دختـــــــــــــــــــــرا
دخترها وقتی ازدواج می*کنن یه دغدغه دیگه به
دغدغه*هاشون اضافه میشه!اینکه حالا شوهرم چی بپوشه![]()
دخترها وقتی ازدواج می*کنن یه دغدغه دیگه به
دغدغه*هاشون اضافه میشه!اینکه حالا شوهرم چی بپوشه![]()
تصویری از یک پسر ایده ال
.
.
.
!error!
not found 404....
no image
******
پسر چیست؟
.
.
.
.
.
.
موجود زیاد مهمی نیست زیاد خودتو در گیر نکن
اینا خیلی باحالن دخترا حتما بخونین
راه های دوس پسر زدایی
۱- اگه بهتون زنگ زد (در این مسئله فرض بر سعید نام بودن
دوست پسرتونه...!!!) بگین سلام حمید جون.بعد یه دفعه انگار
که تازه متوجه شدین بگین اوا خاک به سرم علی تویی؟؟؟؟می
تونین این سیر رو تا هفده باز تکرار کنین ولی بار هجدهم دیگه
خطر مرگ داره.من مسئولیتی در قبال این حادثه ندارم.
2 - بهش زنگ بزنین و بگین کسی خونه نیست و دعوتش کنین
خونتون ، بعد با دختر همسایه برید سینما و فیلم رئیس یا
روزسوم و... رو ببینید.
3 - تا یه شوخی کوچیک با شما کرد سریعا جبهه بگیرین و
باهاش دعوا کنین. با کلماتی از قبیل:مگه تو خودت خواهر و مادر
نداری؟...یا یه همچین چیزایی .ولی دو تا سه دقیقه بعد
خودتون یه جک فجیع یا افتضاح تعریف کنید و بعدش بشینید و
قیافه بنده خدا رو تماشا کنید.
4 - آرایش شدید بکنید و از این شلوارای خیلی برمودا و
آستین های مانتوتونو خیلی بزنید بالا و برید جلوی بنده خدا رژه
برید و وقتی به شما نزدیک شد و به دو سه متری شما رسید
، سرش داد بزنید و بعدش بشینید و زجر کشیدنش رو تماشا کنید.
5 - عکسهای دو نفره ای رو که با پسر نوه عمه ی خاله ی
پدربزرگ پسر دختر خالتون و یا امثالهم گرفتید بهش نشون بدید
ولی بهش اجازه ندید حتی یه دونه عکس باهاتون بگیره.
6 - موقع تولدش جلوی دوستاش فقط بهش یه شاخه گل
هدیه بدید و حالشو حسابی بگیرید و (احتمالا بسته به قدرت
و توانایی قلبی و شرایط جوی) بشینید و سکته شو تماشا
کنید و لذت ببرید.
7 - همین که تو ماشین بغل دستش نشستین شروع کنین
به عطسه کردن و از بوی ادکلن چند صد هزار تومنیش که با
زجرکش کردن پدر و مادرش خریده ایراد بگیرید و بهش بگید
که به این بو حساسید.
8 - وقتی داره باهاتون حرف می زنه همین که به جای حساس
حرفاش رسید بی مقدمه موبایلشو بردارید و به یکی از دوستاتون
زنگ بزنید و چهار ساعت و چهل و هشت دقیقه با دوستتون
حرف بزنید و اون بدبختو تو کف حرف زدن شما باشه
به سلامتی بهروز وثوق که گفت:
رفیق آلوچه نیست بهش نمک بزنی
پسر نیست که بهش کلک بزنی
دختر نیست که بهش چشمک بزنی
رفـــیـــق، مقدسه، باید جلوش زانو بزنی
کی میگه دختر باید :سنگین رنگین باشه؟؟
دختر باید لباسای جلف بپوشه...
رنگای جیغ که تو چشم باشه..
تیپ اسپرت لش بزنه
لش راه بره...
... موهاشو رنگ کنه...فرق کج بده
شالشو شل سرش کنه...
گوشیش هی زنگ بخوره...به جای جونم بگه ها؟چی میگی؟
کوله پشتی بنداره با کلی عروسک اویزونش
6 تا ادامس بندازه تو دهنش وسط خیابون هی باد کنه... :)
... اگه دوس داشت سیگارم بکشه..
