سال نو مبارک
﷽
هر صبح!🌤
پلکهایت؛ فصل جدیدی از زندگی را ورق میزند،
سطر اول همیشه این است:
“خدا همیشه با ماست”🌹
سلااااااام
صبحتون پر لبخند و امی😊
باسمه تعالی

«عهد بندگی»
همانطور که میدانيم هدفی که برای انسان در مکاتب الهی تعريف شده است عبادت و بندگی خداست؛ چنانکه در قرآن کریم میخوانیم:
"جن و انس را نیافریده ام مگر برای اینکه مرا عبادت کنند."(1)
اما واقعيت آنست که در مسير بندگی موانعی چون خواهشهای نفسانی و وساوس شيطانی وجود دارد. انسان در عالمی قرار گرفته که سرشار از کششهای نفسانی قوی و گمراهکننده است؛ به گونهای که در هر قدمی ممکن است به دامی گرفتار شود و با هر فکر يا نگاهی با تهديدی جديد مواجه گردد، چنان که در قرآن کریم آمده است:
"محبت خواستنیها [آنچه که لذت بخش انسان است و نفس انسان در پی آن است] از زنان و فرزندان و اموال بسیار زیاد از طلا و نقره و اسبهای نشاندار و چهارپایان و مزارع برای مردم آراسته شده است. اینها وسيله تمتع زندگی دنياست ولی فرجام نيكو نزد خداست." (2)
از سوی ديگر، شیطان دشمن ديرينه و قسم خورده انسان با کمال صراحت تصمیم قاطع خود را برای گمراه کردن تمامی آدمیان به پروردگار اعلام کرده است:
"من به طور حتم بر سر راه مستقیم تو در کمین آنان مینشینم و آنگاه از پیش رو و پشت سر و از سمت راست و از سوی چپ به سراغشان میروم و اکثرشان را شاکر ]و ثابت قدم در بندگی] نخواهی یافت." (3)
بدين ترتيب ما انسانها در معرض آسيب از سوی نفس لذتطلب و ابلیس مکار قرار داريم و مقابله با اين دو که از موانع بندگی هستند، نيازمند توجه، تأمل و راهکار است.(4) در همین راستا در طول تاریخ پيروان ائمه اطهار (عليهم السلام) طلب راهنمايی میکردند. به عنوان نمونه میتوان به حکايت مردی اشاره کرد که برای امام جواد (علیه السلام) نامهای نوشت و از وسوسههایی که به خاطرش میآمد، شکایت نمود. امام جواد (علیه السلام) در پاسخ نامه وی چنین فرمودند:
"همانا خدای بزرگ و گرامی اگر بخواهد تو را پایدار میدارد و برای شیطان بر تو راهی قرار نمیدهد. عدهای از خطوراتی که در دل آنان میگذشت به پیامبر شکایت کردند و گفتند که اگر باد آنها را به دوردستها ببرد یا تکهتکه شوند برای آنها خوشايندتر است تا درباره آن وسوسهها صحبت کنند. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)فرمودند: اين را دریافتید؟ (که اين كه این خطورات برای شما بسیار گران است؟) گفتند: آری. ایشان فرمودند: سوگند به آنکه جانم در دست اوست، این همان ايمان خالص است. پس هرگاه آن وسوسهها را احساس کردید بگویید: «آمنّا باللَّه و رسوله و لا حول و لا قوّة إِلّا باللَّه». (به خدا و رسولش ایمان آوردیم و هيچ رویگردانی (از گناه) و هيچ توانايی (در طاعت) نيست مگر از جانب خداوند.)" (4)
این گونه وساوس که غير اختیاری و غير ارادی هستند، از آنجا که با ایمان و باورهای ما سازگار نیست برای ما ناخوشایند است و در هنگام بروز چنين وساوسی، بايد به خدا تکیه کرد و همچنان بر روی انجام وظایف چنانکه در گذشته عمل میکرده استقامت بورزد و در عمل هیچ نوع کوتاهی نکند و به خاطر وساوسی که به طور آزار دهنده به جنگ او آمده ذره ای در آنچه در گذشته انجام می داده کوتاهی نورزد. با عنايت به فرمايش امام جواد (عليه السلام) يکی از راهکاری که ائمه اطهار (عليهم السلام) در مقابله با پرتگاهها و لغزشگاههای زندگی در برابر ما قرار میدهند، پناهبردن به قدرت بیانتهای الهی است. اگر انسان در مقابل یک حیوان درنده قرار بگیرد، سریعا به دنبال راه فرار يا ابزار نيرومندی است تا به امنيت دست يابد؛ نه اینکه در مقابل آن حیوان بایستد تا او را بدرد. حقیقت پناه بردن به خداوند نیز همین است یعنی با تمام وجود در برابر حمله شیطان بهخدای توانا پناه ببریم.
