کانال تلگرام باربد
سلام دوستان و عزیزان!
کانال تلگرام باربد
باهدف ارائه
شعروموسیقی اصیل ایرانی
تاسیس شد
برای پیوستن به دوستانتان باآدرس زیرواردشوید:
شماره موبایل:
09178317527
سلام دوستان و عزیزان!
کانال تلگرام باربد
باهدف ارائه
شعروموسیقی اصیل ایرانی
تاسیس شد
برای پیوستن به دوستانتان باآدرس زیرواردشوید:
شماره موبایل:
09178317527

نسیم می وزد ز راه ، به چهره های بی پناه
بهار ناله میکند ، در انتظار یک نگاه
شکوفه زد به شاخه ها ، چمن پر از ترانه ها
دل من است در خزان
بهار دل بیا بیا
بهار میرسد ز راه ، غروب میشود پگاه
فراق لانه میکند در این وجود بی پناه
مرا بهار، چه حاجتم
مرا درخت و سبزه و صفای گل چه حاجتم
مرا که جان خزان شده است
مرا که دل حزین شده است
مرا بهار، چه حاجتم
من آن کلام ناله گیر ، من آن درخت بید پیر
که در وجود خاموشم ، غمی نشسته دل پذیر
خدای من چه گویمت
در این سرای درد و رنج بسی چو من فتاده اند
بسی چو من بجرم آنکه زنده اند
عذاب روزگار را به جان خود خریده اند
مرا چه حاجت از بهار
بهار از آن، آن کسی است
که خنده از لبان او به صد فغان نمیرود
که شادی از روان او به سوز جان نمیرود
بهار از آن، آن کسی است
که تا سحر صدای گریه های او به آسمان نمیرود
که تیر فقر و بی کسی
چو آه سرد و سینه سوز به استخوان نمیرود
مرا چه حاجت از بهار
مرا چه حاجت از بهار
رضاترکمن
سلام دوستان و یاران باربد!
یه مدت بخاطر قطعی سایت بلاگفا امکان سلام و عرض ارادت خدمت دوستان عزیزم نداشتم هرچند درگروه واتساپ باربد با حضور اساتید و دوستان اهل ادبیات و هنرجبران نبودن هایمان دروبلاگ باربد بخوبی میکنیم اما دلبستگی بنده به وبلاگ باربد شاید ازجنس دیگری باشد چراکه بهترین دوستان و درس دهنده ترین دوست نماها راازهمین جا پیداکردم .
انشاالله بزودی باپست جدید درخدمت شما دوستان عزیزم هستم
شادباشید و پیروز
دریچه نظرات این پست بسته است

دریچه نظرات این پست بسته است
سلام به دوستداران شعرو هنر موسیقی اصیل ایرانی!
با پوزش ازشما خوبان بخاطر تاخیربنده در عرض سلام و ارادت !
دراین پست بمناسبت سالروز درگذشت قلندرموسیقی ایران ، استاد محمدرضا لطفی ، اجرای تصویری بسیارزیبا و خاطره انگیز بانام ( هوای وطن) رابه شما همراهان و دوستداران باربد تقدیم میکنم .

مختصری درباره این تصنیف زیبا:
این تصنیف ازتصانیف عرفانی می باشدکه به شیوه خانقاهی ، درمایه ( اصفهان) اولین بارتوسط (استاد حشمت الله لرنژاد) خواننده کرد زبان کرمانشاه خوانده شده است . بعدها توسط خوانندگان مشهور نیزبازخوانی شده است . ( استاد شهرام ناظری) درسال 1369 باهمراهی گروه شمس آنرادرآمریکا به زیبایی اجراکرده است که شنیدنش لطف خاصی دارد اما ازاین میان اجرای استاد لطفی دراواخرعمر پربارشان حلاوت و شیرینی خاصی دارد که باید دید و شنید .


باز هوای وطنم آرزوست / باز هوای وطنم، وطنم آرزوست
تکیه به کنعان زدنم، زدنم آرزوست / باز هوای وطنم، وطنم آرزوست
هجرت گل را چه کنم، چه کنمای صبا / برگ گلی زان چمنم، چمنم آرزوست
باز هوای وطنم، وطنم آرزوست / چون که نشاء مهر رخت، به رخت کشته گل
رفتن باغ ارمم، ارمم آرزوست / چون که نشاء، مهر لبت، به لبت شد عقیق
رفتن ملک یمنم، یمنم آرزوست / باز هوای وطنم، وطنم آرزوست
توبه ز میکردم و آمد بهار / ساقی توبه شکنم، شکنم آرزوست
باز هوای وطنم، وطنم آرزوست / باز هوای وطنم، وطنم آرزوست
شیشه به دست بگیر و بیا، تو بیا ساقیا / ساقی شیشه شکنم، شکنم آرزوست»
* گویا این تصنیف برگرفته ازعزل 152 شاعرعارف ( فیض کاشانی ) است :
حلقهٔ آن در شدنم آرزوست
بر در او سرزدنم آرزوست
چند بهر یاد پریشان شوم
خاک در او شدنم آرزوست
خاک درش بوده سرم سالها
باز هوای وطنم آرزوست
تا که بجان خدمت جانان کنم
دامن جان بر زدنم آرزوست
بهر تماشای سراپای او
دیده سراپاشدنم آرزوست
دیده ام از فرقت او شد سفید
بوئی از آن پیرهنم آرزوست
مرغ دلم در قفس تن بمرد
بال پر و جان زدنم آرزوست
بر در لب قفل خموشی زدم
سوی خموشان شدنم آرزوست
بادبهارمی رسد جلوه نسترن نگر
وقت سحربه عشق گل بلبل نعره زن نگر
خیز و بیا به وقت گل باده بده که عمرشد
چند غم جهان خوری شادی انجمن نگر
سلام به دوستداران ادبیات و هنرپارسی
گروه خوب و همدل واتساپ باربد درکنار وبلاگ باربد، باعضویت اهالی ادب و هنر ازمیان همکاران و دوستان از سراسرایران ، به ارائه شعرو ادبیات و هنر والای موسیقی اصیل ایرانی می پردازد . حضور اساتید برجسته شعر و هنر دراین گروه باعث شده است که سطح کیفی مطالب و فایل ها ی موسیقی عالی باشد .