فقط winston-light
اما چس دود نکنه
ارایش ملایم بکنه...
هدفون بذاره تو گوشش pitbull گوش بده
با یه اکیپ دختر لش بره سفره خونه...فرحزاد..
پایه قلیون باشه...فقط دوسیب البالو...
پسرا رو اسگل کنه...
اما عاشق نشه....
|
نیمه شب پریشب گشتم دچار کابوس/ دیدم به خواب حافظ توی صف اتوبوس
گفتم: سلام حافظ گفتا علیک جانم / گفتم: کجا روی؟ گفت والله خود ندانم
گفتم: بگیر فالی گفتا نمانده حالی / گفتم: چگونهای؟ گفت در بند بی خیال گفتم: که تازه تازه شعر وغزل چه داری ؟ / گفتا: که میسرایم شعر سپید باری
گفتم: ز دولت عشق گفتا که : کودتا شد / گفتم: رقیب! گفتا: او نیز کله پا شد گفتم: کجاست لیلی؟ مشغول دلربایی؟ / گفتا: شده ستاره در فیلم سینمایی گفتم: بگو ز خالش، آن خال آتش افروز؟ / گفتا: عمل نموده، دیروز یا پریروز گفتم: بگو زمویش گفتا که مش نموده / گفتم: بگو ز یارش گفتا ولش نموده گفتم: چرا؟ چگونه؟ عاقل شده است مجنون؟ / گفتا: شدید گشته معتاد گرد و افیون گفتم: کجاست جمشید؟ جام جهان نمایش؟ / گفتا: خریده قسطی تلویزیون به جایش گفتم: بگو زساقی حالا شده چه کاره؟ / گفتا: شدست منشی در دفتر اداره
گفتم: بگو ز زاهد آن رهنمای منزل / گفتا: که دست خود را بردار از سر دل گفتم: ز ساربان گو با کاروان غمها / گفتا: آژانس دارد با تور دور دنیا گفتم: بگو ز محمل یا از کجاوه یادی / گفتا: پژو، دوو، بنز یا گلف نوک مدادی گفتم که: قاصدت کو آن باد صبح شرقی / گفتا: که جای خود را داده به فاکس برقی گفتم: بیا ز هدهد جوییم راه چاره / گفتا: به جای هدهد، دیش است و ماهواره گفتم: سلام ما را باد صبا کجا برد؟ / گفتا: بلوکه کرده دیروز یا پریروز گفتم: بگو ز مشک آهوی دشت زنگی / گفتا که: ادکلن شد در شیشههای رنگی گفتم: بلند بوده موی تو آن زمانها / گفتا: به حبس بودم از ته زدند آنها گفتم: شما و زندان حافظ مارو گرفتی؟ / گفتا: در این زمانه هر چیز هست ممکن |
ويژگيهاي پسران باکلاس
1) برداشتن ابرو به مقدار کافي!
2) کشيدن سيگار به همراه چوب سيگار!
3) بحث در مورد انتخابات رياست جمهوري آمريکا!
۴) نگرفتن ناخن هاي انگشتان دست!
5) بي اطلاعي از تماشاي برنامه هاي تلويزيوني!
6) گوش دادن موسيقي بدون کلام!
۷) نوشيدن نوشابه هاي انرژي زا!
8) اظهار عدم تمايل به ازدواج!
9) تظاهر به عصبي بودن

آیا میدانید که اگر شما در حال حمل قرآن باشید ،
شیطان دچار درد شدید در سر میشود
و باز کردن قرآن ، شیطان را تجزیه می کند
و با خواندن قرآن ، به حالت غش فرو میرود..
و خواندن قرآن باعث در اغما رفتنش میشود؟؟؟؟
و آیا شما می دانید که هنگامی که می خواهید
این پیام را به دیگران ارسال کنید ،
شیطان سعی خواهد کرد تا شما را منصرف کند؟؟؟؟
فریب شیطان را نخور!!!!!
پس این حق را دارید که این پست رو کپی کنید
و توی وبهاتون بذارید
این گل واسه گلم![]()
یه پسرایی هستن که...
صدای خنده هاشون تو خیابون میپیچه...
شلواراشون نه خیلی براشون بزرگه نه خیلی کوچیک...
ابروهاشون فابریک خودشونه ...
همونایی که نه لکسوز دارن نه کمری...
