
درون خودم پنهان می شوم
درون خودم پنهان می شوم
یک پتو هم
می بلعد تمامم را
و بعد
انگار که مرده باشم
فکری عمیق مرا غرق می کند در تو...
در تو...
در تو...
مگر فردا
از یاد ببری بیدار کردن مرا...
95/5/5
کودکی...
کــفــــش هایت را به پا کن تا به تا
قــاه قـــاه خــنـــده ات را ســـاز کن
باز هـــم با خــنده ات اعــــجاز کن.
پا بکـــوب و لج کن و راضــی نشو
با کســــی جـــز عشق همبازی نشو
بچه های کوچــــــه را هـــم کن خبر
عـــاقــلی را یــک شب از یادت ببر
خـــــالــه بازی کــن به رسم کودکی
با هــــمان چـــــادر نــــماز پــولکی
طـــعـــم چای و قــــــوری گلدارمان
لـــــحــــظه های ناب بی تکرارمان
مــــادری از جـــنـــس باران داشتیم
در کــــــــنارش خواب آسان داشتیم
یا پدر اســـــــــطوره دنــــــــیای ما
قـــــهرمــــــان باور زیبــــــــای ما
قصه های هـــــر شــب مادربزرگ
ماجـــرای بزبز قـــندی و گــــــرگ
غصه هرگز فرصت جولان نداشت
خــنده های کــودکـــی پایان نـداشت
هر کسی رنگ خودش بی شیله بود
ثروت هــــر بچه قـــــدری تیله بود
ای شریــک نان و گـــردو و پنیر !
هـــمکلاسی ! باز دســــــتم را بگیر
مثـل تــو دیگر کسی یکرنگ نیست
آن دل نــازت برایم تـــنگ نیست ؟
رنگ دنـیایـــت هــنوزم آبی است ؟
آسمــــان بـــــاورت مهـتابی است ؟
هـــرکجایی شــــعر باران را بخوان
ســـاده بــاش و باز هــم کودک بمان
باز بـاران با ترانه ، گـــــــریه کن !
کودکی تو ، کـــــود کانـــه گریه کن!
ای رفــیـــق روزهای گــرم و ســرد
ســـادگــی هــایم به سویــم بـاز گرد!

قایمباشک ؟/؟
روزی همه ی دانشمندان که از دنیا رفته بودند، وارد بهشت شدند. آنها تصمیم گرفتند تا قایمباشک بازی کنند متأسّفانه اینشتین اوّلین نفری بود که باید چشم میگذاشت. او باید تا 100 میشمرد و سپس شروع به جستجو میکرد همه پنهان شدند الا نیوتون، نیوتون فقط یک مربّع به طول یک متر کشید و درون آن ایستاد، آنهم دقیقاً در مقابل اینشتین! اینشتین شمرد: 97، 98، 99، 100 او چشماشو باز کرد و دید که نیوتون در مقابل چشماش ایستاده... اینشتین فریاد زد: نیوتون بیرون! ( سُك سُك!) نیوتون بیرون! ( سُك سُك) نیوتون با خونسردی سرِ جایش ماند و گفت: من بیرون نیست.م او ادّعا کرد که اصلاً من نیوتون نیستم. تمام دانشمندان از مخفیگاهشون بیرون اومدن تا ببینن اون چطور میخواد ثابت کنه که نیوتون نیست. نیوتون ادامه داد که من در یک مربع به مساحت یک متر مربع ایستادهام... که منو نیوتون بر متر مربع میکنه... از آنجایی که نیوتون بر متر مربع برابرِ یک پاسکال است، بنابراین من پاسکالم؛ پس پاسکال باید بیرون بره! (پاسکال سُک سُک)!
بدون شرح!...
الهی ؛ اگر چه درویشم
ولی داراتر از من کیست
که تو دارایی منی...
الهی ، دربسته نیست ، ما دست و پا بسته ایم...

