54







ک . ف
هنوز وبلاگ منو میبینه یا نه ... 


درود
خانومه ناراحت توي تاکسي نشسته بود يه دفعه زد زیر گریه ...
گفتم خانوم مشکلي پيش اومده ؟! 
برگشته ميگه :به فاصله چند روز هم شوهرم بهم خيانت کرد هم دوست پسرم 
چنان تحت تاثير صداقتش اشک تو چشمام جمع شد
![]()
مهریه ی همسرت رنکینگ جهانی پرسپولیس نباشه صلوااااات
اصلا حرف خاصی برای گفتن ندارم
فقط اومدم بگم که من دارم میرم
هدف ، فقط دانشگاه رفتن نیستن ... هدف من چیز دیگه ایست
من از اول مهر دوباره میخوام شروع کنم به درس خوندن واسه کنکور 93 
تا دوشنبه بیشتر نیستم 
جا داره همینجا سپاس گذاری ها و عذرخواهی های لازم رو انجام بدم
( چی گفتم
)
تو این مدت که من توی دنیای مجازی بودم ، دوستای خییییلی خوبی پیدا کردم
مثل مهندس متین
یا خانم دکتر فرخی
البته کسایی دیگه هم هستن ... ولی این دو نفر رفیق فرق دارن
آقای مهندس که ... نیازی به تعریف و تمجید ندارن
امروز صبح وقتی تو یاهو آنلاین شدن ، لبخند و نیشخند به لبام نشست
اصن کیف کردم ![]()
خانم دکتر هم ...
بیخیال :دی
همیشه وقتی اسم دوستی های مجازی ، اینترنتی و ... میاد ، مردم برداشت بد میکنن
دنیای مجازی هم مثل دنیای واقعیه ... همه جور آدمی توش پیدا میشه
من تنها ضرری که از اینترنت کردم ، این بود که وقتم تلف شد ...
ولی در عوض با چندتا فرشته آشنا شدم
که اضافه شدن به دوستای واقعی ...
خلاصه ... دنیای پیچیده ایه
من به خواهر و برادرای کوچیکتر از خودم توصیه میکنم که اولا با تهرانی جماعت کلا دوست نشن ![]()
اینا گرگن
گول زبون بازیشونو نخورید
دوم اینکه با کسی الکی دوست نشید ، اعتماد نکنید ، اطلاعات خودتونو ندید ...
خیلی حواستون باشه
همه مثل متین و فرناز نیستن
من چندسال گشتم تا با این دوستای خوب آشنا شدم
از آقا متین نهایت تشکرو دارم ![]()
به خاطر همه چی ![]()
اگه کسی هم از من ناراحته لطفا اعلام کنه تا ازش عذر خواهی کنم ![]()
عقاید و افکار آدم جوریه که به مرور زمان عوض میشه ...
قبلا حرفایی زدم که الان خودم بعضیاشو قبول ندارم
ولی از اون جایی که حال ندارم برم اصلاح کنم ، بیخیال
اول خواستم وبلاگمو کلا حذف کنم
بعد گفتم نه بابا ممکنه بعدا پشیمون شم ![]()
باز هم خدا رو شکر میکنیم که کشور ما مثل مصر ، سوریه و ... دچار این اتفاقات نشد 
برای فولاد خوزستان
استقلال
ایران و همه موارد مورد علاقم آرزوی موفقیت میکنم
حلالمون کنید
باز هم عذر میخوام اگه کسیو ناراحت کردم ![]()
خدانگهدار 
سلام
پرچم ما همیشه بالاست
درسته فولاد به پرسپولیس باخت
اما اون یکی تیم شهرمون نذاشت سدرجدول از اهوازیا گرفته شه 
فولاد درسته جمعه بد بازی کرد ... اما لونگیا هم خوب بازی نکردن 
یا هل میدادن یا خطا میکردن ... دلشون هم خوشه فوتبال بازی میکنن و میبرن 
من نگران لونگیا هستم
دوتا بازی دیگه پرسپولیس ببره سکته میکنن
![]()
بیش از حد خوشحال میشن 
ترس از سقوطه دیگه ...