اما مرام دارن...
چشمشون همه جا کار نمیکنه...
و دنبال موی بلوند و چشم آبی نیستن...
همونایی که هدفشون نیاز جنسی شون نیست...
و مردونگی رو به( .......) نمی بینن...
پسرایی که موزیک های خارجی رو بدون معنی کردن حفظ نمیکنن...
پز نمیدن...
پاتوق شون مهمونی و شیشه و انواع مشروبی جات نیست...
آره رفیق...
اونایی که تکیه کلامشون معرفته
بی ریا ...
با خدا ...
مهربونن
با مسؤلیتن
آدم میتونه بشون تکیه کنه
کنارشون آرامش داری
کنارش باشی یا نباشی حواسش به بقیه دخترا نیست...
و آدم هارو مثل هم نمی بینن...
این جور پسرا خیلی مردن...
خیلی تکن...
خیلی خاصن...
اگه همچین کسی رو دارین اذیتش نکنین...
ازش ایراد نگیرین...
ترکش نکنین ...
خیلی شوخن و جنگولک بازی درمیارن...
ولی احساس شون قویه...
آه که بکشن...
آه که بکشن خدا دنیا رو واسشون زیر و رو میکنه
وقتی زن ها روی سرم قند میسابند و هم زمان قند در دلم اب میشود
- من «مرحومه مغفوره» هستم
وقتی زیر یک سنگ سیاه گرانیت خوابیدم و احتمالا هیچ خوابی نمیبینم
- من «والده مکرمه» هستم
وقتی اعضای هیات مدیره پسرم برای خودشیرینی 20 اگهی ترحیم در روزنامه
چاپ میکنند
- من « زوجه » هستم
وقتی شوهرم پس از 4 سال و 9 ماه و 3 روز بحکم قاضی دادگاه خانواده قبول میکند
ماهی 25 هزار تومان ماهیانه بدهد
- من «سرپرست خانواده» هستم
وقتی شوهرم 2 سال پیش با کامیون قراضه اش از گردنه حیران رد نشد
و برای همیشه ته دره خوابید
- من «مادر» هستم
وقتي مورد شماتت همسرم قرار مي گيرم زیرا آن روز به يک مهماني زنانه رفته بودم
و غذاي بچه ها را درست نکرده بودم.
- من «خوشگله» هستم
وقتی پسر های جوان محل زیر تیر چراغ برق وقتشان را میگذرانند
- من «مجید» هستم
وقتی شوهرم مرا در ایستگاه انوبوس صدا میکند
- من «ضعیفه» هستم
وقتی ریش سفید های فامیل میخواهند ارث مرا از برادر بزرگم بگیرند
- من «مامی» هستم
وقتی دخترم در تولد دوستش دروغ پردازی میکند
- من «زنیکه» هستم
وقتی به همسایه در خصوص پارک ماشینش تذکر میدم
- من «مامانی» هستم
وقتی بچه هایم جرم میکنند تا خلاف هایشان را به پدرشان نگویم
- من یک «کدبانوی تمام عیار» هستم
وقتی شوهرم اروغ میزند و کمربندش را روی شکمش جا ب جا میکند!!
- « مادر فولادزره» هستم
وقتي بر سر حقوقم با اين و آن مي جنگم
- من«بانو» هستم
وقتی از مرز 50 سالگی گذشتم و هیج مردی نمیخواهد وقتش را با من تلف کند
- من «بي بي» هستم
وقتي تبديل به يک شيء آرکائيک مي شوم و نوه و نتيجه هايم تيک تيک از من
عکس مي گيرند.
- من «ننه» هستم
وقتي شليته مي پوشم و چارقدم را با سنجاق زير گلويم محکم مي کنم.
نوه ام خجالت مي کشد به دوستانش بگويد من مادربزرگش هستم... به آنها مي گويد
من خدمتکار پير مادرش هستم.
- من در ماه اول عروسی:
«خانوم کوجولو -عروسک-ملوسک-خانومی-عزیزم-عشق من-پیشی-
عسلم-ویتامین»...بودم
- دامادم به من «وروره جادو» میگوید
- حاج اقا مرا «والده اقا» مصطفی خطاب میکند!!
- مادرم مرا به خان روستا «کنیز» شما خطاب میکند!!
