به نام اولین عشق.......

به نام اولین و آخرین عشق![]()
به نام اولین و آخرین یار![]()
به نام اولین و آخرین آفریدگار![]()
به نام اولین و آخرین امید![]()
به نام خدا![]()

به نام اولین و آخرین عشق![]()
به نام اولین و آخرین یار![]()
به نام اولین و آخرین آفریدگار![]()
به نام اولین و آخرین امید![]()
به نام خدا![]()


ﺧــٌــﺪﺍﯾــــــﺍ !!
ﺁﻏﻮﺷـَــﺕ ﺭﺍ ﺍِﻣﺸﺐ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻣﯿﺪَﻫـــــﯽ ؟
ﺑﺮﺍﯼ ﮔﻔﺘﻦ !
ﭼﯿــــﺰﯼ ﻧـَــﺪﺍﺭﻡ ..
ﺍﻣـــﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﻨﻔﺘﻦ ِ ﺣﺮﻓﻬـــــﺎﯼ ﺗﻮ ؛
ﮔﻮﺵ ﺑﺴﯿــــــﺎﺭ . . .
ﻣﯽ ﺷـَــﻮﺩ ﻣﻦ ﺑﻐـــﺾ ﻛﻨــَــﻡ ؟
ﺗﻮ ﺑﮕـــﻮﯾﯽ :
ﻣﮕﺮ ﺧﺪﺍﯾﺖ ﻧﺒﺎﺷــَــﺪ ﻛﻪ ﺗﻮ ﺍﯾﻨﮕــــﻮﻧــﻩ ﺑﻐﺾ ﻛﻨــــﯽ . . . ؟
ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻣـَــﻥ ﺑﮕﻮﯾـــَــﻡ " ﺧـﺪﺍﯾـــــﺎ "
ﺗﻮ ﺑﮕـــﻮﯾﯽ :
ﺟﺎﻥ ِ ﺩﻟـــﻡ . . . !
ﻣﯽ ﺷـــﻮﺩ ﺑﯿـــﺎﯾﯽ ؟
ﺗﻤﻨــــﺎ ﻣﯿﻜﻨـــَـﻢ
پ.ن:
خداوندا ......
هدایتم کن
تا به این باور برسم
که جواب برخی دعاهایم
"صبر" و "انتظار" است.......
در دنیای من فقط یک نفر لبخند مرا خواست
(عکاس ) بود
که او هم (پولش )را گرفت................

جسارت می خواهد !!!
نزدیک شدن به افکار دختری ...
که روزها ...
مردانه با زندگی می جنگد ...
اما شب ها ...
بالشش از هق هق های دخترانه خیس است ...!
ﺑـﺎﺯ ﺑـﺎﺭﺍﻥ ﺑـی ترانه ...... ﻣـﯽ ﺧـﻮﺭﺩ ﺑـﺮ ﺑـﺎﻡ ﺧـﺎﻧـﻪ
ﯾـﺎﺩﻡ ﺁﻣـﺪ ﮐـﺮﺑـﻼ ﺭﺍ...ﺩﺷـﺖ ﭘـﺮ ﺷـﻮﺭ ﻭ ﺑـﻼ ﺭﺍ
ﮔـﺮﺩﺵ ﯾـﮏ ﻇـﻬـﺮ ﻏـﻤـﮕـﯿـﻦ ... ﮔـﺮﻡ ﻭ ﺧـﻮﻧـﯿـﻦ
ﻟـﺮﺯﺵ ﻃـﻔـﻼﻥ ﻧـﺎﻻﻥ ... ﺯﯾـﺮ ﺗـﯿـﻎ ﻭ ﻧـﯿـﺰﻩ ﻫـﺎ ﺭﺍ
ﺑـﺎ ﺻـﺪﺍﯼ ﮔـﺮﯾـﻪ ﻫـﺎﯼ ﮐـﻮﺩﮐـﺎﻧـﻪ... ﻭﻧـﺪﺭ ﺍﯾـﻦ ﺻـﺤـﺮﺍﯼ ﺳـﻮﺯﺍﻥ
ﻣـﯽ ﺩﻭﺩ ﻃـﻔـﻠـﯽ ﺳـﻪ ﺳـﺎﻟـﻪ ... ﭘـﺮ ﺯ ﻧـﺎﻟـﻪ،ﺩﻟـﺸـﮑـﺴـﺘـﻪ،ﭘـﺎﯼ ﺧـﺴـﺘـﻪ
ﺑــﺎﺯ ﺑـﺎﺭﺍﻥ ﻗـﻄـﺮﻩ ﻗـﻄـﺮﻩ ... ﻣـﯽ ﭼﮑـﺪ ﺍﺯ ﭼـﻮﺏ ﻣـﺤـﻤـﻞ
خاک های چادر زینب...به آرامی شود گل
باز باران بی ترانــــــــــــــه....
پی نوشت:
ای عجل این چند روزه دور ما را خط بکش.....! وعده ی ما عصر عاشورا کنار قتلگاه
السلام علیک یا اباعبدالله الحسین(ع)
.jpg)
تمام درد من اینست
که می دانم
برای داشتن تو به زمین آمده ام
همین تو
که برای نبودن با من،
به زمین آمده ای
و این شد
تمام درد من........................
![]()
گاهی چه سخت می شود …
دوستش داری و نمی داند
دوستش داری و نمی خواهد
دوستش داری و نمی آید
دوستش داری و سهم تو از بودنش فقط تصویری است رویایی در سرزمین خیالت
دوستش داری و سهم تو از این همه ،
تنهایی است . . .
پی نوشت:
خدایا...
تنهانگذار...
دلی راکه هیچکس دردش را نمیفهمد...
زن نیستـــــــم اگــــر زنانـــــه پای عشقـــــم نایستـــــم ...
مــــن از قبیلــــه زلیخــــا آمده ام ...
آنقــــدر عشقـــت را جـــــــار میزنـــــم تـــا خــــدا برایم کــف بزنـــــد ...
فرقــــی نمیکنـــــد فرشتــــه باشـــی یـــا آدم ... یـــوسف باشــــی یا سلیمـــــان ...
قالیچــــــه دلِ مــــــن بــدون اســـــمِ رمـــــزِ نـــامِ " تـــــو " پـــرواز نمیکنــــــد ...
زنـــــانه پـــای این عشـــق می ایستـــــــــم ...
وقتی که دنیا دود شد،شاید فراموشت کنم
کاشانه ام نابود شد،شاید فراموشت کنم
آسان زدستم داده ای،باشد به این هم راضیم
وقتی که اشکم رود شد،شاید فراموشت کنم
هرگز ز دستت این چنین سیلی به احساسم نخورد
باشد بزن بد تر بزن ،اما به دستانت قسم
وقتی که تارم پود شد،شاید فراموشت کنم