یه بازی میبرن خودکشی میکنن 
هفته پیش توی برنامه 90 از اهواز یه گزارش نشون داد ...
فکر میکنم همه فهمیدن ما تو چه جایی زندگی میکنیم !!!
مردمی که وقتی ازشون میپرسن طرفدار چه تیمی هستید ؟ میگن استقلال تهران
...
این مردم لیاقت هیچی ندارن
تازه فهمیدم مشکل اهواز چیه ؟؟
چه راست و درست گفت اون کسی که گفت : کرم از خود درخته
مشکل از خودمونه
تیم شهرمون اول باشه اونوقت بگن طرفدار یه تیم دیگن ...
درسته تیم فوتبال رو نمیشه ملاک چیزای دیگه قرار داد !!
اما این همشهریای ما ، همون آدمایی هستن که از پشت خنجر میزنن
هه !!! از چه تیمی و چه کسایی هم طرفداری میکنن .. گرگ
همین جمعه ... وقتی فولاد باخت یکی از دوستام گفت : یه عده استقلالی اومده بودن استادیوم ، توی تماشگرای پرسپولیس ، همونا شعار دادن تهران عروسیه ، اهواز ... سوزیه
چندسال پیش یبار پسرخالم که تهرانه ( 27سالشه ) به شوخی بهم گفت : اهوازیا خر تهرانیا هستن !!!
اون موقع با لگد زدم تو شکمش ... ولی الان اگه میگم : درست میگی ![]()
بله ... این مردم لیاقتشون همینه
کاش یکم از ترک ها و اصفهانیا ، یه چیزایی رو یاد میگرفتن
کافیه جلوی یه ترک ، از تراکتور ، تبریز و ترکا بد بگی ... بعید میدونم زنده بمونیم
به قول همه
اهواز یه شهر بی سرو صاحبه !!!
هر کس هر کاری که بخواد میکنه ...
کرایه های تاکسی و اتوبوس ثابت نیست ... بخصوص این روزا
وقتی میشینم تو تاکسی اولین حرفم اینه که کرایش چقدره !؟ بعضی ماشینا دوبرابر میگیرن ![]()
توی اصفهان ... همه میدونن چه خبره دیگه نیازی به توضیح نیست ![]()
اما اینجا ... بعضی کرایه دو برابر هم میدن
نمیفهمن که به این کارشون نمیگن باکلاسی و پولداری ...
با این کارشون ، راننده ها رو پررو میکنن ![]()
متاسفانه توی این شهر ، فرهنگ اجتماعی اصلا نیست که بخوایم راجع بش حرف بزنیم ![]()
بابای یکی از بچه ها هم هست
توی اداره ی بووووق کار میکنه
ماهی 2هفته مسافرتن
هروقت از دوستم سوال میکنم بابات کجاست میگه خونست
صبح هاااا
میگم چرا سرکار نیست ؟! میگه مرخصیه ![]()
حالا فوضولی نباشه هااا
ولی این چه وضیه ؟! ![]()
اینم از وضع تلفن هامون
... خودش فهمید کیو میگم 
من دیگه حرفی ندارم 
سلام 
همه دنیا در حکم یک دوربین عکاسی است ... لبخند بزنید
اول از همه یه عکس میذارم حال لونگیا گرفته شه 

یه چیز دیگه هم میگم حال همه گرفته شه 
فولادمون اوله
![]()
کاش میذاشتن دخترا هم بیان ورزشگاه ![]()
من این حرفو واسه دختربازی و ... نمیزنم
خب هوا خیلی گرمه !! پسرا زیاد نمیرن ورزشگاه
ولی اگه بذارن دخترا هم بیان ... تعداد تماشاگرا 8 برابر میشه
خخخخخ ![]()
نکتشو گرفتی بکوب لایکـــو ![]()
میگن پسرا فوش میدن تو استادیم .. بدآموزی داره واسه دخترا
والا من نصف فوش هایی که بلدم رو از دعوا های دخترا یاد گرفتم
فقط کافیه یبار دعوای یه دخترو ببینید
یه چیزایی میگن ... ما که پسریم بلد نیستیم ![]()
تازه ... وقتی ببینیم جنس مخالف رو به رومون نشسته مراعات میکنیم 
شهر درود واقعا نمونه ی خوبی بود برای اینکه بهشون ثابت کنه که مرد و زن میتونن در کنار هم برن استادیم
______________________________________________________________
یه شلوار پارچه ای گرفتم با پیراهن سفید وقتی میپوشم شبیه عکس زیر میشم ![]()

دُختر نیستم، همیشه خانواده پشتم باشن
دُختر نیستم 5000 تا فرند داشته باشم
دُختر نیستم بی کیفیت ترین عکسم ثانیه ای 4 تا لایک بگیره....