به بيان ديگر برای غلبه بر موانع بندگی در فراز و نشیبها و بزنگاههای آزمون و ابتلا، يادآوری باور و ايمان قلبی به خداوند و پيامبرش و عهد بندگی و پناه بردن و استمداد از پروردگار راهگشاست؛ زيرا هرچه نيرو و اراده است، از اوست و اوست که بر همه چيز توانا است.
در خاتمه ذکر اين نکته لازمست که اين راهکار - مانند بسياری از راهکارهای ديگر - نيازمند استقامت و تداوم میباشد و شکستهای احتمالی در اين مسير نبايد عزم و اراده شخص را دچار تزلزل نمايد.
وبلاگ دفتر آبی ، فرارسیدن آخر ماه ذی القعده، سالروز شهادت
مظهر جود و سخاوت و آینه تمام نمای تقوا و نزاهت
حضرت امام محمـد بن علی الجواد (علیه السلام)
را به تمامی مسلمانان، به خصوص شما دوست گرامی تسلیت می گوید.
پاورقیها:
1- سوره ذاریات آیه 56
2- سوره آل عمران آیه 14
3- سوره اعراف آیات 16 و 17
4- وجود موانع بر سر راه بندگی از سر حکمت میباشد که از جمله آنها امتحان بندگان میباشد.
5- اصول کافی جلد 4 باب الوسوسه و حدیث النفس حدیث شماره 4، كَتَبَ رَجُلٌ إِلَى أَبِی جَعْفَرٍ ع یَشْكُو إِلَیْهِ لَمَماً یَخْطُرُ عَلَى بَالِهِ فَأَجَابَهُ فِی بَعْضِ كَلَامِهِ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ إِنْ شَاءَ ثَبَّتَكَ فَلَا یَجْعَلُ لِإِبْلِیسَ عَلَیْكَ طَرِیقاً قَدْ شَكَا قَوْمٌ إِلَى النَّبِیِّ ص لَمَماً یَعْرِضُ لَهُمْ لَأَنْ تَهْوِیَ بِهِمُ الرِّیحُ أَوْ یُقَطَّعُوا أَحَبُّ إِلَیْهِمْ مِنْ أَنْ یَتَكَلَّمُوا بِهِ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَ تَجِدُونَ ذَلِكَ قَالُوا نَعَمْ فَقَالَ وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ إِنَّ ذَلِكَ لَصَرِیحُ الْإِیمَانِ فَإِذَا وَجَدْتُمُوهُ فَقُولُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ .
ﮔﺎﻫﮕﺎﻫﯽ ﮐﻪ ﺩﻟـﻢ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ
به خودم می گویم
در دیاری که پر از دیوار است
ﺑﻪ ﮐﺠﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺭﻓﺖ؟
ﺑﻪ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﭘﯿﻮﺳﺖ؟
ﺑﻪ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺩﻝ ﺑﺴﺖ ؟
ﺣﺲّ ﺗﻨﻬﺎﯼ ﺩﺭﻭﻧﻢ ﮔﻮﯾﺪ :
ﺑﺸِﮑﻦ ﺩﯾﻮﺍﺭﯼ ، ﮐﻪ ﺩﺭﻭﻧﺖ ﺩﺍﺭﯼ !
