ضد دختر،ضد پسر،اس ام اس،خنده دار،92،فیسبوک،استقلال،پرسپولیس
ســــــــــــــــــــــــلام


اینم آدرس وبلاگ من و امیر خان ![]()
حتمنـــــــــــــ سر بزنید
![]()
![]()
ســــــــــــــــــــــــلام


اینم آدرس وبلاگ من و امیر خان ![]()
حتمنـــــــــــــ سر بزنید
![]()
![]()
یه روز یه نفر میره پرنده فروشی میگه: این طوطی چنده؟
فروشنده: میگه 2 میلیون!
طرف میگه: مگه چی بلده؟؟؟؟
فروشنده:دیوان حافظ !
طرف میبینه یه طوطی دیگه هست میگه: این چنده؟
فروشنده: 3 میلیون
طرف میگه: چه خبره باباااا ؟؟؟؟
فروشنده:این مثنوی معنوی بلده با دیوان حافظ
طرف میبینه اون بالا یه طوطی لاغر مردنیه که پرش ریخته داره می میره. میگه: اون چند؟ فروشنده میگه: 5 میلیون !!!!
طرف میگه: حالت خوبه؟چه خبره آخه این چی بلده؟؟!!!
فروشنده: میگه نمیدونم والا فقط میدونم این 2 تا بهش میگن استاد!
ایــــــــــــــــــــــنو

مامان بچه ها ![]()

معرفی میکنم صغری ![]()

