آخر شب که میشه

خسته...

میری بی سرو صدا  دراز میکشی...

دلت شکسته از دست کارای خودت...

دلت واسه یکی خیلی تنگه...

شایدم...

واسه خودت...

دلت میخواد یکی باشه که به حرفات گوش کنه...

نمیخواد چیزی هم بگه...

فقط همین...

گوش بده کافیه...

 یاد صداش می افتی

کم کم بغض گلوتو میکیره

 به گریه می افتی

واسه اینکه کسی صدای هق هق تو نشنوه 

بالشتو گاز میگیری

بعد کلی زجه زدن

هه...

یه خنده ی تلخ...

یه آه آروم...

بغضتو توی گلوت حبس میکنی و میگی بیخیال...

اون اینطوری شادتره...

عکسشو میبینی...

با خودت میگی:

"خوشبحالت چه خوشگل شدی"...

بعد بغضت...

بیخیال...

هیچکس هم از اون شب با خبر نمیشه...

که چی بهت گذشته...

صبح میشه...

و باز میخندی...

همه هم میگن خوش بحالش...

چه زندگی شادی داره...

هه...

امروزم تموم شد...

شب بعد...

امشب تکرار دیشب..

 

 

 

 

 

ﺍﺯ ﻳﻪ ﺟﺎیے بہ ﺑﻌــﺪ بہ ﺧــــﻮﺩﺕ میگے ❣ ❣ ❣ 

ﺍﺻـــــﻠﻦ ﭼﻪ ﺩﻟﻴﻠـــے ﺩﺍﺭﻩ بہ ڪسے ﺑﮕـــــﻢ ﺣـــــﺎﻟﻢ ﺑـــــﺪﻩ ❣ ❣ ❣ 

ﺍﻭﻧـــــﺎ چیڪـــار ﻣﻴﺘﻮنڹ ﻭﺍﺳـــــﻢ ڪنڹ ❣ ❣ ❣ 

ﺟﺰ ﮔﻔـــﺘﻦِ یہ ﺍﻟﻬـــــے ﺑﻤــــﻴﺮﻡ ❣ ❣ ❣ 

جز گفتن یه ناراحت نباش میگذره ❣ ❣ ❣ 

ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﺍﻭﻧﻘـــــﺪ میخندیــو ﻣﻴﮕـــــے ﻭﺍے ❣ ❣ ❣ 