دُختر نیستم روزانه 30 40 نفر سعی کنن باهام دوست شن و منم با ناز بگم نَه!
نه عزیزم من پسرم یعنی:
عکسام به زور 30 تا لایک میگیره
همه فرندام رفیقام هستن و غریبه توش نیس
تا به کسی پی ام ندم، کسی نمی پُرسه زنده هستی یا مُردی......!!!!
پسر بودن، یعنی مامان بابا تا دبستان
پسر بودن یعنی فقط 2 بار فرصت برای کنکور
پسر بودن یعنی 2 سال سربازی
پسر بودن یعنی فکر پیدا کردن کار برای ساختن اینده ....
دنیای پسرا پر از پیراهن های مردونه و تنهایی و رفیقاشون!
پر از تلاش برای مخفی کردن غماشون ....
من پسرم و به رفیقام حسودی نمیکنم ، ظاهر نمایی نمیکنم ، الکی واسشون کامنت نمیذارم بگم واییییییی نایس شدی عزیزم ، اگه زشت باشه میگم جمع کن
اره من پسرم و به پسر بودنم افتخار میکنم.
از هفته پیش دوباره رفتم باشگاه





شدن سمت من 
شدم ..






لطفا نپرسید
کبریت نمیخواهم ... همین که دردهایم را برای سیگار بگویم آتش میگیرد ![]()
زندگیه دیگــــ
یه روز به کام آدمه و شیرین ... یه روز نسیت و تلخ
اصن این حرفا انگار به من نمیاد
ولی اگه بشه اینبار یه پست جدی مینوسم
این روزا اصلا حالو روز و وضع خوبی نداریم
دوستامم تقریبا همینطورن ... هر کس یه مشکلاتی داره
خخخ ![]()
خانم ش.ش هم بعد از شکست های عشقی متعدد ، متاسفانه به اختلالات روانی دچار شدن
اینطور پیش بره ، پیش بینی میکنم چند وقت دیگه خودکشی کنه
_______________________________________________
مثلا عید فطر بود
بعضیا میگن عید عربا ... بنظرم خیلی اشتباه هم نمیگن ! چون بیشتر عربا شاد بودن ...
پارسال 3 روز ، اهوازو تعطیل کردن بخاطر تعطیلات عید فطر 
خدا رو شکر امسال یک روز شد ...
تازه عربا میگفتن باید مثل نوروز 13 روز تعطیل بشه
بیلاخ رو واسه یه همچین حرفایی گذاشتن
والا ... همین یک روز هم تعطیل بود ما کلی ضرر کردیم
عید فطر امسال با بقیه سال ها فرق میکرد
ما بازاری هستیم
و بازار به اقتصاد ربط داره
و ب جز آقای احمدی نژاد کسی نمیتونه بگه وضع اقتصادی ایران خوبه ![]()
عید فطر هر سال ، اعراب خوزستان ، از شهرای اطراف میومدن اهواز و خرید میکردن
امسال به دلایلی ، بازار برای عیدفطر خیلی شلوغ نشد
به قول یکی از دوستان عرب : بوی عید نمیاد ...
خخخخ
فکر کردم داره شوخی میکنه .. زدم زیرخنده گفتم مگه عید بو میده ؟!
