هميشه باش.........
دوست داشتن تو
نه فعل ماضی ست
نه یک حال ساده!
دوست داشتنت
تنها نسخه ای ست که قلبم
برای ادامه ی این زندگی تجویز کرده است!
********
کافیست تو را با نام بخوانم،
تا ببینی...
"لکنت"، عاشقانه ترین لهجه هاست...
و چگونه لرزش لب های من،
دنیا را به حاشیه می برد...!!!
**************************
تو
صبح باش !
من تمام شبهای تاریخ را
تاب میآورم !
*************
ایـن شــعرهـــا بـــرونــد بــه جــهنّم
مــن فقــط
دیــوانـه ی آن لحــظه ام…
که قــــلبت…
زیــــر ســـرم دسـت و پـــا بزند…
*****************************
آینه ی اتاقم رابا آینه ی اتاقت عوض میکنی ؟
این فقط مرا نشان میدهد . . . !
*****************
"مـادرم"
کـه بـاعـث مـيـشـود
بـفـهـمـم
*************
کدام ابر ...
از سر تو گذشته
**********
جنگل سبز چشمانت
هیاهوی آهوی چموشی را به دستم داد،
تا ورق ورق از تو بنویسم...
و در بیشه زار آغوشت
سرمست از شهد لبانت،
بغل بغل واژه های معطر عشق را،بچینم...
به پایت ریزم
و تاجی از میخک های احساس،
بر پیچکِ زلف مُشکینت بگذارم
نبض سرانگشتانم از واژه ی "تو"
****
دلم پر است
پر از خواستن تو...
باید باشی...
باشی تا برایت عاشقانه دیوانگی کنم
این شعر ها هم دردی را دوا نمی کند
دیگر عاشقانه هایم به دل نمی نشیند...
دلاویزترین شعر من زمانی سروده میشود که تو از راه رسیده باشی
وقتی که ناز کنی و من نوازشت کنم
اخم کنی و بخندانمت
بهانه بگیری و من دسپاچه شوم که چگونه آرامت کنم
باید باشی......
***********
گاهی بی دلیل نباش
میترسم چشم بخوریم
آنقدر که با هم خوبیم...
تنها تو که باشی کنار من
***************
دلـــــــــــــم
قرص است.
اصلا تمام قرص ها جز
ضرر دارند.
بال عشق......

***بال عشق …
آمدی ، گل در وجودم زاده شد
برگ برگِ خاطرم ، افتاده شد
کوچ کردی مدتی از بزم عشق
باز قلبت ، راهی این جاده شد
با تبسم ، بوسه ها بر لب زدی
نبض و گرمای تنت سجاده شد
پیش چشمم باز هم ، عاشق شدی
عشق در بطن دلت ، آماده شد
من به خلوتگاه چشمت ، ساکنم
این پیام از من به قلبت ، داده شد
بی تو پوچم ، ای نگاهت زندگی
روز و شب سمت نیازم ، باده شد
ذره ذره ، غرق گشتم در جنون
حالیا ، دیوانگی هم ، ساده شد
گشته زندانی وجودم در قفس
با تو اما ، بال عشق آزاده شد
آفتاب مشرق و مغرب کنون
هر دو با هم ، بر زمین قلاده شد
کورس عشقت تا نهایت می رود
راز دل از عشق تو ، بگشاده شد

بال عشق......

***بال عشق …
آمدی ، گل در وجودم زاده شد
برگ برگِ خاطرم ، افتاده شد
کوچ کردی مدتی از بزم عشق
باز قلبت ، راهی این جاده شد
با تبسم ، بوسه ها بر لب زدی
نبض و گرمای تنت سجاده شد
پیش چشمم باز هم ، عاشق شدی
عشق در بطن دلت ، آماده شد
من به خلوتگاه چشمت ، ساکنم
این پیام از من به قلبت ، داده شد
بی تو پوچم ، ای نگاهت زندگی
روز و شب سمت نیازم ، باده شد
ذره ذره ، غرق گشتم در جنون
حالیا ، دیوانگی هم ، ساده شد
گشته زندانی وجودم در قفس
با تو اما ، بال عشق آزاده شد
آفتاب مشرق و مغرب کنون
هر دو با هم ، بر زمین قلاده شد
کورس عشقت تا نهایت می رود
راز دل از عشق تو ، بگشاده شد

بيا تو يكم بخنديم.......
پیکنیک رفتن پسرا :))
این عکس تبلیغ آبنبات بدون قنده !
اما از اون لحاظ هم میشه گفت آبنبات ساخت چینه :)))



خرخون خرخون که میگن اینه ها !