به راستی من در این فرهنگ کیستم؟
راستشو بگو! دلت شماره چنده ؟ 
1. یکی دلش به صد دل بنده...
2. یکی صد دل ، به یه دل می بنده...
3. یکی یه دل،به یکی می بنده وتا آخرپایبنده
4. یکی نمی دونه دلش به کی بنده ...
۵ . یکی هر بار به یکی دل می بنده...
6. یکی دل میبنده که بخنده...
7. یکی هم دلش آکبنده ،مونده به کی ببنده

دختر دانش آموزی صورتی زشت داشت. دندان هایی نامتناسب با گونه هایش،
موهای کم پشت و رنگ چهره ای تیره. روز اولی که به مدرسه جدیدی آمد،
هیچ دختری حاضر نبود کنار او بنشیند! نقطه مقابل او دختر زیباروی و پولداری
بود که مورد توجه همه قرار داشت. او در همان روز اول مقابل تازه وارد ایستاد و
از او پرسید:
میدونی زشت ترین دختر این کلاسی ؟
یکدفعه کلاس از خنده ترکید …
بعضی ها هم اغراق آمیزتر می خندیدند. اما تازه وارد با نگاهی مملو از مهربانی و
عشق در جوابش جمله ای گفت که موجب شد در همان روز اول، احترام ویژه ای در
میان همه و از جمله من پیدا کند.
او گفت: اما بر عکس من، تو بسیار زیبا و جذاب هستی.
او با همین یک جمله نشان داد که قابل اطمینان ترین فردی است که می توان به او
اعتماد کرد و لذا کار به جایی رسید که برای اردوی آخر هفته همه می خواستند با او
هم گروه باشند. او برای هر کسی نام مناسبی انتخاب کرده بود. به یکی می گفت
چشم عسلی و به یکی ابرو کمانی و … به یکی از دبیران، لقب خوش اخلاق ترین
معلم دنیا و به مستخدم مدرسه هم محبوب ترین یاور دانش آموزان را داده بود.
آری ویژگی برجسته او در تعریف و تمجید هایش از دیگران بود که واقعاً به
حرف هایش ایمان داشت و دقیقاً به جنبه های مثبت فرد اشاره می کرد.
مثلاً به من می گفت بزرگترین نویسنده دنیا و به خواهرم می گفت بهترین آشپز دنیا!
سالها بعد وقتی او به عنوان شهردار شهر کوچک ما انتخاب شده بود به دیدنش رفتم
و بدون توجه به صورت ظاهری اش احساس کردم شدیداً به او علاقه مندم.
پنج سال پیش
وقتی برای خواستگاری اش رفتم، دلیل علاقه ام را جذابیت سحر آمیزش می دانستم
واو با همان سادگی و وقار همیشگی اش گفت:
برای دیدن جذابیت یک چیز، باید قبل از آن جذاب بود!
در حال حاضر من از او یک دختر سه ساله دارم. دخترم بسیار زیباست و همه از
زیبایی صورتش در حیرتند.
روزی مادرم از همسرم سؤال کرد که راز زیبایی دخترمان در چیست ؟
و همسرم اینگونه جواب داد:
من زیبایی چهره دخترم را مدیون خانواده پدری او هستم ...
