من و شعر...

چشمانم راکه باز کردم ...

من مانده بودم و دفتری که تو در آن پنهان شده بودی!

ناخواسته...

                شاعر شدم...!

+خودت میدانی که فقط نوشتن حالت را بهتر می کند،و نمی نویسی...

  مثل وقت هایی که می دانی فقط ازخانه درآمدن حالت را بهتر می کند،و خانه می مانی...

 یا مثل وقت هایی که می دانی فقط از تخت بیرون آمدن حالت را بهتر می کند،ودر تخت می مانی...

 نه که نخواهی بهتر شوی... نه!

 فقط نمیتوانی...همین!

مرداد من...!

ما بدهــــکاریم به کسانی که صمیمانه ز ما پرسیدند:

معذرت میخواهم چندم مرداد است؟!

ونگفتیم چونکه مــــــــــــــرداد،

گور عشق گل خون رنگ دل ما بوده ست!

 

 

_ و  نعمتیست بس شور آور" مردادی"بودن:))

_ بهمن به تن دارم ، تو با آغوش مردادیت   

                              اردیبهشتم کن که اوضاع معتدل باشد

+21 روز تا کنکور!!!

دوستای گلــــــــــــــــــــــم از دعای خیرتون بی بهره نذارینم:))

بازگشت...!

لپ تاب رو روشن میکنی ، صبرمیکنی ویندوز بالا بیاد یه قلوپ از چاییتو میخوری!!!

کلیک میکنی رو مای کامپیوتر میری تو درایو G،یه سیگار روشن میکنی،میری تو my picture،یه پک سنگیـــــن...!

دنبال یه فایل قدیمی میگردی...یه پک سنگین دیگه!

پیداش میکنی،بازش میکنی،یه پک دیگـــــــــه...

عکسارو نگاه میکنی،یه لبخند میزنی به خاطراتی که زنده شدن و دارن جلوت راه میرن!!!

میرسی به یه عکس...این عکس یه اشکالی داره!!!!

یه پک سنگین...نه دوتا پک سنگین...!

نمیخوای قبول کنی جای یکی تو زندگیت خالیه...

"دقیقا همونی که توی عکس خودشو چسبونده بهت"

محو عکسی...!

کم کم داغی سیگار دستتو میسوزونه،به خودت میای،سیگارو تو جاسیگاری خاموش میکنی،لپ تابرو خاموش میکنی،خودتو پرت میکنی روی تخت،چشماتو میبندی و زیر لب میگی لعنتـــــــی...میخوامت...!

پ.ن:من برگشتــــم!

پ.ن1:هستم ولی کمرنگ!

به خاطر مدت طولانی نبودنم معذرت میخوام از همتون!از همه ی اونایی که تنهام نذاشتن ممنونم!

به هیچ ستاره ی دیگری سلام نخواهم کرد...

قول داده اَم...
گاهـــے...
هَر اَز گاهـــے...
فانـــوس يادَت را...
ميان  ايـن کوچه ها بـے چراغ و بـے چلچلـہ، روشَـن کنَم
خيالـت راحـَــت! مَـن  هَمان  منـــَــم؛
هَنوز هَم دَر اين شَبهاے بـے خواب و بـے خاطـــِره
ميان اين کوچـہهاے تاريک پَرسـہ ميزَنـَم
اَما بـہ هيچ سِتاره‌ے ديگـَرے سَلام نکرده ام...
خيالَت راحَت !


+سلام!!!

دوستای خوبم از همه تون به خاطر نبودم عذر میخوام و ممنونم که تنهام نذاشتید...!

فراموش کردنت را یاد نخواهم گرفت...تا ابد...تا همیشه...!

همه چیز را یاد گرفته ام !

یاد گرفته ام که چگونه بی صدا بگریم

یاد گرفته ام که هق هق گریه هایم را با بالشم ..بی صدا کنم

تو نگرانم نشو !!

همه چیز را یاد گرفته ام !

