پدرشهید
پدر شهید اومد کفن رو بغل گرفت روکرد به مادر شهید
گفت دقیقاً همون قدره که خدا روز اول بهمون دادش...
پدر شهید اومد کفن رو بغل گرفت روکرد به مادر شهید
گفت دقیقاً همون قدره که خدا روز اول بهمون دادش...
همیشه از نداشتن کفش می نالیدم
تا اینکه
یک روز مردی رو دیدم که پا نداشت !!!!!!

بزرگراه همت....................حاضر
غيرت همت.................غايب
ورزشگاه همت.............حاضر
مردونگي همت............غايب
مرام همت..............غايب
سمينار همت.............حاضر
اقايي همت................غايب
صداقت همت.............غايب
همايش همت............حاضر
صفاي همت...........غايب
عشق همت............غايب
آرمان همت............غايب
ياران همت.............غايب
تيپ همت.............حاضر
غايبا از حاضر ها بيشتر بودن.......كلاس تعطيل
رفتی ز دیده و داغت به دل ماست هنوز
هر کجا می نگرم روی تو پیداست هنوز
آنقدر مهر و وفا بر همگان کردی تو
نام نیکت همه جا ورد زبان هاست هنوز
گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و برمی گشت!
پرسیدند : چه می کنی ؟
پاسخ داد : در این نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می کنم و…
آن را روی آتش می ریزم !
گفتند : حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می آوری بسیار زیاد است ! و این آب فایده ای ندارد!
گفت : شاید نتوانم آتش را خاموش کنم
اما آن هنگام که خداوند می پرسد : زمانی که دوستت در آتش می سوخت تو چه کردی؟
پاسخ میدم : هر آنچه از من بر می آمد!