خاطرات اربعین 92 قسمت دوم

یارب الحسین
کوله پشتی هامونو گذاشتیم رفتیم زیارت آقا امیر المومنین سید الوصیین قائد الغر المحجلین صالح المومنین ....
ازدحام زیادی بود فوق العاده شلوغ  وارد حرم شدیم انگار کسی اونجا بود به غیر از آقا که به همه خوشامدید
میگفت شاید با این مضمون خوشامدید خوشامدید؛ سینه زنان شاه دین؛جزا کملا خیرا؛اهلا وسهلاا مرهبا اصلا سخن کوتاه کنم توی اون روزها توی اون حالو هوافقط باید بود و دید فکر نکنم کسی بتونه چیزی بنویسه
منم دارم بازی بازی میکنم از پدر اجازه گرفتیم بریم به دیدار پسر البته پیاده چه پسری
به جز از علی که آرد پسری ابولعجائب     که علم کند به عالم شهدای کربلارا
با آقای قپانچی و بچه هاش شنبه راه افتادیم پیاده به طرف کربلا
البته این عکس تو تهران انداختیم
چه حال خوبی بود شروع پیاده روی تا ظهر راه رفتیم اولش من به دوستام گفتم بیایید خودمون بریم  چون این بچه ها سریع نمیتونن راه برن اما دم ظهر اونا از ما زودتر رسیده بودن شرمنده شدم قصد داشتم همه اتفاقاتو بنویسم اما نمیتونم اولا وقتی مینویسم خیلی دلم تنگ میشه دوما شنیدن کی بود مانند دیدن از اینجا به بعد فقط عکس های کربلامونو میزارم




 بعد از دیدن خواب کربلا یا بین الحرمین یا زیارت کردن امام حسین تو رویا هرقدر که بخواهی تعریف کنی نمی تونی اون حالی که تو خواب بوده رو انتقال بدی  منم شرمنده نتونستم همه عشقو به شما ها برسونم
این حرفم با اقامه
میدونم خواسته بزرگی این آرزوی عرفاست اما
الهی برات بمیرم ارباب بی کفن

خاطرات اربعین 92 قسمت اول

یارب الحسین

ازتهران راه افتا دیم 4نفر بودیم با ماشین من یه نکته جالب اسم 3تا دوستم محسن بود اولش دردسر بود چون من صدا میکردم محسن هیچکدوم جواب نمیدادن نزدیکیهای همدان هواخیلی سرد شد من کمی سرما خوردم یکی از بچه ها مادرش حدوا 100تا کتلت نان کمی خیار شور 10 الی 15 تا لیمو شیرین پرتقال و یه ظرف بزرگ که فکر کنم حدودا 20 تا انا دون کرده بود آورده بود بزارین از این اول اسماشونو با فامیلی بنویسم چون حالا حالاها باید بگم چه ها شده محسن ارجمندی محسن پوررمضان محسن اسماعیلی تغذیه راه مارو مادر محسن اسماعیلی داده بود چرا اینارو نوشتم چون یه بلای سر تغذیه اومد بماند

نزدیکیهای ایلام حالم خیلی خراب شد خواب بودم یکدفعه لاستیک جلوی ماشین ترکید پیاده شدیم زاپاسو عوض کردیم زاپاس هم باد نداشت خلاصه رسیدیم ایلام منو بردن بیمارستان یه دکتر تو اورژانس بود فهمید من زائر  هستم گفت الان خوبت میکنم خدا خیرش بده یه سرم 2تا آمپول تو سرم 2تا آمپول تو پام رفتیم مهران جاتون خالی همه داشتن میدویدن برن مرز ما پشت ماشین یه سفره پهن کردیم صبحانه مفصل بعد رفتیم ماشینو گذا شتیم توی یه خونه کوله هامونو برداشتیم تمام کتلتها وانارهارو هم توی یه کیسه رفتیم مرز دیدیم 2 شایدهم 3 هزار نفر همه توصف ایستادن خواستیم جا بزنیم اما گفتیم این سفر کربلاست حق دیگران ضایع میشه یکی از دوستان رو دیدیم گفت اینها کاروانی هستند شما انفرادیها از اون کنار برید خلاصه با مکافات رد شدیم مهر خروج رو زدیم رفتیم مهر ورودو بزنیم تا ساعت 5بعد از ظهر اونجا وایسادیم میدونید چرا چون پاسپورتا دست ارجمندی بود یه کم از ایشان بگم هیچ مستحبی انجام نمیده؟؟؟؟؟


