پست ثابت
با عرض پوزش برای یه مدتی در خدمتتون نیستم
و بعد از مدتی برخواهم گشت به امید اینکه بازم از من یاد کنید
ممنون
خوشحال میشم به اولین لینک هم سر بزنید
با عرض پوزش برای یه مدتی در خدمتتون نیستم
و بعد از مدتی برخواهم گشت به امید اینکه بازم از من یاد کنید
ممنون
دلم برای یک نفر تنگ است ...
نه میدانم نامش چیست ...
و نه میدانم چه میکند ...
حتی خبری از رنگ چشم هایش هم ندارم ..
رنگ موهایش را نمی دانم ..
لبخندش را هم ...
فقط میدانم که باید باشد و نیست ...
ما جوان بودیم ، خود را در جوانی باختیم
در قمار زندگانی ، زندگی باختیم
پهلوان بودیم
شمع راه صدها ناتوان
راه کج رفتیم و دل در ناتوانی باختیم
کس دل ما را به یک شب میهمان خود نکرد
ما تمام عمر خویش را در میزبانی باختیم
فصل خوب سادگی کو ؟
کودک خوشحال دیروز غرق در غم های امروز
یاد باران رفته از یاد ، آرزو ها رفته بر باد

سلام بر تو آااای عشگ من
میدونم که صدامو شناختی پس خودمو معرفی نمیکنم
شایدم نشناختی، منم گضنفر
آااه ای عشگ من، چند روز که دلم برات گرفته و گلبم مثل یه ساعت دیواری
هر دگیگه شصت لیتر آب را تگسیم بر مجذور مربع میکنه، حالا بگو بگال
محل ما چند سالشه؟
امروز یاد آن روزی افتادم که تو من را دیدی و یک دل نه صد دل من را عاشگ
خودت کردی. یادت میآید؟
ای بابا عجب گیجی هستی، یادت نمیآید؟
خیلی خنجی، خودم میگم. اون روز که من زیر درخت گیلاس سر کوچه، لبو
کوفت میکردم با بربری. ناگهان پدرت تو را با جفتک از خانه بیرون انداخت و
من مثل اسب به تو خندیدم، خیلی از دست من ناراحت شدی. ولی با
عشگ و علاگه به طرف من آمدی. خیلی محکم لگدی به شکم من زدی و
رفتی. آن لگد را که زدی برگ از چشام پرید و حسابی عاشگت شدم.
از آن به بعد هر روز من زیر درخت گیلاس میایستادم تا تو را ببینم، ولی
هیچوگت ندیدم. اول فکر کردم که شاید خانه تان را عوض کردید ولی بعدا
فهمیدم درخت گیلاس را اشتباه آمده بودم.
یک گاب عکس خالی روی میزم گذاشتم و داخل آن نوشتم "عشگم" هروگت
آن را میبینم به تو فکر میکنم و تصویر تو را به ذهن میآورم. اینم بگم که
من بدجوری گیرتیم هااااااااا ! مثلا همین دیروز داداشم داشت به گاب نگاه
میکرد، دو تا زدم تو سرشو بهش گفتم مگه تو خودت ناموس نداری به دختر
مردم نگاه میکنی؟
راستی
این شمارهای که به من دادی خیلی به دردم خورد. هر روز زنگ
میزنم و یک ساعت باهات درد دل میکنم و تو هم هی میگی "مشترچ مورد
نظر در شبکه موجود نمیباشد" من که میدونم منظورت از این حرفا چیه!
منظورت اینه که تو هم به من عشگ میورزی، مجه نه!؟
یه چیزی بهت میگم ولی ناراحت نشی، گوساله! این چه وضع ابراز
عشگه؟
ناراحت شدی؟ خاچ بر سر بی جنبت!! آدم انگد بی جنبه؟
ولی میدونم یکی از این روزا سرتو میندازی پایین و عین بچهٔ آدم میای تو
خونهٔ من، راستی خواستی بیای ده تا نون بربري هم سر راهت بجیر!
یه روزی میام خواستگاریت، میخوام
خیلی گرم و صمیمی باباتو ببوسم و
چندتا شوخی دستی هم باهاش میکنم که حسابی اول زندگی باهم
رفیگ بشیم، راستی کلهٔ بابات مثل نور افکن میمونه. بعد عروسی بهش بجو
خیلی طرف خونهٔ ما پیداش نشه. من آدم کچل میبینم مزاجم بهم میریزه!
چند وگت پیش یه دسته گل برات از باگچه کندم که سر کوچتون دادمش
به
یه دختر دیگه، فچر بد نکن! دختر داشت نگاهم میکرد منم تو رودرواسی جیر
کردم گل رو دادم بهش، اونم لبخند ملیحی از ته روده اش به من زد. درسته
دختره از تو خیلی خوشگل تر بود ولی چیکار کنم که بیخ ریش خودمی.
راستی من عاشگ گورمه سبزی
ام (البته بعد از تو) اگه برام خواستی
درست کنی حواست باشه، بی نمک بشه، بسوزه، بد طعم بشه همچی
لگدي بهت میزنم كه نفهمي از من خوردي يا از خر!
خلاصه اینکه
بی گراری نکن، یه خط شعر هم برات گفتم. خوشت اومد اومد،
نیومد به درک!
بی تو مهتاب شبی گضنفر باز از آن کوچه گذشت
فکر نکن یاد تو بودم آ، داشتم اونجا ول میگشتم
گضنفر تو

نمیبینم زیبایی های دنیا را آنگاه که تویی زیبایی های دنیایم!
نمیشنوم صدایی را آنگاه که صدای مهربانت در گوشم زمزمه میشود و مرا آرام میکند!
آن عشقی که میگویند تو نیستی ، تو معنایی بالاتر از عشق داری و برای من تنها یک عشقی!
… از نگاه تو رسیدم به آسمانها ، آن برق چشمانت ستاره ای بود که هر شب به آن خیره میشدم!
باارزش تر از تو ، تو هستی که عشقت در قلبم غوغا به پا کرده !
قدم به قدم با تو ، لحظه به لحظه در فکر تو ، عطر داشتنت ، ماندن خاطره هایی که مرور کردن به آن در آینده ای نزدیک دلها را شاد میکند!
و رسیده ام به تویی که آمدنت رویایی بوده در گذشته هایم ، و رسیده ام به تویی که در کنار تو بودن عاشقانه ترین لحظه ی زندگی ام است