یاد گرفته ام چگونه با تو باشم، بی آنکه تو باشی !

یاد گرفته ام ….نفس بکشم بدون تو……و به یاد تو !

یاد گرفته ام که چگونه نبودنت را با رویای با تو بودن…

و جای خالی ات را با خاطرات با تو بودن پر کنم !

تو نگرانم نشو !!

همه چیز را یاد گرفته ام !

یاد گرفته ام که بی تو بخندم…..

یاد گرفته ام بی تو گریه کنم…و بدون شانه هایت….!

یاد گرفته ام …که دیگر عاشق نشوم به غیر تو !

یاد گرفته ام که دیگر دل به کسی نبندم ….

و مهمتر از همه یاد گرفتم که با یادت زنده باشم و زندگی کنم !

اما هنوز یک چیز هست …که یاد نگر فته ام …

که چگونه…..!

برای همیشه خاطراتت را از صفحه دلم پاک کنم …

و نمی خواهم که هیچ وقت یاد بگیرم ….

تو نگرانم نشو !!

"فراموش کردنت" را هیچ وقت یاد نخواهم گرفت!

کم دارمت...


     بعضی هارا هرچقدرهم که بخواهی

           تمام نمی شوند...

   همش به آغوششان بدهکار میمانی!!!

          حضورشان گرم است،

    سکوتــشان خالــــــــی میکند دل آدم را...!

    آرامش صدایشان را کم می آوری...!

     هردم هرلحظه کم می آوریشان

        آخ که چقدر کم دارمت...

+خاطرات هرچه "شیرین تر"باشند،

بعـــــــــــدهــــــــــا....

از"تلخی"گلویت را بیشتر می سوزانند...!

بانوی من.........

بانوی تنهای سرزمین قلب من

من تکیه گاه هردم بی پناهیت خواهم بود.

بانوی قلب من زندگی ام درگرو آن دستان ظریفت درپس این تنهایی هایم است

شبانگاه که خوابی آسوده درذهن ندارم

رویایت مرا محو جاده میکند

بانوی تنهای سرزمین قلب من .

باتمام بزرگی ات میدانم شانه هایم رابرای امنیتت حس خواهی کرد

باری که تورا بینم درباب این کاشانه

خودرا باخته ، شده ام عاشق دیووانه.




تو را دوست میدارم...

تـــو را دوست میدارم . . .

چه فـرق مى کند که چــــــــــــــ ـرا ! ؟

یــــــــــــا از چــــــــــــه وقـت!

یـا چطـور شـد که . . . !

چه فــــــــــــــ ـرق میکـند ؟!

وقتى تــو بـایـد بــــــــــــــاور کنـى . . . که نمـى کـــــــــنى

و من بــایـد فـرامـــــــــو ش کــنم . . . کـه نمـــــى کـــــنم

+  عاشق که میشوی

  لالایی خواندن هم یاد بگیر

شبهای باقی مانده ی عمرت

  به این سادگـــــــــی ها

    صبح نخواهدشد...!




زانو زده ام..........


تنها روزهایم رابانام توسرچشمه کرده ام

وجودم را لوح وجودت کرده ام

زانوهایم برخاک می افتد

همان وقت که چشمانم

محو سیمای نیلگونت میشود

نمی دانم چرا انقدر وجودم

راباخته ام

من باخته ام این دل را

دل باخته رویای این چشم ها

آشفته شده ام

آشفته حضورفکرت

دروجودم

تورامی پرستم

تورا می پرستم

لحظه هایم

مال خدایت

اگربدانم تورا

به من هدیه میکند!!!!!

من جلوی پاهایت زانو میزنم

اگرقسمت این لحظه ها

باشم

زانومیزنم اگررویای تورا

حقیقت بدانم


دلم...

ساکتم... صبــورم... مثلِ هر شــــب... مثلِ هر بار...

غم نه! از بلاتکلیفی زخــم دارم!

دیگر خواستنت را حتی خواب نمی بینم

عجیـــــب تنـــم درد می کند

از روزی که به خودم قول دادم نخواهمت چند روزی می گذرد

و من...

