درس سحر

ما درس سحر در ره میخانه نهادیم   محصول دعا در ره جانانه نهادیم
در خرمن صد زاهد عاقل زند آتش   این داغ که ما بر دل دیوانه نهادیم
سلطان ازل گنج غم عشق ، به ما داد   تا روی ، در این منزل ویرانه نهادیم
در دل ندهم ره پس از این ، مهر بتان را   مهر لب او ، بر در این خانه نهادیم
در خرقه از این بیش ، منافق نتوان بود   بنیاد ، از این شیوه رندانه نهادیم
چون می‌رود این کشتی سرگشته که آخر   جان ، در سر آن گوهر یک دانه نهادیم
المنه لله که چو ما ، بی‌دل و دین بود   آن را که لقب ، عاقل و فرزانه نهادیم
قانع به خیالی ز تو بودیم ، چو حافظ   یا رب ، چه گدا همت و بیگانه نهادیم

 

دو فیلم با یک بلیط  

همه چیز از تراژدی سقوط ابومسلم مردم خراسان ، از اوج فوتبال کشور به حضیض بلاتکلیفی ، بهم ریختگی ، بی صاحبی و از همه دردناکتر  دودستگی شروع شد .

در همان اولین سال حضور ابومسلم در لیگ دسته اول ، پس از سقوط تحقیرآمیز از لیگ برتر ، در تابستان 89  ، پدیده نوظهور شکل گیری دو تیم تحت عنوان نام ابومسلم متجلی شد !!!!

پدیده ای که محصول مدیدریت هنرمندانه  کسانی بود که مستقیم و غیر مستقیم در سوق دادن این تیم به ورطه سقوط و نابودی نقش اصلی را بازی می کردند .

و جالب اینکه مدیران جدید ابومسلم در لیگ دسته اول که به پشتوانه مقام اول استان ، صاحب اختیار نگین ورزش استان خراسان شده بودند و در شروع دوران مدیریت خود را در سال 89  ،  دو تیم بازی  و دو دستگی را استارت کرده بودند ، سه سال بعد در ابتدای شهریور  92 نیز با تولید دومین تیم ابومسلم ، بعد از ابومسلم تیر 92 ، بانی دوستگی مسخره ای بودند که بیشتز به یک نمایش تکراری و ملال آور شبیه بود تا به قول خودشان ، مجاهدتی مقدس برای بهبود اوضاع فنی تیم !!!

و در این شرایط چه کسی بجز ساده اندیشان و منفعت طلبان می توانست به آینده این تیم امیدوار باشد ؟

زمانی که مدیر کل ورزش استان ، تیم ابومسلم را در اقدامی عجیب و خارج از عقل مدیریتی ، دوباره به دست کسی سپرد که در چند ماه قبل از آن ، بیش از هر کسی به خود او صادقانه دروغ گفته بود ، می شد حدس زد که دیگر نه به تدبیر مدیرکل میتوان امیدوار بود و نه به آینده تیمی که از ریل عقلانیت خارج شده بود .

آقایانی که از بیت المال و از جیب مردم این استان و با استفاده از رانت جایگاه  اداری خویش در مناصب مختلف ، 12 میلیارد تومان هزینه بدون بازده برای تیم ساخته و پرداخته  بودند و آن را به حساب هزینه کرد خویش منظور نموده  بودند و به شدت بدنبال تداوم خدمت صادقانه خویش به جیب مبارکشان بودند ، وقتی برای دسترسی به این هدف خود ، فضا را در تیم اول سال 92 ، که تيمي يکدست ، بدون حاشيه و با حداقل هزينه هاي مالي و قرار دادها بود ،  نا امن دیدند ، با تشکیل تیم دوم و ریخت و پاش فراوان ، البته از جنس وعده های پوچ و توخالی ، کادر فنی و بازیکنان تیم جدید ، تعدادی از هواداران خوش باور و برخی رسانه هاي خاص را مجاب کردند که مشکل اصلی تیم قبلی فنی است ، نه ناتوانی هزینه کردن از جیب خودشان  !!!

و همه دیدند که چه اتفاقی رخ داد و چگونه ابومسلم متعلق به مردم خراسان  ، بازیچه دست کسانی قرار گرفت که ساده اندیشانه و یا منفعت طلبانه  تیم را دو دستی تحویل رندانی دادند که با بی مهری هر چه تمامتر با عواطف و احساسات همه بازي کردند و  این تیم مظلوم را به آیینه دق فوتبالدوستان و مردم خراسان تبدیل کردند .