ﻣﻦ ﭼﻘـــــﺪر ﺧﻮﺷﺤـــــﺎﻟﻢ ڪہ ﺧـــﻮﺩﺗﻢ ﺑــــﺎﻭﺭﺕ مـــــیشہ ❣ ❣ ❣ 

ﻭﺍﻗﻌــــڹ ﺣــــﺎﻟﺖ ﺧـــﻮﺑﻪ ﺍﻣّـــــﺎ ﺷـــــﺒﺎ ❣ ❣ ❣ 

ﻭﻗﺘـــے ﺳــــﺮﺗﻮ ﻣﻴﺬﺍﺭے ﺭﻭ ﺑﺎﻟــــﺶ ﻣﻴﮕـــے : نہ ❣ ❣ ❣ 

ﺍﻭﻧﻘـــــﺪﺭ رﺍ ﻫـــــﻢ ﺧـــــﻮﺏ ﻧﻴﺴﺘــــﻢ ❣ ❣ ❣ 

ڪم ڪم ﮔــــﺮﻳﻪ ڪردڹ ﻳــــﺎﺩﺕ ﻣﻴـــﺮﻩ ❣ ❣ ❣ 

ﻣـــﻴﺮﻳﺰے ﺗﻮ ﺧـــــﻮﺩﺕ ❣ ❣ ❣ 

ﭼﻨﺪ ﻭﻗـــــﺖ ﺑﻌﺪ ﻣﻴﺒﻴﻨــــے ﺩیگہ ﻧﻤﻴﺘﻮنے ❣ ❣ ❣ 

ﺳﺮﻩ ﻳﻪ ﻣﻮﺿﻮﻉِ ﻛﻮﭼﻴﻚ ﮔﺮﻳﻪ میڪنے ، ﺩﺍﺩ ﻣﻴﺰنے ❣ ❣ ❣ 

ﻣﻴﮕـــے چہ ﺑﻼیے ﺩﺍﺭﻩ ﺳـــــﺮﻡ ﻣـــﻴﺎﺩ ❣ ❣ ❣ 

بہ ﺧـــــﻮﺩﺕ ﻓُﺤـــــﺶ ﻣﻴﺪے ، میڪوبے بہ ﺩﺭﻭ ﺩﻳـــــﻮﺍﺭ ❣ ❣ ❣ 

همہ ﺑــــﻬــــﺖ میگڹ ❣ ❣ ❣ چتہ ❣ ❣ ❣ ﺗﻮ ﻛﻪ ﺍﻳﻨﻘﺪر ﺿﻌﻴﻒ ﻧﺒﻮﺩے ❣ ❣ ❣ 

ﺗﻮﻭ ﺩﻟــــﺖ میگے ❣ ❣ ❣ 

ﺍﻭﻧﻘﺪر ﻗـــﻮے ﺑـــﻮﺩﻡ ﻛﻪ ﺩیگـهعــہ تہ ڪشیدﻩ ❣ ❣ ❣ 

ﺗﻤﻮﻡِ ﺍفڪاﺭﻡ ، ﺑﺎﻭﺭﺍﻡ ، ﺍﺣﺴﺎﺳــــﻢ ❣ ❣ ❣ 

حتے ﺧﻮﺩﻣﻢ ﺩیگہ تہ ڪشیدﻩ ❣ ❣ ❣ 

 

خدایا حواست هست؟؟؟؟

صدای هق هق گریه ام از گلویی میاد که میگفتی از رگش به من نزدیکترِی

خدایایادته میگفتی کریه نکن درست میشه ......پس چی شد؟؟؟؟

چزا؟؟؟؟؟چراهنوز درست نشده؟؟؟؟؟

خدایا خودت میدونی درد بی کسه چیه خودت بهترمیدونی .....

خدایا من اونو از تومیخام که فقط تومیتونی بهم بدی

پس درستش کن.....

خدایا یه سال گذشت ولی من چیزی از یادم نرفته 

خدایا یادته؟؟؟ پارسال همین موقع بود 

خداجونم شنیدم میگن گذر زمان همه چیو درست میکنه اما هنوز چیزی درست نشده

خدایا تو رو به بی کسی هام  قسم میدم یه کاری بکن دیگه طاقت ندارم 

خدایا میگن تو توی قلب های شکسته خونه داری پس تو قلب منم خونه داری درسته؟؟؟

 خدایا این روزا حالم خوب نیست یه فکری بکن خدایا خیلی ضعیف شدم 

خدایا خیلی حسرت توی دلمه خیلی ای کاش تو دلم تلنبار شده

خدایا حسرت شنیدن صداش گرمی دستاش صدای خنده هاش رو دارم

خدایا کجایی؟؟؟ چرا هق هق شبونه مو نمیبینی؟؟؟ چرا التماسامو اشکامو زجه زدنامو بی کسی هامو نمیبینی؟؟؟

خدایا صدای منو نمیشنوی صدای دلمو بشنو 

خدایا تو خدایی و من با همه بدی هام بنده ی تو

خدایا خودت بهتر میدونی خیلی تنهام خیلی دلتنگم 

خدایا منتظر یه نیم نگاهی از تو هستم ...

 

 

 

 

 

 

 

 

همیشه در حالی که...

یه عالمه حرف بیخ گلوت چسبیده!

یه عالمه اشک توی چشماته!

یه عالمه حسرت توی دلت تلنبار شده...

باید بگی : خب دیگه... واسه همیشه خدافظ ...!