دراین پست بنابه درخواست تنی چند ازدوستان اجرایی تصویری ازگروه هنری ( چکاد) رابه همراه ، شعرخوانی تصویری زیبایی از ( استاد عبدالرضا بردبار) ، استاد ادیب و برجسته شهرمان مربوط به همایش بزرگداشت جهانی حافظ سال 1391 به شما خوبان تقدیم میکنم .

اسامی هنرمندان گروه چکاد:
عبدالرحیم مهرپیما: تار
وحید رجبیان: کمانچه
سعید مهرپیما: سنتور
امین بهرامیان: عود
مهدی بهرامیان: سه تار
احسان تنوری : تنبک
عبدالکریم مهرپیما: خواننده

کلام تصنیف:

با همهی بیسروسامانیام
باز به دنبال پریشانیام
طاقت فرسودگیام هیچ نیست
در پی ویران شدنی آنیام
آمدهام تا تو نگاهم کنی
عاشق آن لحظهی توفانیام
دلخوش گرمای کسی نیستم
آمادهام تا تو بسوزانیام
آمدهام با عطش سالها
تا تو کمی عشق بنوشانیام
ماهی برگشته ز دریا شدم
تا تو بگیری و بمیرانیام
خوبترین حادثه میدانمت
خوبترین حادثه میدانیام؟
حرف بزن بغض مرا باز کن
دیرزمانیست که بارانیام
حرف بزن، حرف بزن سالهاست
تشنهی یک صحبت طولانیام
محمدعلی بهمنی



سلام به دوستداران شعرو موسیقی اصیل ایرانی!
باعرض پوزش بابت تاخیرو تقصیر طولانی درعرض سلام و ارادت خدمت شما خوبان همیشه همراه باربد ، و تشکربابت محبت ها و ابرازلطف هایی که درمدت غیبت بنده داشتید ، به پاس مهربانی ها و همدلی های شما و به مناسبت فرارسیدن فصل زیبای بهار ، تصنیفی فوق العاده شاد و زیبا برگرفته ازآلبوم( تصانیف منتشرنشده ) جناب (محمد معتمدی) ساخته ( شهرام منظمی )و باکلام جانبخش و بهاری (استاد فریدون مشیری )به محضرشما دوست داشتنی ها ی عزیزتقدیم میکنم باشد که باشنیدن این تصنیف سرشاراز لطافت ، شور و شوق بهار شوید.

این روزها ، روزهایم پر از رنگ های صورتی و ارغوانی شده ، شادم و از بی دلیل شاد بودنم لذت می برم. از دنیا و از بودن. شادم چون می فهمم درک شور و شعور و احساس طبیعت کار سختی نیست. درک رنگ های صورتی و ارغوانی. سادگی ها کم نیست در زلالی بودن های پیاپی. بهار حضورم را جوانه زده است..

رقص این چلچله ها ، و ین همه آوا و نوا
همه گویند که: از راه رسیده ست بهار
کاروان گل و زیبایی و شادی در راه
سخت در جلگه پر برف دویده ست بهار
عشق و شادابی و نور و نفس و شور و امید
همه را بهر تو بر دوش کشیده ست بهار
ارمغانی ست که هر سال به ایثار و نثار
مهربانانه سر راه تو چیده ست بهار
بیدبُن غرق جوانه ست و به رقص آمده است
از در و بام و هوا بس که شنیده ست بهار!
خیز و آغوش در آغوش لطیفش بگشای
روح هستی ست که جان بخش وزیده ست بهار
چشم بیدار بر این تلخی ایام ببند
خواب های شکرین بهر تو دیده ست به
( استادفریدون مشیری)

سلام به دوستداران شعرو موسیقی اصیل ایرانی!
آلبوم ( سرو چمان) ازجمله کارهای بیاد ماندنی ( استاد محمدرضا شجریان) باهمکاری استادان(داریوش پیرنیاکان) ، ( جمشیدعندلیبی ) و( مرتضی اعیان) بود که درسال 1370 همراه دو آلبوم بی نظیر و دلنشین بانام های ( پیام نسیم) و ( دل مجنون) دریک مجموعه منتشرشد و در کشور سوئیس هم به صورت زنده اجراشد .

دراین پست قطعه آوازی فوق العاده زیبا و دلنشین درمایه ( افشاری ) که دریکی ازاجراهای زنده ، اجراشده است و صدافسوس که درآلبوم سروچمان نیامده است را به شماخوبان تقدیم میکنم . بارها خواهید شنید و لذت خواهید برد.

ای که مهجوری عشاق روا میداری
عاشقان را ز بر خویش جدا میداری ( درآمدافشاری )
تشنه بادیه را هم به زلالی دریاب
به امیدی که در این ره به خدا میداری ( درآمدافشاری)
دل ربودی و بحل کردمت ای جان لیکن
به از این دار نگاهش که مرا میداری ( جامه دران)
تشنه بادیه را هم به زلالی دریاب
به امیدی که در این ره به خدا میداری ( جامه دران)
ساغر ما که حریفان دگر مینوشند
ما تحمل نکنیم ار تو روا میداری ( عراق فرازاول )
ای مگس حضرت سیمرغ نه جولانگه توست
عرض خود میبری و زحمت ما میداری ( عراق فرازدوم)
تو به تقصیر خود افتادی از این در محروم
از که مینالی و فریاد چرا میداری ( عراق فراز سوم)

سلام به دوستان و همراهان عزیز باربد!
عذرتاخیرو تقصیر بنده ، بخاطر کوتاهی درعرض سلام و ارادت خدمت شماخوبان همیشه مهربان پذیراباشید . ازمحبت و مهرورزی های شما که درنبودم احوالم راجویاشدید سپاسگزارم . به هرحال بفرموده سعدی بزرگ ما:
هرچه هست ازقامت ناسازبی اندام ماست
ورنه تشریف تو بربالای کس کوتاه نیست