اس ام اس زناشویی

دیشب رفتم استخر, بعد از شنا اومدم لباسامو بپوشم دیدم رو موبایلم ۴ تا میس کاله ۶ تا اس ام اس از دوس دخترم:
اس ام اس ۱: عزیزم چرا زنگ میزنم جواب نمیدی؟
اس ام اس ۲: انگار سرت شلوغه جواب اس ام اس هم نمیدی.
اس ام اس ۳: همین الان زنگ میزنی وگرنه من می دونم وتو!
اس ام اس۴: کثافت آشغال معلوم هست کدوم گوری هستی؟
اس ام اس ۵: تقصیر منه که آدم حسابت کردم کچل ایکبیری با اون مامان چاقت. گمشو برو پیش همون دختر عموی…
اس ام اس۶: راستی اینم میگم که بسوزی منو دوستت سعید دو ماهه رابطه داریم…. بای

شاعری فرموده است :
مزن زن را ولی چون بر ستیزد ! چنانش زن که هرگز بر نخیزد

دوست دخترم موبایلش آنتن نمیداد ، بهش مسج دادم : نمیتونم بگیرمت …
جواب داد : به درک! مگه کم خواستگار دارم؟

از مربی بدنسازی پرسیدم: با کدوم دستگاه بیشتر کار کنم تا دخترها عاشق هیکلم بشن؟
مربی گفت: از دستگاه خودپرداز بیرون سالن