بعد دیدم اینجوری
شد ... گفت : آره بو میده
منم دیدم داره جدی حرف میزنه ، خندمو قطع کردم گفتم آره اصلا بو نمیده
یکی از دلایلش همین اوضاع اقتصادی داغون هست ...
یکی دیگش کارایی هست که توی اهواز انجام دادن
بازار اهواز اسمش خیابان امام خمینی (ره) است ...
4راه نادری ، بزرگ ترین و شاوغ ترین 4راه اهوازه
از 4راه نادری میشه وارد خیابان امام شد
چندسال پیش خیابون های این 4راه رو برای پرژه ی مترو ، بستن
الان که کارشون تموم شد ، خیابون نادری رو ساختن ، اما نه برای ماشین ها
دیگه مثل قبلا نشد ...
خیابون نادری رو آماده کردن برای دستفروش ها ...
دستفروش های اهواز خیلی معروفن
اصن برای خودشون یه بازاری ساختن ...
وسعت این خیابون ، شلوغی و تعداد دستفروش ها واقعا غیر قابل توصیفه ..
این دستفروش ها هم همه چی میفروشن ... لوازم آرایشی ، پوشاک .. اصن همه چی
حتی موبایل ، لوازم پلاسکو ، وسایل چینی و شیشه ای و ...
اینم بگم که اکثر این دستفروش ها ، عرب هستن
اکثرا هم مسلح هستن .. یبار یکشیون با کلت یکیو کشت ![]()
سلاح سرد هم که تو اهواز آزاده
همه دارن ...
قطعا وجود دستفروش برای مغازه دار ها ضرره !
بعد از تموم شدن پروژه ی قطار شهری ، نصف خیابون نادری رو سنگ فرش کردن و لامپ زدن ...
همه چیز برای دستفروش ها دوباره مهیا شد ...
چندسال پیش قرار شد که شهرداری دستفروش ها رو جمع کنه از اینجا
یه مدت یه طرح گذاشتن که دیگه مثلا دستفروش نباشه
اون موقع تعدادشون خیلی کم بود
دستفروش ها در یک حرکت اعتراضی رفتن پیش یکی از مسئولین ...
نمیدونم چیکار کردن و چی گفتن
ولی از اون موقع به بعد اون طرح برداشته شد
دستفروشی آزاد شد ...
و انقدر زیاد شدن که به قول داداشم ، الان دیگه شهرداری زور اینا رو نداره
ارتش از پس اینا بر میاد
شاید برای رفع مشکل بیکاری ، یا مثلا اینکه عرب ها شورش نکن اون طرح رو برداشتن ...
هر چی که بود ، درست نبود
نابسامانی اونقدر زیاده که توصیفش سخته ...
همه این حرفا زدم که همین یک جمله رو بگم :
این درست نیست که مالیات رو از ما بگیرید خرج دشمن کنید ...
![]()
هر چی خوبی تو دنیا هست رو برات آرزومندم
عاشقتم متین ![]()
تولدت مبارک 
![]()


احمدی رفت
سلام
بلاخره این 8 سال تموم شد
چقدر بد که 8 سال از جوانی ما در این دوره بود
چقدر با خاری با ذلت رفت
البته کسی که با دروغ و تخلف و ... بالا اومد ، باید هم اینجور میرفت
تخلف منظورم پول ها و سیب زمینی ها و افزایش حقوقی بود که قبل انتخابات به مردم میداد ...
نمیخواستم چیزی راجع به ایشون بگم اما این مدت بدجور رو مخ بود
هر شب توی تلویزیون میگفت دولت من بهترین دولت جهان بود ، بقیه دولتا عن بودن 
آقای احمدی نژاد به ما یه چیز خوب یاد داد ... یاد داد که ساده نباشیم
...
اولین خاطره ای که از ایشون دارم مربوط به 5 سال پیشه
وقتی که ایشون توی سفرهای استانی میخواست بیاد اهواز
3 شنبه بود ...