 عکس عاشقانه, عکس نوشته های عاشقانه جدید

 

کآش فقط بودی ، وقتی بغـــض میکردم

بغلـم میکردی و میگفتی ، ببینــــم چِشــآتو

منـــو نیگــآ کُن

 

اگه گریــه کنی قهر میکنـم میرم ها!!!

 

 

شاید آرام تر میشدم
فقط و فقط……..
اگر میفهمیدی…..
حرفهایم به همین راحتی که می خوانی
نــــوشته نشده اند!!

 

اینکه هم از آدمای اطرافت دلت گرفته باشه .. .

اینکه هم از دورووریات زده شده باشی و نخوای بری سمتشون.. .

اینکه چند وختی هست که دیگه خودت نیستی .. .

اینکه دلت خیلی واس قبلنات تنگ شده باشه .. .

اینکه دیگه نمیتونی خودت باشی .. .

اینکه از اینی که هستی و شدی بدت میاد .. .

اینکه دوست نداری ادامه بدی .. .

اینکه سردرگمی .. .

اینکه دو روز یهو خوب میشی .. .

ولی بعد تا سه روز بعدش دپرس دپرسی.. .

اینکه خودتم نمیدونی چته .. .

اینکه دلت دلتنگ قبلناس.. .

اینکه دیگه حوصله هیچی چیز و هیچ کس و نداری .. .

اینکه دوست نداری به بعضی چیزا فک کنی ..

اینکه فقط میخوای بگذرونی. .. .

اینکه زیاد تو خودتی .. .

اینکه کم حرفی .. .

اینکه میشینی عین دیوونه ها با خودت حرف میزنی .. .

اینکه به چیزایی فک میکنی که شاید هیچوقت قرار نباشه بگیشون.. .

اینکه یهو با خودت میری تو فکر رو عقربه ها سریع میگذرن.. .

اینکه یهو خیره میشی به یه جا و مدت ها دیگه خودت نیستی .. .

اینکه یه اسم آشنا .. یه آهنگ .. یه کامنت .. یه متن .. یه پست .. یه خاطره .. حالو

روزتو داغون میکنه .. .

اینکه میدونی یکی اون بالا هست که داره نگات میکنه. .. .

اینکه میدونی خیلی خیلی دوستت داره با تمام کارایی کردی اما بازم هواتو داره .. .

اینکه دیگه روت نمیشه بری سمتش اما نمیتونی .. .

اینکه انقد ازش دور شدی انقد دلت واسش تنگ شده که دوست داری آخر شب

وقتی هم خوابن بشینی زار زار تو خلوت خودت گریه کنی و باهاش حرف بزنی .. .

اینکه دوست داری خودت شی .. .

اینکه هی خودتو سر پا میکنی .. .

انرژی مثبت میدی به خودت اما یهو میوفتی.. .

اینکه هی میخوای عوض شی و نمیتونی .. اینکه یه شبایی دلت بدجور میگیره .. .

اینکه دلت واسه یه کسایی تنگ میشه که یه زمانی بهترین خاطره ها رو باهاشون

داشتی .. .

اینکه زمان خیلیا رو عوض کرد .. .

اینکه زمان خیلی آدما رو بی معرفت کرد .. اینکه محبت خیلیا رو هار کرد .. .

اینکه مهربون بودن یه نقطه ضعف شده .. اینکه اگه مهربون باشی فک میکنن

بهشون نیاز داری ...

اینکه خیلی چیزا دیگه سر جاش نیست .. اینکه هیچی دیگه مثه قبل نیست .. .

نمیدونم اسمشو باید چی گذاشت .. .

ولی من دیگه خیلی خـــــــــــــــــــســــــــــــــــــــتــــــــــــــــــم .. .

 خیلـــــ ے از ماها ... موندیم پاے ڪســـــ ے ڪہ.......

ذره اے به ما اهمیت نداد......

و هیچوقتـــــ نفهمید دوستـــــ داشتڹ یعنـــــ ے چـــــ ے......