به پاس محبت ها و مهربانی هایتان دراین پست اجرایی بسیاردلنشین و زیبا از خسرو آوازایران (استاد محمدرضا شجریان ) باهمراهی سه تار پیر دردی کش خمخانه موسیقی ایران زنده یاد(استاد محمدرضالطفی ) باعنوان ( ادامه چشمه نوش ) دردستگاه ( سه گاه ) برروی کلام گهربارنابغه ادبیات ایران (سعدی ) به شماخوبان تقدیم میکنم . البته من خودم اعتقاد صددرصد ندارم که این کار ادامه چشمه نوش باشد اما خب چون به این اسم شهرت یافته ، من هم باهمین نام به شما تقدیم میکنم . حتما بشنوید و لذت ببرید . واقعا اجرای فوق العاده و دلنوازیست .
مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست
یا شب و روز بجز فکر توام کاری هست
به کمند سر زلفت نه من افتادم و بس
که به هر حلقه موییت گرفتاری هست
گر بگویم که مرا با تو سر و کاری نیست
در و دیوار گواهی بدهد کاری هست
هر که عیبم کند از عشق و ملامت گوید
تا ندیدست تو را بر منش انکاری هست
صبر بر جور رقیبت چه کنم گر نکنم
همه دانند که در صحبت گل خاری هست
نه من خام طمع عشق تو میورزم و بس
که چو من سوخته در خیل تو بسیاری هست
باد خاکی ز مقام تو بیاورد و ببرد
آب هر طیب که در کلبه عطاری هست
من چه در پای تو ریزم که پسند تو بود
جان و سر را نتوان گفت که مقداری هست
من از این دلق مرقع به درآیم روزی
تا همه خلق بدانند که زناری هست
همه را هست همین داغ محبت که مراست
که نه مستم من و در دور تو هشیاری هست

سلام به شماخوبان!
چندروزپیش توی ماشین داشتم ازرادیو برنامه نیستان رو میشنیدم ؛ پژمان بختیاری داشت بااستاد ( فریدون شهبازیان ) مصاحبه میکرد . صحبت های این بزرگمرد هنر موسیقی اونقدرجذاب و شنیدنی بود که کارو خرید رارهاکرده ، گوشه خیابان پارک کردم مشغول شنیدن این مصاحبه شدم . تصنیف ( شورعشق ) حسن ختام این برنامه ، چنان شور و وجدی درمن ایجاد کرد که تصمیم گرفتم آنرا درفرصتی مناسب به شما عزیزان تقدیم کنم . بسیارزیباست .
* استاد شهبازیان دوتصنیف ( شور عشق ) و ( نگاه آسمانی ) راازبهترین کارهایی معرفی کردند که خود به شنیدن چندین باره اش ، علاقه نشان میدهند . سنتور پشنگ کامکار، تارشهرام میرجلالی و کمانچه هابیل علی اف همگی نشان ازانتخاب خوب استادشهبازیان دارد. بنده هم همین دوتصنیف رابه پیشگاه پرمهرتان تقدیم میکنم امیدوارم باشنیدنش ترغیب شوید تا آلبوم کامل آنراتهیه کرده , بشنوید .
* ویژگیهای آهنگسازی استادفریدون شهبازیان :
استاد فریدون شهبازیان ازجمله آهنگسازان و تنظیم کنندگانی است که کارخود راباوسواس و دقت خاصی دنبال می کند . استفاده از ملودی های قوی و شفاف ، شناخت جایگاه ریتم درهراثر، بکارگیری سازهای ایرانی درکنارسازهای غربی ، تسلط به ظرایف و دقایق آهنگ ، تلفیق درست و بجای شعر و موسیقی ، نگاه به کیفیت و ماندگاری اثرازجمله خصوصیات آهنگسازی این مردبزرگ موسیقی ماست . ایشان درمصاحبه خویش میفرمودند: " بنده ترجیح میدهم سالها درخانه بیکاربمانم تا حاضرباشم کاری ضعیف و بی ارزش بسازم " استاد میان صحبت هاشون جمله ای رو فرمودند که تاالان ذهن بنده رو بخودش مشغول کرده است . فرمودند:
" هنرمند همواره باید دغدغه اش این باشد که دربرابر وجدان خویش و تاریخ موسیقی و هنرجوابگوباشد"
( استادشهبازیان درکنار فرج علیپور)

*چکیده ای اززندگینامه هنری استاد فریدون شهبازیان :
فریدون شهبازیان متولد 1321خورشیدی درتهران می باشد . شهبازیان موسیقی راازسن 8 سالگی وباسازویولن نزد استاد عطاءالله خرم میثاق آغازنمود ودرسن 18 سالگی به عضویت ارکسترسمفونیک تهران به رهبری حشمت سنجری درآمد و درسال 1346 رهبرگروه کرو ارکسترسمفونیک رادیو تهران شد . وی فارغ تحصیل دانشکده هنرهای زیبای تهران می باشد .شهبازیان دردهه 60 آهنگسازی برای فیلم رانیزآغازکرد.
متن تصنیف زیبای ( شورعشق ):
*این تصنیف به صورت کراجراشده است .
عشق، شوری در نهاد ما نهاد
جان ما در بوتهٔ سودا نهاد
گفتگویی در زبان ما فکند
جستجویی در درون ما نهاد
داستان دلبران آغاز کرد
آرزویی در دل شیدا نهاد
قصهٔ خوبان به نوعی باز گفت
کاتشی در پیر و در برنا نهاد
عقل مجنون در کف لیلی سپرد
جان وامق در لب عذرا نهاد
بهر آشوب دل سوداییان
خال فتنه بر رخ زیبا نهاد
وز پی برک و نوای بلبلان
رنگ و بویی در گل رعنا نهاد
فتنه ای انگیخت شوری درفکند
درسراو شهرما چون پانهاد
( فخرالدین عراقی)