مگه می ذارم فرار کنی. بیا بیا پایین!!





آخرین تکنولوژی در ساخت دستگاههای آب میوه گیری!
به این میگن مرد !
شکار صحنه
کاری نداریم که مایع دستشویی رو هم میدزدن
اما من خراب اون پلمپ پلاستیکی هستم که به زنجیر بستنش !
سکوریتی در حد نود 32 !



















دختری جوان، روبه روی او، چشم از گل ها بر نمی داشت
وقتی به ايستگاه رسيدند، پيرمرد بلند شد، دسته گل را به دختر داد و گفت
می دانم از اين گل ها خوشت آمده است. به زنم مي گويم كه دادم شان به تو
گمانم او هم خوشحال می شود و دختر جوان دسته گل را پذيرفت و پيرمرد را نگاه كرد
كه از پله های اتوبوس پايين می رفت و وارد قبرستان كوچك شهر می شد
عزیزی برای همیشه....
عمر من قد نميدهد
به سفرت بگو كوتاه بيايد
رد پاهایم را پاک می کنم
به کسی نگویید
من روزی در این دنیا بودم.
خدایا
می شود استعـــــفا دهم؟!
کم آورده ام ...!
آن شب ...
که مـــاه عاشـــقــانه هـــایمـان را ...
تماشا می کرد ...
عاشــقـــانه تر ..
سرشار از عطر بوسه و ترانه بود... !
دانستم..
تـــــو پـــژواک تمــــام عـــاشــقـانه های تاریخی...!
میدانی تنهایی کجایش درد دارد !!؟
انکارش ...
و
من تو را نمی سرایم !..
روزی فراموش خواهیم کرد.......
چه صدمه ای دیده ایم؟؟
چرا گریه کرده ایم
وچه کسی باعث آن شد.
سر انجام متوجه خواهیم شد
رمز ازادبودن انتقام نیست
بلکه
این است که بگذاریم
همه چیز به شیوه خود ودر زمان خود معلوم گردد
ودر نهایت انچه که مهم است نه فصل اول...
بلکه فصل اخر زندگیمان است
که
نشان میدهد مسیر را چگونه پیموده ایم.
پس همواره بخندید
ببخشید
اعتماد داشته باشید
وعشق بورزید
براي پدرم...

دخـتــَــر کـه بــاشی
میـدونـی اَوّلــــیـن عِشــق زنـدگیـتــ پـــِدرتـه
دخـتــَــر کـه بــآشی میـدونـی مُحکــَم تــَریـن پَنــآهگــاه دنیــآ
آغــوش گــَرم پـــِدرتـه
دخـتــَــر کـه بــآشی میـدونـی مــَردانــه تـَریـن دستــی
کـه مـیتونی تو دستـِـت بگیـــری و
دیگـه اَز هـــیچی نَتــَرسی
دســــتای گَرم وَ مِهـــــرَبون پـــِدرتـه
هَر کـجای دنیـا هم بـــاشی
قَویتــریـن فِرشتــه ی نِگهبـــان پـــِدرته.
پدر جان
تو به من آموختی که ساده زیستن زیبا است
و من پنداشتم ساده نوشتن هم همچون ساده زیستن زیباست
این بهانه ای شد که بگویم بی نهایت دوستت دارم
*********************************************************

من نبودم و تو بودی ،
بود شدم و تو تمام بودنت را به پایم ریختی ،
حالا سالهاست که با بودنت زندگی می کنم ،
هر روز، هر لحظه، هر آن و دم به دم هستی
ببخش که گاهی آنقدر هستی که نمی بینمت ،
ببخش تمام نادانیها و نفهمی ها و کج فهمی هایم را،
اعتراض ها و درشتیهایم را ، و هر آنچه را که آزارت داد
دستانت را می بوسم و پیشانیت را ،
که چراغ راه زندگیم بودی و هستی و خواهی بود ،
خاک پایت هستم تا هست و نیست هست
به حرمت شرافتت می ایستم و تعظیم می کنم

تندیس جاودانه ایثار پدر جان
ما همه نیک می دانیم که هر چه داریم از تو داریم
و هر چه ما به دست آورده ایم همه آن چیزهایی است که تو به آنها نرسیده ای
و به خاطر ما از آنها گذشته ای و هیچ وقت به رویمان نیاورده ای
پدر جان فقط می توانیم بگوییم سپاس سپاس برای این همه گذشت و ایثار