و امروز يک استان و يک شهري به عظمت پايتخت معنوي ايران مانده اند  در چگونه جمع کردن بساطي که بارها در آن چوب حراج به پيکرنحيف ابومسلم خورده است .

ولي همچنان ما اميدواريم ، چون تيم ابومسلم از اين روزهاي سخت بيرون خواهد آمد .

 باشد که شاهد آقایی دوباره این تیم در فوتبال کشور باشیم ، به شرطی که نه بلاهت ساده اندیشان را در کنار خود حس کند و نه جفای منفعت طلبان آزمون پس داده . آمین یا رب العالمین

یادم باشد ....

در آستانه سال نو

یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند

یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می خواهم باشند

یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم

که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد

یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم

چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باشد

سالی سرشار از مهر و مهربانی ارزانی دل دریایی تان  

مربیان بزرگ در مورد مربی و مربیگری سخن می گویند ...

(( موفقیت در کار مربیگری فوتبال ، به اتنخاب ، تصمیم گیری ، توانایی کنترل بازیکنان حرفه ای و گرانقیمت و البته شانس بستگی دارد ))

(( شما بعنوان مربی ، باید عاشق فوتبال باشید و این عشق را با بازیکنانتان تقسیم کنید و این عشق راهی برای زندگی است ، بگونه ای که شما و بازیکنانتان فوتبال را یک جور ببینید ))

(( مربی مدرن نیاز به فلسفه مدرن دارد و چشم های خوب و قدرت درک بالا ))

(( شما به یک فلسفه روشن در مربیگری نیاز دارید و اینکه بدانید چه می خواهید و چگونه می توانید آن را بدست بیاورید  ))

(( شما باید احساس مفید بودن را در بازیکنانتان بوجود بیاورید ))

دریافت مدرک قبولی کلاس آلمان

ديروز سه شنبه ۱۴ آبان و پس از حدود ۵ ماه که از گذرانيدن کلاس بین المللی مربیگری فوتبال درجه ( آ )  اروپا

 INTERNATIONAL  DFB  COACHING  COURSE   A – LEVEL   در کشور آلمان می گذشت ، طی مراسمی در سفارت آلمان در تهران ، مدرک قبولی این کلاس سه هفته ای را که در شهر کلن برگزار شده بود و بنده بعنوان تنها مربی ایرانی افتخار حضور در این دوره را داشتم ، از  آقای گراف معاون سفارت آلمان دریافت کردم .

دریافت این مدرک معتبر را مدیون همه اساتیدی که به من درس آموختند و نیز همه شاگردان خودم ، که از آنان نیز درس گرفتم می باشم و افتخار آن را به همه مربیان و معلمان پاکی که عاشقانه مربیگری و معلمی می کنند ، تقدیم می نمایم .

یادم باشد ...

 یادم باشد : لبخندم را توى آیینه جا نگذارم .

یادم باشد  : محبتی که به دیگری می کنم برای ارضای نیاز به نمایش گذاشتن مهر خودم نباشد .

یادم باشد  : تنهایی من در مقایسه با تنهایی خورشید اندک است .

یادم باشد  : تا وقتی اوضاع  بدتر نشده ! یعنی همه چیز رو به راه است .

یادم باشد  : من تنها نیستم ، ما یک جمعیتیم که تنهائیم .

 یادم باشد  : در خسته ترین ثانیه های عمر هم ، هنوز رمقی برای انجام برخی کارهای کوچک هست!

یادم باشد  : در هر یقینی می توان شک کرد و این تکاپوی خرد است .

یادم باشد  : وظیفه ی من اینست : «حمل باری که خودم هستم» تا آخر راه !

یادم باشد  : خوبی آنچه که ندارم اینست که نگران از دست دادن اش نخواهم بود .

حرف های کهنه از دل کهنه بر می آیند ، یادم باشد که  که دلی نو بخرم .

دوزخ، عشق و دیگر هیچ !

یكی بود یكی نبود ،

 مردی بود كه همه زندگی اش را با عشق و محبت پشت سر گذاشته بود .

وقتی فوت کرد همه می گفتند به بهشت رفته است . چون آدم مهربانی مثل او حتما به بهشت می رفت.