از یک هفته قبل چند نفر اومدن مدرسه ما ( صالحین ) و به زور ، درس و کلاس و مدرسه رو تعطیل کردن
قرار بود یک گروه سرود 2000 نفری آماده بشه تا وقتی این آقا اومد ما توی مصلا براش سرود بخونیم
دقیقا یک هفته درس رو تعطیل کردن ، ما رو هی میبردن تمرین ...
یکی از دوستام حاضر نشد بیاد توی این برنامه شرکت کنه
دیدم که چقدر اذیتش کردن و انضباطش چقدر کم شد
چقدر اذیتمون کردن واسه این برنامه ..
اونوقت این آقا میاد میگه خودجوش مردمی 
حرف و خاطره برای گفتن زیاده ... ولی تا همینقدر کافیه
بعضیام هستن میگن آقای روحانی هم نمیتونه کاری کنه
بهرحال آدم با امید زنده ست ... باید صبر کرد
توی جریان مناظره های انتخاباتی ، همه آقای قرضی رو مسخره میکردن
حرف های ایشون خیلی پخته و زیبا بود
اگه به رفتارشون توجه میکردید یک چیز قشنگ رو متوجه میشدید
وقتی یه نامزد صحبت میکرد ، بقیه نامزدها با هم دیگه صحبت میکردن و به اون طرف بی اعتنایی میکردن ..
اما آقای قرضی برمیگشت با دقت به حرفای اون طرف توجه میکرد
و موقع حرف زدن آقای قرضی ، بقیه اصلا بهش توجه نمیکردن و این یجور بی احترامی بود ...
برای آقای مهندس آرزوی موفقیت داریم
یک روز قبل از ماه رمضان ، با پدربزرگم قرار شد که بریم اداره ی کل مالیات ( فکر کنم اسمش دارایی باشه )
خب ادارات معمولا ساعت 8 شروع به کار میکنن
اون روز ساعت 8 رفتیم اداره دارایی ...
نزدیکش که رسیدیم حدود 200نفر ایستاده بودن پشت در بسته
همه بزرگ بودن .. سن بالا بودن .. پیرمرد بودن ... تو اون گرما ، سرپا ایستادن واسشون سخت بود
رفتیم جلوتر دیدیم اطلاعیه زدن ، به علت شروع ماه رمضان ساعت کاری از 8:30 ..
مردم هر چی میتونستن فوش میدادن ![]()
آقایون مالیات ، یکی یکی میومدن میومدن و میرفتن داخل و این پیرمردا زیر آفتاب ایستاده بودن ...
حتی درو باز نکردن که مردم برن داخل بشینن ...
خلاصه ساعت 8:30 شد ، سرایدار اداره اومد درو باز کرد
( من اهل توهین نیستم ولی این چیزی که میگم عین حقیقته )
مردم عین یه گله ... هجوم اوردن داخل 
واقعا صحنه ی زشتی بود
اصلا در شان این مردم نبود ...
آسانسور خراب بود ... پیرمردا 3 طیقه از پله رفتن بالا
وقتی رسیدیم پشت در اتاق اون مسئول ، فهمیدیم ایشون هنوز نیومده
نیم ساعتم اونجا معطل شدیم
بلاخره یه نفر ( فکر کنم منشی بود ) اومد و درو باز کرد
حدود نیم ساعت دیگه هم اونجا معطل شدیم ... ساعت 9:30 شد و بلاخره مسئول منطقه ما اومد
یه خانم جوون بود ... با نیش باز اومد توی اتاق
رفت پشت میز و با لحن تمسخر و توهین آمیز گفت خودتونو کنترل کنید
یکم با موبایل حرف زد و بلاخره کار مردمو انجام داد
با خودم گفتم اگه این مالیات گیری قبل از انتخابات بود چقدر خوب میشد ![]()
امیدوارم تجسم 3بعدیتون خوب باشه و بتونید این خاری و ذلتی که سرمون در اوردنو درک کنید ![]()
بنظر من مالیات دادن در وضع فعلی ما اشتباهه
چون اول اینکه وضع اقتصادی بازاریا داره نزول میکنه و مالیات هر سال افزایش ... ![]()
دوم این که ما توی اهواز زندگی میکنیم
خدماتی نمیبینیم که بخاطرش مالیات بدیم
اگه تهران ، اصفهان ، شیراز ، مشهد ، تبریز بود ok درست بود ...
