948
ﺍﻣـــﺎ ...
ﻫـﯿﭽﻜﺪﺍﻣـــ ﺗـــ♥ــــﻮ ﻧﯿﺴﺘــــﮯ
" ﺩﻟــ♥ـــﻢ "
ﺧﻮﺵ ﻛﺮﺩﻫـ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺑﻬـ ﺍﯾﻦ ﻓﻜﺮ
ﻛﻬـ ﺷﺎﯾﺪ " ﭘﺎ ﺑﺮﻫـﻨﻬـ " ﺑﯿﺎﯾﮯ ..
ﻛﻬـ ﺷﺎﯾﺪ " ﭘﺎ ﺑﺮﻫـﻨﻬـ " ﺑﯿﺎﯾﮯ ..
یـ ـآدمـان بـآشد وقـتـی کـسی رآ بهـ خودمـآن وابسـتِهـ کـردیم
در بـرابـرش مـسـئولـیـم...
در بــرابـر اَشـکـهـایـش/شکـستـن غـرورَش
در لـحظهـ هآی تــنهـآیـ ـی/
در بـی قـرارـیهآیـش/
و اگـَر یـآدمـآن برود سـرنـوِشـتـ در جـآی دیگـر یـآدمــآن
خـوآهـَد آورد....!
چه سخته تو هق هق گریه هات "نفس" کم بیاری
وعشقت به کسی دیگه بگه" نفس"
تو که میدانستی با چه اشتیاقی…خودم را قسمت میکنم…
پس چرا …زودتر از تکه تکه شدنم…جوابم نکردی…برای
خداحافظی …خیلی دیر بود…خیلی دیر !!

وقتی آغوشت را به روی آرزوهایم باز می کنی
آنقدر مجذوب گرمای وجودت می شوم
که جز آرامش آغوشت
تمام آرزوهای خواستنی دیگر را از یاد می برم…


فاحشه بسترش را میبوسد..
ورزشکارچهارگوشه زمین را..
وآخوند قرآنش را..
نان ازهرکجا که باشد باید بوسید...!!
"صادق هدایت"

دلتنگــــــــــــے
همـــون مكثیـــ ـه كه
رو اسمـــش میكنــے!!!
وقتــے شمـ ـآره هاے گوشیتــو بــالا پــاییـن میكنــے!!!

سلامتیه مخاطب خاصت . . .
همون که اومده تو زندگیت و . . .
آیندت و احساست و گند زده رفته . . .
ولی باز هم به یادشی ! . . .

آهـــای غــریـبه…؟
کنــارشـــ مــی نــشیـنی وبــا چـــند آیــهـــ قــرآنـــ محــرمــش مـی شــوی…
و مــن…!
مــن ِ آشــنا بــا یـکـــ دنـــیا عشــق و حســرتـــ بـــه "او"… نــآ محرمـ✘ــَم…!!!
اونی که رفت ..
وقتی به اجبار برگشت
دیگه نه خودش هست ..نه احساسش..!
"وجدانش" اونو اورده......!!

بعضی دردها
گوش نمیخواهد..
گوشه ی آغوش میخواهد..!

بزن به سلامتی حرفهای دلت که به کسی نگفتی. . .
بزن به سلامتی اینکه کوه دردبودی ولی دم نزدی . . .
بزن به سلامتی تنهایی هات ولی تنهایی رو دوست نداشتی . . .
بزن به سلامتی شبهایی که تو تنهاییهات گریه کردی براش
چون ازش بیخبربودی امااون حتی یه mis نداد که بگه خوبـــــم...