در آن زمان بهشت هنوز به مرحله ی كیفیت فرا گیر نرسیده بود. استقبال از او با تشریفات مناسب انجام نشد.دختری كه باید او را راه می داد نگاه سریعی به لیست انداخت و وقتی نام او را نیافت او را به دوزخ فرستاد.

در دوزخ هیچ كس از آدم دعوت نامه یا كارت شناسایی نمی خواهد هر كس به آنجا برسد می تواند وارد شود .  مرد وارد شد و آنجا ماند.

چند روز بعد ابلیس با خشم به دروازه بهشت رفت و یقه ی پطرس قدیس را گرفت و گفت :

این كار شما تروریسم خالص است!

پطرس كه نمی دانست ماجرا از چه قرار است ، پرسید چه شده؟ 

ابلیس كه از خشم قرمز شده بود گفت : این مرد را به دوزخ فرستاده اید و آمده و كار و زندگی ما را به هم زده !!!

از وقتی كه رسیده نشسته و به حرفهای دیگران گوش می دهد...!!!

در چشم هایشان نگاه می كند...!!!

به درد دلشان می رسد...!!!

حالا همه دارند در دوزخ با هم گفت و گو می كنند...!!!

هم را در آغوش می كشند و می بوسند...!!!

دوزخ جای این كارها نیست!!!

لطفا این مرد را پس بگیرید!!!

وقتی رامش قصه اش را تمام كرد ، با مهربانی به من نگریست و گفت:

« با چنان عشقی زندگی كن كه حتی اگر بنا به تصادف به دوزخ افتادی ، خود شیطان تو را به بهشت باز گرداند »

 

پائولو کوئلیو

از کوزه همان برون تراود که در اوست .......

ناپلئون جمله بسیار زیبا و پرمعنایی گفته است که خواندن آن خالی از لطف و حکمت نیست :

(( وقتی اسبها در میدان مسابقه نباشند ، هر الاغی میتواند پیروز مسابقه باشد ))

چند روز قبل یک نفر که ظاهرا اسم مربی را یدک می کشد ، در یکی از رسانه های محلی ، طی یک مصاحبه در مورد بنده و تیم ابومسلم اظهار نظر کرده بود و کمی تا قسمتی بزرگتر از سایز خودش صحبت کرده بود .

البته نظر همه افراد محترم است ، ولی نظر بعضی از افراد فقط برای خودشان محترم است و بهتر آن است که چنین نظراتی را برای خودشان محفوظ نگه دارند ، گر چه من بسیار خوشحالم که او اینگونه سخن گفته است ، چون خزعبلات او ، اعتقاد و ایمانم را به درستی راهی که در فوتبال و کار مربیگری انتخاب کرده ام بیشتر از پیش نمود ، بعبارت دیگر اگر او از من تعریف میکرد باید نگران می بودم و در سلامت خودم شک می کردم .

 بدیهی است که اظهار نظر در مورد چمنیان و سرمربیگری ابومسلم شایسته و حق کسانی است که از صلاحیت های لازم برخوردار باشند ، نه کسانی که علاوه بر عدم صلاحیت در این زمینه ، سلامت جسمی ، اخلاقی و کاری شان هم زیر سئوال است .

این که بعضی از آقایون که غوره نشده مویز گشته اند ، باورشون شده که همتراز کاپلو هستند و روزی حداقل یکبار به فرگوسن و مورینیو امضا می دهند ، توهمی است که بعضی از افراد که به بعضی از چیزها سخت وابسته اند ، در مواقع محرومیت از این چیزها ، دچار آن می شوند .

البته من نگرانی این آقایون رو درک می کنم ، چون موفقیت چمنیان بعنوان نماینده یک تفکر مشخص در فوتبال ، به معنای این است که این گروه باید بساط معرکه گیری و سیاه کاری خود را جمع کنند و بدنبال کاری دیگر باشند .( البته اگر کاری گیرشان بیاد )

بنابراین همین جا و از این طریق به حضرات اعلام می کنم ، اگر فکر می کنید با توسل به این شیوه های ناجوانمردانه قادر به برهم ریختن تمرکز من و تیم ابومسلم هستید ، سخت در اشتباه به سر می برید ، چون ابومسلم آن قدر بزرگ است که در سایه همت مدیران و حمایت هواداران عاشق این تیم و جدیت کادر فنی و بازیکنان ، خیلی منظم و با برنامه در حال تلاش برای سربلندی خراسان و خراسانی های عزیز می باشد .

