اون ی نفر...

سلام به اون ی نفری که برای دیدنش دلم پر میزنه...

میاد اینجا برام نظر هم میذاره 

بدون که هنوز که هنوزه همیشه تو فکرتم و فقط ی بار دیگه میخوام صداتو بشنوم اون خنده هات شیطنتات از یادم نرفته همیشه جلو چشامه که چه روزایی باهم داشتیم...

فقط منتظرم اون روز برسه ک فقط ی بار دیگ صداتو بشنوم اون روز دیگ ارزویی واسم نمیمونه...

منتظرتم نفر خاص زندگیم...

۰۹۱۴۹۳۲۰۵۵۴

تنهایی یعنی...



تنهایی این نیست که هیچکس اطرافت نباشه!

این نیست که با کسی دوست نباشی!

این نیست که آدمی گوشه گیر و منزوی باشی!

این نیست که کسی باهات حرف نزنه!

این نیست که هیچوقت نتونی خوشحال باشی!

این نیست که کسی دوستت نداشته باشه!

تنهایی، یه حس درونیه!

تنهایی یعنی "هیچکس نمیفهمه حالت بده ...


عشق یعنی این...

یه زن و شوهر عاشق اما فقیر سر سفره شام نشستند
 غذاشون خیلی مختصر و کم بود که یک نفر را به زور سیر میکرد
 مرد به خاطر اینکه زنش بیشتر غذا بخوره گفت
 بیا چراغ را خاموش کنیم و توی تاریکی بخوریم زن قبول کرد
چند دقیقه چراغها را خاموش کردند
ولی بعد که روشن کردند غذاها دست نخورده توی ظرف مونده بود.

میرم...

گفتم:میری؟

گفت:آره

گفتم:منم بیام؟

گفت:جایی که من میرم جای 2 نفره است نه 3 نفر


برای مشاهده ادامه داستان به ادامه مطلب بروید...

ادامه نوشته

چه سخت است...


خداوندا چه سخت است این جدایی

چه تلخ است این شراب بی وفایی

جدایی ، بی وفایی ، درد دوری

همه باشد گناه آشنایی

kasi%20yare%20kasi%20nist AloneBoy.com کارت پستال “ کسی یار کسی نیست ”

بگو دنیای کدام غریبه شده ای؟؟؟


be%20man%20hag%20bede%20%5BAloneBoy.com%5D%20dg%20asheg%20nasham بگو دنیای کدام غریبه شده ای؟

می خواهم بدانم

بگو دنیای کدام غریبه شده ای؟

می خواهم بدانم

چشمان شهلایش تو را از من  گرفت

یا قد رعنایش؟

یا شاید برایت حرف های خوب زد

یا شعری خواند

یا نگاه معنا داری کرد

یا نمایش خوبی اجرا کرد…

 

میخواهم بدانم ناز چشمانت را با چه بهایی خرید؟

میخواهم بدانم آیا عشق تو

شب و روزش را ازو گرفته؟

آیا همیشه حوصله ی کودکانه هایت را دارد؟

اصلا ببینم ! چشمش به دنبال زیبایی هایت که نییست؟

مبادا با عشوه یا نگاه گوشه چشمی دلش را برده باشی

مبادا نگاهش آن طور کنی که مرا نگاه می کردی

مبادا صدایش آن طور کنی که مرا صدا می کردی

مبادا از آن اداها برایش در آوری

مبادا از آن دلبری ها کنی

مبادا غصه اش را بخوری

 

می خواهم بدانم شانه هایش خوب تکیه گاهی برایت هست؟

دستانش بوی مردانگی می دهد؟

وقتی برایش حرف می زنی نگاهش در نگاهت گره می خورد؟

مبادا نگاهش غیر از چشمانت نشانه رود؟

وقتی کنارش هستی ضربان قلبش با صدای نفس هایت هماهنگ میزنند؟

وقتی از دور تو را می بیند تمام وجودش چون بید به لرزه می افتد؟

وقتی از تو دور است

پاکت های خالی سیگارش تا سقف می رسد؟

اصلا می خواهم بدانم

وقتی از تو دور است به تو نزدیک است؟

یا به دیگری؟

 

مبادا اشک هایم یادت رود

مبادا حساسیت هایم فراموشت شود

مبادا دلتنگی هایم را نادیده بگیری

مبادا “دوستت دارم” هایم را از خاطر ببری

مبادا بی وفا شوی…

 

هر چه هر که و هر کجا که هستی خدایت نگاهدار باد


بي هيچ اميدي براي داشتنت...

گاهي وقتا زندگي يعني

دوست داشتن تو!