شادی را هدیه کن حتی به کسانی که آن را از تو گرفتند![]()
عشق بورز به آنهایی که دلت را شکستند![]()
دعا کن برای آنهایی که نفرینت کردند![]()
و بخند که خدا هنوز آن بالا با تـوست![]()

تقدیم به همسرم H
تو دلش رو نشکن و شادش کن
خدایا سرم رو به پایین انداخت و گریونم کرد
تو سربلندش کن و خندونش کن
خدایا جوابم کرد و آرزوهام رو برد
تو اجابتش کن و به آرزوهاش برسونش
خدایا تو بازی عشق سه بار شکستم داد و ضعیفم کرد
تو تو این بازی پیروزش کن و قویش کن
خدایا تو کوچه پس کوچه های تنهایی ولم کرد وغریبم کرد
تو تو جاده ی خوشبختی بزارش و محبوبش کن
خدایا ساحل دریام رو ساحل تنهایی کرد
تو ساحل دریاش رو ساحل وصال کن
خدایا شب زندگیم روعزا کرد و ماتم کرد
تو شب زندگیش رو جشن کن و عروسیش کن
خدایا تنهام گذاشت و دست هام روخالی کرد
تو تنهاش نزار و دست هاش رو بگیر
خدایا من هنوز دوستش دارم
توهم دوستش بدار
در یك دقیقه میشه یك نفر رو خرد كرد،
در یك ساعت میشه كسی را دوست داشت
و در یك روز میشه عاشق شد
ولی یك عمرطول میكشه تا كسی رو فراموش كرد

وقتی از چشم تـــــــــو افتـــــادم دل مستـم شکست
عهد و پیما نـــــی که روزی با دلت بستـــم شکست
ناگهان- دریـــــا! تو را دیـــــدم حواسم پـــــرت شد
کوزه ام بــی اختیــــــار افتـــــاد از دستــم شکست
در دلم فریــــاد زد فرهــــاد و کوهستــــان شنیـــــد
هی صدا در کوه،هی"من عاشقت هستم"شکست
بـــعد ِ تــــو آییـــنه های شعر سنگم میـــــزنــنــد
دل به هر آیینــــه،هر آیینـــــه ایی بستـــم شکست
عشق زانـــــو زد غرور گـام هایـــــم خـــــــرد شد
قامتــــــم وقتــــــی به انـــــدوه تو پیوستم شکست
وقتی از چشم تـــــو افتـــــادم نمـیدانـــــم چـــه شد
پیش رویت آنچه را یک عمـــر نشکستم شکست
|
برای از تو نوشتن غزل بهانه شده برای از تو نوشتن لب مرا بستند برای از تو نوشتن , سکوت بی معناست برای از تو نوشتن چقدر دلتنگم برای از تو نوشتن به عشق رو کردم برای از تو نوشتن نسیم آزادی |
![]() |
پ.ن: اگر روزی دلت لبریز غم بود گذارت بر مزار کهنه ام بود
بگو این بی نصیب خفته در خاک یه روزی عاشق و دیوانه ام بود
|
دخـــــتری که در پـــــاییـــزی ترین فصــــــل خـــــــدا( آبـــــان) چشــــم گشــــــود مجــــبور شــــد پـــاییز گــــــــونه زنــــــدگی کنـــد وبی شــک در پاییــــــزی تـــرین فصــل خـــــدا چشــــم از جـــــــهان خــــواهد بســــــت.گلـــــــه ای نیســـــــــت روزگــــار بـــــا تــــمام روزهـــــای پاییـــــــــزی اش زیباســــــت و مــــن عاشق پاییزم |
![]() |
پ.ن: احساسم را نمی فروشم،حتّی به بالاترین بها...ولی آنگونه که بخواهم خرج می کنم...
برای کسی که لایق آن است...
و تو ....
اگر روزی دلت لبریز غم بود گذارت بر مزار کهنه ام بود
بگو این بی نصیب خفته در خاک یه روزی عاشق و دیوانه ام بود
رفتم به كنار دلبرم با شادي
گفتا كه چه خوب ياد من افتادي
گفتم صنما تو عشق را استادي
گفتا پ.نه.پ تو ياد من ميدادي!
بگذار قلم را به غزل بسپارم
شايد گره اي باز شود از كارم
پرسيد
:مگر تو هم غزل ميگويي؟گفتم
:پ.نه.پ!!فقط رباعي دارم"
گفتم غم تو دارم" "گفتا غمت سر آيد"گفتم
پ.نه.پ ميخواي يه عمري غم تو رو داشته باشم!به داداشم ميگم سر راهت داري مياي يه ليوان آب برام بيار
.ميگه تشنته؟
ميگم
:پ.نه.پ"من آن گلبرگ مغرورم كه ميميرم ز بي آبي""
ولي با خفت و خواري پي شبنم نميگردمما نسل بوسه های خیابانی هستیم ،
نسل کادو های یواشکی ،
خدایا کودکان گل فروش را میبینی !
مردان خانه به دوش !
دختران تن فروش !
مادران سیاه پوش !
واعظان دین فروش !
محراب های فرش پوش !
پسران کلیه فروش !
زبان های عشق فروش !
انسان های آدم فروش !
همه را میبینی ؟
میخواهم یک تکه آسمان کلنگی بخرم !
دیگر زمینت بوی زندگی نمیدهد !!!
عشق یعنی قلبی آماج خطر