در انتها برای تیم سیاه جامگان هم از صمیم قلب آرزوی موفقیت دارم ، چون بر این باورم که موفقیت این تیم ، موفقیت ابومسلم و فوتبال خراسان را تضمین خواهد کرد .    

INTERNATIONAL  DFB  COACHING  COURSE   A – LEVEL

 

يقين دارم که براي هر مربي فوتبال ، اين يک آرزو است که بتواند در بالاترين سطح دوره هاي بين المللي مربيگري ، آنهم در کشوري همچون آلمان که در زمره کشورهاي پيشرو و صاحب مکتب در عرصه اين ورزش است ، حاضر شود .

و اين آرزوي ديرينه بنده نيز به لطف خداوند و در سايه قريب به ۲۰ تلاش بي وقفه در زمينه هاي مختلف فوتبال اعم از مربيگري در تمامي رده ها ( از پايين تر سطح که مدرسه فوتبال باشد گرفته ، تا بالاترين سطح فوتبال کشور که ليگ برتر و تيمهاي ملي ميباشد ) تدريس کلاسهاي مربيگري در تمام درجات ، تاليف و ترجمه و تحقيق ، امور اجرايي و مديريتي و خلاصه هر آنچه که مربوط به فوتبال مي باشد ، تحقق يافت .

و از اين بابت ، شاکر مرحمت ايزد منان و مديون تمامي اساتيدي که به گردن بنده حق استادي دارند ، مي باشم . اميدوارم بتوانم بعنوان تنها ايراني شرکت کننده در اين دوره ، اطلاعات و تجربيات جديد و ارزشمندي که در اين دوره تدريش شد را به همکاران و مربيان عزيز هم ميهنم تقديم کنم .

مواردي که در اين دوره تدريس شد ، بدين شرح است :

TRAINING AND EXAMINATION INCLUDED THE FOLLOWING SUBJECTS :

Ø  SYSTEMS , TACTICS  AND  PHILOSOPHIES

Ø  TRAINING  METHODOLOGY

Ø  FOOTBALL  METHODOLOGY

Ø  INDIVIDUAL  AND  TEAM  SKILLS

Ø  SPORT  PSYCHOLOGY

Ø  MATCH  PREPARATION  AND  TASK  OF THE  COACH

Ø  DEMONSTRATION  LESSONS

Ø  PROMOTION  OF  TALENTS

Ø  LIFE  KINETIKS

Ø  MATCH  OBSERVATION  AND  ANALYSIS

Ø  CLUB  TRAINING  OBSERVATION

Ø  GOALKEEPER  TRAINING

 

درود بر دورود

درود بر شرف و جوانمردي حاجي فوتبال ايران که با صدور بيانيه اي سراسر درس مردانگي و فتوت ، و اهدا کل مبلغ دريافتي خويش از تيم گهر بابت تکميل ورزشگاه آقا تختي دورود لرستان ، نشان داد که در کوير بي اخلاقي فوتبال ايران ، هنوز روح پهلواني نفس ميکشد .

بيانيه آقاي مايلي کهن را در ادامه مطلب بخوانيد :

ادامه نوشته

طوری زندگی کن که زندگیت ارزش نجات دادن رو داشته باشه !!!

روزی مردی جان خود را به خطر انداخت تا جان پسر بچه ای را که در دریا در حال غرق شدن بود نجات دهد.  اوضاع آنقدر خطرناک بود که همه فکر می کردند هر دوی آنها غرق می شوند ، و اگر غرق نشوند حتما در بین صخره ها تکه تکه خواهند شد.

ولی آن مرد با تلاش فراوان پسر بچه را نجات داد.

او خسته و زخمی پسرک را به نزدیک ترین صخره رساند و خود هم از آن بالا رفت.

بعد از مدتی که هر دو آرامتر شدند. پسر بچه رو به مرد کرد و گفت: «از اینکه به خاطر نجات من ، جون خودت رو به خطر انداختی متشکرم »

مرد در جواب گفت: « احتیاجی به تشکر نیست !  فقط سعی کن طوری زندگی کنی که زندگیت ارزش نجات دادن رو داشته باشه ! »

تا بحال به این فکر کردین !؟!؟

آیا زندگی ما ارزش نجات یافتن رو داره ؟؟؟

اولین جشنواره تولیدات رسانه های دیجیتال

جشنواره تولیدات رسانه های دیجیتال برای اولین بار در شهر مقدس مشهد توسط فرهنگسرای فناوری و رسانه برگزار خواهد شد .