بچه به مامانش میگه: مامان شما که نبودی خاله سحر اومد با بابا رفتند تو اتاق خواب… مامانش میگه: بسه، بقیه بذار شب که بابات اومد بگو. شب که باباش میاد مامان به بچه میگه بقیه اش رو بگو. بچه میگه: رفتند تو اتاق از اون کارایی که شما با عمو جمشید انجام می دید، انجام دادند
.....عجبا!!
ﺑﭽﻪ ﺍﻭﻝ ﺍﺑﺘﺪﺍﯾﯽ ﻣﻌﺪﻟﺶ ﺑﯿﺴﺖ ﻣﯿﺸﻪ ﺑﺎﺑﺎﺵ ﻣﯿﮕﻪ
ﻭﺍﺳﺖ ﮐﯿﻒ ﺑﺨﺮﻡ؟ ﻣﯿﮕﻪ ﻧﻪ ﺗﻮﭖ ﺗﻨﯿﺲ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ
ﺗﺎ ﭘﻨﺠﻢ ﺍﺑﺘﺪﺍﯾﯽ ﻣﻌﺪﻟﺶ ﺑﯿﺴﺖ ﻣﯿﺸﺪﻩ ﻫﺮﺑﺎﺭ ﺑﺎﺑﺎﺵ
ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻪ ﻭﺍﺳﺶ ﺟﺎﯾﺰﻩ ﺧﻮﺏ ﺑﺨﺮﻩ ﻣﯿﮕﻔﺖ ﻧﻪ ﻣن ﺗﻮﭖ
ﺗﻨﯿﺲ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺑﺎﺑﺎﺵ ﻣﯿﮕﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﭼﯽ ﺗﻮ ﻫﻤﺶ ﺗﻮﭖ ﺗﻨﯿﺲ
ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﻣﯿﮕﻪ ﺑﻌﺪﺍ ﻣﯿﮕﻢ ﻣﯿﻔﻬﻤﯽ . ﺩﯾﭙﻠﻤﺶ رو ﺑﺎ ﻣﻌﺪﻝ ﺑﺎﻻ
ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ ﺑﺎﺑﺎﺵ ﻣﯿﮕﻪ ﻭﺍﺳﺖ ﻣﻮﺗﻮﺭ ﺑﺨﺮﻡ ﻣﯿﮕﻪ ﻧﻪ ﺗﻮﭖ
ﺗﻨﯿﺲ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ . ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻗﺒﻮﻝ ﻣﯿﺸﻪ ﺑﺎﺑﺎﺵ ﻣﯿﮕﻪ ﻭﺍﺳﺖ
ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺑﺨﺮﻡ ؟ ﻣﯿﮕﻪ ﻧﻪ ﺗﻮﭖ ﺗﻨﯿﺲ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ . باباش ﻣﯿﭙﺮﺳﻪ
ﺍﯾﻨﻬﻤﻪ ﺗﻮﭖ ﺗﻨﯿﺲ ﺑﻪ ﭼﻪ ﺩﺭﺩﺕ ﻣﯿﺨﻮﺭﻩ ؟ ﻣﯿﮕﻪ ﺑﻌﺪﺍ ﻣﯿﮕﻢ .
ﻭﻗﺖ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﭘﺴﺮﻩ ﺑﺎﺑﺎﺵﻣﯿﮕﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﻭﺍﺳﺖ ﺧﻮﻧﻪ ﺑﺨﺮﻡ
ﻣﯿﮕﻪ ﺧﻮﻧﻪ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﻡ ﺗﻮﭖ ﺗﻨﯿﺲ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ . ﺑﻌﺪ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ پدره ﺪﺭ
ﺑﺴﺘﺮ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﺩﺍﺷﺖ ﻧﻔﺴﺎﯼ ﺁﺧﺮﺷﻮ ﻣﯿﮑﺸﯿﺪ ﺯﻧﮓ ﻣﯿﺰﻧﻪ ﭘﺴﺮﺵ
ﻣﯿﮕﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﻣﯿﻤﯿﺮﻡ ﺑﻬﻢ ﺑﮕﻮ ﺗﻮﭖ ﺗﻨﯿﺲ ها رو ﻭﺍﺳﻪ ﭼﯽ
ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﯽ ﺑﻬﻢ ﺑﮕﻮ . ﭘﺴﺮﺵ ﻣﯿﮕﻪ ﺍﻻﻥ ﻣﯿﺎﻡ ﭘﯿﺸﺖ و ﺑﻬﺖ
ﻣﯿﮕﻢ ﻭﺍﺳﻪ ﭼﯽ ﺍﯾﻨﻬﻤﻪ ﺗﻮﭖ ﺗﻨﯿﺲ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻢ .
ﺗﻮﺭﺍﻩ ﺧﻮﻧﻪ ﯼ ﺑﺎﺑﺎﻫﻪ ﭘﺴﺮﻩ ﺗﺼﺎﺩﻑ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﻣﯿﻤﯿﺮﻩ
آخرش هم ﻫﯿﭽﮑﺴﻢ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪ که پسره ﺍﻭﻧﻬﻤﻪ
ﺗﻮﭖ ﺗﻨﯿﺲ ﺭﻭ ﻭﺍﺳﻪ ﭼﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺖ
نسل..
♰ ما نسل بوسه هاے خیابانــے هستیم....
♰ نسل خوابیدכּ با اس ام اس...
♰ نسل درد و دل با غریبه هاے مجازے...
♰ نسل غیرت رو خواهر،روشنفکرے رو دیگراכּ...
♰ نسل پول هاے ماهانه...نسل عکس برهنه ے بازیگراכּ...
♰ نسل جمله هاے کوروش وشریعتــے...
♰ نسل ترس از رقص نور ماشین پلیس...
♰ نسل ترس از کنکور و سکته هاے خاموش...
♰ نسل تنهایــے ،نسل سوخته♰
چی میشد اگه...
زنگ بزنی آژانس بین المللی انرژی اتمی، بگی یه ماشین می خوام
آخر شبا رفتگرا سوار جاروهاشون بشن برن خونه
موهات "فر" باشه , روش پیتزا بپزی
خانواده مذهبی باشه اسم دخترو بذاره سیندر الله
شب خواب ببینی که 1 ماه داری میری سر کار, صبح که بیدار شدی حقوقشو بگیری
پشه ها به جای اینکه خونمون رو بمکن، میومدن چربی های اضافه بدنمون رو می مکیدن
ماهی از آب در بیاد تو ساحل سیگارشو بکشه برگرده تو آب
ورودی ِ لاس وگاس بزنه :به شهر شهیدپرور ِ لاس وگاس خوش آمدید
همسر دلخواهت رو از بین گزینه های موجود دانلود کنی
بوق زدن ممنوع باشه ماشینتو بذاری رو ویبره
حراست دانشگاه دم در با دقت نگات کنه ، اشکالای آرایشیتو بگه ، برات درسش کنه. لوازم آرایش بهت قرض بده ، یادت بده چجور آرایشی بهت میاد
هر پشه ای وارد خونه ت شه در جا تبدیل شه به یه تراول 50 تومنی
رو مانیتورت مگس بشینه، با موس بگیریش، بندازیش تو ریسایکل بین
سايه ات سفيد باشه
اگه میشد چی میشد.........
تو گوگل سرچ می کردی "نیمه گم شده ی من " عکساشو واست می آورد راحت پیداش می کردی
شامپو ضدِ شوره بخوری ، دلشوره هات تموم بشه
بفهمن اصغر فرهادی دوپینگ کرده همه جایزه هاشو بگیرن
درخت خرما و گردو رو پیوند بزنی خرما گردویی بده
رگ قلبت بگیره به جای اینکه بالون بزنن پاراگلایدر بزنن
واسه کاردستی ِ مدرسه یه ساختمون ِ هشت طبقه ی 32 واحدی ِ اسکلت فلزی ببری
یه دختر رو برات نشون کنند با سنگ بزنیش
بری مکه به جای سنگ زدن به شیطون یه چاقو در بیاری بکنی تو شکمش خیال همه رو راحت کنی
چشم و مغز و قلبمون یه جلسه تشکیل بدن تکلیفشونو با ما روشن کنن
اقا ما
ما واشر، شما ارباب حلقه ها
ما طرح مسکن مهر، شما برج العربی
ما مداح، شما دی جی!
آقا اصن ما قیژقیژ دیال آپ، شما امواج وایرلس
آقا ما پراید، شما پرادو
آقا ما باد بزن دستی، شما کولر گازی نانو
آقا ما امشب، شما هزار و یک شب!
آقا ما پت ومت، شما ایکیو سان
آقا ما چفيه، شما بخيه
آقا ما شب تار، شما صبح امید!
آقا ما ورزش از نگاه دو، شما برنامه نود!
آقا ما فلافل شما، مدیر عامل پخش فراوردههای گوشتی
آقا ما "صرفا جهت اطلاع و فاقد هرگونه ارزش"، شما "کپی برابر اصل- ثبت با سند
برابر است"
آقا ما آب حوض، شما شیر موز
آقا ما nokia 1100، شما vertu
آقا ما کلوب، شما فیسبوک
آقا ما مارمولک، شما تمساح
اقا ما دربست نوكرتونيم....يا حق
هندونه
امام رضا(ع)