یاد باد آن روزگاران یاد باد...
هعی یادش بخیر چه روزایی بود کلاغم کلاغای قدیم چقد این دوره وزمونه ملتی کلک شدن...
بووووووووووووووووووووق!!!!!!!!
هان چیه ؟؟؟؟؟
چی فکر کردی ده خره زدی پنیرشم کشتی
کلاغ سرش بره پنیرش نمیره...........
وحالا......
دیدی دیدی دینگ.....
.
.
.
.
.
.
.
فقط شرمنده کیفیت عکس پایینه......
ولی
جاودان است این روزگاران جاودان!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اينم جندتا عكس باحال تقديم به همه دانشجوها كه اينروزا درگير امتحانن بخند تا دنيا به روت بخنده.....
جدیدترین متد تقلب …. ! هنر نزد ایرانیان است و بس !


تصویری از یک پدر نمونه

.
بفرمایید شام دانشجویی . . .
مواد لازم : کباب لقمه ، ذرّت ، پنیر پیتزا

تجربه کردین این وضعیتو ؟ !
اینم دستمزده باباهه !
قیافه ی دخترا وقتی استاد ازشون تعریف میکنه ![]()

بابام بهم گفته خودم بند کفشامو ببندم ![]()

شیرم که باشی نیاز داری یکی بغلت کنه ![]()

بابا تو دیگه چقد خنگــی آخه ![]()
بیــا ، بعد میگن ما دوست داریم بریم سربازی !
خب عاقبتش همینه دیگه ![]()
به سلامتی پسرا که هرجا باشن بهشون بد نمیگذره ![]()
وای عزیزم ، راست میگی؟ دوسَم داری؟ عجقم ، جونم ، عمرم ![]()

مامان بزرگای آینده ![]()

ماهی دودی که میگن ، ایشون هستن ![]()

آخر هم یه دعا میکنم بگید آمیـــن . . .
انشاءالله روزی برسه که دیگه توی هیچ جای دنیا جنگ نباشه . . .

خداگونه باشيم....
يه روزی روزگاری یه خانواده ی سه نفری بودن. یه پسر کوچولو بود با مادر و پدرش، بعد از مدتی خدا یه داداش کوچولوی خوشگل به پسرکوچولوی قصه ی ما میده، بعد از چند روز که از تولد نوزاد گذشت .
پسرکوچولو هی به مامان و باباش اصرار می کنه که اونو با نوزاد تنها بذارن.پدر و مادرش تصمیم گرفتن اینکارو بکنن اما در پشت در اتاق مواظبش باشن.
پسر کوچولو که با برادرش تنها شد … خم شد روی سرش و گفت : داداش کوچولو! تو تازه از پیش خدا اومدی ……….
به من می گی قیافه ی خدا چه شکلیه ؟ آخه من کم کم داره یادم می ره..
گریه نکن پدر ......
همین " نان حلال " که در دست داری ........
می ارزد به تمام سفره های رنگین حرامی که بعضی ها دارند ......
این روزها نان حلال در آوردن عرضه میخواهد .....
که تو داری پدرم .......
دستت را میبوسم که نان حلال بر سر سفره ی با برکتت دیدم .....
جای شماره به او امنیت بدهید
او را به مقصد مورد نظرش برسانید
نه به مقصد مورد نظرتان !
بگذارید وقتی زن ایرانی مرد ایرانی را در کوچه ای خلوت میبیند
احساس امنیت کند ؛ نه احساس ترس
بیایید فارغ از جنسیت...
کمی هم مــَــرد باشیم !!
بــا آنكه زاده ابــری سیــاه و دلتنگـــ هستی
امــا چـه باطراوتــــ و روح انگیــزی .....
با دیدنتـــ فهمیــدم می تـوانــ از دل سیــاهی، سفیـدی نیــز طلـوع كنـد
همـانطور كـه از شبـــ ، روز زاده می شود
پس ایمــان دارم :
از دل این دلتنگی هــای امروزمـــ
نظــاره گــر فــردایی روشن خواهـــم بــود .... !
تابـــلو، نقاش را ثروتمند کرد!
شــــعرِ شاعر، به چند زبان ترجمه شد!
کـــارگردان، جایزه ها را درو کرد!
و هنوز سر همان چهار راه واکس می زند
کـــــــــودکی که همیشه بهترین "ســــــوژه" است!

