زنبورک
زنبورک: نوعی تیر بزرگ؛ توپ کوچکی که به وسیله حیوان چهارپا حمل می شد.

زنبورک به دو نوع سلاح گفته می شد که نوع اول آن از سلاحهای سرد و قدیمیتر از نوع دوم بود. به این نوع زنبورک(در ترکی زنبرک/ زمبرک)، زنبوره نیز گفته می شد و تیر بزرگی بود که به دلیل تشابه صدای آن به صدای زنبور در هنگام پرتاب، به این نام خوانده شده است. این تیر بزرگ که نوکی آهنین داشت، دارای ضخامتی به اندازه یک انگشت و طولی در حد یک ذراع بود. زنبورک مذکور از پولاد یا برنج ساخته می شد و برای قلعهگشایی و حمله به افراد دشمن، سلاحی کارآمد به شمار می آمد. ابزار پرتابکننده این نوع زنبورک، قوس زنبورک نام داشت.
نوع دیگر زنبورک سلاحی گرم و از لحاظ اندازه میان توپ و تفنگ بود که در برخی منابع مجزا از هر دو نوع سلاح ذکر شده است. این نوع زنبورک، در زبان عربی «مدیفع» خوانده می شد و شبیه به توپهای سبک بود. زنبورک در مناطق جلگهای و هموار کارایی چندانی نداشت، اما در مناطق صعبالعبور و کوهستانی بسیار مفید بود؛ زیرا برای انتقال آسان آن به میدان نبرد، زنبورک را بر روی شتر یا قاطر و یا احتمالا فیل قرار میدادند و حیوان چهارپا ارابه آن محسوب می شد. در میان این چهارپایان، شتر بیشتر مورد استفاده قرار میگرفت که با عنوان «شتران زنبورک» شناخته میشد. شترانی که بدین منظور انتخاب می شد، سرعت بالایی داشتند و بر روی شترهای نیرومند دو زنبورک نهاده می شد. گاهی نیز فرد استفاده کننده از زنبورک، آن را به دست میگرفت و حمل و شلیک میکرد.
زنبورک بر روی پایهای مانند شمعدان قرار میگرفت و بهوسیله چوب خمیدهای به عقب پالان شتر متصل میشد. قطعه چوب مذکور، بسیار محکم و آهنکوب میشد تا در برابر پس زدن در هنگام شلیک مقاومت کند. با توجه به این که زنبورک از نوع توپهای گردان بود و حول محور خود میچرخید، لوله زنبورک به وسیله لولا به پایه آهنی متصل می شد و با تغییر جهت لوله بر روی هدف تنظیم می گردید.
اطلاعات تکمیلی: دانشنامه جهان اسلام، ج 21.


برخاستهاند. این عنصر و نیز نماد در اساطیر خاستگاههای نخستینِ توغ نیز قابل ملاحظه است، چنانکه در فرهنگ باستانی چین، مدیترانه و ایران فرهنگی، درخت- مار در کنار هم قرار گرفته است و با وجود نگاه دوگانه مثبت و منفی به نقش مار در ارتباط با درخت حیات، میتوان مار (اژدر) را عنصری دانست که درخت حیات را از آسیب آدمیان محافظت میکرده است.