خیلـــــ ے از ماها ساختــــــــــیم بابدیها و خوبـــــ ے هاے یہ آدم......

ڪہ بہ همہ چیز فڪر ڪرد الا بہ ما...

براے همہ وقتـــــ داشتـــــ الاّ براے ما.....

خیلی از ماها گذشــــــــــتیم......

از بدتریڹ خطاے بهتریڹ آدمهاےِ زندگیموڹ......

هموڹ ڪسایـ ے ڪہ توے سخت تریڹ .......

شرایط تنهاموڹ گذاشتـڹ.....خیلی از ماها بودیــــــــــم.....

وفادار بہ ڪســـــ ے ڪہ..... بہ همہ پایبند بود الاّ ما......

ڪہ براش میمردیــــــــــم......خیلـــــ ے از ماها شڪستــــــــــیم.....

بخاطر ڪســـــ ے ڪہ هیچوقتـــــ نفهمید......

تعهــــــــــد،دوست داشتڹ، گذشتڹ ینـی چـــــی......

خیلـــــ ے از ماها مدتها پیش مُردیــــــــــم.....

توے سڪوتـــــ ے ڪہ هیچوقتـــــ......

هیچ ڪس هیچ جوره درڪش نڪــــــــــرد...

 

مــن می نویسم و

تـــــــــو

نـــــمی خوانی !

امـــــــــــا

مخــــــاطب که تــــــو باشی …

مدیـــــــونم اگر ننــــــــویسم….

تمام زندگیم را دلتنگی پر کرده است...

دلتنگی از کسی که دوستش دارم...

و عمیق ترین درد ها و رنجهای عالم را در رگهایم جاری کرد !

درد هایی که کابوس شبها و حقیقت روزهایم شد٬

دلتنگی برای تویی که فرصت اندکی برای خواستنت ٬

برای داشتنت داشتم.

دلتنگی از مرزهایی که دورم کشیدند

و مرا وادار کردند به دست خویش از تویی که دوستت دارم کنده شوم .

اینجا دوست داشتن گناه است ٬

حق من نیست ٬

اره حق من نیست که شبا میون هق هق شبونه ام نفس کم بیارم

حق من نیست با شنیدن اسمت یاحرفی ازتو به گریه بیفتم

حق من نیست که از ته دل نخندم

حق من نیست حسرت شنیدن صدات رو داشته باشم

حق من نیست شبا کابوس ببینم و با گریه بیدار شم

حق من نیست شبا با ارزوی مرگ به خواب برم

اره هیچ کدوم ازینا حق من نیست

این روزها درد دارم اما کسی حواسش نیست

دوست داشتن تو چنان تاوان سنگینی دارد

که برای همه عمر باید آنرا بپردازم ...

و من این تاوان سنگین را با جان و دل پذیرا شدم .

همه عمر ٬داغ تو بردلم نشسته  

آنقدر دلتنگ دوریت هستم ...

 این روزها کسی ندارم که درد دل کنم

کسی که فقط گوش کند نه اینکه حرفی بزند

این روزها حرفاهایم از چشمانم بیرون می ایند

 آه چه روزهای سختی دارم

 پشت پنجره ایستاده ام

بفض گلویم را فشرده

یاد اخرین شب افتادم

حرفامون دعوامون 

یادش بخیر

بغض سنگینی تو گلومه

قطره اشکی اشنا گلومو لمس میکنه

آه چه روزهایی سختی بی تو دارم 

هیچ وقت فکر نمیکردم در اوج جوانی 

آه های از ته دل بکشم که تمام وجودم را بسوزاند

تونیستی ودلم هر روز بهانه ات را میگیرد

 

 میگن کل اعضای بدنم شهادت میدن..

