سلام

به وبلاگ خودتون خوش اومدید

احتمالا همه شما بارها در طی گشت و گذارها، پیک نیک های خانوادگی یا سفرهایتان به صحنه هایی زیبا از طبیعت برخورده اید یا گونه های متنوعی از پرندگان، خزندگان و سایر جانورانی را دیده اید و از زیبایی آن ها لذت برده اید، اما آیا تابحال شده است که بخواهید نام و مشخصات کامل آن ها را بدانید و از ارزش و جایگاه آن ها در جهان هستی و کشور زیبایمان با خبر شید در این وبلاگ سعی می شود تا از گونه های با ارزش کشورمان اطلاعاتی در اختیار شما دوستان عزیز قرار بگیرد.

تصویب‌نامه‌ای که فاتحه محیط زیست ایران را می‌خواند!

  محمد درویش*

عضو هیئت علمی موسسه تحقیقات جنگل ها و مراتع کشور

در بیست و هشمین روز از اسفندماه 1391، یعنی در واپسین لحظه‌ها از آخرین روز کاری سال، یک شوک دیگر بر پیکر نحیف طبیعت ایران وارد شد که البته به دلیل تعطیلات نوروزی، ابعاد ویرانگر این شوک تا چند روز آشکار نشد و متأسفانه هیچ بازتاب رسانه‌ای هم نیافت.

ماجرا برمی‌گردد به آخرین مصوبه هیأت وزیران با عنوان: «تصویب نامه در خصوص تشکیل ستاد اجرایی استان به منظور اجرای مصوبات کارگروه توسعه بخش معدن در استان‌ها» که متن کامل آن در ویژه نامه شماره 558 روزنامه رسمی کشور منتشر شده و هم‌اکنون بر روی تارنمای روزنامه رسمی، قابل مشاهده است . همان طور که در بند ب از ماده 2 این مصوبه ملاحظه می‌شود، بهره‌برداری از محدوده‌های دارای پتانسیل معدنی در درون مناطق چهارگانه محیط زیست در راستای استفاده بهینه از ذخایر معدنی و راه‌اندازی معادن راکد در شمار وظایف ستاد اجرایی هر استان در حوزه فعالیت‌های معدنی قرار داده شده است .

مفهوم ساده‌ی این عبارت طولانی و نه چندان ساده این است که از این پس، سازمان حفاظت محیط زیست از نظر قانونی نمی‌تواند سد راه فعالیت‌های معدنی، حتی در درون مناطق چهارگانه تحت حفاظت خود شود، چه رسد به این که بخواهد بر کیفیت این فعالیت‌ها در بیرون مناطق تحت حفاظت رسیدگی و نظارت کند.

تأمل‌برانگیزتر آن که وقتی حتی مناطق چهارگانه در مورد فعالیت‌های معدنی از مصونیتی برخوردار نیستند، آشکار است که ادارات کل منابع طبیعی هم دیگر نمی‌توانند مانع فعالیت‌هایی مشابه در درون رویشگاه‌های جنگلی در شمال و غرب کشور شوند. این مسأله آشکارا نشان می‌دهد که مفاهیم یا قلمروهایی چون پارک ملّی، مناطق حفاظت شده، منطقه شکار ممنوع یا ذخیره‌گاه‌های جنگلی، اصولاً در نزد برنامه‌ریزان و کلان‌نگران در معاونت برنامه‌ریزی راهبردی ریاست جمهور و نیز اغلب اعضای کابینه‌ی دولت دهم محلی  توجه و ارزش ندارد و حال که چنین است، فلسفه‌ی وجودی سازمان حفاظت محیط زیست یا سازمان جنگل‌ها، مرتع و آبخیزداری کشور در چیست و چرا این دو نهادی که توانایی پاسداری از حوزه تحت امر خود را ندارند، باید همچنان به حیات خود ادامه داده و از بیت‌المال، سهم طلب کنند؟!

به نظر می‌رسد آقایان در رودربایستی مانده‌اند، وگرنه بدشان نمی‌آمد تا فرمان انحلال نهادهای حامی طبیعت ایران را هم یکجا مانند سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور صادر کنند. نکته‌ی شگفت‌آور در مورد این مصوبه‌ی دقیق آن است که هرچند بسیاری از اصحاب رسانه و فعالین محیط زیست، متوجه تصویب آن نشدند، اما آنهایی که باید بدانند، دانسته و بلافاصله در نخستین روزهای کاری سال جدید، درخواست‌های‌شان را به برخی از ادارات کل محیط زیست در مناطق زاگرس‌نشین ارائه داده‌اند تا مورد بررسی قرار گرفته و تصویب شود.