ﭼﻪ ﺳﻮﺍﻟﯽ ﺩﺍﺭﯼ؟!
ﺗﻮ " خـدﺍ " ﺭﺍ ﺩﺍﺭﯼ ...
ﻭ " ﺧـﺪﺍ "
ﺍﻭﻝ ﻭ ﺁﺧر با توست ...
سائلي بي دست و پايم راه را گم كرده ام
عبد كوي هل اتايم راه را گم كرده ام
بس كه دوري جستم از اين بارگاه باصفا
آستان صاحب درگاه را گم كرده ام
اشنايم نيستم از فرقه ي بيگانگان
.چند روزي دلبر دلخواه را گم كرده ام
دردهايم را نگفتم چند گاهي با طبيب
شد دلم بي يار وچاه را گم كرده ام
قدر عشقت را ندانستم شدم مشغول خويش
خيمه ي زيباي ثارالله را گم كرده ام
گوش جان نسپر ده ام بر يا لثارات الحسين
راه قرب كوي ان خونخواه را گم كرده ام
در شب تاريك هجران چشم دل را بسته ام
كور دل هستم كه نور ماه را گم كرده ام
كربلا كوته ترين راه است تا درگاه دوست
دیده بیدار من دیده بیدار تو
عمر گذشت و نشد فرصت دیدار تو
در به درم ای طبیب چاره دردم بجوی
هست فقط دست تو داروی بیمار تو
روز به شب، شب به روز،طی کنم اما هنوز
نیست مرا حظی از جلوه رخسار تو
طبع بلندت منیع جاه و جلالت رفیع
دیده مدهوش عقل در عجب از کار تو
نامه سیه دل خراب وای ز روز حساب
گو چه دهد در جواب،عبد گنهکار تو
ره به سما می بری بوی خدا می دهی
یاس فرح بخش من ای گل و من خار تو
کم بنشین با رقیب این عمل از تو عجیب
منفعلم گر چه از رحمت سرشار تو
کوی تو دارالشفا خواجه مُلک وفا
اي حُجّت خداي، که عشقت امان ماست
ذکر تو در محافل روضه نشان ماست
خون گريه کن که ماتم جد غريب توست
يار دل حزين تو آه و فغان ماست
ما را نواي نوحه جد او جانفزاست
الحق که روضه،داروي روح و روان ماست
هرجا که ميرويم دم از عشق ميزنيم
آري حديث مهر تو ورد زبان ماست
پرچم، چراغ، آب، سياهي، کتيبه، اشک
اين ها همه بهانه سر نهان ماست
سرِّ نهان ما که به جز شاه عشق نيست
در قبضه ولايت او جسم وجان ماست
سلطان عشق آبروي عالمين کيست؟
آنکه هماره در گرُوَش آرمان ماست
هستي به دست تو ،دل تو در کف حسين
دست تو بر سر و غم او سايبان ماست
در حال روضه معني هر زمزمه تويي
غذاهای سنتی را میتوان با کمی ذوق و سلیقه ، تغییر داد . این خورش بادمجان نیز با انار مزه دار شده و با مزه ملسی که دارد ،مورد پسند طرفداران مزه ترش و شیرین خواهد بود .
مواد لازم برای دو نفر :
گوشت مرغ ۴۰۰گرم
دانه انار ۱پیمانه
آب انار ۲ پیمانه
پیاز متوسط ۱عدد
روغن ۲ق س
بادمجان قلمی ۳ عدد
روش تهیه:
پیاز را پوست کنده و ریز خرد کنید؛بعد در تابه ای مقداری رروغن بریزید و روی حرارت بگذارید وقتی روغن داغ شد پیاز را سرخ کنید و پس از برشته شدن آن را از روغن دراورده به کناری بگذارید.
مرغ را در روغن داغ در تابه گذاشته و سرخ کنید بهتر است هنگام سرخ کردن درتابه را بگذارید تا مرغ بهتر سرخ شود میتوانید کمی نمک و فلفل هم به مرغ اضافه کنید تا طعم دار شود.