مـــیگن آدم وقتیے میـمیره

کل اعـضای بدنـــش کاراے بدشُ شـهادت مـیدن 

… میـخوام بدونـم 

این زبـــون مـن

شهادت میـده که چه حرفایی تو دلـم “سنـگینی” میکرد و نگـفتم

 

گلــــــــوم

 

میـگه چه روزایی بغضـــمُ “قورت” میدادم

چشــــــام

میگن که چه شـــبایی تا صـــبح “از غــــصه” نخوابیدم

این دل

این دلِ لامـصب میـگه خیلی جاها “شکـست

 امیـدوارم اون دنیاِ

 بدنـــــم” بهم “خیانــــــت” نکـنه . . مـــث آدَمـای ایـن دنیا

 

دلم گرفته است از دنیا از آدم ها                 

از خیال هایے ڪہ خیال ماند                

از رویاهایے ڪہ به حقیقت نپیوست                 

از آرزوهایے ڪہ بَر باد رفت                  

ازخودم از حماقت هاے ِ احمقانه ام                          

از اعتمادهایے ڪہ از دست رفت                         

از " من " ے ڪہ مُرد                        

از این " من " ے ڪہ بیهوده نفس می ڪشد                         

 از زیستنے ڪہ نمے خواهمش و از مرگے ڪہ مے خواهمش      

دلت که گرفت
به کسی نگو
بگذار تمامی غم هایت با اشک هایت فرو ریزند
دلت که گرفت
به خودت پناه ببر
مبادا اجازه دهی دستان دیگری
تسلایت دهند
به یاد بیاور حضور این دستان همیشگی نیست
به یاد بیاور همین دستانی که امروز رهایت کردند نیز روزی برای تسلا آمده بودند
دلت که گرفت
بغضت را رها کن در تنهایی و خلوتت
یاران همیشه یار نیستند
بگذار رازهایت برای همیشه راز باقی بمانند
که کسی محرم اسرار نیست
در این
زمانه ی غریب
محرمان امروز نامحرمان فردایند
و سنگی برای صبوری باقی نمانده
سنگ صبوران کلید به دست در کمین نشسته اند
که مُهر بگشایند از درد دل هایت
تا سنگی شوند و ببارند بر دل غمبارت
دلت که گرفت
فریاد کن در سینه ات
بگذار این درد در سینه ات بپیچد
مبادا اجازه دهی
راهی به بیرون بیابد
بگذار برای همیشه در تو باقی بماند
دلت که گرفت…….

 برای مشاهده تصویر در اندازه اصلی کلیک کنید

کاش می دونستی چقدر دلم بهانه ی تو رو میگیره هر روز

کاش می دونستی چقدر دلم هوای با تو بودن کرده

کاش می دونستی چقدر دلم از این روزهای سرد بی تو بودن گرفته 

کاش می دونستی چقدر دلم برای ضرب آهنگ قدمهایت

گرمی نفسهایت ، مهربانی صدایت تنگ شده

 کاش می دونستی چقدر دلواپس تو ام 

کاش می دونستی چقدر تنهام ، چقدر خسته ام 

 و چقدر به حضور سبزت محتاجم 

و همیشه از خودم می پرسم این همه که من به تو فکر می کنم

تو هم به من فکر می کنی؟

 

یکی را دوست دارم

یکی را دوست دارم ولی او باور ندارد!

یکی را دوست دارم همان کسی که شب و روز به یادش هستم و

لحظات سرد زندگی را با گرمای عشق اومیگذرانم!

کسی را دوست دارم که میدانم هیچگاه به او نخواهم رسید و

هیچگاه نمیتوانم دستانش را بفشارم!

یکی را دوست دارم ، بیشتر از هر کسی ،همان کسی که مرا

اسیر قلبش کرد!

یکی را دوست دارم ، که میدانم او دیگربرایم یکی نیست ،

او برایم یک دنیاست!

یکی را برای همیشه دوست دارم ، کسی که هرگز

باور نکرد عشق مرا !

کسی که هرگز اشکهایم را ندید و ندید که چگونه از غم دوری

و دلتنگی اش پریشانم!