دشتهایی چه فراخ!
کوههایی چه بلند
در گلستانه چه بوی علفی میآمد!
من در این آبادی، پی چیزی میگشتم:
پی خوابی شاید،
پی نوری، ریگی، لبخندی....

به درگاه تو دعا می کنم،
که در قلب منی،
در عبور از دنیــــــــــــــای رنــــــــــــــج،
راهــــــــــنمایم باش،
قلبم را به سوی تو می گیرم،
پس مرا به سوی خویشتن بخوان،
و راه لطف و رحمتت را نشانم ده....
تقديم به مادرم
رو دل خـــــدا نوشت
میشه با تو پر کشید
تــــوی راه سرنوشت
میشـــه با عطـر تنت
تا خــــود خـدا رسید
میشــه چشــم نازتو
رو تن گلهــــا کـشید
مادرم جـــــونم فـدات
برم قــــربــون چشات
تو اگــــــــه نگام کنی
جون میدم واس نگات
***
زیبا ترین کلمه برلب های بشریت کلمه«مادر» وزیبا ترین آوا،
آوای«مادرم» است.این کلمه آکنده از عشق و امید است،
کلمه شیرین و مهر انگیز که از اعماق قلب بر می خیزد
وزیبائی است.مادر همه چیز ماست
مادر آن روح جاودانی است که
لبریز از عشق و
زیبائی است
تقديم براي عرض تبريك پيوند ازدواج يك دوست....
صدای نفسهایت مرا می برد به عالم شعر .
می برد تا ” رحم کن ای نفس “ جبران
می برد تا ” بوسه ” ی فروغ
می برد تا ” ای نوش کرده نیش را ، بی خویش کن با خویش را ” مولانا
می بینی …
یک نفست مرا تا کجاها می برد …!
دل همین است دیگر …
می نشیند برای خودش رویا میبافد .آرزوهای بی جا می کند …
مثل آرزوی بوییدن عطر گس زنانه ات
مثل آرزوی بوسه های حریصانه و تکثیر شیرین یک گناه در آغوشت
مثل عاشقانه تسلیم شدن مقابل هوس هایت !
مثل …
میدانی ! ؟
باز هم آسمان و ریسمان بافته ام !
تمامی ماجرا همین است
من جز تو هیچ آرزویی ندارم !
بگذار بگویم :
آخر فهمیدم چه ربطی بهم داریم !
که پشت این همه فاصله تا این حد به من نزدیکی ..
” تو ادامه ی وجود منی “
دل من با تو آرام گرفت
این نوشته های گاه و بی گاه
قلب من است برای تشکر از تو
که تمام کج خلقی هایم را تحمل کردی
صبورانه همه ی بهانه گیری هایم را هضم کردی
و آخر هم با همان زنگ صدای همیشگی …
تسکینم دادی
من نمی دانم چه شد یا از کجا پیدا شدی !
فقط خوب کردی ادامه ی وجود من شدی
. . . خوب کردی !
همین کنار نزدیک به من
درست روبروی چشم هایم
همنفس نفسهایم
خیره شوم به لبهایت
دست بکشم به تک تک اعضای صورتت
بعد چشمهایم را ببندم و …
” ببوسمت “
آن لحظه دنیای من تمام می شود .
” به خدا که واقعاً تمام می شود “
آمدی و آنقدر
محو تعبیر رویایم بودم
که انگار تو را
در بیداری خواب دیدم
رفتی
و تمام اتاقم
چنان عطر تو گرفت
که مست یادت دوباره
به خواب رفتم …
داستان آموزنده....
داستانی از پائولو کوئیلو
یه پسر
و دختر کوچولو داشتن با هم بازی میکردن. پسر کوچولو یه سری تیله داشت و دختر
کوچولو چندتایی شیرینی با خودش داشت. پسر کوچولو به دختر کوچولو گفت من همه تیله
هامو بهت میدم؛ تو همه شیرینی هاتو به من بده. دختر کوچولو قبول کرد پسر
کوچولو بزرگترین و قشنگترین تیله رو یواشکی واسه خودش گذاشت کنار و بقیه رو به
دختر کوچولو داد. اما دختر کوچولو همون جوری که قول داده بود تمام شیرینی هاشو به
پسرک داد.
همون شب دختر کوچولو با آرامش تمام
خوابید و خوابش برد. ولی پسر کوچولو نمی تونست بخوابه چون به این فکر می کرد که
همونطوری که خودش بهترین تیله اشو یواشکی پنهان کرده شاید دختر کوچولو هم مثل اون
یه خورده از شیرینی هاشو قایم کرده و همه شیرینی ها رو بهش نداده باور کنید عذاب
وجدان همیشه مال كسی است كه صادق نیست آرامش
مال كسی است كه صادق است. لذت دنیا مال كسی نیست كه با آدم صادق زندگی می كند
آرامش دنیا مال اون كسی است كه با وجدان
صادق زندگی میكند
چند جمله قشنگ و ناب
دختر سه ساله بود
که پدرش شهید شد
دانشگاه که قبول شد
همه گفتند با سهمیه قبول شده
ولی
هیچوقت نفهمیدند کلاس اول
وقتی میخواستند به او یاد بدهند که بنویسد
""بابا""...!!!
یک هفته در تب سوخت
**
**
هزار بار دیگر هم،
**
**
کسی که دوستت بدارد
چه کسی و چقدر شما را دوست دارد
نمکدانی؛لیوانی چیزی؛
کسی ست که شیدای شماست !
براي چشمانت