ولی ما جایی زندگی میکنیم که ساده ترین امکاناتم نداریم
این از وضع پلیس و امنیتمون که ... بیخیال ![]()
این از وضع آب گلمون
هوامونم که خاکه
آخرش سرطان ریه میگیریم ، هممون میمیریم
تاکسیرانی و اتوبوس رانی ...
آموزش ، خیابون ها ، فضای سبز و ...
هرچی فکر میکنم چیزی رو نمیبینم که بخوایم بخاطرش مالیات بدیم ![]()
ببخشید طولانی شد ...
ولی حرفایی بود که دوستان گفتن بگم
تازه راجع به پلیس و هوای اهواز یه چیزایی هست که توی ادامه مطلب میگم 
پیشنهاد میکنم این پست رو قسمت بندی کنید
هر قسمتشو یه روز بخونید 
در مورد آقای احمدی نژاد ، یا مالیات هرکس ، هرکس نظری داشت لطفا بفرمایید
من همه نظراتو به شرط این که توهین نباشه ، تایید میکنم
این تهرانیا چرا اینجوری بودن ؟! ![]()

درود 
جای همتون خالی
خیییییییییلی خوش گذشت ![]()
شنبه 2هفته پیش از اهواز با قطار رفتم
تو کوپمون 3 نفر دیگه بودن ، 2تا سرباز و یه آقای تهرانی
سربازا خیلی پسرای باحالی بودن
2تاشون بچه خوشکل بودن
یکشیونم قبلا شاگرد آقای پوراشرفی بود
اما اون آقاهه
اصن همون اول از قیافه گرفتنش فهمیدم تهرانیه
بعد هم از حرف زدنش
شبیه دخترای 14 ساله حرف میزد
30 سالش بوداا ... این همه ناز و اشوه و ادا چیه دیگه
اصن این تهرانیا آبروی هر چی مرد رو میبرن 
جدا از شوخی مرد محترمی بود
فکر کنم مهندس بود ...
ولی خب .. به ما نمیخورد
مثلا ما 3تا غذاهامونو به هم تعارف میکردیم ، همش با هم حرف میزدیم و هی با هم شوخی میکردیم و ..
اونوقت یبار که خواستم بهش یه چیزی تعارف کنم برگشت مث دزدا نگام کرد
البته تقصیری نداشتا
تهرانی بود دیگـــه
همه که معرفت و خونگرمیه بچه اهوازیا رو ندارن
![]()
از راه آهن رفتم مینی سیتی
خونه ی خالم
طبقه 14م خونه خالم و طبقه 15م خونه دختر خالم بود 
منم بیشتر وقتا با هلیا _ نوه خالم بازی میکردم
یک هفته کــ اونجا بودم هلیا بهم عادت کرده بود ![]()
عادتش انقدر زیاد بود کــ یک روز قبل رفتن اسممو صدا زد
البته کامل نه ، فقط گفت احـــ
بهرحال از بچه 9ماهه همینم غنیمتیه 
و اینکه همون روزی که از تهران رفتم دخترخالم زنگ زد احسان برگرد بیا تهران
هلیا بهت عادت کرده بود .. الان که رفتی براش سخته و از این حرفا
خونه داییم خیلی خوش گذشت
البته همونطور که توی پست قبل گفتم ، حسین _ پسر داییم ، این خوشی ها رو بوجود اورد 
خیلی گله
زن داییم خیلی عوض شده بود
خیلی مهربون شده بود ![]()
حس میکنم ی نفر رفته بهش گفته من چی پشت سرش گفته بودم ![]()
اون دو روزی که خونه ی داییم ، استخر و فیروزکوه _ تنگه رفتیم
توی راه تنگه هی داد میزدیم تنگهههههههه
اونطوری که دلم میخواست نشد ...
دوست داشتم خونه اون یکی پسر داییم هم برم
چندبار گفت حتما بیا ...