یکی را تا ابد دوست دارم ، کسی که هیچگاه درد دلم را نفهمید و

ندانست که او دراین

دنیا تنها کسی است که در قلبم نشسته است !

یکی را در قلب خویش عاشقانه دوست دارم ،کسی که

نگاه عاشقانه مرا ندید و

لحظه ای که به او لبخند زدم نگاهش به سوی دیگری بود !

آری یکی را از ته دل صادقانه دوست دارم ،کسی که لحظه ای

به پشت سرش نگاه

نکرد که من چگونه عاشقانه به دنبال او میروم !

کسی را دوست دارم که برای من بهترین است ،

از بی وفایی هایش که بگذرم برای من عزیزترین است !

یکی را دوست دارم ولی او هرگز این دوست داشتن را باور نکرد!

نمیداند که چقدر دوستش دارم ، نمی فهمد که او

تمام زندگی ام است !

یکی را با همین قلب شکسته ام ، با تمام احساساتم ،

بی بهانه دوست دارم!

کسی که با وجود اینکه قلبم را شکست اما هنوز هم در این

قلب شکسته ام جا دارد!

یکی را بیشتر از همه کس دوست دارم ، کسی که حتی مرا

کمتر از هر کسی نیز دوست نمیدارد!

یکی را دوست دارم ...

با اینکه این دوست داشتن دیوانگیست اما .....

من دیوانه تنها او را دوست دارم !!!

 

هووووی دنیــاااااااااا

←منو یادته؟→

همونی که هیشکی از چرت و پرتاش و مسخره بازیاش امون نداش… !!!

همونی که همیشه کلی انرژی داش… !!!

همونی که همه آرزو داشتن یه ساعت به جاش بودن از بس که شاد بود…!!!

همونی که از دیوارِ راست بالا میرفت … !!!

بدجور شکستیمو زمینم زدی…

بدجــــــــــور.........

 

 

 

به سلامتی حرفایی دلم که به هیچ کس نگفتم ....

به سلامتی حرفایی که واسه همیشه بغض شد ....

به سلامتی حرفایی که واسه همیشه ناگفته موند....

به سلامتی تنهایی هایی که که دوستشون نداشتم..... 

به سلامتی همه بغضام .....

به سلامتی همه دردام ......

به سلامتی همه اشکام .......

به سلامتی سکوتم.....

به سلامتی شبهایی که تا صبح بیدار بودم.....

به سلامتی شبهایی که پابه پای بارون اشک ریختم...

به سلامتی زانوهام که همیشه بغلم بودن.....

به سلامتی دلتنگیام........

به سلامتی عشقم......

به سلامتی عشقی که تا ابد فراموشش نمیکنم.......

به سلامتی الو گفتنات ......

به سلامتی لرزیدنای دلم.......

به سلامتی خندیدنات.......

به سلامتی عصبانی شدنات........

به سلامتی جواب ندادنات......

به سلامتی خاموش کردنات......

به سلامتی بی کسی هام.......

به سلامتی اون دلی که هزار بار شکست ولی هنوز شکستن بلد نیست....

به سلامتی عشقم که فکر میکردم فراموشش کردم ولی وقتی شب خوابشو میبینم کل روزو پکرم....

به سلامتی عشقم که نه میتونم ببینمش ونه صداش رو بشنوم ولی بد جور دلتنگشم.....

به سلامتی اون نبودن هایی که هیچ بودنی جبرانشون نمیکنه.......

به سلامتی اون جای خالیی که هیچ کس پرش نمیکنه......

به سلامتی دلی که اسمش دله"نصفش آهه ونصفش گله......

به سلامتی هرچی عاشقه.....

به سلامتی خاطراتمون که دیگه هیچ وقت تکرار نمیشن.....

به سلامتی شبهایی که دراز کشیدم آهنگ گداشتمو فکر کردم به بودنت به حرفات تا یه قطره اشک اشنا گونه

مو لمس کرد و باز مثل همیشه شکستم......