برای چشمانت
دوباره فال گرفتم برای چشمانت
اگرچه کوچک وتنگ است حجم این دنیا
قبول کن که بریزم به پای چشمانت
بگو چه وقت دلم را زیاد خواهی برد؟
اگر چه خوانده ام از جای جای چشمانت
دلم مسافر تنهای شهر شب بو هاست
که مانده در عطش کوچه های چشمانت
تمام آینه ها نذر یاس لبخندت
جنون آبی دریا فدای چشمانت
چه می شود تو صدایم کنی به لهجه ی موج
به لحن نقره ای وبی صدا ی چشمانت
تو هیچ وقت پس از صبر من نمی آیی
در انتظار چه خالیست جای چشمانت
به انتهای جنونم رسیده ام اکنون
به انتهای خود وابتدای چشمانت
من و غروب وسکوت وشکستن وپاییز
تو ونیامدن وعشوه های چشمانت
خدا کند که بدانی چقدر محتا ج ست
نگاه خسته ی من به دعای چشمانت
:::کاشکی شعر مرا میخواندی:::
پیوندتان مبارک...
آغاز و شروع زیبای یک عمر
عشق، اعتماد، مشارکت، تحمل و پشتکار را به شما تبریک میگویم
به امید اینکه سال های سال در کنار هم عاشق باشید .
بنیادی ترین اصل در طبیعت آدمی اشتیاق فراوان اوست به گرامی داشتنش پس همسر خود را گرامی بدارید.
پیوندتان را با تقدیم هزاران گل سرخ تبریک میگویم
و زندگی پر از عشق و محبت را برایتان آرزو میکنم
آرزومند خوشبختی شما (الهام...)
اين چند تا جوك باحال.... بخند تا دنيا بخنده...
زنه اومد تو کوچه هندونه به شرط چاقو بخره از وانتی
یارو چاقو زده به هندونه میگه خوبه ؟
گفته خوبه ، از همین یه سالمشو بدین !*
**
شما هم برای تخمین سردی یا گرمی چایی ای که برای مهمون میبرید
انگشت میزنید توش ؟ یا فقط من اینجوریم !؟
**
یکی نوشته بود :
چقدر شیرینه وسط sms شبانه خوابت ببره ، صبح بلند شی ببینی نوشته :
قربون عشقم برم که خوابش برده!
منم یه شب وسط sms بازی خوابم برد
صبح بلند شدم دیدم نوشته : مُــــــــردی ؟
**
ﺩﯾﺮﻭﺯ ﺗﻮ ﻣﺘﺮﻭ ﯾﮑﯽ ﺩﺍﺩ ﻣﯿﺰﺩ :
ﻧﻨﺗﻮ ﺧﻮﺍﻫﺮﺗﻮ ﻣﺎﺩﺭﺗﻮ ﻋﻤﻪ ﺗﻮ ﺯﻧﺘﻮ ﺑﺎ ﺧﺮﯾﺪ ﯾﻪ ﺟﻮﺭﺍﺏ ﺷﺎﺩ ﮐﻦ :))
**
دقت کردین ؟
این تیکه های دستمال توالت حد وسط نداره ؟
یدونش کمه دو تاش زیاد :|
**
ساده که باشی
ته دیگ ماکارانیت را میخورند میگویند چرب است تو نخور !
**
پسر عمم رفته سربازی افتاده راهنمایی رانندگی
روز دوم گفتن بازداشت شده، گفتیم چرا؟
گفتن به تشخیص خودش خیابون لاله زار رو دو طرفه کرده :))
**
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺗﻮ ﺻــﻒِ عابر بانک ﺩﺧﺘﺮﻩ برگشت بم ﮔﻔﺖ :
ﺍﯾـــــــــــﺸﺷﺶ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﺍﺷﻮﻥ ﺭﻭ ﻓﺮﻭﺧﺘﻦ ﺍﺯ ﺩﻩ ﺍﻭﻣـﺪﻥ
منم ﮔﻔتم :
ﺍﺯ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺑﺎﺑﺎﺕ ﺍﻭﻣﺪ ﺷﻬـــﺮ ، ﮔﻠﻪ ﺑﯽ ﭼﻮﭘﻮﻥ ﺷﺪ