توجه آنهایی که با خوشبینی، می‌پندارند تصویب این مصوبه، یک اتفاق است و جریان یا اراده‌ای غالب برای کم‌رنگ‌کردن ملاحظات محیط زیستی در دولت وجود ندارد را جلب می‌کنم به مصوبه‌ی هشتم آذر 1388 شورای عالی حفاظت محیط زیست که در تصویب هفت منطقه‌ی حفاظت شده‌ی جدید، لحاظ شش شرط را الزامی کرد که نگارنده همان زمان از این مصوبه به عنوان یک قرارداد ترکمانچای جدید یاد کرد ! چرا که مطابق آن، مناطق حفاظت شده جدید، به شرطی پذیرفته می‌شوند و به سیاهه‌ی مناطق چهارگانه سازمان حفاظت محیط زیست افزوده می‌گردند که ادارات راه‌سازی بتوانند همچنان در آن جولان دهند؛ هر نوع رزمایش نظامی در آن برگزار گردد؛ نیازهای روستاها و شهرهای اطراف را برآورده سازد؛ طرح‌های گردشگری در آن ادامه یابد و از همه بامزه‌تر این که وزارت مسکن هم بتواند در آن نه فقط خانه‌سازی که شهرسازی کند.

و حالا با تصویب‌نامه‌ی 28 اسفند 1391 هیأت وزیران، فعالیت‌های معدن‌کاوی هم در مناطق چهارگانه آزاد شد تا به دشواری بتوان فرقی بین مناطق تحت حفاظت سازمان با مناطق آزاد یافت. و اصلا مگر فرقی هم دارند؟ بیایید حال و روز آن اندک جانورانی را در درون این مناطق چهارگانه مجسم کنید که مثلاً در محدوده‌ی زون امن، باید انفجار ناشی از فعالیت‌های معدنی، بمب‌ها و موشک‌های ناشی از رزمایش‌ها و حرکت و سروصدای ماشین‌آلات بزرگ ساختمانی و راه‌سازی را تحمل کنند و در عین حال از امنیت جانی و روانی لازم برای بقای خویش بهره‌مند باشند! آیا خنده دار-گریه دار-نیست؟

جا دارد معاون جدید محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست، دکتر احمدعلی کیخا، نسبت به این مصوبه واکنشی سزاوارانه نشان دهد و ثابت کند که محیط زیست و طبیعت کشورش را بیشتر از صندلی ریاستش دوست دارد.

و البته من همچنان درشگفتم که چرا همه‌ی راه‌های توسعه باید به همین 10 درصد خاک کشور که ظاهراً حفاظت شده است یا هفت درصد خاک وطن که دارای رویشگاه طبیعی جنگلی است، ختم شود؟ یعنی در آن 140 میلیون هکتار دیگر کشور خبری نیست؟؟؟!!!

زاغ بور

زاغ بور یا زاغ کویری پرنده ای است از خانواده کلاغیان

این پرنده تفاوت بسیاری با سایر هم خانواده های خود دارد

مثلا زمین زی است و حتی در هنگام خطر دویدن را به پرواز ترجیح می دهد

این پرنده صدایی خوش و رنگی نخودی مایل به قهوه ای دارد

زاغ بور در مناطق بیابانی و نیمه بیابانی و استپ ها زندگی می کند.

این پرنده حشره خوار و دانه خوار است.

و وابستگی زیادی به گیاه بو ته ای به نام قیچ دارد و لانه اش را بروی این گیاه می سازد.

وضعیت این پرنده در کشورمان فعلا خوب می باشد.

پایکا

پایکا یکی از جوندگان کوچک جثه ایران است.

پایکاها بیشتر در مناطق کوهستانی و صخره ای زندگی می کنند.

پایکاها علاقه زیادی به جمع آوری علوفه و خشک کردن آن ها دارند.

پایکاها اغلب به صورت دسته جمعی، ولی با فاصله ی نسبتا زیادی از هم زندگی می کنند.

پایکاهای مناطق کوهستانی، گروه های کوچک خانوادگی تشکیل می دهند.