ﺍﺑﯽ : ﮐﯽ ﺍﺷﮑﺎﺗﻮ ﭘﺎﮎ ﻣﯿﮑﻨﻪ؟
ﺗﺘﻠﻮ : ﮐﯽ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﻟﺒﺎﺳﺘﻮ ﻣﯿﺒﻨﺪﻩ؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
. ﺗﻔﺎﻭﺕ ﻧﺴﻞ ﻫﺎ ﺗﻮ ﻫﻤﯿﻦ ﺩﻭ ﺟﻤﻠﻪ ﺧﻼﺻﻪ ﻣﯿﺸﻪ
توروخدا نگيد ديوونماااااااااا!!!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
يكي ﺍﺯ ﺗﻔﺮﯾﺤﺎﺕ ﻧﺎﺳﺎﻟﻤﯽ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﻣﯿﺮﯾﻢ ﺷﻬﺮﺑﺎﺯﯼ
ﭼﻨﺪﺗﺎ ﭘﯿﭻ ﻭ ﻣﻬﺮﻩ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﻡ ﻣﯿﺒﺮﻡ
ﻫﺮ ﻭﺳﯿﻠﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺳﻮﺍﺭ ﻣﯿﺸﯿﻢ ﺑﻪ ﺑﻐﻞ ﺩﺳﺘﯿﻢ ﮎ ﺍﺻﻮﻻ ﺁﺩﻡ ﺗﺮﺳﻮﻭﯾﻪ
ﻣﯿﮕﻢ :ﯾﺎ ﺧﺪﺍ ﺍﯾﻦ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺯ ﮐﺠﺎ ﺑﺎﺯ ﺷﺪ؟؟؟ :-|
تلوزیون ﻧﺸﻮﻥ ﻣﯿﺪﻩ 6-7 ﺗﺎ ﭘﺴﺮ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ ﺧﺎﻟﯽ ﺟﻤﻊ
ﺷﺪﻥ ﯾﻬﻮ ﺯﻧﮓ ﻣﯿﺰﻧﻦ ﺷﺮﮐﺖ ﺗﻦ ﺗﺎﮎ ﺑﺮﺍﺷﻮﻥ ﺩﺳﺘﮕﺎﻩ
ﺩﺭﺍﺯ ﻧﺸﺴﺖ ﻣﯿﺎﺭﻩ ﻫﻤﻪ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺧﻮﺵ ﻭ ﺧﺮﻡ ﺷﺮﻭﻉ
ﻣﯿﮑﻨﻦ ﺩﺭﺍﺯ ﻧﺸﺴﺖ ﺭﻓﺘﻦ .
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﺑﻨﺪﻩ ﺳﮑﻮﺕ ﻣﯿﮑﻨﻢ
![]()
![]()
![]()
بیاین اعتراف کنیم که حالمون از صدای ضبط شدۀ خودمون بهم میخوره
بیاین !!!
![]()
![]()
ﻳﺎ ﺣﻖ ﺑﺎ ﻣﻨﻪ
ﻳﺎ ﺗﻮ ﻧﻤﻴﻔﻬﻤﻲ ﺣﻖ ﺑﺎ ﻣﻨﻪ
الان کل جوونای آمریکا تو این فکرن که رابطه مون با ایران خوب بشه زود بریم ایران یه گوشی GLX بخریم ، راحت از جیبمون در بیاد و راحت بره تو جیبمون والا بخدا
ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺩﺧﺘﺮﯼ ﮐﻪ azera ﺟﻠﻮﺵ ﺗﺮﻣﺰ ﮐﺮﺩ ﺳﻮﺍﺭ؟ ﻧﺸﺪ! ﮔﻔﺖ ﺩﻭﺳﺖ ﭘﺴﺮ ﺧﻮﺩﻡ BMW ﺩﺍﺭﻩ ﻭﮔﺮﻧﻪ ﺳﻮﺍﺭ ﻣﯿﺸﺪﻡ... ﺣﺎﻻ ﺷﻤﺎﺭﺗﻮ ﺑﺪﻩ ﻓﻌﻼ ﺩﻭﺳﺖ ﻣﻌﻤﻮﻟﯽ ﺑﺎﺷﯿﻢ
![]()
ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﭘﺴﺮﯼ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﭘﻠﯿﺲ ﮔﻔﺖ ؛ ﺧﺎﻧﻮﻡ ﮐﯽ ﺑﺎﺷﻪ؟
ﺳﺮﺷﻮ ﺑﺎﻻ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺳﯿﻨﻪ ﻫﺎﺭﻭ ﺟﻠﻮ ﺩﺍﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ ....
ﺟﻨﺎﺏ ﺳﺮﻭﺍﻥ ﮔـــــﻮﻩ ﺧﻮﺭﺩﻡ
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
دستمال من زیر درخت آلبالو گم شده
سواد داری؟ (چه ربطی داشت؟؟!!!)
نوچ نوچ
بی سوادی؟
نوچ نوچ
پس تو خر من هستی!!!!!!!!!!! !
و به این ترتیب ما بزررگ شدیم به صورت اسکول وار!
این یکیش خیلی خارجیه:
آن مان نباران
دو دو اسکاچی
آنی مانی کلاچی!!!!
چه چیزایی میخونیم آآآآ
یعنی چی آخه؟!
یه پسر همسایه داریم خوشگل
، فشن
، ابرو شمشیری
، خوش آرایش
، خوش ادا و شیطون
، فقط کافیه از سوسکم بترسه
تا واسش یه شوهر خوب پیدا کنیم !!!![]()
یادش بخیر
لذتی که توی خوابیدن با لباس مدرسه توی رختخواب
بین ساعات ۷:۰۰ تا ۷:۱۵ وجود داشت
توی هیچ چیزی دیگه وجود نداشت و ندارد و نخواهد داشت



بعضی دﺧﺘﺮﺍ ﺍﻳﻨﻘﺪ ﭘﺮﻭﺗﺰکردن
استخر که میرن
ﻫﻤﯿﻨﺠﻮﺭﯼ ﺭﻭ ﺁﺏ ﻣﯿﻤﻮﻧﻦ :| :|![]()
![]()
![]()
خط های عابر پیاده به دو دلیل کشیده شدن :
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
برای قشنگی خیابون ها !
برای مسخره کردن کسایی که از روشون رد میشن !!!
ﻫﻮﺍ ﮐﻪ ﺳﺮﺩ ﻣﯿﺸﻪ ﺁﺩﻡ ﺑﺎﺱ ﯾﮑﯿﻮ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻪ ﺑﻐﻠﺶ ﮐﻨﻪ ﻭﮔﺮﻧﻪ ﻫﻮﺍ ﻣﺮﺽ ﻧﺪﺍﺭﻩ ﮐﻪ ﺍﻟﮑﯽ ﺳﺮﺩ ﺷﻪ !!!

