برگشتم...

اخرین کامنتی که تایید کردم واسه سال 92 بود که الان اومدمو دیدمش

خیلی زمان گذشته....خیلی فرق کردیم همه...وای اصلا باورم نمیشه یادم رفته بود پس ووردمو

من که یه زمانی دنج ترین جا واسه تنهاییام این وبلاگو مطلب نوشتن واسش بود...

کامنتای دل خوش کننده...بیا به وبم سر بزن...عکسا...چت روم...اهنگای وبلاگ...دوستای مجازی

اونایی که دل نوشته مینوشتن....بهش.ن دل بسمو ازشون دل کندم....اسمای مستعار و عکسای فیک

وای خدای من...

چقدر زود گذشت...شش ماه دیگه مونده به کنکور...چهارسال پیش این وبلاگ و دست و پا کردم 

لعنت به گذشت زمان....

الان همه یا غرق کارن...یا اینستا و تلگرامو به اینجا ترجیح میده

ولی تجدید خاطره خیلی خوبه..

من نوازشم

آخرین سنگر سکوت

تولدم مبارک نبود...

سلام دوستای گلم

ممنون بابت تبریکاتون...

واقعا اشکم در اومد خخخخخخ

دوستان یه تصادف جزیی پیش اومد کل سمت چپ صورتم ورم کرد

 الانم کبوده

شدم شکل این بزن بهادرا خخخخخ

در هر صورت نشد بیام مدرسه و اینا...دیگه دلتنگ شدین معذرت

 میخوام

دعا کنین واسم که بتونم شنبه سر کلاس باشم


فدای همتون


راستی...هیچی بیخیال....

دیرینگ درینگ

نمـے دونـــم ؟ چــهِ رمـــــزیه

لامــــصب بعضـــ-ـــیا بــه ِ آدم ؛ مـــیگـטּ "عــزیــزم"

انگار فحــــــش دادن ؛

ولی بعــــــضیا هــــــستـטּ بــﮧ آدم مـــــیگـטּ :

دیــــوونـ " ،

انــــــــگار دنــیا رو بـه آدم دادن 


21193br.png




دوسـت دارم یـڪ شبــﮧ، هفتــاد سـال پیـــر شـوم

در ڪنــار خیـابــانی بـایستـــم . . .

تـــو مـرا بـی آنڪــﮧ بـشنــاسی ، از ازدحـام تــلخ خـیـــابـان عبــور دهــے . . .

هفتـــاد ســال پیـــر شـدن یــک شبـــﮧ

بـه حـس گـــــرمــی دسـتـ های تـــو

هنــگامـی کـه مرا عبــور میـدهـی بــی آنـڪـﮧ بـشنــاســی،

مــے ارزد . . .!




مخاطب خاص...

اخلاق سگیـــتـو بــه جــون میخــرم اگـــه...

مـــرامتـــم مثــه ســگ بــآشـــه

ولی حیف که نیست...



این روزا خیلی تنهام، خیلی داغونم

هست کسی که مثل من دلش
 

نه برای کسی،
 

نه برای عشقی،
 

نه برای جایی…
 

نه برای چیزی!
 

بلکه دلش برای خودش تنگ شده…
 

برای خود خودش!؟

(الکی سار گری در نیارد شتوته بکند...خش بود وئشتمش)


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خوووووب بروبچکا خش خودون امتاحانا خو تموم شد...

دوباره از سبا باسی برم کلاسووووو روز از نو روزی از نو

حالا ی چی بخندین:

اینو دیدم یاد پرنیان افتادم...شما چطور؟؟؟!!!خخخخخ

t5d3bu8fs0n82yj2ny9.jpg


راستی دوستان 1 بهمن تولد دوست عزیزمه...خیلی مهربونو دلسوزه


از دبستان که با همیم هیچ بدی ازش ندیدم


ارزوی موفقیت زیاد واسش....

دوست گلم تولدت مباااارک مااااااااااااااچ

اینو الان تو توییتر دیدم کففف کردم

خانه مداحان، روز شنبه با انتشار بیانیه‌ای از محمود کریمی، مداح معروفی که متهم به تیراندازی است، حمایت کرد.مداحان د آخه  اینهمه دم از عشق به اماما میزنین اینه وضعش؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!


در بخشی از این بیانیه، اطلاع‌رسانی رسانه ها درباره موضوع تیراندازی مداح معروف در یکی از بزرگ‌راههای شهر تهران را، شلیک «تیرهای شایعه، طعنه و تهمت» توصیف کرده است.توصیفم بلدن بکنن ...دقت کردین!!!!