اینجا گیت خروج مرز مهران هست

بعد از زدن مهر ورود عراق گفتیم یه خستگی در کنیم و نهار بخوریم کتلتا دست پوررمضان بود گفتیم نهارو بیار گفت لابلای جمعیت کیسه پاره شد کتلت ها ریخت گفتیم نان چی شد میوه ها انار ها سرتونو درد نیارم آقا وقتی کیسه پاره شده هیچ تلاشی نکرده تا لا اقل یه کمیشو برداره  ( یعنی بی خیال)

میخواستیم بریم کاضمین که یه کامیون اومد صدا زد گاراژ شهر کوت مجانی اولین نفرها ما سوار شدیم بعد چند تا خانواده پشت کامیون پر از بالش و پتو بود یه کم خوابیدیم ماشین وایستاد گفت اینجا مسجد هست بازم جاتون خالی یه مسجد باحال نماز خوندیم راه افتاد رسیدیم شهر کوت دیدیم گاراژ ماشین نیست چند تا ماشین اومدن همه باهاشون رفتند یه ماشین به ما 4نفر اشاره کرد بریم منزل دارم همرو خلاصه می نویسم رفتیم منزل ابو حسین نه اشتباه کردم خا دم الحسین هر کاری از دستش بر می اومد دریغ نکردحتی پول ماشینمونو تا کاظمین داد

ابو حسین اونی که سرشو با چفیه بسته

از اونجا رفتیم کاظمین این عکسو از تو هتل گرفتیم


بعد از زیارت میخواستیم بریم سامره اما هیچ ماشینی مارو نبرد

از اونجا رفتیم نجف منزل یکی از دوستانمون بنام آقای قپانچی

دو طرفش 2تا محسن راستیه پوررمضان چپیه ارجمندی

این عکسهارو از روی پشت بام خانه آقای قپانچی انداختم

خب بقیه سفرنامه باشه برای بعد

امید وارم خسته نشده باشید

خاطرات اربعین


یارب الحسین


اصلاً حسين جنس غمش فرق مي کند
اين راه عشق پيچ و خمش فرق مي کند
                                            اينجا گدا هميشه طلبکار مي شود
                                            اينجا که آمدي کرمش فرق مي کند

نمیدوم از کجا شروع کنم آخه انگار یه چیزی گم کردم نمیتونم بنویسم بخدا دلم تنگ شده
 اما دلم نمیاد .میخوام همشو بنویسم
برای خودم که یادم نره 10 روز تو بهشت بودم همش مثل یه خواب بود خواب ناز
اصلا کاش بشه دوباره برم  وای خدای من چرا توحرم اربابم ماتم زده بود فکر میکردم
برا همیشه اونجا میمونم .......................................................

 
از نوع ويژگي دعا زير قبه اش
معلوم مي شود حرمش فرق مي کند

میخوام از یه معجزه بگم
 یه خانومی توی پیاده روی برای استراحت میره توی یکی از این موکبها وسط راه
 وقتی همه میخواستن برن بیرون متوجه میشن این خانوم اصلا تکان نمیخوره میرن جلوتر میفهمن
که مرده خادمهای موکبو صدا میزنن اونها میان می بینند یه عقرب کنارش افتاده پلیسهای اون منطقه
میان برای تحقیق وقتی میخواستن جسدو انتقال بدهند متوجه یه چیزی زیر لباساش میشن
یه کمر بند انتحاری کامل کامل
ای ارباب مهمون نواز      
 