 ثبت نام علاقه مندان از طریق سایت شهر بهشت به آدرس www.shahrebehesht.ir   صورت خواهد گرفت و علاقه مندان می توانند با ورود به این سایت و انتخاب لینک فرهنگسرای فناوری و رسانه و یا با مراجعه به آدرس ذیل نسبت به ثبت نام اقدام نمایند.  همچنین داوطلبان شرکت در جشنواره می توانند از طریق تماس با شماره تلفن8665830  اطلاعات بیشتر را کسب نمایند.

http://www.shahrebehesht.org/tabid/709/Default.aspx

چند سئوال اساسی مربوط به حوزه معنویت و اخلاق در فوتبال

در اولین جلسه کارگروه اخلاق و معنویت در ورزش ، که توسط اداره کل ورزش و جوانان استان خراسان و با حضور مسئولین و کارشناسان ارشد فرهنگی و ورزشی استان برگزار گردید و بنده نیز عضو آن می باشم ، با طرح این ۱۰ سئوال تلاش نمودم ، افق پیش رو ، برای یافتن راهکارهای مناسب در جهت یافتن حلقه مفقوده ورزش کشورمان و بالاخص ورزش فوتبال ، یعنی اخلاق ، شخصیت و معنویت ورزشی را نشان دهم .

فکر کنم اگر  بشود پاسخ روشن و کاربردی برای این قبیل سئوالات پیدا کرد ، تطهیر فضای آلوده فوتبالمان دور از دسترس نخواهد بود .

۱-  قلمرو اخلاق در فوتبال چیست ؟

۲- اصول اخلاقی مورد نظر در فوتبال کشورمان کدامند ؟

۳-  آیا بین اصول اخلاقی فوتبال آماتور با فوتبال حرفه ای تفاوت وجود دارد ؟

۴- آیا می توان دستورالعمل های اخلاقی را برای فوتبالیستها و مربیان تدوین کرد ؟

۵-  چرا ما به مربیان فوتبال بعنوان الگوی اخلاقی نگاه می کنیم ؟

۶- چرا ورزش ما به مربیان اخلاق گرا نیازمند است ؟

۷-   وقتی گفته می شود یک مربی فوتبال ، اخلاق گرا است ، منظور چیست ؟

۸- وقتی گفته می شود یک فوتبالیست یا یک مربی ، دارای اخلاق خوبی نیست ، یعنی چه ؟

۹- برخورد ما با بی اخلاقی های موجود در فوتبال چگونه باید باشد ؟

۱۰- نقش مدیران در حاکم نمودن اخلاق و معنویت در فوتبال ما چیست ؟  

آری اینچنین است برادر....

(( متنی از عبدالصمدابراهیمی به بهانه احتضار فوتبالی که اسطوره ها و حماسه سازها و ستاره هایش آبرو می برند و آبی هم رویش می نوشند ))

روی دیوارهای پرچین دار بی احساس نمی شود ردی از روزهای رفته را به یادگار نهاد.

زمانه که تغییر کند می توان بلند و کشیده نوشت« روزها همون روزهاست اما روزگار عوض شده» و ما عوض شده های عوضی، تازه یادمان آمده که با «منشور» این فوتبال را بشوریم. نوعی از کاریکاتور حلول روح دهداری در کالبد سرد نگاهی که بین حقیقت و واقعیت قدم آهسته می رود.

کجا اما؟چگونه ولی؟ ابهت نگاه مقتدرش حتی اگر غلط بود حتی اگر به ستاره سوزی تعبیر می شد بازهم محصولش احمد عابدزاده شد و عباس سرخاب و صمد بود و ....قطر1988.بی پول و بدون امکانات. باوی که می پرید ما هم می پریدیم.پرواز در آسمان خیال. با پای کج و کوتاه کریم مشق شب می نوشتیم.با سیامک و دیگران معنای تغییر نسل را می یافتیم. او «کروش» بود اما در همین ایران. به جای دژاگه و گوچی در «میناب» خودمان دنبال ستاره می گشت.او «ویه را» بود. به جای «بروید هرکاری دلتان می خواهد بکنید» بین دو نیمه بازی ملبورن ، «کاری نکنید که ملت تان سرافکنده شود» را خوب به ستاره هایش حالی می کرد.او خود ما بود. به جای اشک ریختن بر سر یک توپ که به قفس توری می رسد یا نمی رسد به «کفش» های پر از بخیه و و صله باوی می نگریست و اشک می ریخت. شاگرد اول های مکتبش بعد از او بدجوری یتیم شدند. کریم خزید گوشه ای در کرج تا گاه و بیگاه که تماسی با او می گیریم داغ دل هردویمان تازه شود. سیروس هافبک وسط قبرستان شد.مجتبی سر از سکوت در برهوت درآورد. احمد رفت ینگه دنیا تا همه زخم هایش را فراموش کند.فوتبال ماند و مشتی خاطره کدر!