متن تصنیف دلنواز ( نگارآسمانی ) :
* شعراین تصنیف اثرزنده یاد استاد ( فریدون مشیری) است که درمایه ( بیات اصفهان) به زیبایی هرچه تمامتربه صورت ارکسترال اجراشده است .
*مقدمه این تصنیف برگرفته ازملودی مشهور، اثر خالق مرغ سحر استاد ( مرتضی نی داوود) است که به عنوان موسیقی فیلم ( هزاردستان) نیزمورد استفاده استاد ( مرتضی حنانه ) قرارگرفت .
با یادت سرمستم ای نگاه آسمانی
یادم کن تا هستم ای امید زندگانی
تا به هر ترانه
می کشد زبانه
شور عاشقانه من
حال دل می گویم با زبان بی زبانی
هر لبخندت
با من گوید
دل مده به دست غم در این عالم
بنشین با عشق
تا گل روید
زین شب خزانی
تا که از نگاه تو نور شادی می بارد
دل ز مهربانیت شور و شادی ها دارد
با تو خزان من بهاران
با تو شبم ستاره باران از نورافشانی
چه بخواهی چه نخواهی
دل عاشق ره تو پوید به هر نشانی
دل و جان سرمست از شوق نگاه تو
همه جا حیرانم دیده به راه تو
که بدین روح افزایی زیبایی رویایی چون بهشت جاودانی
چه شود گر بازآیی چون نفس باد سحر
می رسدم جان دگر
دیده کشد سوی تو پر
همسفرم شو که می توانی
پر و بالم را با دیدارت کی بگشایی؟
تب و تابم را با لبخندت کی بنشانی؟
با یادت سرمستم ای نگاه آسمانی
یادم کن تا هستم ای امید زندگانی.
( استادفریدون مشیری )
تقدیم به مهربان دوست

غیرازهنرکه تاج سرآفرینش است
دوران هیچ منزلتی پایدارنیست
سلام به دوستداران نوا و نغمه های کهن !
13 آذرماه مصادف بود بادرگذشت ( استاد آواز جلال الدین تاج اصفهانی) اما متاسفانه به دلایل مختلف نتوانستم به موقع پستی برای بزرگداشت این استاد ارزنده موسیقی ایران به شماعزیزان تقدیم کنم .
دراین پست یک اجرای ناب تصویری هدیه دوست هنرمند و نازنینم جناب ( محمد مصلایی) ، یک اجرای صوتی و تصنیف مشهورو دلنشین ( به اصفهان رو) را به محضرشما خوبان تقدیم میکنم امیدوارم ازدیدن و شنیدنش لذت و بهره لازم راببرید که حتما چنین خواهدبود .
استادان ازراست :( تاج ، کسایی ، ادیب خوانساری)

زندگي تاج در يك نگاه
در سال 1282 شمسي، خداوند پسري به شيخ اسماعيل واعظ اصفهاني كه به تاج الواعظين معروف بود، عطا كرد كه نامش را جلال گذاشت. شيخ اسماعيل پدر جلال علاوه بر اينكه منبر گرم و گيرايي داشت، از صداي دلنشيني هم برخوردار بود. او طبق رسم زمان خويش، با گوشهها و رديفهاي آوازي ايران نيز آشنايي داشت. جلال نيز، صدا و حنجره را از پدرش به ارث برده بود و اين موضوع را اهل خانواده ميدانستند، مگر پدر جلال! سرانجام زمان مدرسه رفتن جلال رسيد. پدر، او را به مدرسه <عليه> سپرد. اين مدرسه در بازارچه رحيمخان در نزديكي مسجد رحيمخان واقع بود و با منزلشان فاصلهاي نداشت. جلال در مدرسه به خاطر صوت خوشي كه برخوردار بود، مكبري، موذني و قرائت قرآن را برعهده داشت.
استادتاج درکنارپدر

مكاشفه پدر
يك روز عصر، وقتي جلال 9ساله از مدرسه برميگشت، با خود آوازي را زمزمه ميكرد. غافل از اينكه پدر، برخلاف معمول در منزل حاضر است. وقتي جلال پايش را از هشتي به داخل حياط ميگذارد، پدرش او را صدا ميزند.
جلال به لكنت ميافتد. در اين هنگام پدر با چهرهاي گشاده و ملاطفتآميزي به فرزندش ميگويد: <جان پدر، تو صدايت خوب است و قشنگ آواز ميخواني، حالا كمي براي من هم بخوان.> و به اين صورت پدر، تاج را به دست معلمان آواز ميسپرد.
استادان :( شهناز و کسایی درکناراستاد ابوالحسن خان صبا)

يادگيري الفباي موسيقي
آن روزها به جلال چون فرزند شيخ اسماعيل تاج الواعظين بود، <تاجزاده> ميگفتند. جلال تاجزاده از 9سالگي، تعليم آواز را شروع كرد. ابتدا پيش پدرش با مقدمات و اصول رديفها آشنا شد و سپس پدر او را به مرحوم آسيد عبدالرحيم اصفهاني استاد مسلم آواز آن زمان سپرد.
سپس پدر تاج براي اين كه او را با گوشههاي سازي در رديفها آشنا كند، تاج را به خدمت شادروان نايب اسدالله نيزن معروف برد. تاج زمان نسبتاً طولاني در خدمت نايباسدالله ظرايف آواز ايراني را فرا گرفت.
مرحوم شادروان ميرزا حسينخان ساعتساز، معروف به خضوعي، آخرين استادي بود كه تاج بنا به توصيه پدر به نزدش رفت. در اين هنگام بود كه تاج، اندك اندك در محافل ميخواند و آوازه تسلط او بر آواز ايراني همه جا را پر كرده بود.
اولين تجربه آواز
تاج در نوجواني با مرحوم حسينخان اسماعيلزاده، استاد معروف كمانچه آشنا ميشود و اولين باري كه قرار بوده به همراه ساز حسينخان آواز بخواند، حسين خان، ساز را كوك ميكند و هنوز جمله اول درآمد را نزده، تاج با عجله شروع به خواندن ميكند! مرحوم حسينخان اسماعيلزاده با لبخندي ميگويد: پسرم، در خواندن اينقدر عجله نكن صبر داشته باش تا من درآمد را آغاز بكنم، سپس چهار مضرابي هم بزنم وقتي مجلس سرحال آمد و نيز خودت هم كاملاً سرذوق آمدي، آنوقت شروع كن به خواندن.

