عیدتون مبارک♥
عیدتونم پساپیش :| مبارک :| سال خوبی داشته باشین ♥
رفتیم کویر گردی :|
مردم واس مسافرت میرن جاهای سرسبز ما میریم منطقه خشک
زیاد جنگل و اینا دیدم خسته شدم گفتم کویرم ببینیم:|
بقیه عکسا در ادامه مطلب :|
#یزد #لوت

عیدتونم پساپیش :| مبارک :| سال خوبی داشته باشین ♥
رفتیم کویر گردی :|
مردم واس مسافرت میرن جاهای سرسبز ما میریم منطقه خشک
زیاد جنگل و اینا دیدم خسته شدم گفتم کویرم ببینیم:|
بقیه عکسا در ادامه مطلب :|
#یزد #لوت

رفیق از وقتی رفتی چیزی عوض نشده هنوز همون روزا میاد همون شبا میره
هنوز بچه محلا میخندن ، هنوزم شادن
حتی وقتی نباشی با دلقک بازیات.هنوزم میبندِ رو لبم نقشِ ماتم ، وقتی میبینم عکساتو پای ورق بازیا
هنوزم دوست دارم پای نیمکتا بشینم ، واسم بشینی تعریف کنی از عرق خوریا
معلم سرت داد بزنه تو بپرسی چرا؟ ته تهشم بدن دستت دعوت اولیا
با کنیه سرتُ بندازی پایین لبا تو ببندی آروم بهش فحش بکشی ما هم بخندیم
رفیق از وقتی رفتی همه چیز مثه قبلِ ،شاید اینجایی لازم نیست که بگم بفهمی
از وقتی رفتی کاسِبا زیاد شدن،همه بچه محلا نسخن هر شب دورِ هم جمع میشن
کوفت میکشن میخندن جون میکنن با سه تا سه کام حبسم زود میگذرن
هنوز پیرمردا نصیحت میکنن میگن جوون قدر بدون ، تا وقتی حالت خوبه
رفیق وقتی رفتی همون معلم واست اشک ریخت قسم میخورم اینجا رفتن رسم نی
از وقتی رفتی کلی "بچه محل" دیگه رفتن
با کلی زخمِ چاقو کسایی که فقط حرفن کلی مغزِ داغون.با کلی زجر و خون
با کلی دختر که داف شدن و درشونُ بستن.سیگارا تلخ شدنُ عکسِ شوش دارن
واسه تو چه جوری بود ، دمِ مرگ وقتِ رفتن
وقتی رفتی خیلیاگفتن خوش به حالت،بازجر برید جرأتشوداشت واسه کَندن،
رفیق چیزیُ ازدست ندادی
از وقتی رفتی همه بیشتر هار شدن پای کل کل
حتی منم مثه همیشه ام رو همه نیمکتای دو نفرِ من تکی میشینم
رفیق مطمئنم اون بالا جات بهترِ
کاش یه میکرفون داشتی تو هم از اونور میخوندی ، خیلی دوست بدونم اونور چه خبرِ
اگه منو یادت باشه ، « محمد » هم کلاسیت بچه محلت

الهی خم نشی وقتی که دردات روی شونت مثل یه کوله باره
تو میدونی بری از پا نیوفتی دیگه این راه برگشتن نداره
مسیر زندگی مثل یه روده که آخر دل به دریا مسپاره
اگه بالاو پایین داره اما تهش حس رسیدن موندگاره
قبولش کن اگه حتی شکستی نگو هرگز امیدت میره از دست
تو میدونی بریو پر بگیری اگه شوق رهایی تو دلت هست
نگو هرگز امیدت میره از دست مبادا وقت رفتن کم بیاری
مسیر زندگی مثل یه روده که یعنی راهی جز رفتن نداری
برو تا آخر دنیا سفر کن سفر کن تا دلت آروم بگیره
سفر مثل یه مرهم دلنشینه نزار حسش توی قلبت بمیره
مسیر زندگی مثل یه روده که آخر دل به دریا مسپاره
اگه بالاو پایین داره اما تهش حس رسیدن موندگاره
نگو هرگز امیدت میره از دست مبادا وقت رفتن کم بیاری
مسیر زندگی مثل یه روده که یعنی راهی جز رفتن نداری

چقدر قشنگه دنیایی که خدا نقاشی کرده
سقفش آفتابی با چندتایی اَبره
انگار تو قلبم آبی رنگه
چقدر سفیده همه چی بوی زندگی رو میده
اون که رفته ، میدونم یه روزی برمیگرده
خوب میدونم یه روزی برمیگرده
همشم من .. فقط منم
منم من عاشقم
عاشقی که داره حرف
حرفایی که ریشه هاش تو خاطرست
ولی با لبخند چه ساده هست همش رد
میشم تا وقتی که خدا بخاطرم هست ، پیشم
عاشق زندگی ام چون نمیذاره ازش به دل بگیرم
چه وقتی خوب بود ، چه وقتی بد
چه وقتی داشت گریه می کرد
یا خنده می کرد



را حس کند…

شرف و بغض من می ارزه ب اون مازراتی ک ددی جونت واسه تولدت خریده و توی نکبت
توی خیابونا باش بچرخی منم پای پیاده
تف ب این حکمت ,
ک یکی مث من باس سگ دو بزنه تو بوق سگ تواج ذلت
سگ توله ای ام مث تو جیب بغل پر پول تو اوج لذت

یادم رفت چقدر دستمو گرفت خواهرم
خواهری ک نداشتم بکنه باورم
****مطلب دست نوشتس****
خون بخواه جونم برات . نور بخواه خونم برات
اشک نریز میخونم برات . نخاب ولی شونم برات
دنیا سیاهه چشماتو ببند خدارو حس کن با عشق بخند
دلت دریاس ب قطره دل نبند . حرفمو گوش کن یه لحظه بهم بخند
زیر بارون رقص و اواز . اشکامون با قطره ها باز
زیر موجا راحت و عار کنار هم آهن بیزار
از غم و درد تو دنیا گم میشم کم یه دریا پر میشم
اونایی ک دارن خواهر قدرشو بدونن
اونایی هم ک ندارن حسرت بخورن مث من ... -_-
photo by : Qalandar

"فقر" اندازه بود کافی بود
وسط سفره های بی نان
"عشق" گوه خوردن اضافی بود


تنهایی چه حس بدی است
کاش...
پاره ای ابر میشدم
دلم مهربانی می بارید
کاش نگاهم شرار نور میشد
اشتی میدادش
و
که دوست داشتن چه کلام کاملی است
و
من...
چقدر دلم تنگ دوست داشتن است!

مث من یه تنفر بعد انظار عسیان,از دنیا بیزار
مث من حس به هم زدن مث من ردپای گرگ روی برف
مث من راهی مث من واهی . مث من هستی حس بدمستی
مث من نیچه گریستن ...
اگه پدر اون شب لای عیش و نوشش . اگه مادر اون شب مست و هوشش
از حرم تن پدر کرد صحبت و پدر مات و گیج مست از شهوت
حرکت سمت رحم از کمر حتی صدای تخت ناراضی بود از این سفر
9 ماه ب هر دری زدم لعنتی منو راه ندی تو این دنیای نکبتی
هرچند دو سر این غصه غم بود لعنت ب روزی ک تولدم بود