شب آخر هم ، خانمش گفت بیا اونجا ... ولی نشد دیگه
بعضیام بودن میخواستن منو در دام ازدواج بندازن
ای بابا
ازدواج مال پولداراست ...
دوشنبه هم رفتم اصفهان ... 
البته شاهین شهر ، خونه اون یکی خالم
اونجا هم خیلی خوش گذشت
پسرعمویه پسرخالم _ پدرام ، شب آخر ماشینو اورد 3تایی رفتیم بیرون ![]()
ینی دختری نموند که بهش تیکه نندازه
با 120تا سرعت میرفت ، یهو ی دختر میدید ، ترمز میگرفت ، یه چیزی بهش میگفت دوباره گاز میداد
عاقا این دخدرایی کــ ساپورت میپوشن ، عادمو گول میزنن
زیر ساپورت یه چیزی تو مایه های پشمک میبینی 
من میدونم عاقا .. دخترا موجودات پشمالویی هستن
( خاص
)
ی نفرم بود ، موهای پاش از پاچه شلوارش زده بود بیرون
میگفت تازه من خیلی کم موام ... باید بقیه رو ببینی
خدایا ... به خودت پناه میبریم
بعضیام تو کفمون ... دارن حباب بازی میکنن 
جمله ی هفتیانه ی قشنگی بود ... خوشم اومد از ازش 
یه جمله دیگــ هم بود ... اینم دوسش دارم
ما ز چشمه آب مینوشیم ، دریا حسادت میکنیم
never reghet some thing that once made you smile
سلام 
روزه تمرین کلاس زندگی
درس ایثار و خلوس بندگی
روزه زنجیر هوا گسستن است
دیو و بتهای درون بشکستن است
![]()
خیلی گرسنمه 
میخوام برم تهران به زودی
خدا رحم کنه
تهرانیا هم که گرگ ... 
میخوام حال زن داییم رو بگیرم
یک ماه میمونم تهران ، خونشون نمیرم 
پارسال کلی حرف زد پشت سرم
منم جواب دندون شکنی بهش دادم 
پسر دایی هام Hoft فوتبال هستن
هم با x-box هم واقعی ، توی سالن 
خدا کنه جور بشه باشون بازی کنم ، هفتشونو بخوابونم :دی
البته یکی از پسر دایی هامو ، خییییلی دوس دارم
حسین
به من میگه شاه پسر 
بابام میخوام تغیر شغل بده
تا الان فروشگاه لباس مجلسی داشت ... میخواد لوازم آرایشی بزنه ![]()
اهوازیاش بیان مشتریمون بشن ![]()
انگار این ماه ، یا این فصل ، فصل جدایی هاست ...
همه از دوستاشون جدا شدن
حالا اصلا منظورم خانم ش.ش نبودا ... کلا گفتم 

ولی جدا خیلی سخته عاشق کسی باشی ، باش باشی و ازش جدا شی 
باز اگه باهاش نبودی آسون تر بود ..
از دوستان و هم کلاسی هایی که اومدن و حرفامو در پست قبل ، راجع به کنکور ، تایید کردن ممنونم
I love my EYES when u look into them
I love my NAME when u say it
I love my HEART when u love it
I love my LIFE when u are in it

![]()
چند روز دیگه لیگ برتر شروع میشه ![]()
ما 2تا تیم داریم امسال
فولاد آسیایی و استقلال اهواز 
استقلال اهواز ، بازیکنای خوبی گرفت ... مبعلی و میداوودی و ..
ایول ![]()
استقلال تهران از تیم ملی هم قوی تر شده
این چه وضیه 
تیم لونگی ها هم بهتره راجع بش حرفی نزنیم
امسال باید خیلی مواظب باشن ...
لیگ 16 تیم شده ، احتمال سقوط کردنشون بیشتر شده

توی تغیراتی که میخوام بدم ، تصمیم گرفتم چندتا عکس بذارم و چندتا سوال ... مثل صندلی داغ 
ادامه مطلب رو ببینید
پست جدید رو نوشتم 
www.ehsan94.ir
میخوام یه تغیراتی توی نوشته هام و وبلاگ نویسی بدم ![]()
خوشحال میشم بهم مشورت بدید 
سلام 
چندتا از دوستام تولدشون بود و من درگیر درس و امتحانا بودم ...