من از "حسينُ منّي" پيغمبر خدا
فهميده ام حسين همش فرق مي کند

فکر میکردم بعد از اون همه هیئت. روضه. وووو انواع عزاداری که خیلی هم امسال خوب بود
 اگه برم کربلا دیگه چیزی نمی خوام حالا که برگشتم غمو غصم بیشتر شده دلم میخواد چند روز دیگه
دوستام بگن فردا اول محرمه .تو این روزها که همه حالو هوای جشنو عمر کشون دارن منم میخوام یه جوری
خودمو مثل همه کنم اما یه غمی ته دلمه نمیدونم چرا دارم اینارو مینویسم اما به واقع میگم
حسین جان غم شما تا ابد در سینه منه
سرو سینه و جانم فدای شما

حالو هوای کربلا





دوستان خوبم سلام و عرض ادب
ممنون از پیغامهایی که گذاشتید
اگر دیر اومدم دلیلش این بود از کربلا که اومدم فرداش رفتم مشهد
تا اول ماه اونجا بودم جاتون خالی
خیلی براتون حرف دارم از اربعین از اتفاقاتی که افتاد میخوام همشو براتون بنویسم
چیزهایی که تو پیاده روی دیدم با چند نفر شاخص که هم مسیر شدم
شب جمعه که تو حرم اربابمون بودم
از سامراه که چه اتفاقاتی افتاد
از یه مهمونی تو شهر حله
از یه استقبال کم نظیر تو شهر کوت
از مکانهایی که اونجا استراحت کردیم
خلاصه از همه چیز
اما هنوز حالو هوام کربلاییه همش دلم تنگ میشه
دست نوشتن ندارم
وقتی میخوام شروع به نوشتن کنم قلبم تند تند میزنه نمیدونم چرا
اما میدونم با این اوضاع شهر تهران و کسب کارهایی که داریم زود حالم عوض میشه
و دوباره میشم همون آدم قبلی
پس یه کم صبر کنید و برام دعا

دوباره کربلایی شدم الحمدلله  .....                               

خدا كُنَد كه منم اربعين حرم باشم

چقَدر برايِ حرم بايد انتظار كشيد

دوستان خوبم الان که دارید این پست رو میخوانیدمن یا در راه کربلاهستم یارسیدم اماشمادعا کنیددر این سفر معنوی خداوند رحمان به من معرفت شناخت امام حسین را  هم عطا کند ودست خالی بر نگردم به امید دیدارتان 
     به احیای شعائر امام حسین ادامه دهیدتا من بر گردم               

قرار اربعین. ایران و حرم ارباب بی کفن

دوستان سلام

تو این پست میخوام برنامه یه قرارو بزارم برای کسانی که میخوان اربعین  مشرف بشن کربلا وکسانی که به هر دلیل نتوا نستن عازم بشن بیایید قرار بزاریم روز اربعین بعد از خواندن زیارت اربعین برای همدیگر که تو فضای مجازی احیای گر  شعائر ارباب هستیم دعا کنیم این قرار 2تا مفاد داره کسانی که نرفتن کربلا هر جا که هستن دعا کنن تکی یا جمعی 


 اما کسانی که مشرف میشن کربلا روز اربعین بعد از نماز مغرب و عشابیان جلوی تل زینبیه  همه باهم جمع بشیم اونجا برای فرج آقا امام زمان وخادمین شعائر امام حسین دعا کنیم


کسانی که نتوانستن بیان میتونن دوستانشونو بفرستنددوستایی که دارن با شما خدا حافظی میکنن و حلالیت میگیرن. به شرط حیات اگه زنده موندمو رفتم حتی تنهایی این کارو میکنم و اگه حالو روزم میزون بودچند تا عکس برا تون سوغات میارم دوستان محل قرارو به یکدیگر اطلاع بدهند شاید تونستیم یه روضه هم اونجا خوندیم انشالله

