بهانه دلتنگی
همیشه یک بهانه برای درد دل هست...
هیچ وقت دلی بی بهانه نمی تپد...
نمیدانم بهانه ها دلگیرند یا دلها بهانه گیر؟
و چه قشنگ است بهانه دلتنگی!!!!!
..
یک برگشت..
یــک روز .. یــک جـایـی ..
بــه یـک هــوایــی ..
بـــرمیـــگـردد !
همــیشه یـک چـــیـزی ، بـــرای ِ جــامــانــدن هــست !
حتّــی ؛
یــک خـــاطـــره !!!....
شاید هیچ وقت نبودی..
بَعــضـــیـها فَقــَــط رَهْـــگُـذرنـــد
از هَمـــــــان اولْ...
میـ آینـــــــد کِهـ برونـــد
میـ آینــــــــد کِهـ نمانــنـد
یـــــادتْ بـــاشَـد
هیچــــ وقـــتْ دل نبندی به بودنـِشــــــانــْــ !!!
چــون وقتــــــی بــــرَونــْـد
تــــــو میـ مانـــی و دلی کِهـ
دیگـــــر تــــــا اَبـــَــد
دل نمیـ شــــود برایــَـتْ...
..
یه جـاهای قشنـگی تو زنـدگی هـست ..
اونی که زود میرنجه زود میره، زود هم برمیگرده. ولی اونی که دیر میرنجه
دیر میره، اما دیگه برنمیگرده ...
به یکجایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
رنج را نباید امتداد داد باید مثل یک چاقو که چیزها را میبره و از
میانشون میگذره از بعضی آدمها بگذری و برای همیشه قائله رنج آور را
تمام کنی.
به یکجایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
بزرگترین مصیبت برای یک انسان اینه که نه سواد کافی برای حرف زدن
داشتهباشه نه شعور لازم برای خاموش ماندن.
به یکجایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
مهم نیست که چه اندازه می بخشیم بلکه مهم اینه که در بخشایش ما چه مقدار
عشق وجود داره.
به یکجایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
شاید کسی که روزی با تو خندیده رو از یاد ببری، اما هرگز اونی رو که با
تو اشک ریخته، فراموش نکنی.
به یکجایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
توانایی عشق ورزیدن؛ بزرگترین هنر دنیاست.
به یکجایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
از درد های کوچیکه که آدم می ناله؛ ولی وقتی ضربه سهمگین باشه، لال می شه.
به یکجایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
اگر بتونی دیگری را همونطور كه هست بپذیری و هنوز عاشقش باشی؛ عشق تو کاملا واقعیه.
به یکجایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
همیشه وقتی گریه می کنی اونی که آرومت میکنه دوستت داره اما اونی که با
تو گریه میکنه عاشقته.
به یکجایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
كسی كه دوستت داره، همش نگرانته. به خاطر همین بیشتر از اینكه بگه دوستت
دارم میگه مواظب خودت باش.
و بالاخره خواهی فهمید که :
همیشه یک ذره حقیقت پشت هر"فقط یه شوخی بود" هست.
یک کم کنجکاوی پشت "همین طوری پرسیدم" هست.
قدری احساسات پشت "به من چه اصلا" هست.
مقداری خرد پشت "چه میدونم" هست.
و اندکی درد پشت "اشکالی نداره" هست.
....
زندگی چون گل سرخ است
پر از عطر... پر از خار... پر از برگ لطیف...
یادمان باشد اگر گل چیدیم
عطر و برگ و گل و خار همه همسایه دیوار به دیوار همند...!
یادم نرود..
یادم باشد به کسی حرفی نزنم که ناراحت شود
نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد
راهی نروم که بیراهه باشد
خطی ننویسم که آزار دهد کسی را
یادم باشد روز و روزگار خوش است
همه چیز رو به راه است و خوب.
تنها..تنها..دل من دل نیست
فقط هر لحظه امکان داره منفجر بشم...
..
یه توضیح کوتاه:
این ماه یه سالگرد قشنگ داشتم ..تولد مبارک
![]()
![]()
همه چیز خوب است
...
از تاریکی روزها برایت بگویم یا از سردی فاصله ها ببارم...
دلم می خواهد از این روزها و شبها برایت بگویم..
از این ثانیه ها ی لعنتی...
دلم می خواهد کسی مرا بفهمد...دلم می خواهد این زندگی را با تمام وجود تف کنم...دل چشمانم گریه می خواهد!
چشمانم را بستم و گفتم...
یادم تو را فراموش
بغض کردم اما نباریدم
گفتم بگذار جماعت خفته فکر کنند
همه چیز به کامم است...
گفتم بگذار فکر کنند....
قابل توجه یه بچه فضول
قالب بلاگم خیلی هم قشنگه.. ![]()
باید خرجش کنی..
دوستت دارمها را نگه میداری برای روز مبادا!!!!!??
دلم تنگ شدهها را، عاشقتمها را… این جملهها را که ارزشمندند
الکی خرج کسی نمیکنی!
باید آدمش پیدا شود!
باید همان لحظه از خودت مطمئن باشی و باید بدانی که فردا، از امروز
گفتنش پشیمان نخواهی شد!
سِنت که بالا میرود کلی دوستت دارم پیشت مانده، کلی دلم تنگ شده و
عاشقتم مانده که خرج کسی
نکردهای و روی هم تلنبار شدهاند!
فرصت نداری صندوقت را خالی کنی.! صندوقت سنگین شده و نمیتوانی با خودت بِکشیاش…
شروع میکنی به خرج کردنشان!
توی میهمانی اگر نگاهتکرد... اگر نگاهش را دوست داشتی...
توی رقص اگر پابهپایت آمد... اگر هوایت را داشت... اگر با تو ترانه را
به صدای بلند خواند ...
توی جلسه اگر حرفی را گفت که حرف تو بود... اگر استدلالی کرد که تکانت داد...
در سفر اگر شوخ و شنگ بود... اگر مدام به خندهات انداخت... و اگر
منظرههای قشنگ را نشانت داد
برای یکی یک دوستت دارم خرج میکنی، برای یکی یک دلم برایت تنگ میشود
خرج میکنی! یک
چقدر زیبایی، یک با من میمانی...
بعد میبینی آدمها
فاصله میگیرند، متهمت میکنند
به هیزی…به مخزدن... به
سواستفاده کردن ازاعتماد آدمها!
به پیری و معرکهگیری… اما بگذار به سن تو برسند!
بگذار صندوقچهشان لبریز شود، آنوقت حال امروز تو را میفهمند بدون
اینکه تو را به یاد بیاورند غریب است دوست داشتن.
و عجیب تر از آن است دوست داشته شدن...
وقتی میدانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد ...
و نفسها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده؛ به بازیش میگیریم
هر چه او عاشقتر، ما سرخوشتر، هر چه او دل نازکتر، ما بی رحم تر.
تقصیر از ما نیست؛
تمامیِ قصه هایِ عاشقانه، اینگونه به گوشمان خوانده شدهاند
دکتر شریعتی