به سلامتی روزهایی که از درد به خودم میپیچیدم ولی دم نزدم.....

به سلامتی آرزوهایی که هیچ وقت لمسشون نکردم......

به سلامتی همه دوست وآدمایی که ازپشت خنجرزدن......

به سلامتی اون لحظه ای که دلم ازهمه دنیا گرفته بود ولی نه کسی رو داشتم باهاش دردودل کنم نه دلم

خاست کسی رو ناراحت کنم سکوت کردم وگفتم خدایا شاید قسمت من این بوذه......

 به سلامتی خودم که با همه خندیدم همه رو دلداری دادم نگران همه شدم به همه اهمیت دادم ولی هیچکس

حتی نفهمید تو دلم چی میگدره....

به سلامتی اون دلی که شکست اما لبه اش تیز نشد......

ودرآخــــــــــر......

به سلامتی روزگارکه پیرم کرد.....

به سلامتی زندگی که هیچ جوری باهام راه نیومد.......

به سلامتی دل بزرگم که شکست وهزار تیکه شد......

به سلامتی چشام که یکیش اشکه یکیش خون....... 

به سلامتی قبرم که باهمه بدبختیم بالاخره یه روز تمام وجودمو به آغوش میکشه...........

 تو زندگی هر کس یه شبایی هست که..

فــقـــط و فــــــقــــــط خدا میدونه..

چجوری صبح شده..

AxGiG,عکس گیگ پایگاه آپلود عکس ویژه وبلاگنویسان

یه شبایی اصن نگذشت اما ما ازش گذشتیم…!

یه شبایی هم بد گذشت…سخت گذشت…

یه شبایی داد زدیم اما جز دلمون هیچ کس صدامونو نشنید…!

یه شبایی همه چیز بود به جز اونی که باید می بود…

یه شبایی هوا عجیب دونفره بود اما همون شبا ما بودیمو تنهاییمون…

یه شبایی نفسمون برید از این همه بغض…

یه شبایی نفس کم آوردیم اما دووم آوردیم!…

یه شبایی فقط زنده بودیم…زندگی نکردیم!

یه شبایی زنده هم نبودیم…فقط بودیم!….همین…

یه شبایی تو زندگی هست که....

وقتی دفتر خاطرات زندگیتو ورق میزنی...

به چیزایی میرسی که نمیدونی تقدیرت بوده یا تقصیرت...

به آدمایی می رسی که هضمشون واسه دل کوچکت سخته...

و به دردایی می رسی که برای سن و سالت بزرگه...

به آرزوهایی که توهم شد...رویاهایی که گذشت...

به چیزایی که حقت بود اما شد توقع!!

وزخمهایی که با نمک روزگار آغشته شد...

و احساسی که دیگران اشتباه می نامند...

و دست آخر دنیایی که بهت پشت کرده...

و باز هم انتهای آرزوهایی که نشد و به دلت ماند...

و سکوت هم دوای دردش نیست...

ایکاش دنیا مهربان تر می شد!!

کارت پستال درخواستی طراحان

 

 

عشقم یهو دلم خواست بگم ؛

هیچی نیست که جای خنده هاتو واسم بگیره...

هیچی نیست که مثل تو خوشحالم کنه...

هیچی نمیتونه مثل تو بهم ارزش زندگی رو بفهمونه...

هیچی نیست که باهاش احساس خوشحالی کنم......

هیچی شب وروزم رومثل تو برام شیرین نمیکنه...

هیچی نمیخام ناراحتت کنه...

هیچی نیست که باعث بشه دوستت نداشته باشم...

هیچی نیست که منو از تو دور کنه...

هیچی نیست که از تو واسم مهم تر باشه...

هیچی غیر از تو عشق من نیست...

هیچی... همینجوری میخاستم اینا رو بهت بگم...

تا بدونی معنی زندگی من تویی...

عاشقتم...