دلم لک زده برای رد اشکهای داغی که بی هیچ واسطه ای گونه هایت را نوازش می دهند ...
دلم نوشیدن زمزم از سقاخانه اش را می خواهد ...
دلم ایستادن و زل زدن به پنجره فولاد و زمزمه های پر از راز و نیاز بیماران و آرزومندان و ... را می خواهد ...

دلم رقص پرچم سبز روی گنبد طلایی حرمش را می خواهد ...دلم نوازش خنکای عطر حرمش را مطالبه می کند وقتی نزدیک ضریح باصفایش می شوی ...
دلم نشستن در ایوان مقصوره صحن گوهرشاد را التماس می کند ...
ایوان طلا ... روبروی ضریح ... دار الهدایه ...دارالحجه... صحن جمهوری ...صحن آزادی...ورودی شیخ حرعاملی...
دلم چه تقاضاها که ندارد ...
باز هم دلتنگ امام رضام ...کاش تمام روزها و شب هایم در حرم مولای مهربانی ها سپری میشد ...
ای خدای رضا...................
وقتی از امام رئوف مینویسم ناخودآگاه اشکهایم سرازیر میشود............یعنی میشود دوباره برم ،یعنی میشود دوباره قدم بگذارم تو حیاطش...............باورم نمیشه..................ولی یقین دارم که میشود.
ای ضامن آهو ضامن منم شو

