دل شکسته
به صد خاکستری در دامن پروانه میریزد...
نه چون انسان که بعد از رفتن همدم...
گل عشق درون دامن بیگانه میریزد...
به صد خاکستری در دامن پروانه میریزد...
نه چون انسان که بعد از رفتن همدم...
گل عشق درون دامن بیگانه میریزد...
وقتی ماندی تا اخر بمان
این تن.......خسته است..........
از نیمه رفتن ها.......
از نیمه ماندن هاا.........
هوای سرد بهانه است
هوای دیگری در سر دارد
یا برایش قصه ی تهیه زاپاس را دارید!
به او مردانه بگویید داستان از چه قرار است...
آستانه درد او بالاست!
یا میماند یا میرود
هر دو درد دارد....
اینجا زمین است حوا بودن تاوان سنگینی دارد.
او را به مقصد ِ مورد نظرش برسانید...
نه به مقصد ِ مورد ِ نظرتان!
دَر تاکسی خود را به در بچسبانید ، نه به او!تا دهنشو باز میکرد اب میرفت تو دهنشو نمیتونست بگه
دست کردم تو اکواریوم درش اوردم
شروع کرد از خوشحالی بالا پایین پریدن
بعضی زخم ها هستکه هر روز صبح باید پانسمانش
رو باز کنی و روش نمک بپاشی تا یادت نره
دیگه سراغ بعضی ادمها نباید رفت!!!!!!!!!!!
![]()
هنوز هستند پسرانی که بوی مردانگی میدهند
در دستانشان عزت یک مرد واقعی لمس میشود.میشود به انها تکیه کرد
دیشب که باران آمد.....
میخواستم سراغت را بگیرم
اما خوب میدانستم
این بار هم پیدایت کنم باز زیر چتر دیگرانی!!!!!!
همانند توست مرا دوست ندارد
احساس ندارد!
اما هرچه هست دل شکستن بلد نیست

دنیای خودم گرم است من دوست نمیخواهم
ساده بودم ساده
پاک مثل کف دست
من چه میدانستم ساده بودن سخت است
به تو دل خوش کردم
به تو عاشق بودم
شدم آیینه تو
صاف وصادق بودم
تو به من میگفتی ساده بودن زیباست
عشق مثل خود تو
ساده مثل خود ماست
عشق ساده نبود
عاشقی ساده نبود...
همسفر اهل سفر راهی جاده نبود
اتفاقی کوتاه عشق هم امد و رفت
قصه من این بود این سراغازم شد بعد از ان قصه عشق هم هم آوازم شد
این روزها
حتی اگر خون هم گریه کنی
عمق همدردی دیگران با تو یک کلمه است
اخی!!!!
میگویند عاشقت هستند .....برای همیشه
نه....................فقط تا وقتی که نوبت بازی با تو تمام شود!!!!!!!!
به سگ استخوان بدهی
دورت میگرده
واست دم تکون میده!!!!!!!!!!!
من به تو دل داده بودم....لعنتی!!!!!!!!!!
نه اسمش عشق است
نه علاقه
نه عادت.....
حماقت محض است...
دلتنگ کسی باشی.....
که دلش با تو نیست!!!!!!!!!!!!!

مرد.دختره ی خیر ندیده من تا نکشمت راحت نمیشم...
زن.آقا حالا یه غلطی کرد شما بگذر.نامحرم که خونمون نبوده.حالا این بنده خدا یه بار بلند خندیده....
مرد.بلند خندیده؟این اگه الان جلوشو نگیرم لابد پس فردا میخواد بره بقالی ماست بخره.نخیر نمیشه باید بکشمش....
_ _ بلاخره با صحبت های زن مرد خونه از خر شیطون پیاده میشه و دختر گناهکارشو میبخشه....
و برای تکه کلام هایت
که نمیدانستی فقط کلام تو نبود....
من هم به انها تکیه داده بودم......
دو تیکه خودم را به چهار قسمت تقسیم کنم
اما از روح خود در آن دمید
ما همیشه برای یافتن گنج خاک را میشکافیم
و شاید این فلسفه خلقت ماست
پس دوستم داشته باش
نه برای مشتی خاک
برای گنجی که درون آن پنهان است......
پرسید بهار؟گفتم لحظه های با تو بودن
دستاشو مشت کرده بود
بار دیگر حکم کن اما نه بی دل
بیا جهان را قسمت کنیم
آسمان برای من ابرهایش برای تو
گفتم این کلمه را از حفظ نمیگویم از ته دل میگویم گفتی دلم را نیز باور نداری
نمیگم برای تو من بهترینم
توی جعبه ای گذاشتم
اگه فرش زیر پام زمین خدا باشه