آن سيه دست،سيه داس،سيه دل که تو را،چون گلي با ريشه
از زمين دل من کند و ربود
نيمي از روح مرا با خود برد
نشد اين خاک به هم ريخته هموار هنوز!
شاخه اي بودم پيچيده بر آن قامت مهر
ناتوان، نازک، ترد...
تندبادي برخاست
تکيه گاهم افتاد،برگهايم پژمرد..
تو گذشتي و شب و روز گذشت
آن زمانها به اميدي که تو بر خواهي گشت
پاي هر پنجره مات
مي نشستم به تماشا، تنها...
گاه بر پرده ابر، گاه در روزن ماه
دور تا دورترين جاها ميرفت نگاه
باز ميگشتم تنها، هيهات!!
چشمها دوخته ام بر در و ديوار هنوز
دوستت دارم بسيار هنوز.........!
پی نوشت:
گاهی یه زن. . . .
جوری میجنگه واسه حفظ ارزشهاش. . . .
که زمین میلرزه زیر پاش. . . .
حرف هایم راتعبیرمیکنی،
سکوتم راتفسیر.....
دیروزم رافراموش...
فردایم راپیشگویی...
به نبودنم مشکوکی به بودنم مردد..!
ازهیچ؛
گلایه میسازی، ازهمه چیزبهانه...
من کجای این نمایشم؟؟؟
پی نوشت:
شهریور هم در حال رفتن است . . .
قلب من اما هنوز تیر نبودنش را می کشد . . .

شـَ ـبـ ـیـ ـهِ جـ ـودی اَبــ ـوت شـُ ـــده امــ
بــَ ـرایِ "بـ ـابـ ـا لـِ ـنـ ـگ درازیــــ " مـ ــی نـِ ــویـ ـسـَ ـمـ
کـ ــه ایــ ـن روزهـ ـا دیـ ـگـَ ــر خـ ـودَمـ هـَ ـمــ
"نــِ ـمیـ ـشِـ ـنـ ـاسَـ ــمَـ ـش"

مشتي ز خاک بر ميدارم …
شايد اين همان نيمه گمشده من باشد
که خدا يادش رفته خلقش کند..........
حوصله میخواهد عاشق شدن. . . .
آن هم از نوع زنانه اش که لطیف است و حساس!

چه چيز در اين جهــــان...غريبانه تر از دختری استــــ ...كه تنهـــــــايي اش را بغل ميكند
و ميپوسد...
اما..
حاضر نيست ديگر...
كسي را دوست داشته باشد...
لیاقت میخواهد.....
بودن درقلبدختر کی که تمام دنیایش
حرف های نزده اش است.....
ﮔﺎﻫﯽ ﻭﻗﺘﻬﺎ ﭼﻪ ﺳﺎﺩﻩ ﻋﺮﻭﺳﮏ ﻣﯿﺸﻮﯾﻢ! ﻧﻪ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻣﯿﺰﻧﯿﻢ ﻧﻪ
ﺷﮑﺎﯾﺖ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ ﻓﻘﻂ ﺳﮑﻮﺕ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ ﮐﻪ ﮐﺴﯽ ﻧﺪﺍﻧﺪ ﺩﺭ ﺩﻟﻤﺎﻥ
ﭼﻪ ﻣﯿﮕﺬﺭﺩ !
دلت را به هر کسی نسپار
این روزها برخی ها از سپرده ات هم بهره میخواهند......