استاد تاج به روایت و قلم استادبی بدیل آوازایران استاد محمدرضاشجریان
تاج برخلاف اينكه استادان انگشتشماري داشت، شاگردانش فراوان بودند. او در تعليم با لطف پدرانهاي كه داشت با اصرار هر كسي را كه حتي دو دانگ صدا داشت، تشويق به خواندن ميكرد. و اغلب، خود نيز براي تشويق شاگردان جوان و تازهكارش، بدون هيچ تعارف و تكلفي، چند بيت مناسبي زمزمه ميكرد تاج از شاگردانش به عنوان شاگرد نام نميبرد، بلكه با نام دوست و رفيق ياد ميكرد.
استاد شجريان درباره شاگردان تاج ميگويد: <به غير از آقايان مرتضي شريف و اصغر شاهزيدي كه به صورت مستقيم شاگرد تاج بودهاند، عده زيادي هم غيرمستقيم شاگرد تاج بودند. اين عده از روي صفحات و نوارهاي تاج با سبك آواز او آشنا ميشوند و روش او را ادامه ميدهند كه در اين ميان ميتوان به خواننده خوشصداي معاصر آقاي حسين خواجهاميري (معروف به ايرج) اشاره كرد. خود من (شجريان) نيز مقداري روش جملهبندي و تركيببندي در تحرير را از سبك آوازخواني تاج به كار گرفتهام. بارها و بارها در محضرش بودهام. هم از آواز و هم از ارشادشان فيض فراوان بردهام.>
استاد شجريان در ادامه ميگويد:
آخرين باري كه در محضر اين هنرمند بزرگوار بودم، چهاردهم آبان 1360 درست يك ماه قبل از درگذشت ايشان به اتفاق استاد حسن كسايي و آقاي محمد موسوي (نوازنده ني و شاگرد حسن كسايي) آقاي پرويز مشكاتيان (نوازنده سنتور) آقاي ناصر فرهنگفر مهر، آقاي منوچهر غيوري (شاگرد وفادار كسايي) شاطر رمضان و چند تن ديگر از هنر دوستان تهراني و اصفهاني كلبه محقر مرا به قدوم شريف خود آراسته بودند. در آن روز كسايي براي شادروان تاج كه خيلي افسرده به نظر ميرسيد با ني، دشتي درآمد كرد و تاج با غزلي از سعدي به اين مطلع:
تاجم نميفرستي تيغم بر سر مزن
مرهم نميگذاري زخمم دگر مزن
آوازي با نهايت قدرت تأثير خواند كه در حقيقت عقدهگشايي دلآزردگيهايش بود. پس از فرود آواز ايشان تكليف كردند كه چيزي بخوانم من هم اطاعت امر استاد كرده چند بيتي خواندم كه طبق معمول مورد ستايش و لطف پدرانه ايشان قرار گرفتم. شادروان تاج مردي بود سليمالنفس و با مناعت طبع هرگز در طول مدت زندگياش به خاطر مال دنيا و مسائل مادي به كسي كرنش نكرد و به اين خاطر مدح كسي را نگفت. و از همه تعريف و تمجيد ميكرد و همه را با نام خير ياد ميكرد. شايد كسي به خاطر نداشته باشد كه او حتي يك بار از كسي گلايه كند و يا از كسي بد بگويد او حتي اگر از كسي رنجشي ميديد و خاطرش آزرده ميشد، اين رنج و آزردگي را با سكوت بزرگوارانهاي تحمل ميكرد. تاج از استادانش با احترام فراواني ياد ميكرد. با دوستانش با مهرباني و عطوفت رفتار ميكرد و حتي تا آخرين روزهاي عمرش به اغلب دوستانش سركشي و احوالپرسي ميكرد. او با شاگردانش نيز مهربان بود و مانند پدري خود را موظف به غمخواري آنان ميدانست. شادروان تاج در زندگي يك همسر اختيار كرد و هميشه از او به عنوان يك كدبانوي خانهدار مهربان و دلسوز كه موجب و موجد گرمي كانون خانوادگي اوست نام ميبرد. خداوند به تاج از اين همسر شش فرزند عطا كرد؛ چهار دختر به نامهاي: تاجي، پروين، هما، پروانه و دو پسر به نامهاي: همايون و جمشيد
توضیح درمورد اجرای تصویری :
تصنیف مشهور( آتش دل ) که باهمراهی استاتید فقید جلیل شهناز و حسن کسایی و ...؟ درجشن هنرشیراز دربارگاه بامعنویت حافظیه اجراشده است .
توضیح درمورد اجرای صوتی :
این اثرزیبا درمایه ( ابوعطا) باهمکاری استادان ( تاج ، جلیل شهناز و حسن کسایی ) اجراشده است . کلام این اثر ازخداوندگارسخن ( سعدی ) می باشد بااین مطلع :
بخت آیینه ندارم که در او مینگری
خاک بازار نیرزم که بر او میگذری
من چنان عاشق رویت که ز خود بیخبرم
تو چنان فتنه خویشی که ز ما بیخبری
شرح تصنیف بسیارزیبای به اصفهان رو :
دردوران تبعید ملک الشعرای بهار به اصفهان بهارتصمیم می گیرد شعری دروصف اصفهان بسراید این تصمیم مقارن باسفر استاد علی اکبرخان شهنازی به اصفهان میشود . بهارازاستادشهنازی میپرسد آیا آهنگی دارد تا برآن شعری بسراید؟ و استادشهنازی می گوید : به تازگی رنگی دربیات اصفهان ساخته ام که میشود آنراسنگین تراجرانمود . ملک الشعرا هم میپذیرد و شعری روی آن میگذارد که بنداولش چنین است :
به اصفهان رو تابنگری بهشت ثانی
بعدازساختن تصنیف آنرادراختیاراستاد تاج میگذاردو این شاهکارپدید می آید .
به اصفهان رو كه تا بنگري بهشت ثاني
به زنده رودش سلامي زچشم ما رساني
ببر از وفا كنار جلفا به گلچهرگان سلام مارا
شهر پر شكوه، قصر چلستون، كن نظر به چارباغش
گر شد از كفت يار بي وفا، كن كنار پل سراغش
بنشين در كرياس، ياد شاه عباس، بستان از دلبرمي
بستان پي در پي، مي از دست وي، تا كي؟ تا بتواني
ساعتي در جهان خرم بودن، بي غم بودن، بي غم بودن
با بتي دلستان همدم بودن، محرم بودن، با هم بودن
اي بت اصفهان، زان شراب جلفا، ساغري در ده مارا
اما غريبيم اي مه، برغريبان، رحمي كن خدا را
سلام به دوستان نازنینم !
" بوسه بردست تنهاترین زن " عنوان گزارشی ازدیدار آبروی موسیقی ایران " استاد حسین علیزاده " ازبانوی هنرمند کردستان " فتانه ولیدی " است ، که چندی پیش دوست و داداش عزیزم " سیناجان " بنده رو به خواندن و شنیدنش دعوت کرد . دوست دارم شماهم این پست رو دروبلاگ وزین و زیبای ( ژیگان )بخونید و نظرات خوبتان رادرباربد بنویسید . اگرسوالی یا مطلبی داشتید ، آقا سینا حضور دارند و جواب خواهند داد .
برای خواندن این پست و دانلود فایل صوتی بانو " فتانه ولیدی " روی عکس کلیک کنید

