فقط پیر تر شده ایم...

روزها انگار مسابقه گذاشتند.روزهایی که دیگه نه رنگ عشق دارند نه ... . فقط میگذرند. یه سیاه و سفید همیشگی...

نیمه ی اردیبهشته و تو دلنوشته های قدیمی اینو پیدا کردم و ادامه ش دادم:

 

سلام

نیمه ی اردیبهشت

نیمه ی بهار

نیمه ی من

 

خداحافظ

نیمه ی اردیبهشت

نیمه ی بهار

نیمه ی ...

 

دم عید است...

احساس خوبی نیست

درختی که برگ هایش ریخته

برایت دست تکان بدهد

و نگران باشی

دانه ای که برای گنجشک ها ریخته ای

دامی برای گربه ها باشد

احساس خوبی نیست

حس کنی

برگهای ریخته شده بر کف خیابان

هنوز نفس میکشند

و هر کجا که قدم برمیداری

خاطره ای از گرگان را

در تو بیدار کند

 

گاهی احساس میکنم آنقدر شاعرم

که پاییز را به عقد خویش دربیاورم

 

علی

زمستان است...

نه دیگر هیچکس موی تو را در خواب میبیند

نه چشم رعیتی بر دختر ارباب می افتد

 

                                            بنیامین دیلم کتولی