در تمام تنـــم... !

در تمــآمِ وجودم... !

درد حسّ می کنم!!!

یکــــی بیــاید من را ببندد به تخــت...!!

یکــــی بیاید درکــم کند...

غــم نه! از بلاتکلیــفی زخــــم دارم...

دلـم رمان عاشقانه ميخواهد..

كه تو آن پسرك سينه ستبرش باشی..

ومن دختركی سربه هوا..

كه باتمام سربه هوابودنش..به راه آورده تو و دلت را..


+ هووووورا....بالاخره تموم شد !!!298


...


امـــروز یــآدمـ افــتآد بـــ ه
دفتـــــر خـآطِراتی کـ ه خیــلی وقت اســـت چیــــزی در آن ننوشــــتـ ه ام
ـ
بــــآ خودمـ می گــــویمـ:
"فکــرَش را بــکن!یکـ روز می میـــری
 
او مــیمآندُ این دفتـــَر"
 
دلمـ می سـوزد برایِ تــو
 
کــــ ه میشکنی روزی کـه من نیستمـُ
 
تــو این دفتـــر را می خــــوآنی
 
خــــُرد می شوی وقتــی میفهـــمی

                                                                            چــــقدر دوستت دـآشتمـ...


عاقبت یک جایی...!

عــــــاقبت یک جـــایـــی …

یــــــکــــــ وقتــــــی …

بــــــه قـــول شــــــازده کوچــــولو:

دلـــــــت اهــــــلــی یک نفــر می شـــود …

و دلـــــــــت ؛

بــــــرای نـــوازش هــایش تنـــــــــگ مــــــی شـــود …

تـــــو مــــــی مـــانی و دلتــنــــگی ها …

تــــــو مــــــی مـــــــــانی و قلبـــی که

لحظـــه دیــــدار تندتر می تپــــد....

ســـراسیمـــــه می شوی …

بــــــی دســــــت و پـــا می شوی …

دلــواپــــــس می شــــــوی …

دلبســــــتـــه می شوی …

و محــــــکوم میشوی...

به عشـــــــق و عـــــــاشـــق بودن....

عشــــــقی که

حالا شده است تمام فکر و ذکرت...!


daftareshghe-pic-1-300x200.jpg

کاش می شد...

کاش می‌شد ...

تَ  رَ ک‌ های میان انسان‌ها را با قیر پر کرد!!!

مثل آسفالت!!!!

این روزها تَ  رَ ک‌ها با "غیر" پر می‌شوند!!!


+خوشبختی غم انگیز ترین حس دنیاست وقتی از ته دل به این واقعیت ایمان داشته باشی که دیر یا زود مجبوری باهاش خداحافظی کنی؛ توی همچین شرایطی هر چی خوشبخت تر باشی غمگین تری...

و من این روزا خوشبختم، وحشتناک خوشبختم :| مخاطب خاص

+منبع:www.karafs.blogfa.com

تکیه کن...

اگرمیخواهی به من تکیه کنی،تکیه کن!!!

فقط بدان که من،

دیواری ترک خورده ام...

تحمل تکیه را دارم اما ضربه را نه...!

پ.ن:تویی که امروز اومدی اینجا یه سری چرت و پرت نوشتی...

اولا به تو ربطی نداره قالب و آهنگ من به هم میخورن یا نه...

دوما اگه جرات داشتی اسم اصلی و آدرستو میذاشتی تا جواب حرفتو بگیری

سوما اون اعتماد به نفس کاذبی که داری بعدا واسه خودت دردسر میشه دوست عزیز!!!

چهارما دفعه ی بعد ردی ازت تو وبم ببینم دهنمو باز میکنم و ...

حالا خوددانـــــی...!

(دوستای خوبم شرمنده جملات بالا مخاطب خاص مجهول الهویت داره...!)