 

 پرویزخان از درون خود ما انگار تیم را کوچ می کرد. چیزی بین الهامات قلبی ما و نظرات فنی او . یک مبارزه با زیاده خواهی نسلی که البته هنوز هم می شود پای دیوار شرافت شان قسم خورد زیرا آنقدر مرد بودند که روی کاغذ رسما" بنویسند«اگر دهداری باشد ما نیستیم. امضا»

زیرآب زنی نبود. روی آب می زدند. یک مبارزه از جنس دسته صدفی های کار زنجون. یک مبارزه «سید» و «گوزن». یک مبارزه سیاه و سفید اما به شدت عریان و ته قصه ، پیرمرد برنده بود. همان چیزی که ما می خواستیم.  چیزی شبیه«شمشیر بازی» کودکی هایمان.  ما هیچ وقت نمی مردیم!

پرویزخان بزرگ بود. نه به خاطر آنچه امروز خیلی ها «لجاجتش» می خوانند.در دورانی که «سقف» های بالاسرمان پر بود از احتمال تیر و ترکش و خمپاره و جنون و اشک و فراق و خداحافظ و بدرود و تشییع جنازه، در دورانی که «سقف قرارداد» نبود چون ذاتا"خود«قرارداد» نبود او کاشف بزرگی به حساب می آمد.دهداری «ده» دار فوتبالی بود که حالا تلاش می کند ادای شهرنشین ها را دربیاورد. کدخدای «ده» فوتبال بود و راهش را هم خوب پیمود.«خوب» نه به معنای نادیده گرفتن همه آنهایی که امروز در توجیه استعفایشان می گویند«خوب نیست پشت سر مرده حرف بزنیم».خوب به آن معنی که وقتی کاغذ استعفا را دستش داده بودند ، وقتی از همه ماوقع خبردار شده گفته بود« مگر تیم ملی شغل است که از آن استعفا داده اند؟!» و چه راحت جانشین هایشان را پیدا کرد.

«شغل» نیست ، ولی برای یک بار بردن کره جنوبی، «وزیر» محترم، خیلی ها را بر تخت «پادشاهی» می نشاند و 20میلیون تومان پاداش می هد!نسل ««تراول» و اسکناس و چانه بر سر صفرهای قرارداد بزن، چیزی معادل صفر برایمان سوغات آورده.حالا در فراق دهداری و دهداری ها ، پای «اخلاق مداری» بدجوری مصدوم است. به بازی «آخرالزمان» هم نمی رسد!

دهداری اگر امروز بود شاید بازهم به کره می باختیم و شاید بازهم جام جهانی نمی رفتیم اما او اگر بود شک نداریم بی پدیده نمی ماندیم. دهداری اما نیست و ما بی پدیده مانده ایم.

و....  ما هیچ....  ما نگاه....   ما سکوت!

جمعه سوم آذر ساعت 10صبح در سالکوچ آن عزیز در قطعه 20بهشت زهرا زیر لب الرحمن می خوانیم.هم برای او و نیزبرای فوتبالمان!اشاید هم برویم تا او برایمان فاتحه بخواند. هم برای ما و هم برای فوتبال ما !

انگشت سبابه تان را از روی گور«گر» گرفته فوتبال برندارید! نبضش که زیر انگشت باشد لحظه آخرین نگاهش را بهتر می توان ثبت کرد!

يا من اسمه دوا و ذکره شفا

فوتبال ما بيمار است .

