وبگاه بال اندیشه

وبگاه گروه فرهنگی هادیان

تولدت مبارک ارباب بن ارباب

استثمار بر قاعده برهنگي


اون بالا كيه داره برات جيك جيك مي كنه؟!!! ها!!!!


فرزندان ما .............حواسمان باشد


بعد از چندي و اندي آمديم بگوييم زنده ايم نگران نباشيد..... (جان عمه تان!)

كاش فرصتي بود تا اينجا بيشتر مي آمدم اما چه كنم؟؟؟؟

سعي مي كنم با پست هاي بصري مطالبم رو به دوستان برسانم.....

هرکه دارد هوس!!! نه، عشق بیاید ....کرب و بلا

بسم الله الرحمن الرحیم

می شود آیا؟؟؟

سوی تو آیم همان گونه که آمدی به کرب و بلا
پیاده؛ خالص؛ بی هیچ تعلقی به دنیای فانی بی ریا، پاک، خاکی

عیدی از طرف سادات به همه دوستان

حالش ببرید

امام مهربون

تو خیالم از حرم رد می شدم

که دیدم کبوترا به زیرلب نوا دارند
آب و گندم می گیرند
چقدر خوبه که دل همسایه شما بودن
سر بومت بشینم توی حیاط ببینم
زائرات دارن میان از راه دور
اما اینها همشون رویا بودن تو خیالم می دیدم
شما روسلام دادن انتظار به پاسخ شمادارن
با سلام و صلوات کنار  اون ضریح تون
کاسه گدایی رو دراز دارن

زیر لب زمزمه رضا رضا  ست
اشک دلم بانغمه های بی نواست
آقاجون اگر نگاهم نکنی
کجا برم ؟؟؟من کسی رو ندارم
اومد شفام از شما آقا  خوب طلب کنم
دلم با دستاتون طلا کنم
اما اینها همشون رویا بودن تو خیالم می دیدم
زائرا توی حرم حرفاشون من شنیدم
توی رویا می دیدم
کسی رفت کنار اون سقاخونه
لب به جام ازلی از آب نابش زد و رفت
فهمیدش زنده شدش
پشت اون پنجره فولاد شما کسی بودش شفا گرفت
اسمت صدا گرفت
یا رضارضا رضا عشق من/اون مثل شقایق
شنیدم حضرت عیسی که دمش مرده ها رو زنده می کرد
دودمه از اسمتون نوا داره
اما اینها همشون رویا بودن تو خیالم می دیدم
تا یه روز دلم براش تنگ شد و از عمق وجود ناله زدم
کی می ایم منم پای ضریحتون
کی می شه منم بشم مجاور حریمتون
اومدش در خونه پستچی و یک نامه رسون
یه دونه پاکت نامه که گلی چسبیده داشت
گفت شما دعوت شدید به حرمش
روز میلاد اقا
فهمیدم آقا خودش کارت من امضازده
اما این بار تو خیالم نبودش
رفتم پا ضریح دامنش گرفتم و
مثل رویا نبودش.........