سلام به شمادوستداران نواهای کهن !
دراین پست دو شماره دیگرازسری برنامه های بسیارپربار رادیویی گلچین هفته ،که سالهای قبل ازانقلاب (روزهای جمعه هرهفته ) به مدت یک ساعت ،ازرادیو پخش میشد رابه شمادوستدارن موسیقی اصیل ایرانی تقدیم میکنم .
قبلا درهمین تارنما شماره های ( 1 - 2 و 3 ) ازگلچین هفته ،رابه شماخوبان عرضه کرده ام ، اکنون شماره های ( 4 و 5 ) رادریافت کنید ، بشنوید و لذت ببرید .
*برای طولانی نشدن کلام ازآوردن شعرهای این دو برنامه خودداری کردم .
دوستان عزیز!
برای دریافت شماره های قبل این برنامه میتوانید به ( آرشیو موضوعی / گلچین هفته ) تارنمای باربد مراجعه کنید.همانطورکه قبلاهم عرض کردم هدف بنده کمترین ازانتشاراین آثارناب و تاحدودی کمیاب حفظ گنجینه دلنشین موسیقی اصیل و آشنایی شمادوستان بااین آثاراست بنابراین خواهش دارم در معرفی این سرمایه های فرهنگی به خانواده و اطرافیانتان کوشاباشید .

واقعا کاش این برنامه رادیویی بسیارمفید و ارزشمند بعدازانقلاب هم بااندک تغییراتی ،ادامه پیداکرده بود ،چراکه دربالابردن سطح سلیقه شنیداری مردم عام جامعه ،بسیارنقش داشته است به آن سبب که معمولا رادیو را میتوان درهرخانه ای دوریا نزدیک پیداکرد. امامتاسفانه این برنامه هم مانند صدها برنامه مفید دیگر ،قربانی تندرویهای نابجای برخی ازمدیریت های فرهنگی صداوسیما شد که ابتدای انقلاب معمول بود و هنوزهم ...

هنرمندان :
پروانه - پوران - استاد غلامحسين بنان - هايده - منتشري - سيما بينا
معرفی برنامه رادیویی گلچین هفته شماره (4) :
ترانه اي در افشاري ( صبح شد باز ) با صداي پروانه
نوازندگان : ( جليل شهناز - اصغر بهاري - ناصر ابوترابي ، استاد جهانگير ملک ، منصور صارمي ، حسن ناهيد ، ابوالقاسم داروغه )
اجراي جديد با صداي پوران
دستي نگيرد دوست من ( با صداي پوران )
سالروز درگذشت خالقي و فرحي ، ( آهنگ مي ناب بر روي غزلي از حافظ ) با صداي استاد غلامحسين بنان با رهبري روح اله خالقي
* تصنیف ( می ناب ) بعدازگذشت 14 سال ازساخت آن اولین بار دربرنامه گلچین هفته شماره 4 پخش شده است .
ميميرم ( با صداي هايده و شعر رحيمي )
ترانه گيلکي ( مي گيلان با صفايه ) ( با صداي همشهري با همراهي ارکستر ملي )
سيما بينا ( آهنگ ساخته حسن يوسف زماني )
برنامه رادیویی ( گلچین هفته ) شماره (4) 

مرضيه - عبدالوهاب شهيدي - عهديه - حبيب اله حبيبنالله بديعي - مهستي
مرشد مرادي - گودرزي
معرفی برنامه رادیویی گلچین هفته شماره (5) :
آتشم زد ( آهنگ منوچهر لشکري شعر :سيمين بهبهاني ، تنظيم :جواد معروفي ، با صداي مرضيه )
بگذشت ( با صداي عبدالوهاب شهيدي ، شعر از استاد شهريار )
عزيزم سوزه ( تنظيم فريدون شهبازيان )
جانان ميرود ( با صداي عهديه ، آهنگ از جواد معروفي ، شعر از خانلري )
قطعه اي در دستگاه سه گاه با تمبک استاد جهانگير ملک سنتور منصور سارمي، ويلون حبيب الله حبيبنالله بديعي
چرا ؟ ( با صداي حبيب اله بديعي / ويلون حبيب الله بديعي )
* اولین باربود که صدای استادحبیب الله بدیعی رو میشنیدم فک نمیکردم صدایی به این گیرایی و دلنشینی داشته باشد شماهم حتمابشنوید
چرا ؟ (با صداي مهستي ، ويلون حبيب اله حبيبنالله بديعي )
عزلي از خافظ ( مرشد مرادي )
* ازقسمت های جالب برنامه گلچین هفته استفاده ازموسیقی زورخانه ای می باشد که نشان ازمخاطب قراردادن طیف وسیعی ازشنوندگان دراین برنامه دارد .
بس کن دلا ديوانه مشو ( با صداي گودرزي ، شعر ابراهيم محسني )
* جناب گودرزی علاوه برخواندن سرودهای انقلابی ، قبل ازانقلاب بابرنامه گلها هم همکاری داشته اند .
رنگ ناز ساخته علي نقي وزيري ، ( اجرا توسط گروه فرامرز پايور )
برنامه رادیویی ( گلچین هفته ) شماره (5) 