+بعدا نوشت:

اگه بهت بر نخورده و انقدر بیکاری که بیای مزخرفاتتو بنویسی اینجا

واسه من مشکلی نیست!!!!

چون حتی انقدر مهم نیستی که بخوام پیدات کنم...

حالا هرکاری دوست داری بکن...به درک!!!!


ادامه نوشته

نوشتن...

بگو چه مخدری بود دربودنت...
که نبودنت را این همه درد میکشم...!

+نوشتن...

حرف نمیخواهد " د ر د "میخواهد ...!


+خدایا یه چیز میگم دلگیر نشو...

به خودت قسم دنیات ته نامردیه...!


+مــــــرا کــه هیــچ مقصـــدی بــه نامـــــم ...

و هیــــچ چشمــــی در انتظــــارمـ نیسـت را ... ببخشیـد !

کــه بـا بـودنـــمـ تـــــرافیـک کــــــرده امـ !!!

+ادامه اضافه میشه...

+امروز بی حوصله بودم واسه آپ خبر داده نشد...بامعرفتاش سر بزنن!!!

بعدا نوشت:

ادامه اضافه شد...شاید یه سری حرف بود که باید مینوشتم تا راحت بشم...

اگه کسی خواست بخونه بگه رمز بهش بدم

ادامه نوشته

گاهی...

تـــَنهایے

یـَعنے وَقـتے صـــٌحبَتــــ مسآفِرتـــ رَفتـــَטּ میشهــ

اوَلیـטּ چیزے کـہ بـہ ذهـنَتــ برسـہ 

ایـטּ باشـہ کـہ "هـَندزفرے" یادتــ نرـہ !


+گاهــی باید نباشــی ... تا بفهمــی نبودنت واسه کی مهمه ... ؟!

اونوقته که میفهمی بایــد همیشه با کی باشی ....


+ دلم بد فُــــــــــــرم هوای شمال رو داره...!

+ هر وبی که میری میبینی نوشته:تا 1ماه دیگه نیستم ...خدافظ تا بعد امتحانا ...و این حرفا

پس چرا من حس درسُ ندارم؟؟؟

کسی میدونه؟؟!!؟

+ به یک دست جهت همکاری نیازمندیــــــم:)

یه نظر خواهی...

http://8pic.ir/images/99413882975681766019.jpg

+نمیدانی چه دردی دارد، وقتی...

حالم در واژه ها نمیگنجد...

+دلتنگ که باشی حتی یک تشابه اسمی هم نابودت میکند...!!!


+بعدا نوشت:فکرکنم باید اینجا اضافه کنم دوستای گلم که فقط یه سواله...همین!!!!!

لطفا سختش نکنید ...دوست دارم بدونم اگه میشه!!!

سیگار...

یــــــک نخ...

یـــــــک پاکـــت...

یـــــــک عمر هم که سیـــگار بکشم فایـــده ندارد...

تا خودم نســـــوزم دلــــــم آرام نمیـــــشود...!!!

+حافط هم امشب حالمو گرفت

شراب تلخ میخواهم که مردافکن بود زورش

                                                     مگریکدم برآسایم زدنیا و شرو شورش


+چقدر امشب نفس کشیدن سخت شده...!

ادامه نوشته

گوشیت...

شب تو اتاق تو تاریکی منتظر روشن شدن گوشیت باشی...
یهو چراغش روشن بشه...قلبت بتپه...
تاپ...
تاپ...
تاپ...
میری برش میداری...
یعنی اونه؟؟
رو صفحه میبینی battery low
قلبت میشکنه...
وقتی کسی نباشه قلبت رو شارژ کنه
چه فرقی میکنه...گوشیت خاموش میشه...
آروم رو تختت کز میکنی..
وتا خود صبح به خودت و بدبختی هات بدوبیراه میگی!!!

تو...

تمام /امَّـن یُجیـب/ های دلم را

گره زدم به کلماتم و روانه ی /آسمـان/ کرده ام

!!!من مطمئنم /خدا/ تو را برای دلم نگه میدارد

ادامه نوشته