پس از سرخ شدن مرغ دانه های انار را هم به تابه اضافه کنید و پس از کمی تفت دادن پیاز سرخ شده را هم افزوده و خوب مخلوط کنید.
حالا نوبت اضافه کردن ادویه نمک و فلفل سیاه است پس از کمی تفت دادن مواد داخل تابه،میتوانید آب انار را اضافه کرده و در ظرف را بگذارید تا با حرارت کم آرام آرام بپزد و جا بیفتد.
بادمجان ها را پوست کنده ،نمک زده و کناری بگذارید.بعد از حدود ۲۰ دقیقه آنها را با دستمال خشک کنید و در تابه ای با مقداری روغن سرخ کنید.۲۰ دقیقه مانده به آخر پخت ،بادمجانهای سرخ شده را به خورش اضافه کنید و اجازه دهید تا خورش جا بیفتد.
*اگر آب انار در دسترس نبود میتوانید ۲ قاشق سوپخوری رب انار غلیط اضافه کنید.
**ادویه خورشی شامل زیره سیاه زنجبیل جوز هندی فلفل قرمز زردچوبه و فلفل سیاه است همینطور اگر دانه های انار ترش بود میتوانید کمی شکر به آن اضافه کنید.
عشق یعنی انتظار و انتظار
عشق یعنی هر چه بینی عکس یار
عشق یعنی شب نخفتن تا سحر
عشق یعنی سجده ها با چشم تر
عشق یعنی دیده بر در دوختن
عشق یعنی از فراقش سوختن
عشق یعنی سر به در آویختن
عشق یعنی اشک حسرت ریختن
عشق یعنی لحظه های ناب ناب
عشق یعنی لحظه های التهاب
عشق یعنی بنده فرمان شدن
عشق یعنی تا ابد رسوا شدن
عشق یعنی گم شدن در کوی دوست
عشق یعنی هر چه در دل آرزوست
عشق یعنی یک تیمم یک نماز
عشق یعنی عالمی راز و نیاز
عشق یعنی یک تبسم یک نگاه
عشق یعنی تکیه گاه و جان پناه
عشق یعنی سوختن یا ساختن
عشق یعنی زندگی را باختن
عشق یعنی همچو من شیدا شدن
عشق یعنی قطره و در یا شدن
عشق یعنی پیش محبوبت بمیر
عشق یعنی از رضایش عمر گیر
عشق یعنی زندگی را بندگی
مزد چهل روز پریشانی نای ت زائر
از میان همه کردند جدایت زائر
دست ارباب خودش دوخته بر قامت تو
خلعت نوکری خویش برایت زائر
بی سبب نیست خدا هم به شما مینازد
حضرت فاطمه کرده ست دعایت زائر
هر سلام تو، جهان در تب و تاب است
با لرزش آهنگ صدایت زائر
کاش در صحن علمدار، به یادت آرند
ما را به میان گریه هایت زائر
آهسته قدم بزن، خدا می داند
جا مانده دلی به زیر پایت زائر
این ذکر «حسین حسین» مرا خواهد کشت
مستانه بخوان، جان به فدایت زائر
فقط حضور سبز او هميشه جمعه ها كم است
خداي من تو شاهدي كه روز و صال من غم است
ببين دعاي ندبه را كه ندبه مي كند عزيز
و يا كه روي چشم گل هميشه اشك شبنم است
براي گريه كردنم فقط بهانه اي بس است
ببين كه صحن چشم من هميشه غرق در نم است
اگر چه خنده مي كنم ولي دلم گرفته است
دليل خنده هاي من هميشه گنگ و مبهم است
قسم به جان مادرت مرا رها نكن عزيز
ببين كه هفته هاي محرم است و ماتم است
((تمام طول هفته را در انتظار جمعه ام))
پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمودند:
هر کس آیه الکرسی را بعد از نماز بخواند هفت آسمان شکافته گردد و به هم نیاید تا خداوند متعال به سوی خواننده آیت الکرسی نظر رحمت افکند و فرشته ای را بر انگیزد که از آن زمان تا فردای آن کارهای خوبش را بنویسد و کارهای بدش را محو کند.