بي هيچ اميدي براي داشتنت....


بغض...


آنقدر

بغض هایم” را

قورت دادم و خندیدم که…

خدا هم باورش شد چیزی نیست…


boghz aloneboy.com . كارت پستال بغض

با اینکه میدونم مال من نیستی اما...


با اينکه نيستي

با اينکه ميدونم

ديگه وجودت مال من نيست

اما هنوزم دستم براي تو مي نويسه

 

فقط به خاطرتنها عشقم...s

رفتی...



تو رفتى

اما…

همه چيز را

در آغوش من جا گذاشتى…!!!

 

دلم خیلی برات تنگه عشقم...



برگرد...


برگرد از اول برو

 

چشمام پر از اشک بود

 

واضح ندیدمت






دستهای مادر...


دکتری برای خواستگاری دختری رفت ، ولی دختر او را رد کرد و گفت : به شرطی قبول میکنم که مادرت به عروسی نیاید !

 

آن جوان در کار خود ماند و پیش یکی از اساتید خود رفت و با خجالت چنین گفت :
در سن یک سالگی پدرم مرد ، و مادرم برا اینکه خرج زندگیمان را تامین کند ، در خونه های مردم رخت و لباس میشست . . .

 

حالا دختری که خیلی دوستش دارم شرط کرده که فقط بدون حضور مادرم حاضر به ازدواج با من است !
نه فقط این ! بلکه این گذشته مادرم مرا خجالت زده کرده است به نظرتان چکار کنم !

 

استاد به او گفت : از تو خواسته ای دارم !
به منزل برو و دست مادرت را بشور ، فردا به نزد من بیا و بهت میگم چکار کنی . . .

 

و جوان به منزل رفت و اینکار را کرد ولی با حوصله دستای مادرش را در حالی که اشک بر روی گونه هایش سرازیر شده بود انجام داد ، زیرا اولین بار بود که دستان مادرش درحالی که از شدت شستن لباسهای مردم چروک شده و تماما تاول زده و ترک برداشته اند را دید . :(
طوری که وقتی آب را روی دستانش میریخت از درد به لرز میفتاد . . .

 

پس از شستن دستان مادرش نتونست تا فردا صبر کند و همون موقع به استاد خود زنگ زد و گفت :
ممنونم که راه درست را بهم نشون دادی من مادرم را به امروزم نمیفروشم ، چون اون زندگی را برای آینده من


دوس دارم نظرتونو در مورد این کار بدونم...


مسافر...


نه چتری داشت
12949168145981275639 اگه تو هم دلت گرفته بیا(از دستش ندید!)+عکس

نه روزنامه ای


نه چمدانی...
 

 

عاشقش شدم…!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

از کجا میدانستم که

مسافر است...!!!

اون روز نزدیکه...

روزی میرسد که در خیال خود

   جای خالی ام را حس کنی

   در دلت با بغض بگویی :

    کاش اینجآ بود 

   اما مَـن دیگر

  .

  .

  .

  به خوابت هم نمی آیم...

باید به بعضیا گفت...

باید به بعضی ها گفت

ناراحت چی هستی؟

دنیا که به آخر نرسیده

من نشد یکی دیگه

تو که عادت داری...

تو...

بهانه گیر،زبــــــــــان نفهم …

 دلم را مـیگویم... !

آخر تورا از کجا برایش بیاورم

11556074118236205531 اگه تو هم دلت گرفته بیا(از دستش ندید!)+عکس

بــه هـــرکــس مـــی گـــویـــمتـــــو

بـــه خـــودش مــیــگـــیــرد...

امـــا نـــمـــی دانــــــد کــــــه

هــیـــچ کــس بـــرای مـن

تـــــــو

نـــمــی شـــود... !


سخته!!!

همیشه بهم میگفت : زندگیمی …

وقتی رفت بهش گفتم : مگه من زندگیت نبودم ؟

گفت : آدم برای رسیدن به عشقش باید از زندگیش بگذره …

خسته ام،آرامم کن!!!

این بار

فقط می گویم:
ببین!
من
خسته ام..
کمی آرامم کن…
همین…

لیاقت منو نداشتی!!!

دیگر نخواهم گفت :
آدم ها یا به عشقشان می رسند یا نمی رسند
می دانی چه می گویم ؟
خواهم گفت : آدم ها به لیاقتشان می رسند …!

آنها...

