فجر سی و دوم (1) : زشت ترین ها
جشنواره امسال هم تموم شد! اما بغض هایی برام موند که گفتنش در این مجال واجبه!
یک ) زشت ترین شخصیت جشنواره: رضا عطاران.
اقای عطاران! ا
اقا رضا! شنیدم گفتی حاضری برای خندوندن مردم هرکاری بکنی! حتی... (+)! بنظرت این جمله حتی از دیدگاه انتلکتوئل ها یا همون روشنفکر نماهای خودمون هم پذیرفته است؟؟؟ میدونی یعنی چی حرفت؟؟ میدونی که ما شهدامون رو دادیم که هراتفاقی به هر قیمت نیفته ! می بینی داری کجا رو میزنی؟؟
بترسید از کف ودست زدن های بی دینانی که شما رو به سینمای مستهجن سوق میدن! طنزهای شما بیش از حد داره مستهجن میشه! متوجهی؟؟؟؟

دو) زشت ترین جمله جشنواره : سعید راد.
ببین مشتی! هنر نیست از تریبونی که بعد این همه سال از دستمون در رفت و افتاد دستت به نفع قمار بازای دربار پهلوی حرف رانی کنی! (+) فردین هرکی بود مال زمان جاهلی بود. مال دوران فیلمای کیمیایی! الان جایی توی فرهنگ خونواده های ما نداره! پس شما بیخود میکنی میای از تریبون جمهوری اسلامی از فردین و بهروز وثوق سه نقطه بعنوان اسطوره سینمای ایران یاد میکنی که بعدش بگی ببخشید جوگیر شدم! (+) اوکی؟

سه) زشت ترین قسمت جشنواره: داوری ناداورانه هیات داوران.
آخه مجبورید اینقدر ضایع فیلم های خوب رو ذبح کنین که داد امیر قادری و پرویز خان پرستویی مون دربیاد(+) و بعد بگید "اعتدال" یعنی حذف و رای نیاوردن یک فیلم بخاطر مصلحت؟؟؟؟ یعنی آیا ما روی سرمون چیزی به اسم شاخ وجود داره؟! خودتون فهمیدید چیکار کردید؟؟؟ اگه این داوری بود ناداوری چی بود!؟

چهار) زشت ترین فیلم جشنواره: طبقه حساس کمال تبریزی.
تمام فیلم نجس و کثیف اقای تبریزی مربوط به ماجرای یک قبره که توی یک کلاهبرداری به دو نفر فروخته میشه! این دونفر زن عطاران و شوهر بهاره رهنما هستن! و ما در عین حال می بینیم که عطاران فردی مثلا باغیرت هست (مثلا خیر سرش) و از همبستری زنش با مُرده ی دیگه شاکیه! و همش درحال فکر کردن به وضع همسرش هست که الان کنار یک جسد مرد دیگه چی بین شون میگذره!!
آقای تبریزی تشکر که بعد چهار سال اومدی بگی خیلی گنده ای و میتونی مفهوم سکس رو هم توی جمهوری اسلامی به کثیف ترین شکل ممکن موضوع اصلی فیلمت کنی! مرسی که هنرمندانه شوخی های رکیک و زننده جنسی رو درمقابل خونواده هامون به تصویر کشیدی! مرسی که باعث شدی گاردین ازت تقدیر کنه! (+)
اقای مثلا کارگردان! بغل دستی من خانومی بود که شالش رو هنگام تماشای فیلمت برداشته بود اما همین خانوم هم با این حجاب و فکرش درمقابل سکانس های وحشتناک شما دستش رو به نشانه شرم مقابل چشمانش میگرفت و بماند که چه نجاستی شده بود فضای اون شب سینما! بماند که توی فیلمت بارها میگی "موهاتو بپوشون انقلاب شده!" بماند که عطاران در نمای باز استخر برهنه میشود! بماند که حرکات دست عطاران بدتر از هزار دیالوگ رکیک است! بماند که فیلمت هیچ نکته ای نداشت!
پایان تلخ کمال تبریزی! برای این از مارمولک میترسیدم که ساخته کسی مثل تو بود! فکرتان مسموم است اقا ! مسموم!

پنج) زشت ترین اتفاق جشنواره: احساسات خانم چادری.
خانومی چادری توی نشست عوامل فیلم قصه ها ساخته رخشان بنی اعتماد جوگیر میشه و شروع میکنه به خالی کردن خودش که آقا این چه وضعشه؟! چرا سیاسی کاری میکنید؟ چرا مردم رو فلان نشون میدید!؟ اونم جایی که فضای هنرمندان کشوره و باید کمال هنر رو توی بیان و ابراز عقایدت داشته باشی!
خب خواهر بزرگوار من که دغدغه فرهنگ داری! خواهر خوبم که دیدی بعضی فیلمها چقدر ما رو سوزوندن! شما که دیدی چادرت چقدر غریبه بین اون جماعت توی برج میلاد! شما که دلسوزی!

خب چرا جلوی عوامل فیلم احساسی میشی و شروع میکنی به خالی کردن خودت؟؟مگه ما درد نداریم؟ مگه ما پر نشدیم از غصه نداشتن سینمای متعهد؟؟ ولی خب اینطوری درسته؟ یکهو جوگیر بشیم و طرف رو بشوریم؟ چیزی حل میشه؟ جز اینکه نگاه ها به سمت همه ما حزب اللهیای پاکار سینما منفور بشه فرق دیگه ای میکنه؟!
خوب شد جمعیت شما رو "هو" کردن و با خفت مجبور به ترک سالن شدی؟ خوب شد بعد از رفتنت به افتخار رخشان بنی اعتماد و بیانیه اش که حالا مثل امامزاده ها شده بود کلی کف و سوت زدن؟! اینو میخواستی؟ چرا یه کاری کنیم که یک طیف تاوانش رو پس بده؟
-------------------------------------------------------
* بی صبرانه منتظر پست بعدی باشید!








ببین غمگین،