درد و غمم زیاده...

تاریک باد خانه ی مردی که نمی جنگد برای زنی که دوستش دارد!

 

خوش به حال آسمون که هر وقت دلش بگیره بی بهونه می باره ...
به کسی توجه نمی کنه ...
از کسی خجالت نمی کشه ...
می باره و می باره و ...
اینقدر می باره تا آبی شه ...
‌آفتابی شه ...!!!
کاش ...
کاش می شد مثل آسمون بود ...
کاش می شد وقتی دلت گرفت اونقدر بباری تا بالاخره آفتابی شی ...
بعدش هم انگار نه انگار که بارشی بوده

به عشقم رسیدم

دوستان عزیز سلام

خیلی دلم براتون تنگ شده

دیگه متأهل شدم

دیگه به اون عشقی که

دوسش داشتم و دارم رسیدم

البته دعای تمام شما دوستان خوبم

با من بوده و کمکم کرد.

لبیک یا حسین

**واقعأ دلم لرزید، خیلی قشنگه، بخونید**

حسین فریاد می زند: "هل من ناصر ینصرنی؟"
و من درحالی که نمازم قضا شده است می گویم:
لبیک یاحسین! لبیک...
حسین نگاه می کند لبخندی می زند و به سمت دشمن تاخت می کند...
و من باز می گویم:
لبیک یاحسین!لبیک...
حسین شمشیر می خورد من سر مادرم داد می زنم و می گویم:
لبیک یا حسین!لبیک...
حسین سنگ می خورد، من در مجلس غیبت می گویم:
لبیک یا حسین! لبیک...
حسین از اسب به زمین می افتد عرش به لرزه در می آید و من در پس نگاه های حرامم فریاد میزنم
لبیک یا حسین ! لبیک...

حسین رمق ندارد باز فریاد میزند: هل من ناصر ینصرنی؟
من محتاطانه دروغ میگویم و باز فریاد می زنم:
لبیک یا حسین لبیک...
حسین سینه اش سنگین شده است، کسی روی سینه است، حسین به من نگاه می کند می گوید: تنهایم یاریم کن...
من گناه می کنم و باز فریاد می زنم:

لبیک...
خورشید غروب کرده است...
من لبخندی می زنم و می گویم:
اللهم عجل لولیک الفرج...
به چشمان مهدی خیره می شوم و می گویم:
"دوستت دارم تنهایت نمی گذارم..."
مهدی به محراب می رود و برای گناهان من طلب مغفرت می کند.
مهدی تنهاست...حسین تنهاست..
من این را میدانم اما..

تو ای مرد ...

زن اگر شیطنت نکند . . . .

اگر برای گریه به آغوشت پناه نیاورد . . . .

اگر تمام حرفهایش را برای تو نگوید . . . .

اگر حسادتش را از روی بزرگی عشقش نبینی . . . .

اگر صدایش و بویتنش دلت را نلرزاند که زن نیست . . . .

زن سراسر ناز است و نیاز . . . .

و تو ای مرد . . . .

تو اسطوره زندگی زنی . . . .

همراه

" دردها " فراموش می شوند ،

ولی " همدردها " هرگز ،

آنهایی که حتی " یادشان "

هم زندگی را زیباتر

می کنند...     

خدایا دستامو بگیر

خدایا

خدایا...

بدون نوازش های تو...

میان دست های زندگی مچاله می شوم...

نوازشت را از من نگیر...

*•.*•.¸★★¸.•¨ اشک*•.*•.¸★★¸.•¨

وقتی یه دختر بخاطر یه پسر اشک میریزه ،
یعنی واقعا دوسش داره.  .  .


اما وقتی یه پسر بخاطر یه دختر اشک بریزه
یعنی دیگه هیچوقت
نمیتونه کسی رو مثل اون دوس داشته باشه

 

باران می آید و من بی چترم

پر شده ام ...
از تاریکی !
همچون خانه ای که
پنجره های اتاق آن یک به یک بسته می شوند ...
باد می آید ...
باران می آید ...
پنجره ها را باز میکنم
بی چتر به خیابان می زنم
تا ببینم خدا مرا چگونه نقاشی خواهد کرد ...

گریه کن

گریه کن تو میتونی پیش اون نمیمونی

اون دیگه رفته بسه تمومش کن


گریه کن ته خطه عشق تو دیگه رفته


تو دلش یکی دیگه نشسته تمومش کن


چشم به راه نشین اینجا میمونی دیگه تنها


گریه نکن دیگه اون نمیاد خونه


دست بکش دیگه از اون طفلکی دل داغون


اون دیگه خوشه فکر نکن حالتو میدونه


تنها میمونی ، آخه اینو میدونی مثل اون پیدا نمیشه


اشکات میریزه آخه اون واست عزیزه


تـوی قـلـبـته هـمـیـشــه


یادش میوفتی دلت آتیش میگیره


میگی کاش برگرده پیشم


راهی نداری تو باید طاقت بیاری


آخــه مـیـدونـی نـمـیـشــه

امشب شب جمعه است....

امشب شب جمعه است....

شب جمعه...

شب جمعه و تعطیلی و بساط گناه باز...

شب زنده داری های پر گناه...

بساط شوخی و خنده براه....

اه اقا...

دردم از اینه که شب جمعه قراره تو تو کعبه باشی ولی تو خیابونا با چشمانی تر پرسه میزنی....

با دلی اتش گرفته ناله میکنی...

کسی سعادت گوش دادن صدات و نداره...کسی ارادت شنیدن بوی تورو نداره...وغافلانه گناه...گناه....بازهم گناه میکنه....

شبای جمعه مجبوری از درد بری اشک خونتو برای جدت حسین بریزی....برای مادر بی حرمت زهرا(س)....