 

ﺳﻼﻡ ﻋﺸﻘﻢ ﺧﻮﺑﯽ؟


ﻣﺮﺳﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺍﻭﻣﺪﯼ ﺩﯾﺪﻧﻢ ...


ﻋﺸﻘﻢ ﻗﻮﻝ ﺑﺪﻩ ﺯﻭﺩ ﺑﻪ ﺯﻭﺩ ﺑﯿﺎﯼ ﺩﯾﺪﻧﻢ ﺑﺎﺷﻪ ؟؟

 


ﻭﺍﯾﺴﺎ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﭼﺮﺍ ﭼﺸﻤﺎﺕ ﺧﯿﺴﻪ . ﺩﺍﺭﯼ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟؟


ﻮ ﭼﻨﺪ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﮔﺮﯾﺖ ﺭﻭ ﻧﺪﯾﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ ..


ﻋﺸﻘم...

 

 

ﻧﮑﻨﻪ ﺩﻟﺖ ﻭﺍﺳﻪ ﻣﻦ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ ﻧﻪ ؟؟


ﺭﺍﺳﺘﺶ ﻣﻨﻢ ﺩﻟﻢ ﻭﺍﺳﺖ ﺧﯿﻠﯽ ﺗﻨﮓ,ﺷﺪﻩ ..


ﭼﺮﺍ ﺩﺍﺭﯼ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﺑﺲ ﮐﻦ ﺩﯾﮕﻪ ..


ﺍﮔﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﮐﻢ ﻣﺤﻠﯽ ﻫﺎﺕ ﺍﮔﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﺑﺪ ﺣﺮﻑ ﺯﺩﻥ ﻫﺎﺕ

ﺍﮔﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﺑﯽ ﻣﺮﺍﻣﯽ ﻫﺎﺕ ﺩﺍﺭﯼ


ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﮔﺮﯾﻪ ﻧﮑﻦ ﻣﻦ ﺑﺨﺸﯿﺪﻣﺖ


ﻭﻟﯽ ﻫﺮﭼﯽ ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻡ ﺑﻬﺖ ﺑﮕﻢ ﺗﻮ ﺟﻮﺍﺏ ﻧﻤﯿﺪﺍﺩﯼ ﻭ ﮔﻮﺷﯿﺖ

ﺭﻭ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩﯼ ..


ﺭﺍﺳﺘﯽ ﺳﻨﮓ ﻗﺒﺮﻡ ﻗﺸﻨﮕﻪ ؟


ﺩﺳﺘﺖ ﺭﻭ ﺑﮑﺶ ﺭﻭ ﺳﻨﮕﻪ ﻗﺒﺮﻡ ﺗﺎ ﺁﺭﻭﻡﺷﻢ ..

 

ﻋﺸﻘﻢ ﻣﻦ ﺧﯿﻠﯽ ﻭﻗﺘﻪ ﺗﻮﺭﻭ

ﺑﺨﺸﯿﺪﻡ .......

 

 

اگر روزي مردم تابوتم را سياه كنيد

تا همه بدانند سياه بخت بودم،

بر روي سينه ام تكه يخي بگذاريد تا به جاي معشوقم برايم گريه كند،

چشمانم را باز نگه داريد تا همه بدانند چشم انتظار او بودم

و مردم،اخرين خواسته ي من از شما اينكه دستانم را ببنديد تا

بداند،(خواستم ولي نتوانستم)

 

بنویسید بعد مرگم روی سنگ

 

آنکه اینجا در زیر این سنگ هم آغوش با خاک شده

 

عاشقی دل خسته بود

 

عاشقی که عشقش را هیچ گاه فراموش نکرد

 

عاشقی که عاشق او بود...

 

بنویسید بعد از مرگم روی سنگ

 

آن که خاک را نقاب چهره اش کرده

 

عاشق کسی بود که او را از بحر غم نجات داده

 

و فرشته ی نجاتش تنها او را یک دوست می دید نه یک  معشوق...