اولین روز بارانی
اولین روز بارانی را به خاطر داری؟
غافلگیر شدیم چتر نداشتیم خندیدیم دویدیم وبه شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدیم...
دومین روز بارانی چطور؟...
پیش بینی اش را کرده بودی چتر آورده بودی و من غافلگیر شدم سعی می کردی من خیس نشوم و شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود...
و سومین روز چطور؟
گفتی سرت درد می کند و حوصله نداری سرما بخوری چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی و شانه راست من کاملا خیس شد...
وچند روز پیش را چطور؟؟؟
به خاطر داری؟؟؟
که با یک چتر اضافه آمدی و مجبور بودیم برای اینکه پین های چتر توی چش و چالمان نرود دو قدم از هم دورتر راه برویم...
فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم تنها برو... .
خـــــداحافـــــظ
" نــــذار برم "
یعنـــــــی بــرم گــــردون
سفــــت بغلـــــم کـــن
ســـــرمو بچـــــسبـــون به سینــــه ت و
... بگــــــو :
"خدافــــظ و زهــــر مـــار!!!!!!!
بیخــــــود کــــردی میگی خدافـــــظ
مگـــــه میـــذارم بــــری؟!!
مــــــگه الکیــــــــه!!!!"
چــــــــرا نمیـــــفهمـــــن نمیخــــــــوای بری؟!!!
چـــــــــرا میـــــــذارن بــــری.............
آورده اند روزی مریدی از شیخ دلیل ترافیک و ازدیاد خودروها را جویا همی شد.
شیخ همی فرمود: »دلیل اصلی ترافیک چیزی نیست جز نداشتن کاباره
« .
مریدان انگشت در
دهان، شیخ را ندا دادند : »یا شیخ! چگونه است ؟«
شیخ فرمود : »بیست درصد خودروها به دنبال داف همی گردند، بیست
درصد دگر داف را یافته به دنبال جا همی گردند و بیست درصد باقی، برادران
ارشاد اند که به دنبال آن 40 درصد همی گردند
.«
و این چنین شد که
مریدان رم کردند و یقه ها دریدند و اشک ها ریختند و سر به
بیابان گذاردند
ههههه
iiiiiii
هــر آدمـی کــه مـــیـرود

هــر آدمـی کــه مـــیـرود
یــک روز .. یــک جـایـی ..
بــه یـک هــوایــی بـــرمیـــگـردد !
همــیشه یـک چـــیـزی ، بـــرای ِ جــامــانــدن هــست !
حتّــی ؛
یــک خـــاطـــره !!!
خدایا
خدایا
مارو ببخش که در کار خیر
یا “جار” زدیم
یا “جا” زدیم