روزهای بی محبت می رود ازروزگار
می رسد عاشق به عشق کوی یار
می دهد عشق زمین این روزبار
می دهد عاشق به دست یار، نار
نزدفرهاد، بیستون یک تل خاک
عشق سازداین زمین راپاک پاک
دلبران عاشق لیلی سرشت
مشق عشق راباجنون خواهندنوشت
می کندعشق هرسیاهی راسپید
عشق درجان زمین خواهددمید
هرچه جور و بی وفایی مرده باد
روزگارت پرزعشق ، پاینده باد

سلام به شمادوستداران فرهنگ و هنر ناب ایران زمین !
29بهمن ماه مصادف است با تولد شوالیه موسیقی ایران ( استادشهرام ناظری ) و همچنین جشن روزعشاق ایرانی ( سپندارمذگان ) به همین بهانه ضمن تبریک این دومناسبت زیبابه شماخوبان تصمیم گرفتم یک آلبوم ناب ازاین اسطوره موسیقی ایران بانام ( دل شیدا ) به شماتقدیم کنم و هم اینکه مطالبی کوتاه درباره ریشه و اساس این جشن بزرگ ایرانی به شماخوبان ارائه نمایم مسلم است که شناختن آداب و رسوم کهن ایران عزیزمان نیازبه مطالعه و تحقیق بیشترازسوی همه مادارد چراکه ملتی که هویتش رانشناسد دزدان فرهنگی ازبیرون به او خواهند شناساند که این حقارت ، برای ماننگیست بزرگ .
هرسال مصادف باروزعشق فرنگی (Valentine) بیاد این بیت زیبای و بجای حافظ بزرگ میافتم که میفرماید:
سالها دل طلب جام جم ازمامیکرد
آنچه خودداشت زبیگانه تمنامیکرد
ماامروزهرآنچه که خودداشته ایم و مبدع اون دردنیای باستان بوده ایم رو باید ماه و روزش رو ازفرنگی هابشنویم و اگرازاین غصه بمیریم رواست چراکه مابه کلی ملیت و ایرانیت خود رابه دست فراموشی سپرده ایم حال بماند که دست هایی درکاراست که مارابه سمت آلزایمرمصلحتی میکشاند و مانیز درد آورپذیرفته ایم که این گونه باشیم و بدا بحال ملتی که هویت و پیشینه ی تاریخی و فرهنگی خویش رافراموش کند
ولنتاین چیست؟
از هر بچه مدرسه ای که در مورد والنتاین سوال کنی می داند که “در قرن سوم میلادی که مطابق می شود با اوایل امپراطوری ساسانی در ایران، در روم باستان فرمانروایی بوده است بنام کلودیوس دوم. کلودیوس عقاید عجیبی داشته است از جمله اینکه سربازی خوب خواهد جنگید که مجرد باشد. از این رو ازدواج را برای سربازان امپراطوری روم قدغن می کند. کلودیوس به قدری بی رحم و فرمانش به اندازه ای قاطع بود که هیچ کس جرات کمک به ازدواج سربازان را نداشت. اما کشیشی به نام والنتیوس (والنتاین)،مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می کرد. کلودیوس دوم از این جریان خبردار می شود و دستور می دهد که والنتاین را به زندان بیندازند. والنتاین در زندان عاشق دختر زندانبان می شود. سرانجام کشیش به جرم جاری کردن عقد عشاق، با قلبی عاشق اعدام می شود… بنابراین او را به عنوان فدایی و شهید راه عشق می دانند و از آن زمان نهاد و سمبلی می شود برای عشق!”
اماکمترایرانی است که بداند ایرانیان از20 قرن پیش ازمیلاد روزی بنام روزعشاق داشتند
جالب است بدانید که این روز در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با 29 بهمن، یعنی تنها 4 روز پس از والنتاین فرنگی! این روز “سپندار مذگان” یا “اسفندار مذگان” نام داشته است. (البته به گفته دانشمندان گاهشمارایرانی تاریخ دقیق سپندارمذگان همان 5 اسفندماه هرسال است که این اختلاف ناشی ازتقویم دینی زرتشتیان است که سپندارمذگان رو 29 بهمن ماه اعلام کرده اند ) فلسفه بزرگداشتن این روز به عنوان ( روزعشق ) به این صورت بوده است که در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب می کردند و علاوه بر اینکه ماه ها اسم داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. بعنوان مثال روز اول “روز اهورا مزدا”، روز دوم، روز بهمن (سلامت، اندیشه) که نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت یعنی “بهترین راستی و پاکی” که باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهریور یعنی “شاهی و فرمانروایی آرمانی” که خاص خداوند است و روز پنجم “سپندار مذ” بوده است. سپندار مذ لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن.
زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می ورزد. زشت و زیبا را به یک چشم می نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق می پنداشتند.
عاشق شو ارنه روزی کارجهان سرآید
ناخوانده نقش مقصود ازکارگاه هستی
( حافظ )

