع مقدار زمان بازدمی بازیکنان طولانیتر میشود تا آن را به یک بازدم موثر تبدیل کند. همچنین استنشاق دود قلیان سبب بیماریهای مزمن ریوی مانند برونشیت مزمن یا تخریب دیوارههای ریه شود که باعث کاهش توان و ظرفیت تنفسی آنها شده و مصرف دارو برای درمان این بیماریها نیز عوارض زیادی دارد.
مصرف قلیان در بروز سرطانهایی نظیر سرطان مری، معده، حنجره، کلیه، روده بزرگ و پروستات بسیار مهم است.استنشاق دود قلیان همچنین موجب بیماری سختی شریانهای حیاتی بدن مانند شریانهای خونرسان به مغز، قلب و سایر اندامهای بدنی میشود که میتواند با اختلال در خونرسانی موجب سکتههای مغزی، قلبی و یا درد بسیار شدید و عوارض خطرناک دیگر در اندامهای مختلف بدن که خون کافی به آنها نمیرسد بشود.
دود قلیان میتواند زمینهساز بسیاری از بیماریهای دیگر شود که نقش مخرب آن در کاهش ظرفیت تنفسی و توان بازیکنان فوتبال و یا ورزشکاران دیگر بسیار زیاد است که این میتواند علاوه بر اینکه بازیکنان نتوانند تواناییهای خود را در زمین مسابقه به میزان مطلوب به کار گیرند در صورت استفاده مداوم میتواند زمینهساز خداحافظی آنها از دنیای حرفهای ورزش را فراهم کند.
تکنیک
1ـ تسلط پیدا کردن بر دریبل ( هدایت توپ ؛ گول زدن حریف )
2ـ تسلط پیدا کردن بر ضربه های با هدف ( پاس ؛ سانتر ؛ شوت به دروازه و ضربه سر)
3- تسلط پیدا کردن بر کنترل توپ ( دریافت توپ و به کارگیری آن )
4- تسلط پیدا کردن بر رفتار دفاعی
تاکتیک
1ـ درک فکر بازی
2ـ نقش دادن مقرارت بازی در افکار تاکتیکی
3ـ امکانات عملی مختلف برای غلبه پیداکردن برموقعیت های مختلف بازی تشخیص وظایف مختلف و به انجام رساندن آنها
4ـ توانائی زیر نظر داشتن رفتار بازیکنان خودی و حریف و توانائی حدس زدن صحیح و نشان دادن عکس العمل مناسب
5ـ توانائی انجام کارهای انفرادی و گروهی و به انجام رساندن وظایف دفاعی و تهاجمی در چارچوب تاکتیکی
بخش بزرگي از يادگيري انسان از راه مشاهده رفتار و اعمال ديگران آموخته مي شود همچنين پاره اي از يادگيري هاي ورزشكاران از راه شرطي سازي آموخته مي شود اما بايد بگوييم اين همه ماجرا نيست و قسمتي را كه در اين مقاله مي خواهيم روي آن تاكيد كنيم يادگيري از راه مشاهده ديگران نام دارد .پس يك مربي خوب اگر بخواهد آموزش دهنده خوبي باشد بايد به خصوصيات رواني و سير يادگيري ورزشكار خود توجه نمايد.
مدل يادگيري ورزشكاران:
1- مرحله توجه
2-مرحله به يادسپاري و يادداري
3-مرحله بازآفريني حركتي
4-مرحله انگيزشي
(1)درمرحله اول يعني مرحله توجه ورزشكار يادگيرنده بايد به رفتار الگو يا سرمشق يعني كسي كه قرار است از او چيزي بياموزد توجه كند طبق اين مدل اگر ورزشكار الگوگيرتده به رفتار سرمشق توجه نكند چيزي نخواهد آموخت همچنين بايد بگوييم چندين ويژگي در رفتار سرمشق اگر وجود داشته باشد باعث مي شود ورزشكار الگوگيرنده بهتر آن رفتار را بياموزد اين ويژگي ها از اين قرارند:
الف: پايگاه اجتماعي سطح بالا ب:موفقيت زياد ج: دانش د:تخصص سطح بالا
مثلا فرض نمائيد اگر شخصي كه به يك ورزشكار آموزش مي دهد از پايگاه اجتماعي سطح بالايي برخوردار باشد (مربي درجه يك) تاثير او مي تواند خيلي بيشتر از يك مربي يا ورزشكار درجه 2يا 3 باشد.همين طور بايد بگوييم دانش و تخصص مربي نيز به ميزان زيادي روي ورزشكار تاثير مي گذارد علاوه بر ويژگي هايي كه براي ياددهنده يا مربي برشمرديم خود بازيكن يا الگو گيرنده نيز ويژگي هايي دارد كه روي يادگيري اش تاثير مي گذارد.
از ديگر عواملي كه مي توانند روي يادگيري بازيكن تاثير بگذارند مي توان به مشوقهايي كه مربي در ازاي توجه يادگيرنده يا در ازاي حركت صحيح بازيكن به او مي دهد نام برد لزومي ندارد حتما مربي به بازيكن خود جايزه بدهد بازخورد كلامي خود مي تواند اثر خوبي داشته باشد.
(2) در مرحله دوم يعني مرحله به يادسپاري يا يادداري آنچه مورد مشاهده ومورد توجه بازيكن است در حافظه او ذخيره مي گردد بايد بگوييم كه بيشتر يادگيري هاي ما به صورت رمزهاي كلامي در حافظه ما ذخيره مي شوند پس از آنكه اين رمزها به به صورت قابل استفاده درآمدند به صورت راهنماهايي براي عملكرد بازيكن مورد استفاده قرار خواهند گرفت.
(3) مرحله سوم در يادگيري مشاهده اي مرحله بازآفريني حركتي نام دارد. در اين مرحله رمزهاي كلامي يا تصويري موجود در حافظه بازيكن (مثل صحنه پرتاب اوت توسط مربي) به عملكردهاي آشكار تبديل مي شوند در اين مرحله بازيكن مي تواند خطاهاي كار خويش را اصلاح نمايد .
(4) در چهارمين مرحله و آخرين مرحله از اين مدل مرحله انگيزشي وجود دارد اگر شما به عنوان يك مربي مي خواهيد آنچه كه به بازيكن يا شاگرد خود آموزش داده ايد در موقعيت واقعي به منصه ظهور برسد بايد با پيامدهاي مطلوب همراه باشد يعني رفتاري بازيكنان را تقويت كرد،تقويت بر عملكرد بازيكن شما اثر مطلوب مي گذارد هرچند براي يادگيري ضروري نيست.
در پايان خصوصيات يك ورزشكار الگورا شرح مي دهيم كه عبارتند از:
پايداري ،واقع گرايي،آگاهي ،مسئوليت ،كارآمدي،خودارتقايي
بديهي است ورزشكار كاملي كه بتواند الگوي بي نقصي باشد وجود ندارد ولي اگر چند تا از ويژگي هاي بالا در يك ورزشكار وجود داشته باشد ميتوانيم به موفق شدن او در آينده اميدوار باشيم.