و وظایف روزانه مانند دیده بانی و جمع آوری غذا را بین خود تقسیم می کنند.

آن ها بسیار تنبل هستند و فعالیت زیادی در طول روز انجام نمی دهند.

در زبان انگلیسی به پایکا خرگوش سوت زن می گویند.

این نام به دلیل صداهای سوت مانندی است که این حیوان برای برقراری ارتباط از حنجره خود خارج می کند.

وضعیت این گونه در ایران مساعد است.

سوسمار خاردم ایرانی

سوسمارهای خاردم سوسمارهای بزرگی هستند که طولشان به چند ده سانتی متر می رسد.

همانگونه که از نامشان برمی آید، دم این سوسمارها با پولک های مخروطی شکل خارمانندی پوشیده شده است.

اما در پشت این ظاهر ترسناک، سوسماری آرام و بی آزار قرار گرفته که غالبا گیاه خوار است.

این جانور پیش از بلوغ از حشره ها و گیاهان تغذیه می کند اما پس از بلوغ بیشتر گیاه خوار است.

سوسمارهای خار دم از دم خود برای دفاع استفاده می کنند.

13 فروردین روز طبیعت یا عید پورین یا روز ایرانی کشی ...؟!؟

این روزها در بسیاری از محافل بحث های وطن پرستی و زنده کردن نمادهای باستانی بسیار داغ است. بسادگی می توانیم نماد فروهر را آویخته بر گردن یا هک شده بر وسائل جوانان ببینیم. اما کمتر کسی هست که حقیقتا از گذشته این مرز و بوم و آنچه در تاریخ کشورمان رخ داده با خبر باشد. چند سالی است که باب زنده کردن جشن های باستانی هم گرم گرم است. جشن هایی که سالها پیش از تولد ما و پدران و مادرانمان منسوخ شدند دوباره زنده و برپا می شوند. اما حتی دلیل و ریشه این جشن ها را نمی دانیم. در این بین جشنی است که ما سالهای سال است که با خیال ارثیه فرهنگ باستانیم بودن آن را پاس می داریم بی آنکه بدانیم این روز نه برای جشن و پایکوبی که سالروز فاجعه ای پر درد در تاریخ کشورمان است.

13 فروردین، روز طبیعت، روزی که ماندن در خانه را جایز نمی دانیم و از طلوع آفتاب به هنگام غروب را به جشن و پایکوبی می گذرانیم.

اما حقیقتا ریشه این روز از کجا برخواسته است.

درست از شهر تاریخی همدان، از درون مقبره ای که شاید بسیاری از ما حتی اسمش را هم نشنیده ایم، از میان مقبره استر و مردخوای ...

استر همسر یهودی مصری خشایار شاه بود که همدانی ها او را با عنوان قاتل مردم کشورشان یاد می کنند و شهرتش بسیار کمتر از سایر بناهای این شهر تاریخی است.

نام اصلی استر هاداسا بود که بهنگام ازدواج با خشایار شاه برای پنهان نمودن ماهیت حقیقی خود اسمش را به استر که نامی فارسی و به معنی ستاره است تغییر داد.

استر با کمک عموی خود مردخوای ابتدا با ترتیب دسیسه ای وشتی همسر خشایار شاه را از دربار بیرون می کند و سپس خودش به عنوان ملکه ایران بر تخت می نشیند.

استر با پنهان نمودن ماهیت یهودی خود و با سوءاستفاده از موقعیتش به طور پنهان سرمایه های ملی را در اختیار هم کیشانش قرار می داد و بسیاری از آنها را در پست های دولتی وارد می کرد تا اینکه هامان وزیر ایرانی و دانای خشایار شاه پی به نیت های شوم این زن یهودی می برد و خشایار شاه را باخبر می سازد، اما درست زمانی که خشایارشاه قصد برخورد با استر را داشت استر با زیرکی در شب سیزده فروردین خشایار را با شراب مست می کند و در حالت مستی حکم اعدام هامان و 77هزار ایرانی را خشایار شاه می گیرد.

همان شب هامان را به قتل می رساند و در صبح روز بعد یعنی 13 فروردین 77هزار ایرانی بی گناه را به خاک و خون می کشانند. پس از آن ایرانی ها هر سال در این روز خانه هایشان را ترک می کردند تا از گزند مزدوران استر در امان بمانند.