ﻣﺎ ﻫﻢ ﻓﺮﻭﺧـﺘﯿﻢ ﺍﻭﻣﺪﯾﻢ !
**
زنگ زدم ۱۱۵، میگه آمبولانس میخواین قربان؟
پـَـــ نــه پـَـــ یه پلیس ۱۱۰ میخوام ، بقیش هم آدامس بدین!
**
ﯾﺎﺭﻭ ﭘﺪﺭﺵ ﺗﻮ ﺑﺴﺘﺮ ﻣﺮﮒ ﺑﻮﺩﻩ ﻣﯽ ﮔﻪ ﺑﯿﺎ ﺑﺸﯿﻦ ﮐﻨﺎﺭﻡ
ﺑﻌﺪ ﯾﻪ ﭼﻮﺏ ﻣﯽ ﺩﻩ ﺩﺳﺖ ﭘﺴﺮﺵ ﭘﺴﺮﻩ ﻫﻢ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﺫﮐﺎﻭﺗﺶ ﺭﻭ ﻧﺸﻮﻥ ﺑﺪﻩ
ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺣﺮﻑ ﺯﺩﻥ ﭘﺪﺭﺵ ﭼﻮﺏ ﺭﻭﻣﯽ ﺷﮑﻨﻪ ! ﭘﺪﺭﻩ ﺳﮑﺘﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ ﻭ ﺩﺭﺟﺎ ﻣﯽﻣﯿﺮﻩ
ﻣﺎﻣﺎﻧﺶ ﻣﯽ ﮔﻪ : ﺧﺎﮎ ﺗﻮ ﺳﺮﺕ ﺍﯾﻦ ﺳﺎﺯ ﻧﯽ
ﺍﺯ ﻫﻔﺖ ﻧﺴﻞ ﻗﺒﻞ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﭘﺪﺭﺕ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩ !
**
تلفظ صحیح چهارمین روز هفته کدام است ؟
چارشنبه؟
چاهارشنبه؟
چهارشنبه؟
هیچکدوم نیست عزیزم، سه شنبه صحیح است .
حتما دانشجو هم هستی !
**
ﺳــﺨﺖ ﺗﺮﯾﻦ ﮐــﺎﺭ ﻣﺤﺎﺳﺒﺎﺗﯽ ﻣﻦ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﯽ
ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩﻩ ﮐﻪ :
ﺑﯿﺴﮑﻮﺋﯿﺖ ﺭﻭ ﭼﻘﺪﺭ ﺗﻮ ﭼﺎی ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﮐﻪ ﻧﺮﻡ ﺑﺸﻪ ﻭﻟﯽ ﻭﺍ ﻧﺮﻩ !
**
دوستم داش یکی رو میزد،گفتم به خاطره من نزن
گفت لال بابا،میام چنان میزنم تو رو هم که صدا بز بدی
از نفوذ و مورد علاقه بودنم در بین دوستام واقعا خوشحال شدم
**
اون کسی که کلمه خاله و عمه رو تو زبان انگلیسی یکسان قرار داده
قطعا خودش یه عمه باهوش بوده !
**
طرف از پشت هیکل دختره رو میبینه ، میفته دنبالش میگه :
ماشین دارم ، خونه دارم ، ویلا دارم …
یهو دختره برمیگرده ، یارو میبینه صورتش خیلی زشته!
میگه : همه رو فروختم !
**
ﺭﻓﺘﻢ ﭘﺮﯾﻨﺘﺮ ﻗﯿﻤﺖ ﮐﻨﻢ ﯾﻪ ﺑﭽﻪ ﯼ ۱۴ﺳﺎﻟﻪ ﺑﺎ ﺑﺎﺑﺎﺵ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺑﻪ ﯾﺎﺭﻭ ﻣﯽ ﮔﻔﺖ :
Autodesk Maya ﮐﻪ ﺑﻬﻢ ﺩﺍﺩﯾﻦ ﻣﺸﮑﻞ ﺩﺍﺭﻩ ، ﻭﺭﮊﻥ ﺟﺪﯾﺪﺵ ﺭﻭ ﻧﺪﺍﺭﯾﻦ ؟
ﻣﺤﯿﻂ Google Android Studio ﺭﻭ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﻡ
ﺧﯿﻠﯽ ﺑﭽﮕﺎﻧﻪ ﺱ ﻭ ﺳﺎﺩﻩ ، ﭼﯿﺰ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﯼ ﻧﺪﺍﺭﯾﻦ ؟
ﺍﻭﻣﺪﻡ ﺧﻮﻧﻪ ﺗﻮﯼ ﮔﻮﮔﻞ ﺟﺴﺘﺠﻮ ﮐﺮﺩﻡ ﺗﺎ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﺍﯾﻨﺎ ﭼﯽ ﻫﺴﺘﻦ !
ﺧﺪﺍ ﻣﯿﺪﻭﻧﻪ ﻣﻦ ﺗﺎ ﺳﻦ ۱۴ﺳﺎﻟﮕﯽ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﺩﻏﺪﻏﻪ ﯼ
ﺗﮑﻨﻮﻟﻮﮊﯾﮑﯿﻢ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﭼﺠﻮﺭﯼ ﻣﯽ ﺗﻮﻧﻢ ﻫﻢ ﺯﻣﺎﻥ ﺭﻧﮓ
ﻗﺮﻣﺰ ﻭ ﺁﺑﯽ ﻭ ﺳﺒﺰ ﺍﯾﻦ ﺧﻮﺩﮐﺎﺭ ﭼﻨﺪ ﺭﻧﮕﻪ ﻫﺎﺭﻭ ﻫﻢ ﺯﻣﺎﻥ ﺑﺪﻡ ﭘﺎﻳﻴﻦ !
**
اين يه عكس بدون شرح.......