در بیانیه خانه مداحان تاکید شده که این ماجرا بهانه‌ای برای نشانه گرفتن، هیات‌های عزاداری شده‌است.تیر اندازی چه ربطی به هیاتا داره؟؟؟؟؟؟ها؟


هفته گذشته، برخی وب‌سایت‌های خبری در ایران اعلام کردند که در پی وقوع تصادف بین دو خودرو در یکی از اتوبان‌های تهران، محمود کریمی، مداح مشهور به سوی سرنشینان خودرویی که با خودروی او تصادف کرده بودند، تیراندازی کرده است.آخی بدبختا از چه کسی تیر خوردن!!!

در حالیکه وب سایت‌های نزدیک به اصولگرایان، سرنشنیان خودروی مذکور را «اراذل و اوباش» می‌نامیدند، احمد رضا رادان، جانشین فرمانده انتظامی ایران گفته بود که این افراد ارذل و اوباش نبوده‌اند.

رادان همینه که فرشید اداشو در میاره؟؟؟؟؟

خودشونم با خودشون درگیرن....


نمیدونم اینو چرا اینجا گذاشتم ولی بخونین و خودتون بقضاوتین...

یلدای من...

وقتی که قلب سنگ ِ تو را هم شکافتم

 

چشمم برای دیدن ِ خون نا امید بود


تقصیر عشق نیست ، خداوند شاهد است 


هر هندوانه ای که بریدم سفید بود !


دلگیر ، زیر چشم خدا ، روی ابر غم 


بی هیچ ارتباط به باران نشسته ام 


فرقی نمیکند چه شبی چند ساعت است 


از هر پلی که رد شدم آن را شکسته ام !


در لابه لای این شب دیوانه گم شدند 


آن روز های خوب و قشنگی که داشتم


یلدای پیروخسته این سال لعنتی 


برداشت آنچه را که برایت گذاشتم


 یلدا دوباره شعر و غزل را بهانه کرد


با چند جمله ی متغیر / بدون حرف


با ساختار ذهنیتی پوچ و منحرف


مبهوت در سپیدی دستان خیس برف

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یلداتون مبارک دوستای عزیز

صد سال به این سالا

ایشالا امتاحاناتونم خوب بدین روحتون شاد شه و اینااااا

راستی فرشیدم گوش کنین حتما...

مخاطب جان نمیدونم چی شد یهو بد جور دلم هواتو کرد

هرجا هستی بیادمون باش 

همه به یادتیم

راستیییییی اون یکی مخاطب جونم خیلی واست خوشحالم 

ایشالا خوشبخت بشی

دوستان علمی مقایسه ای در راه است


جون هر کی دوس دارین دعا کنین واسه هممون


خداااااااا کمک....


تکرار نامت در دلم مرداب شده!

هیچ مورچه ای عاشق پروانه نشد


که زاغچه ای اسیر پرستوی باغچه شود


پس چرا عاشق من شدی "دیوانه"


به خودت،به خدایی ات که من نمیشنوم!


نای حرکتم نیست باور کن


پس "روزی" عطا فرما:


"عشق" در عوض نان


پیام ابراهیمی...


مخاطب خاصم تولدت مبارک

خاص ترین مخاطب خاصم خیلی چیزا ازت میخام

میخام ببخشیم

واسه همه چی

از اول تا آخر

بخشش از بزرگتراستااااا ...نمیدونم اینکارو میکنی یا نه ولی

تنها چیزیه که میخوام...

واسه همه حرفا واسه راست و دروغش

واسه تنها گذاشتنام

و حتی واسه تنها گذاشتنات

خیلی وقته گذشته ولی هنوزم اثراتش هست

ببخش مخاطب یزرگتر...

دوستت دارم بدون هیچی بدون حتی یه دلیل الکی

تولدت مبارک

ماااااااااااچ


بروبچ عزیـــــــــــــــــــــــــز ما داریم همره ما بقی بروبچ گرام


میریم شلمچه....


اگه یهو نیومدیمو شربت شهادت نوشیدیم


حلال فرماییید


اوناییم که نمیان بیشینن امتحان عربی فن ترجمه مطالعه کنن برن پیش خاااانوم امتحان بدن


ما هم به ریش نداشتشون...چی؟؟؟؟...میخندیم


ولی در کل دور از شوخی میخوام یه سری چیزارو تجربه کنم ببینم چی میشه


و من الله توفیق...