آسمان ، چشم آبی خداست ، نگران همیشۀ من و تو . .
چقدر دلم هوایت را می کند
حالا که دگر هوایم را نداری
کاش دهخدا می دانست
دلتنگی ...
اشک ....
فاصله ....
بی وفایی....
تعریفش فقط دو حرف است "تـــو"
زیبایی عشق به سکوت است نه فریاد ، پس با تمام سکوتم دوستت دارم
در صفحه ی شطرنج زندگیم تمام مهره هایم مات مهربانیت شد و من با
اسب سفید قلبم به سوی تو تاختم تا بگویم شاه دلم دوستت دارم
لعنت به تمام کسانی که تو نیستند ولی عطر تو را می زنند
سه نفرتو قلب من جا دارن
:
۱-خدا
۲-مادرم
۳-پدرم
آخى تونیستى!!؟
تو ضربان قلب مني
عاشق
ارزش یک دوست ن دارایی اوست ،
ن زیبایی اوست!!!!
فقط ((وفاداری اوست))...
آسمون ب ماه میگه عشق یعنی چه؟؟؟
ماه میگه یعنی بودن درآغوش تو!!!!
ماه میگه تو بگو عشق یعنی چه؟؟؟؟؟
آسمون میگه انتظار دیدن تو!!!!!!
هرگز ب کسی اجازه نده قلم خودخواهی ب دست بگیرد،
دفتر سرنوشت را ورق بزند
خاطراتت را پاک کند..
و در آخر بنویسد
(قسمت نبود)
ی بار عاشق شدن بسه
ی بار تنها شدن بسه
نمیخوام این دل خسته
بشه تحقیر دیگه بسه
دیگه عاشق نمیمونم
دیگه از تو نمی خونم
بزار تنها باشم تنها
دیگه هرگز نمیتونم
دیگه این دل نمیتونه
تو رو بیگانه میدونه
شکسته این دلم صد بار
دیگه این بار نمی تونم
ی روزعاشق ترین بودم
برات من بهترین بودم
ندونستم توی رویام
تو قلبت من آخرین بودم......راههاي رسيدن به آرامش
راههاي رسيدن به آرامش
1- از امكانات موجود بيشترين لذت را ببر اگر چه آن امكانات محدود باشد.
2- قدر دان آنچه داري باش وهميشه نيمه پر ليوان را ببين.
3- در مسائل مادي به زير دست خود بنگر ودر شعور وفهم وآگاهي به بالا دست خود.
4-تا ميتواني لبخند بزن.
5- بر آنچه گذشته افسوس نخور وبراي آينده بيمناك نباش تنها گذشته را عبرت آينده ات قرار بده.
6- دوستي وفادار و راز نگهدار داشته باش وبا او دردل كن.
7- كار جهان را سهل بگير از خطا هاي ديگران در گذر و هرگز حس انتقام را در خود نپرور.
8- ريشه صفت بسيار بد حسد را در درون خود بخشكان.
9- براي خويش ترسيم كن كه عمر بسيار كوتاه است و نداشتن هر چيز به غصه خوردن آن نمي ارزد.
10- هميشه مناعت طبع داشته باش و سعي كن براي هر نيازت دست تمنا دراز نكني.
11- بلند نظر،سخاوتمند وبا گذشت باش.
12-غرور،خشم ،تكبروخود بيني از آفات آرامشند و لبخند،تواضع ،گذشت وبرد باري از ملزومات آرامش.
13-آسايش دو گيتي تفسیر اين دو حرف است با دوستان مروت با دشمنان مدارا.
همکار هم همکارای قدیم
همکارم همکارای قدیم![]()
میدونی چرا الان کارت بزنی بهم خونم در نمیاد ؟![]()
از دست این همکار
آخه من برم سرمو تو کدوم دیوار بزنم؟![]()
شما بگید تو رو خدا این انصافه؟![]()
رسمه این جوری با همکارت ، رفیقت، پاره ی تنت رفتار کنی؟![]()
بذارید امروز می خوام از این همکارم بد بگم![]()
اشکال نداره،
گناهش گردن خودش تا دیگه اینقد منو اذیت نکنه.![]()
امروز که رسیدم کافی نت زهرا (همون همکارم که می خوام الان بدش رو بنویسم) نشسته بود و شدید مشغوله نوشتن بود![]()
داشت برا وبلاگش می نوشت این بار با رمز![]()
امان از دست این همکارای ...![]()
من که تو دلم تاب نداشتم ببینم چی نوشته و براش رمز گذاشته تو وبلاگش نظر دادم که
خلاصه نداد نداد تا اینکه یه دفعه ای برام نظر گذاشت و رمزش رو بهم گفت
نمیدونید با چه سرعتی وبلاگش رو باز کردم و رفتم سراغ مطلب رمز دارش![]()
اما همین که رمزش باز شد این نوشته رو دیدم
نفهمیدم یعنی چی اما یکم که پایین تر اومدم می دونید چی گذاشته بود تو وبلاگش؟
از اینا که بگذریم آخر مطلبش می دونید دوباره چی گذاشته بود؟
همکارم همکارای قدیم
15 دلیل برهم خوردن رابطه های عاشقانه
اگر تاریخچه ازدواج را در نظر بگیریم، همه قبول میکنیم که ازدواج همزمان با خلقت آغاز شده است. زن و مرد هم از نظر بیولوژیکی و هم ذهنی با هم متفاوت هستند. اما اگر زن و مرد کنار هم نمی آمدند، خلقت ادامه نمییافت. نیازهای جسمی و احساسی مرد و زن را به سمت هم آورده و ازدواج اتفاق می افتد. تا قبل از قرن بیستم، ازدواج با یک نفر تا آخر عمر بسیار شایع بود. طلاق پدیده ای بسیار نادر بود. اما هرچه زنان و مردان در عرصه کار پیشرفت کردند و استقلال مالی بیشتری پیدا کردند، همه چیز شروع به تغییر کرد. وابستگی زنان به مردان از بین رفت و حتی اختلافات کوچک آنقدر بزرگ شد که به نظر رسید بر فردیت ما تجاوز میکند. در زیر 15 دلیل اصلی جدا شدن زوجها از هم را قید میکنیم:
1. میل به استقلال
2. علاقه مند شدن به فردی دیگر
3. خیانت
4. ناسازگاری جسمی
5. عدم علاقه جنسی به طرف مقابل
6. نگهداری نکردن از وضعیت خوب بدن مثل چاق شدن
7. اختلاف در عقاید و امیال
8. بحث و مشاجره زیاد
9. مقایسه مداوم همسر با دیگران
10. نصیحت کردن اجباری
11. اعتیاد به موادمخدر و مشروبات الکلی
12. زوال سلامتی یک طرف یا ابتلا به بیماریهای لاعلاج مثل ایدز
13. سوءاستفاده و آزار جسمی و فکری
14. نادیده گرفتن یا بی احترامی به دوستان و اقوام همسر
15. ناباروری
این دلایل ازجمله مهمترین دلایل برهم خوردن ازدواجها است. گاهیاوقات، یک دلیل به تنهایی برای جدایی کافی است اما در موارد بسیاری، ترکیبی از چند دلیل موجب طلاق میشود. در این لیست، علاقه مند شدن به فردی دیگر و خیانت به نظر یکسان میآیند اما این دو یک تفاوت مهم با هم دارند. در اولی، فرد ممکن است به شخصی دیگر غیر از همسرش علاقه مند شود و تصور کند که در کنار او زندگی بهتری داشته و خوشبختتر خواهد شد و ازاینرو قبل از تماس جسمی با آن فرد، زندگی مشترک خود با همسرش را خاتمه میدهد. ازطرف دیگر، در خیانت رابطه جنسی خارج از ازدواج صورت میگیرد که در موارد بسیار یکی از مهمترین دلایل طلاق است.
در برخی ازدواجهای خاص وقتی زن و مرد بدون شناخت قبل از ازدواج با هم ازدواج میکنند، باگذشت زمان ممکن است متوجه ناسازگاری خود شده و از هم جدا شوند. به همین ترتیب، ناباروری در مرد یا نازایی در زن چه بلافاصله بعد از ازدواج و چه سالها بعد هم یکی دیگر از دلایل طلاق است. کاهش میل جنسی بعد از چند سال هم یکی دیگر از دلایل جدایی است. اگر سلامت مرد یا زن به شدت رو به زوال باشد یا یکی از طرفین به یک بیماری لاعلاج مثل ایدز مبتلا شوند، ازدواج ممکن است برهم بخورد. حتی توجه نکردن به وضعیت تناسباندام و بیش از حد چاق یا ضعیف شدن میتواند باعث برهم خوردن رابطه شود.
سوءاستفاده و آزار جسمی و فکری یک دلیل دیگر طلاقهاست. تمایلات سادیسمی در هرکدام از زوجها که موجب شکنجه جسمی روحی طرف مقابل شود معمولاً موجب جدا شدن دو طرف میگردد. اعتیاد زیاد به موادمخدر یا الکل هم یکی دیگر از دلایل شکست ازدواجهاست. بحث و دعوا و مشاجره زیاد هم باعث طلاق میشود. یک دلیل مشابه دیگر مقایسه کردن همسر با دیگران است که باعث صدمه زدن به احساسات طرف و ایجاد عقده خودکمبینی میشود.
حتی بیش از اندازه نصیحت کردن هم یکی از دلایل جدا کردن زوجها بوده است. قسمت خندهدار قضیه اینجاست که روانشناسان برای همان نصیحتهایی که همسرتان مجانی در اختیارتان قرار میدهد، مبلغ هنگفتی از شما میگیرد. هر چیزی زیادش حتی یک رابطه خوب را هم خراب میکند. همینطور اختلاف علایق که قبل از ازدواج به نظر جزئی و پیش پا افتاده میرسد، بعد از ازدواج بزرگتر و برجستهتر شده و موجب دعوا و مرافعه میشود. اگر مرد یا زن نسبت به دوستان یا خانواده و اقوام همسرش بیاحترامی کند یا آنها را نادیده بگیرد، موجب سوء تفاهم و ناراحتی میشود. به تدریج زوج از هم دور شده و در آخر به طور کامل جدا میشوند.
و آخر اینکه، استقلال مالی زن موجب تغییر رفتار او میشود. این زنان تصور میکنند که فردیت آنها باید محترم شمرده شود و نباید در آن دخالتی صورت گیرد. وابستگی مالی زنان به مردان این روزها درمقایسه به گذشته بسیار کمتر شده است. همچنین کارهای جدای مرد و زن نه تنها جدایی جسمی آنها را بیشتر میکند بلکه جدایی روحی و فکری هم میآورد. همه این دلایل، چه به تنهایی و چه در کنار هم، موجب طلاق و جدایی دو طرف میشود. اما اگر مرد و زن هر دو صبر و تحمل بیشتری داشته باشند، داشتن یک رویکرد مهربانانه و سیاست دادن و گرفتن دوجانبه از بروز طلاق جلوگیری میکند.


سلام