کاملا بدون شرح !

در تهران چه خبر..... وقتي رفته بوديم تهران.....
نمایی از آسمان تهران هنگام رعد و برق

مایکروفر دو بعدی !

هنرنمایی دیدنی با مغز مداد !

چیزی که ذهن منو به خودش مشغول کرده اینه که :
دوچرخه خیلی محکم بوده ؟ یا اینکه ماشین خیلی زیقّیه !؟ O.o

این یارو چه جوری جلوشو میدیده !؟

به این میگن خلاقیت !
خانوما میتونید برای دلبری از آقاتون از این قبیل کارها انجام بدین :))

والا...........
ینی نابودش کرد با این حرکت :))

اهمیت لاک برای خانومها توی تصویر زیر مشهوده !

بیا بشین اینجا عشقم ! ^.^

تنها حالتی که ایران میتونه ارژانتین رو ببره
تازه بازی فقط یه نیمه باشه ! :))

آدم دو رو به این میگن ! :))

نمایی آشنا از پسرها در زمستان ! :))

بچه جون زوده برا تو این کارا !
ضایه شدی حالا عمو !؟

ایشون دیگه کارش از توهمم گذشته ! :|

یه لحظه فک کنین تو آفتاب داغ تابستون برین همچین جایی ! ^.^

کیک تولد مهندس عمران !

اولین آمبولانس در دنیا !

چه تمرکزی هم کرده
آدم فک میکنه داره فوتوشاپ کار میکنه :))

دخترها ، وقتی یه پسر خوشتیپ از تو کوچه رد میشه ! :))

خر در چمن ، خرکیف ، خر غلت !

نمایی از آسمان تهران هنگام رعد و برق

وااااییی باورم نمیشه … خواستگار !؟!؟

گمشو اونور … واسه خودمه همش !

مار رنگین کمانی !

راحتی عمو !؟












.jpg)

.jpg)























سلام ~~~~~~~~$$$$