گاهی دلت از سن و سالت می گیرد

میخواهی کودک باشی


کودک به هر بهانه ای به آغوش غمخواری پناه می برد


و آسوده اشک می ریزد

بزرگ که باشی
باید بغض های زیادی را بی صدا دفن کنی


http://deborah1.persiangig.com/168/6/deborah-mihanblog-com_painting_girl_bbd7_%20(4).jpg


خسته ام...

خسته...


فقط نپرس چرا؟؟؟


باید تک تک آرزوهایت بر باد رفته باشد


تا بدانی وقتی میگویم خسته ام یعنی چه..



اای کاش میدانستم که بعد از مرگم اولین کسی که قطره اشک را میریزد کیست؟

و آخرین کسی که مرا فراموش میکند کیست؟

میدونم زیادین لطفا اسماتونو بنویسین واسم خخخخخخ



خیلی همه چیز سخت شده

همه چیز طاقتو ازم گرفته

مخم داره منفجر میشه...خدایااااااااا کوجایی عایا؟؟؟؟؟؟؟

خدایا لااقل خودت نیستی یکیو بفرست ک باشه...میفهمی ک چی میگم...؟


تعجب نکن
اگر شعر تازه ای نمیویسم
هیچ مدادى وقتى خیس میشود
نمى نویسد



ناراحت نباش همه چیز میگذره

همه چیو یادت میره

میشه یه خاطره گوشه موشه های قلبت

بهش نگاه نکن

بهش توجه نکن...

اصن حسابش نکن

میتونیاااا جان خودم فقط یه ذره تلاش میخواد

تا جلسه بعد تمرین کن نتیجشو اعلام کن بهم

حالم بهم میخوره از این سعی و تلاشای بیهوده و الکی

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مخاطب مهربونم تولدت مبارک (تاخیرشو ببخش)

ماااااااااااچ



آشناهای غریب همیشه زیادند


آشناهایی که میایند و میروند


آشناهایی که برای ما آشنایند


ولی ما برای آنها...


نمیدانم واقعا چرا و چگونه میشود


که همه روزی


آشنای غریب میشوند


یکی هست ولی نیست


یکی نیست ولی هست


یکی میگوید هستم ولی نیست


یکی میگوید نیستم ولی هست


و در پایان همه بودنها و نبودنها


تازه متوجه میشوی


که:


یکی بود هیشکی نبود


این است دردی که درمانش را نمیدانند


و ما هم نمیدانیم


که آن یکی که هست کیست


و آن هیچکس کجاست


کاش میشد یافت


کاش میشد شکستنی نبود


کاش میشد زیر بار این همه بودن و نبودن


خرد نشد.....



هوایت چه دستان سنگینی دارد...

امروز که به سرم زد فهمیدم!!!


سخت ترين دو راهي،


دوراهي بين فراموش کردن و انتظار است.

گاهي کامل فراموش مي کني

و بعد مي بيني که بايد منتظر مي‌ماندي

و گاهي آنقدر منتظر مي ماني



تا وقتي که مي فهمي...



زودتر از اين‌ها بايد فراموش مي کردي...


نمیدونم باید منتظرت بمونم یا نه قلبم میگه انتظار چیز خوبیه ولی عقلم نه

چرا این روزا همه یه جوری شدن...فک میکنی منتظرن ولی هیچی بهت نمیگن

تو رو محرم نمیدونن...حس بدیه اینکه فک کنی کسی دوستت نداره ...هر چقدرم که خلاف این ثابت شده باشه

خیلی بده...همه چیز بده...

گریه های الانم بده

خنده هام تلخه...

هیچی سر جاش نیس

مامانمم نیس...انگار هیچی نیس

گلوم از بغض درد گرفته...چشمام از اشک پر شده...خسته شدم

خدااااااا منو میبینی؟؟؟؟؟



گاهے دلمـ از ـهر چه آدمـ است مے گیرد...!


گاهے دلمـ دو کلمه حرف مهربانانه مےخواهد...! 



نه به شکل ِ دوستت دارم و یا نه بــ ِ شکل ِ بے تو مے میرمـــ...! 



ساده شاید ، مثل دلتنگ نباش... فردا روز دیگر ے ست


اما دریغ....




گوشه انگشتانم را کنده ام.... زخم است و خونی


میدانی چرا؟


تا شاید اینگونه بتوانم جلویشان را بگیرم بلکم برای تو پیام نفرستند...... اما فایده ای ندارد


میسوزند و مینویسند


آخ چه دردی دارد......


وقتی بی جواب میگذاریشان........



کاشکی رابطه ی دوستی مثل رابطه ی دست و چشم بود


هروقت گریه میکردی با دستات اشکتو پاک میکردی


هر وقت دستت درد میگرفت گریه میکردی