گاهی دلم نمی خواهد...
دیــروز را به یاد بیاورم....
انگیزه ای برای فردا هم ندارم...!
و حال هم کِه... .
گاهی فقط دلم می خواهد...
زانوهایم را تنگ در آغوش بگیرم...
و گوشه ای از گوشه ترین گوشه ای که میشناسم...
بنشینم و فقط نگاه کنم...!!
گاهی دلگیرم...
شاید از خودم... . . .
:پ.ن ۱:
خواهرم ...
ساپورت تو را support نمی کند !!!!
نه در این دنیا و نه در آخرت !!
پ ن ۲:
خدایا چه گم کرد آنکه تورا یافت و چه یافت آنکه تورا گم کرد؟!!!!
دوست دارم خدا
هر جا برم تو با منی واسم مث جون وتنی
دلت که میگیره فقط حرفتو با من میزنی
هر جا برم کنارمی فرقی نمیکنه کجا
فرقی نمیکنه چقدر فاصله باشه بین ما
چقدر دوست دارم خدا
من
چقدر دوست دارم خدا
وقتی که میرقصم تو باد وقتی که میخندم با برگ
وقتی که میشم غرق در احساس بی تکرار مرگ
وقتی که بارون میشی و بی چتر میباری به من
میفهمم از آرامشت حس خوشی داری به من
چقدر دوست دارم خدا
من
چقدر دوست دارم خدا
وقتی که میچینم تو رو مثل یه گندم یا یه سیب
همجنس آدم میشم و پر میشم از حسی عجیب
هر جا که هستم با.منی هر جا که باشی عاشقم
خوشحالم از این که واسه این هم صدایی لایقم
هر جا برم کنارمی فرقی نمیکنه کجا
فرقی نمیکنه چقدر فاصله باشه بین ما
من چقدر دوست دارم خدا
من چقدر دوست دارم خدا
پ.ن:
وقتی که خیلی خسته م از همه چی دلم گرفته فقط یاد توست که بهم آرامش میده. . .
براستی که جانشین تمام نداشته ها هستی.....
دوستت دارم. . .
چه بخشنده خدای عاشقی دارم،
باز، میخواند مرا با آنکه میداند گناه کارم
دلم گرم است
و امیدم به خداوندی اوست....
رمضان مبارک![]()
:..:..اللهم عجل لولیک الفرج..:..:
پی نوشت:خدایا بازم اومدم با دستی پر ازگناه و کلی شرمندگی....منو ببخش.

می روم اما بدان یک سنگ هم خواهد شکست
آنچـــــنان که تارو پود قلب من از هــــم گسست
می روم با زخم هـــــایی مانده از یک سال سرد
آن همه برفی که آمـــــد آشـــــــیانم را شکست
می روم اما نگویــــــــی بی وفــــــا بود و نمــــاند
از هجوم سایه هــــا دیگر نگــــــاهم خسته است
راســــــتی : یادت بمــــــــاند از گـناه چشم تو
تاول غــــــربت به روی باغ احســــــاسم نشست
طـــــــرح ویران کـــردنم اما عجیب و ســــــاده بود
روی جلد خاطــــراتم دست طوفــــــان نقش بست
میترســــــم. . .
کســی بـــــــوی تـــنت را بـگــــــــــــیرد
نغمــــــــه ی دلــــت را بــــــــشنــود
و تو خو بــگیری به ماندنـــــش!!
چه احــــساس خـــــط خطـــــی و مبهمیست!
این عاشقانه های حسود من!
نمی آیی ببینی
که با نبودنت،
با تمام زنانگی ام
چه مردانه کنار آمده ام!

همه اینو میدونیم
مردونه ترین دستی که میتونی تو دستت بگیری و دیگه از هیچی نترسی،دستای گرم و مهربونه پدرته....
....................روزت مبارک قویترین فرشته ی نگهبان من....................
..................دوستت دارم پدر................

نـــیــمــا یــوشــیــج در جــشــن یــک ســالــگــی فــرزنــدش نــوشــت:
پــــســرم
یـک بـهــار
یــک تــابــــســتــان
یـــک پــــایـــــیــــــــــز
ویــک زمــســتــان را دیــدی
از ایـــن پــس هـــمــه چــیــز ِجــهــان تــکــراریــســت جــز. . .
مـــهــــربــانــی...