یه نکته این قرار مردونه است


السلام علیک یا زینب الکبری

محل قرار اونجایی که اون آقا سمت راست نشسته

پیاده روی اربعین

هرکه دارد هوس کرببلا بسم الله 

خیلی دلم میخواست براتون خاطراتی از پیاده روی کربلا بنویسم و چند تذکر مهم برای کسانی که قصد رفتن دارن

و البته چند پیشنهاد

اول اینکه وقتی از حرم مولا امیر المومنین ازن میگیری و راه میفتی حس میکنی که آقا صاحب الزمان هم در این مسیر هست اینهای که دارم مینویسم تماما"حرف های دلمه و چیز هایی که دیدم ولا غیر

کمی که طی طریق میکنی اشک از چشمانت سرازیر میشود نا خودا گاه یاد حضرت زینب و اسرای کربلا  میفتی

شاید نتونم تمام مطالبی که هست بنویسم اما چندتا شو ذکر میکنم

اما بخدا قسم هروقت مسیرمو عوض میکردم و از روی اسفالت میرفتم توی خاکی کنار جاده به یاد حضرت رقیه می افتادم من با کفش بودم هر موقه دلم میخواست می استادم واستراحت میکردم اما .........

لعنت خدا بر زجر وخاندانش/

شبها مکانهایی هست برای استراحت البته رفاه نداره اما خیلی با حاله وقتی میخوابی از هتل 5 ستاره بهتره

منظره هایی به چشمت میخوره که حتی فکرش هم نمیکنی مثلا مردی را دیدم از دو پا فلج بود به جرات میتونم بگم در هر دقیقه شاید به اندازه 10 یا 15 متر به جلو میرفت البته با کمک عصا


 برید حتما ببینید هرکسی نره باخته

اما تذکر و پیشنهاد حتما دو یا چند نفره برید در مسیر دارو ودکتر هست اما چندتا قرص بردارید

اثاث زیاد نبرید در حد یک کوله کوچولو حتما دو روز و نیم مسیرو برید از نجف تا کربلا 1460 تیر برق هست

همینها که در عکس هست بهترین جای خواب تیر 900 هست چون چادر های زیادی داره و البته امکانات

در خوردن آ ب دقت کنید فقط آب پلمپ بخورید  در خوردن زیاده روی نکنید حتما استراحت کامل کنید بعد

راه بیفتید دمپایی یادتان نره حتما" ببرید یه کلاه بردارید شبها سرد میشه راستی با دوستانتان روی شماره تیر ها قرار بزارید مثلا شب اول تیر 450 که اگه کسی گم شد شب بیاد تیر 450

خانمهایی که بچه دارند حتما کالاسکه ببرن البته نجف فروشیش هست در مسیر کسانی هستند که اگه خراب بشه تعمیر میکنند

راستی یه چیزی برای اربعین احتیاج به کاروان نیست چون کاروان روزهای معینی داره برای رفت و برگشت

اما بعضی کاروانها مخصوص پیاده رویه مثل کاروان آقای پناهییان من در مسیر دیدمشون خیلی بودندو برنامه هایی خوبی هم داشتند 

ویزا بگیرید خودتون برید

سرتونو درد آوردم اگر سوئالی بود بپرسید حتما کمک میکنم



01 (20)

1 (21)

اینو یادم رفت بگم خانمهای ایرانی ترو خدا تو مسیر حجابتونو رعایت کنید

اینقدر تو مسیر نخندید من چندبار رفتم ندیدم زنهای عرب اصلا بخندن

یا زیاد با شوهراشون حرف بزنن اما ......