.
ﺳﺮ . ﺩﺳﺖ . ﭘﺎ . ﮔﺮﺩﻥ . ﺳﺘﻮﻥ ﻓﻘﺮﺍﺕ ﺩﺭ ﺍﻭﻟﻮﯾﺖ

واسه کسی کلاس بذار ک همکلاسش باشی ن کسی ک تو کلاسش رات نمیده!!!
هر كس مطابق افكار خودش دیگری
را قضاوت می كند .
صادق هدایت
توماس هیلر ، مدیر اجرایی شرکت بیمه عمر ماساچوست ، میو چوال و همسرش در بزرگراهی بین ایالتی در حال رانندگی بودند که او متوجه شد بنزین اتومبیلش کم است. هیلر به خروجی بعدی پیچید و از بزرگراه خارج شد و خیلی زود یک پمپ بنزین مخروبه که فقط یک پمپ داشت پیدا کرد.او از تنها مسئول آن خواست باک بنزین را پر و روغن اتومبیل را بازرسی کند.
سپس برای رفع خستگی پاهایش به قدم زدن در اطراف پمپ بنزین پرداخت.
او هنگامی که به سوی اتومبیل خود باز می گشت ، دید که متصدی پمپ بنزین و همسرش گرم گفتگو هستند. وقتی او به داخل اتومبیل برگشت ، دید که متصدی پمپ بنزین دست تکان می دهد و شنید که می گوید :” گفتگوی خیلی خوبی بود.”
پس از خروج از جایگاه ، هیلر از زنش پرسید که آیا آن مرد را می شناسد.او بی درنگ پاسخ داد که می شناسد.آنان در دوران تحصیل به یک دبیرستان می رفتند و یک سال هم با هم نامزد بوده اند.
هیلر با لحنی آکنده از غرور گفت :” هی خانم ، شانس آوردی که من پیدا شدم . اگر با اون ازدواج می کردی به جای زن مدیر کل، همسر یک کارگر پمپ بنزین شده بودی.
” زنش پاسخ داد :” عزیزم ، اگر من با او ازدواج می کردم ، اون مدیر کل بود و تو کارگر پمپ بنزین .”
دیروز داشتم تو یه کوچه ای نزدیک خونمون راه میرفتم
دیدم دو تا بچه 4 الی 5 ساله دارن بازی میکنن
کوچه هم خیلی خلوت بود رفتم پشت سرشون سرعتمو کم کردم
گوشیمو در اووردم الکی یه شماره ای گرفتم
.
.
.
گفتم :احسان دو تا بچه اینجا هست ماشین رو بردار بیار
تا من کلیه هاشونو در بیارم که بفروشیم یخ هم با خودت بیار
اقا تا اینو گفتم اولی که از شدت گریه غش کرد:|
دومی هم یه ذره دوید بعد ایستاد خودشو خیس کرد بعدم دیگه نفس نمیکشید:|
مریـــــــــــــــــــــــــضم مریـــــــــــض میفمید یا نع بازم بگم
البته اینو هم بگـم دوکتورا اومیدی ب بهبودیم دارن :d خودتونو نگران نکنید هاررررررررررررهار:|
میدونید چی از صدتا فحش بدتره
.
.
.
همیشه در هر "فدای سرت"، یه "خاک بر سرت" به صورت مستتر وجود داره
با همه بار گناهم آقاجون دوست دارم
با همین روی سیاهم آقا جون دوست دارم
پای عشقت که وسط میاد گناه یادم میره
گم میشه بار گناهم آقاجون دوست دارم
به خوبات سر می زنی مگه بدا دل ندارن
یه سر هم به من بزن ای خوب خوبا آقاجون
اللهم عجل لولیک الفرج
این دخترایی که تا نامزد میکنن
سیمکارتشونو عوض میکنن.......
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
هیچ ریگی تو کفششون نیستا.....
محض تنوعه!!!
رفتم بقالی محل میگم ببخشید آقا کــرم کــارامــل دارید
میگه نه کــرمِ ســاویــز داریم از اونی که میگی بهتره :| :|