دلم می خواست زمان را به عقب باز می گرداندم…


نه برای اینکه آنهایی که رفتند را باز گردانم…

برای اینکه نگذارم آنها بیایند…

سلامی دوباره

سلام دوستان

من به دلیل اینکه از عشقم جدا شده بودم نمیومدم اینجا ولی دیدم اگه حرفامو اینجا نزنم واسه خودم عقده میشه پس تصمیم گرفتم که حرفامو اینجا بزنم پس شماهم منو یاری کنین...

ممنون از همتون

ديگر همه نقطه ضعفم را فهميده اند...


ازمن چيزي ميخواهند،


جان تو را قسم ميخورند!!!

خدانگهدار برای همیشه

این دیگه بار آخره دارم باهات حرف میزنم / خداحافظ نا مهربون میخوام ازت دل بکنم

سخته ولی من میتونم سخته ولی من میتونم / این جمله رو اینقد میگم تا که فراموشت کنم

 

 

 

 

 

 

 

خدانگهدار برای همیشه

 

 

رهگذر بی وفا

 

 

 

 

 

 

خواستم همسفر قلبم باشی نه یک رهگذر بی وفا!

پیش خود می گفتم تویی نیمه گمشده من،

اما بعد فهمیدم که هم تو را گم کرده ام هم نیمه ی دیگر خودم

خواستم خزان زندگی ام را بهاری کنی ،

بهار نیامد و همیشه زندگی ام رنگ پریشانی داشت

به ظاهر قلبت عاشق بود و مهربان ،

اما انگار درونت حال و هوای پشیمانی داشت

خواستم همیشگی باشی ، اما دل کندی از من خسته و تنها!

بدجور شکستی قلبم را ، من که به هوای قلب با وفایت آمده بودم ،  

بدجور گرفتی حالم را

اگر باشی یا نباشی فرقی ندارد برایم ،

حالا که نیستی ، میبینم چقدر فرق دارد بود و نبودت

روزهای با تو بودن گذشت و رفت ، هر چه بینمان بود تمام شد و رفت ،

عشقت را به خاک سپردم و قلبت را فراموش ،

اما هنوز آتش غم رفتنت در دلم نشده خاموش!

بینمان هر چه بود تمام شد ، آرزوهایی که با تو داشتم همه نقش بر آب شد ،

این خاطره های با تو بودن بود که در دلم ماندگار شد

ماندگار شد و دلم را سوزاند ، کاش هیچ یادگاری از تو در دلم نمی ماند

خواستم همسفر قلبم باشی نه یک رهگذر بی وفا ،

من چقدر ساده بودم که قلبم را به تو سپردم بی هوا!

ماندنی نبودی ،تو سهم من نبودی ،

رهگذری بودی که سری به قلب ما زدی ،آن راشکستی و رفتی... 

 

بی وفا

 

در دفترم نوشتم:  عشق زیباست . . .

معلم دفترم را دید و گفت این یک رویاست

گفتم ای معلم چه میگویی ؟ !‌ ؟

معلم گفت: در داستان عشق ، عاشق همیشه تنهاست !

پرسیدم از روی کنجکاوی : پس چرا داستان لیلی و مجنون بر سر زبان هاست ! ؟ !

معلم خنده ای کرد و گفت : آن داستان که گویی فقط در افسانه هاست ! ! !

شدم معلم که چرا گفت

پژمرده از طرف

                   معشوق همیشه

                                             بی وفاست

 

 

 

 

آهنگهای مورد علاقم

(حرفاش آدمو میسوزونه)


(وقتی که از خدا میخواستم منو از سودا جدا نکنه گوش میدادم و با اون زمزمه میکردم)


(حرفاش آدمو آروم میکنه)

بقیه آهنگها در ادامه مطلب...
ادامه نوشته

تنها ندیده ای؟؟؟


چرا نگاه می کنی؟

تنها ندیده ای؟

به من نخند...

من هم روزگاری عزیز دل کسی بودم . . . !

سخت است ولی انگار باید بگویم خداحافظ




از دست دادمت، به راحتی یک نفس، به آسانی یک پلک،

سخت است؛ ولی انگار باید

بگویم خداحافظ. ای تمام آن چه دارای ام بودی در این

روزگار سخت، خداحافظ

روزگار همینه




عجب روزگاریه ، دل ماله منه ، تو سینه ی منه ، اما واسه تو می تپه !



خاطره را به دست قلبم می سپارم که با تپش آن هر لحظه به یاد تو باشم

عیدتون مبارک

سال تحویل شد و من

تمام دلتنگیهایم را
به جای تو
 در آغوش می کشم

چقدر جایت میان بازوانم خالیست

 

بی وفاشدی و رفتی



چه صادقانه رفتی …

به گمانم این تنها “نا دروغ” تو بود !


ادامه نوشته