ازشون عذر میخوام که نتونستم بیام و تولدشونو تبریک بگم
اتفاقای زیادی افتاده ... اگه زنده بودم بعد از کنکور دوباره به نوشتن ادامه میدم
...
البته با کمی تغیرات
من و دوستای کنکوریم رو یادتون نره دعا کنید 
خدانگهدار
سلام ![]()
![]()
الان هنگ کردم واقعا
نمیدونم از کجا شروع کنم ![]()
احساس میکنم سطح فکری مردم خیلی پایینه
نمیدونم مشکل از منه یا ... ( البته بعضیا )
اهواز دوباره خاک شده بود ... برای اولین بار من سینم درد گرفت ![]()
کلاسا هم تعطیل نشد .. از بچه ها هم توقعی نیست که بفهمن و نرن !! فقط من نرفتم
بنظرم اگه خوزستانیا متحد بشن ، موقع خاک و گرد و غبار هیچ کس سرکار نره ، بهتره
البته منظورم از سطح فکری مردم ، چیزای دیگه بود
مثلا تو این هوای آلوده ، مردم از خونه ها میان بیرون
( واسه کارای غیر ضروری )
ماسک هم نمیزنن
( به یکی گفتم میخوای برات ماسک بگیرم ؟؟ گفت چی ؟؟ ماکس ؟؟
)
تازه علاوه بر اینا یه عربی رو دیدم تو این هوا باقلوا میخورد ![]()
یا مثلا یه چیز دیگه ..
از کلاس دیفرانسیل داشتیم با عرفان برمیگشتیم
دو تا از دوستاشو دید .. بعد از سلامو احوال پرسی و معرفی یکیشون پرسید
کلاس چی بودید ؟؟ عرفان گفت : دیفرانسیل
گفت معلمتون کیه ؟؟ عرفان : آقای پوراشرفی
گفت پوراشرفی که افتضاحه ...
بعد اون یکی دوستش گفت نه افتضاح نیست ولی به پای مهربان نمیرسه
عرفان گفت شما تاحالا سر کلاسش نشستید ؟؟ گفتن نه ولی خوب نیست دیگه
من اول اینجوری
شدم بعد تو دلم اینجوری
بهشون خندیدم
گفتم خب پروفسوران محترم ما عجله داریم باید بریم ... مواظب خودتو باشید ![]()
من توی مدرسه فقط سر کلاس ادبیات ، به درس گوش میدم
آخه فقط معلم ادبیاتمون خوبه
سرکلاس نشسته بودم ، رفته بودم تو عمق درس ... داشتم گوش میدادم ...
یه دفعه هم کلاسیم ، از میز کناری گفت : مهربان داره یه ساختمون 3 طبقه میسازه ![]()
من ![]()
فرناز ![]()
دبیر ادبیات ![]()
خانم ش . ش ![]()
آقای مهربان ![]()
![]()
کلا من خیلی اینشکلی میشم
واقعا هنوزم نمیدونم اون حرفو واسه چی زد ...
از پرسیدم خب ؟؟؟ چیکار کنم ؟؟!
گفت هیچی همینجوری گفتم ![]()
فرناز
ایستادم پیش فرناز ، میگه دلم برات تنگ شد ![]()
ای خدا ... من برم یه بشکه بنزین بیارم خودمو آتیش بزنم
آخه الان که پیشت ایستادم .. دلتنگی چیه دیگه ؟!
شنقل
یه خانمی رو تو خیابون دیدم بلوز آستین کوتاه پوشیده بود ... موهای دستشو نزده بود ![]()
میخواستم بالا بیارم
![]()
این خانما که دکمه های مانتوشونو باز میذارن ، دقیقا هدفشون چیه ؟؟ ![]()
میخوان چربی ها و پهلوهاشونو به رخ ما بکشن ؟؟ 
ادامه مطلب داره هااا