و اما درباره آلبوم بسیارزیبای ( دل شیدا ) ازگروه اساتید :
قبل ازهرچیزازهمه مخاطبان و استاتیدبزرگوار که درآفرینش این اثرنقش داشته اند بابت ارائه کامل این آلبوم کمال عذرخواهی رو دارم راستش ابتداتصمیم گرفتم یک تصنیف ازاین آلبوم رو برش بدم و به شماتقدیم کنم اماواقعیت امراینکه قسمت های مختلف این اثردلنشین چنان بهم پیوسته است که شنیدن تصنیف بدون آوازهای استادناظری و نوازندگی نوازندگان بزرگانی چون پایور و شنهازو اسماعیلی چندان لطفی ندارد .
( دل شیدا ) نام آلبومی است دردستگاه ( اصفهان ) .نوازندگی این اثربرعهده بزرگان موسیقی بوده است که به سرپرستی ( استاد فرامرزپایور) برروی کلام خداوندگارسخن ( سعدی )به صورت آوازاجراشده است .این آلبوم درسال 1367 ساخته شد که حاصل اولین همکاری استادناظری بااستادپایوراست .ازآنجاکه استادناظری دوست دارد درخواندن شعرو میزان کشش ها و تحریرها آزاد و رهاباشد و استادپایور نیزبه نظم خاصی دراجراپایبند بوده است لذا کاراستادبامحدودیت هایی روبه روبوده است امادرعین حال لطافت و زیبایی خاص این اثراونقدردلنشین و گیراست که دل هرشنونده ای رو به تسخیرخود درمی آورد .

نوازندگان این اثرعبارتند از:
حسن ناهید : نی
حسن منوچهری : عود
حسین فرهاد پور: قیچک / ویولن
محمدمقدسی : ویولن
سعیدثابت : سنتور
هادی آزرم : ویولن
هادی منتظری : کمانجه
مهرداد دلنوازی : تار
سیامک رئوفی : ویولا
سیامک بنایی : تمبک
گروه اساتید :
استاداصغربهاری : کمانچه
استادجلیل شهناز: تار
استادمحمداسماعیلی : تمبک

روی الف :
پیش درآمد اصفهان : ساخته استاد فرامرز پایور
درآمد اصفهان: آواز همراه با سنتور – همنواز آواز استاد فرامرز پایور
چهار مضراب اصفهان: سنتور و تنبک
بیات راجع: آواز همراه با کمانچه – همنواز آواز استاد علی اصغر بهاری
تصنیف قدیمی “باشد از لعل” تصنیف “من ندانستم” تنظیم استاد فرامرز پایور
ضربی عشاق: ساخته استاد ابوالحسن صبا (بدون واژه)
![]()
شب فراق که داند که تا سحر چند است
مگر کسی که به زندان عشق دربند است
بگفتم ازغم دل راه بوستان گیرم
کدام سرو به بالای دوست مانند است
پیام من که رساند به یار مهرگسل
که برشکستی و ما را هنوز پیوند است
قسم به جان تو گفتن طریق عزت نیست
به خاک پای تو وان هم عظیم سوگند است
که با شکستن پیمان و برگرفتن دل
هنوز دیده به دیدارت آرزومند است
بیا که بر سر کویت بساط چهره ماست
به جای خاک که در زیر پایت افکندهست
خیال روی تو بیخ امید بنشاندست
بلای عشق تو بنیاد صبر برکند است
عجب در آن که تو مجموع و گر قیاس کنی
به زیر هر خم مویت دلی پراکند است
اگر برهنه نباشی که شخص بنمایی
گمان برند که پیراهنت گل آکند است
ز دست رفته نه تنها منم در این سودا
چه دستها که ز دست تو بر خداوند است
فراق یار که پیش تو کاه برگی نیست
بیا و بر دل من بین که کوه الوند است
ز ضعف طاقت آهم نماند و ترسم خلق
گمان برند که سعدی ز دوست خرسند است
( سعدی )

روی ب :
مقدمه عشاق اصفهان : ساخته استاد فرامرز پایور
بیات راجع: تکنوازی بربت
چهارمضراب عشاق: تار و تنبک – تار : استاد جلیل شهناز
عشاق: آواز همراه با تار
تصنیف آب حیات و از غم عشق- تنظیم استاد فرامرز پایور
![]()
مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست
یا شب و روز بجز فکر توام کاری هست
به کمند سر زلفت نه من افتادم و بس
که به هر حلقه موییت گرفتاری هست
گر بگویم که مرا با تو سر و کاری نیست
در و دیوار گواهی بدهد کاری هست
هر که عیبم کند از عشق و ملامت گوید
تا ندیدست تو را بر منش انکاری هست
صبر بر جور رقیبت چه کنم گر نکنم
همه دانند که در صحبت گل خاری هست
نه من خام طمع عشق تو میورزم و بس
که چو من سوخته در خیل تو بسیاری هست
باد خاکی ز مقام تو بیاورد و ببرد
آب هر طیب که در کلبه عطاری هست
من چه در پای تو ریزم که پسند تو بود
جان و سر را نتوان گفت که مقداری هست
من از این دلق مرقع به درآیم روزی
تا همه خلق بدانند که زناری هست
همه را هست همین داغ محبت که مراست
که نه مستم من و در دور تو هشیاری هست
عشق سعدی نه حدیثیست که پنهان ماند
داستانیست که بر هر سر بازاری هست
(سعدی )

سلسه موی دوست حلقه دام بلاست
هرکه دراین حلقه نیست فارغ ازاین ماجراست
دلبرتوکه بی وفا نبودی
پرجورو جفاتوکه نبودی
من ازدست تو ای حبیبم
که دارم گله بسیارتورا
جورو مراحوصله بسیار

ازغم عشقت دل شیداشکست
شیشه می درشب یلدا شکست
بسکه زدم ریگ بیابان به کف
خارمغیلان همه درپاشکست
ماهمه چشمیم و تو نورای صنم
چشم بدازروی تو دورای صنم
زلف و به رخسارچو افشان کنی
حالت جمعی راپریشان کنی
وایو به حال دل شیدادل شیدای من
من ازتو دوری نتوانم دگر
کزتو صبوری نتوانم دگر
( کلام تصنیف بوته چین/ علی اکبرخان شیدا)
زنده باشی استاد
تولدت مبارک
قسمت ( ب ) آلبوم زیبای ( دل شیدا) 