ديرزماني است که فوتبال ما بيمار است ، مثل خيلي چيزهاي ديگر ما ،

ولي اين بيماري در فوتبال بيشتر به چشم مي آيد ، چون در ثانيه ۵۴۰۰  يا بعبارت ديگر که امروزه همه از آن براي رساندن منظور خود از  آخر کار و دير شدن و ....  استفاده مي کنند ، يعني دقيقه ۹۰  ، همه چيز به روشني عيان مي شود !!!

از عملکرد گرفته تا نتيجه ،

از رفتارهاي نابهنجار فردي گرفته تا رفتارهاي زننده اجتماعي ،

از مديريت مديران غير فوتبالي و غير متخصص و بعضا سياسي گرفته تا مربيگري مربياني که بويي از فلسفه و آداب آموزش و پرورش بازيکنانشان نبرده اند ،

 از دلالي و رانت خواري چسبيدگان به فوتبال گرفته تا جار و جنجال هاي بي خاصيت و پوچ که گلوي فوتبال ما را سخت مي فشارد ...

امروز فوتبال ما سرشار از نماها است ، تماشاگرنما ، خبرنگار نما ، مربی نما ، مدیر نما و .........

وهمه اينها براي چيست ؟

بخاطر يک مشت دلار ،

نه ، ببخشيد ، بخاطر ميلياردها ريال !!!

و اما خروجي اين همه هياهو و ريخت و پاش هاي ميلياردي چيست ؟

عملکرد شايسته و کسب نتايج اميدوار کننده تيم ملي و تيمهاي باشگاهي در رقابتهاي بين المللي ؟

بروز رفتارهاي توام با غرور و غيرت ملي ؟

ارائه بازيهاي زيبا و تماشاگرپسند ؟

يافتن و پرورش استعدادها و معرفي پديده هاي جوان به فوتبال کشورمان ؟

توسعه زيرساختها و استاندارد سازي وررزشگاهها ؟

فضاي آرام و بدون حاشيه پيرامون فوتبالمان ؟

و .......................................... ؟

وصد البته  همه ما مي دانيم که (( هيچ ))

يعني (( هيچ  هيچ )) 

جالب است ، واقعا  اين همه براي (( هيچ )) ؟ 

چگونه است که فوتبال ما سلامت و صداقت و تخصص و دلسوزي را برنمي تابد ؟

که نه تنها برنمي تابد ، بلکه اين اصول و ارزشها ، سر دل فوتبال ما گير مي کند و اين گير به اين دليل است که اکنون ديگر  در شکم فوتبال ما به زحمت می توان يک روده راست  پيدا  کرد  که با نهاد آدمهاي راست کردار همخواني داشته باشد !!!

 و دقیقا بهمین دلیل است که  حاجی مایلی کهن که بجز عشق به ارزشهای راستین و اصل فوتبال دغدغه ای ندارد ، مهجور است و تنها !!!

 علی دوستی مهر مربی که پس از پیروزی در مقابل استرالیا همه می گویند مربی سازنده و خوبی است ،  حداکثر چند روز دیگر و به سرعت برق و باد ، بدست فراموشی سپرده می شود و دیگر هیچ !!!

دهداری و دهداری ها فراموش می شوند و در مقابل ستاره ها و اسطوره های پوچ و کاغذی باد می شوند و به باد می دهند همه هستی فوتبال مان را ....

مدتی است که حال سمبلهای فوتبال ما ، یعنی اسقلال و پرسپولیس بسیار خراب است . عملکرد قرمزهای کهکشانی و پرطرفدار ، نه تنها اشک هواداران بیشمار این تیم را  در آورده است ، بلکه حتی حال طرفداران استقلال را نیز بهم میزند ، همانگونه که عملکرد آبی ها حال پرسپولیسی ها را !!!

تیم ملی کشورمان با شکست در مقابل لبنانی که در فوتبال محلی از اعراب ندارد ، تیر خلاص را بر عشق و غیرت و غرور ملی شلیک می کند ، زخمی که سالیان سال جای آن بر پیکر فوتبال ما باقی خواهد ماند .

و حاصل چنين هزار توي کژرفتاری ، پيچهاي زياد و نابهنجاریهایی است که  مسير رو به توسعه فوتبال کشور را بطور جدي با زحمت روبرو کرده است .

بنظر ميرسد براي نجات جان نحيف و  روح آزرده اين بيمار ، هر چه زودتر بايد تدبيري انديشيد و راه درماني يافت که وقت وقت است .

صبا ، گر چاره داري وقت وقت است                  که شوق اشتياقم قصد جان کرد