در بسیاری از کشورهای غربی هرساله روز 13 فروردین را با عنوان عید پورین با همان عید ایرانی کشی جشن می گیرند و در این حشن پیکر نمادین هامان را قطعه قطعه می کنند و وشتی پاکدامن را با تهمتی ناروا از قصر به بیرون می رانند و استر را بر تخت حکومت می نشانند.

و چقدر جای تاسف دارد به اشتباه جشن گرفتن و پایکوبی در روزی که سالها پیش 77هزار نفر از هموطن هایمان را بی گناه به قتل رساندند به عنوان روزی که نماد زندگیست...

و چقدر دردناکتر وجود بنایی است در کشورمان که مدفن این قاتل بی رحم است  که سرسختانه توسط نگهبانان فرماسونری خود برای وارثان خونخوارش نگه داری می شود.

به امید روزی که بر خرابه های مقبره استر گام برداریم ...

یوزپلنگ

 

یوزپلنگ سریع ترین حیوان خشکی است.

یوزپلنگ آسیایی امروزه فقط در بیابان ها و تپه ماهورهای

فلات مرکزی ایران یافت می شود.

این حیوان با داشتن سری کوچک،دست وپایی کشیده ، کمری باریک

،سینه ای بزرگ، دمی بلند و کلفت و گوش هایی کوچک و گرد به راحتی

قابل تشخیص از هم خانواده هم نام خود پلنگ است.

یوزها دو نوار سیاه رنگ باریک از گوشه چشم تا دهان خود دارند که به آن خط

اشکی می گویند.

یوزپلنگ ها برخلاف سایر گربه سانان توانایی جمع کردن ناخن های خود به داخل پنجه را ندارند.

این حیوان بشدت خوش اخلاق است و براحتی با انسان انس می گیرد

در ایران باستان یوزها به عنوان حیوانات خانگی نگهداری می شدند و کلمه

یوزبان نیز از همین موضوع گرفته شده است.

جمعیت یوز ها در کشور ما بشدت در حالت بحرانی است.

خروس کولی

خروس کولی پرنده ای اجتماعی است که در فصل های پاییز و زمستان از اروپا وارد ایران می شود.

خروس های کولی از گروه پرندگان کنار آب زی هستند که در اصطلاح به آن ها آچلیک می گویند.

خروس های کولی نر و ماده شبیه به هم هستند.

این پرنده به دلیل داشتن تاج معروف است.

خروس کولی از مواد گیاهی و حشره ها تغذیه می کند.

خروس کولی در نواحی تالابی، باتلاقی و خیس، در علفزارها و کشت زارهای حاشیه ی باتلاق ها زندگی می کند.

اما در شن های ساحلی دیده نمی شود.

هوبره

هوبره یا پرنده ی بمب انداز که در مناطق بیابانی زندگی می کند.

هوبره توانایی پرواز را داراست اما راه رفتن و دویدن را به پرواز

ترجیح می دهد.

رنگ بدن هوبره با زیست گاهش تناسب زیادی دارد

که به همین دلیل براحتی می تواند برروی زمین استتار کند.

هوبره در هنگام خطر مدفوع چسبناک خود را به طرف پرنده شکاری

پرتاب می کند که این مدفوع باعث چسبیدن پرها به هم و مانع پرواز

پرنده شکاری می شود.

جمعیت این پرنده بشدت روبه کاهش است.

از طرفی به دلیل علاقه شدید اعراب به شکار این پرنده زیبا متاسفانه

تعداد بسیار زیادی از این گونه زیبا در بازار سیاه خرید و فروش می شود.

فک دریای خزر


فک دریای خزر یکی از پستانداران کمیاب آب زی دنیاست

این جانور خاص دریای خزر و رودخانه های منتهی به آن است

فک های دریای خزر به قسمت های یخی شمال دریای خزر برای

زاد آوری وابسته اند.

بچه ها تا دو ماهگی در روی یخ ها باقی می مانند و سپس برای

تغذیه به جنوب دریای خزر می آیند.

غذای فک ها بیشتر شامل کیلکا و آبزیان بیمار و ضعیف است.

امروزه جمعیت این گونه با ارزش به دلیل کم شدن منبع غذایی آن

و شکار توسط بومیان یا گیر کردن در تورهای ماهیگیران بشدت در خطر است.