 

چگونه باید عزاداری کرد                                             


       صحنن و سرای تو ،‌ ایون طلای توبه خدا خود بهشته

                    فرش عزای تو ،‌روضه های تو

                 به خدا خود بهشته. به خدا خود بهشته


راستی چه جوری باید عزاداری کرد؟

شما بعدازشنیدن روضه واشعار بسیار سنگین چه کار میکنید؟

مخصوصا شعرهای قتلگاه آیا فقط گریه حق روضه روادا میکنه؟

باور کنید نه. تمام ما مدیون از روضه خارج می شیم

پس باید چکار کرد؟

چه بکنیم حق روضه ادا شود؟

 درسته که میگن خودشون اجازه نمیدن اما وظیفه چیست؟

اقامون سیدالشهدا توکربلا اول به خیلی ها اجازه میدان رفتن نداد

مثل پسرای حضرت زینب مثل قاسم ابن حسن مثل غلام سیاه

مگه عبدلله ابن حسن به زور دستشو از دست عمه نکشید

آیا اونا بعد از اینکه آقا اجازه نداد. رفتن ویه گوشه نشستن

و نگاه کردن. کاری که بعضی از ماها تو هیئت میکنیم(تماشاچی)

نه اونا اینکارو نکردن بعضی هاشون با خواهش بعضی با نامه بعضی

با شکایت به مادرشون بعضی با فرار از دست عمه هرجور بود جونشونو فدای پسر زهرای اطهر کردن

پس امسال بیا یید متفا وت تر ازسالهای گذشته باشیم  ای عاشقان ابا عبدلله پای کار مولاتون باشیدآقا مون جون خودش وبهترینهای روی زمین رو داد پس لا اقل تو محرم با کسی رو در وایسی نکنید ومایه بزارید نترسید از اینکه کسی جای لطمتونو ببینه ودلیل بخواد

چند تا از اون شعرهاروکه نباید در موردش بی تفاوط بود براتون میزارم البته خیلی کم چون شاید حقش اینجا ادا نشه

(یا صاحب الزمان معضرت میخوام اگه محرم نبود نمی نوشتم)

 

با اجازه اشعارو برداشتم

 

آدرس هیئتهای قدیمی تهران دهه اول محرم

قرار بود آدرس چند تا هیئت براتون بزارم 

میدان خراسان بلوار قیام خ زیبا حسینیه حاج عبدلله آرونی ساعت 6:30 صبح تا 8:30

سخنران حاج مهدی توکلی مداح حاج مهدی سماواتی 

میدان قیام بلوار قیام خانه سیدها بسیاری از سخنرانها و مادحین در آنجا منبر میروند

هر کدام حدودا 20 دقیقه ساعت 6:30صبح تا 12زنانه دارد

خیابان ری آبشار غربی منزل میرزا اسماعیل اربابی بسیاری از سخنرانها و مادحین در آنجا منبر میروند

مثل حاج محسن عسکری حاج رضا بکایی آقای تولیت آقای انقا و غیره ساعت 6:30صبح تا ظهر

  اتوبان محلاتی پل ری حسینیه انصار الحسین سید حسین هاشمی نژادساعت 6:30صبح تا 9 زنانه دارد

سر چشمه به طرف چهارراه سیروس جنب پمپ بنزین انتهای کوچه حسینیه سادات اخوی

ساعت 6:30 صبح تا ظهر زنانه هست اما مردانه هم دارد

تصویر مربوط به حسینیه سادات اخوی میباشد

 

استاد حاج مهدی توکلی


                                          

روضه های تو هیئت های تو بخدا خود بهشته

سلام دوستان

بزودی آدرس چندتا از هیئت های با سابقه تهران که دهه اول محرم برنامه دارند برا تون میزارم البته با ذکر نام مداح و واعض

کسانی که تو تهران هستند حتما حتمابیان اما دوستانی که شهرستان هستند انقدر بگم که اگر بخاطر این مجالس یک یا دوروز به تهران بیان می ارزد چون این هیئت ها از قدیمی ترینهای تهرانند

مثل منزل میرزا اسماعیل اربابی   منزل حاج عبدلله آرونی   منزل سیدها حسینیه سادات اخوی. و غیره...