وای خدا یا سرم درد میکنه !انقدر که حرص خوردم ، انقدر که خودمو سرزنش کردم !!!چیزی دیگه نمونده که [تشویش][تشویش][گریه][گریه]
جریان از این قراره که چند روز پیش فقط من و مسوول ارایشی که کار نسخه پیچی هم انجام میده ، توداروخونه بودیم . یه هو داروخونه شلوغ شد یه صف ادم تو دارو خونه بودن و ما دو نفر ! همین طور هاج و واج به هم نگاه میکردیم یه عالمه داروی ساختنی بود منم مشغول ساختنش .... از اون ورم سر و صدای بیمارا که خیال می کنند داروخونه یه جایی شبیه نونوایی !!! از این ور نسخه میدی از اونور داروی تازه خاشخاشی میگیری .. اونایی که نسخشون تک قلمه تو صف یکی و بقیه طرف دیگه.......
خلاصه یه خانمی وارد داروخونه شد که یه نسخه تک قلم داشت مایکونازول واژینال . خانم نسخه پیچ هم گقت خانم دکتر این مترو وازیناله دیگه ..منم که حسابی مشغول ساختنی درست کردن بودم یه نگاهی انداختمو گفتم اره دیگه خودشه !! و چون دستوری هم نداشت ،(طیق دستور :حالا دستور داروساز یا دستور رایج مصرف یا دستوری که به خود بیمار داده میشه )نسخه رد شد
بعد از این که داروخونه خلوت شد نسخه رو اتفاقی برداشتم و دیدم وای این که مایکونازول واژیناله
دلم میخواست همون جا ...
حالا من همیشه میپرسم جه دستوری بهتون گفتن ابن دفعه ؟؟؟؟
به نسخه پیچ دیگه داروخونه که به خط این دکتر بدخط اشناییت داشت نشون دادمو گفتم این مترو یا مایکونازول !!!
اونم گفت مایکونازوله دیگه ...خیلی خیلی ناراحت شدم و ازش خواستم که یه جورایی پی گیری کنیم
بهترین راهش این بود که بری مطب اقای دکتر و چون به هر حال بیشتر مطب زنان پرونده تشکیل می دن ازشون شماره بیمار نام برده رو بگیری یه جوری قضیه رو تموم کنیم
به هر حال شمارش پیدا شد اما پیش شماره مشهد نبود ...این خانم از نیشابور تشریف اورده بودن
و در حال حاضر هم جواب نمیداد وای خدایا .... دیگه از این بدترم میشه ...
به هر حال اون روز شیفت من تموم شد و رفتم خونه و تا صبح تو فکر این اشتباه ،و اقعا بی حوصله بودم واین که یه بی دقتی میتونه به افراد صدمه وارد کنه ! حالا تو حرفه های پزشکی حساسیت بالاتر میره
روز بعد رفتم داروخونه و جویای جریان شدم. از قرار با خانمه تماس گرفتند وبهش گفتند از داروی دیگه ای باید استفاده کنه و از یکی از داروخونه های که اشناییت داشتن برن و داروشونو تعویض کنن... اونم خیلی خوشحال شده و تشکر کرده
یه تشکر ویژه :از نسخه پیچ داروخونه که واقعا تلاش کرد
یه تصمیم : اگه روزی داروخونه زدم حتما برای بیمارام پرونده تشکیل بدم
و خدارو شکر که جریان به خیر گذشت ، با این که خطر جانی نبود اما به هر حال حساسیت وظایف یک داروساز رو نشون میده
خداجون قول میدم از این به بعد بیشتر دقت کنم !!!!!!!!