با پايان يافتن ثبت نام کانديداهاي هشتمين دوره ي مجلس شوراي اسلامي، گمانه زني ها براي مجلس آينده آغاز شده است و به موازات آن فعالان سياسي احزاب و تشکل ها نيز در حال تکميل ليست هاي انتخاباتي خود هستند.
اينک در ماه هاي آخر مجلس هفتم با مرور کارنامه ي اين مجلس – که اکثريت آن در طول اين سالها همواره مجلس ششم را صرفا سياسي و بي توجه به مسائل اقتصادي قلمداد مي کردند- مشاهده مي شود که اکثريتي که با شعارحل کردن مشکل معيشت مردم آمده بودند، تا چه اندازه موفق شدند تا با دولت نهم همسوي خود به رفع مشکلات اقتصادي مردم بپردازند.
در اين مقاله قصد بررسي عملکرد مجلس هفتم نيست که اين مهم مجال ديگري را مي طلبد. اما مساله ي مهم و اساسي دراين جا اشاره به اين نکته است که به جهت وجود مشکلات ساختاري در کشور در حوزه هاي مختلف خصوصا حوزه ي اقتصاد تا موانع و دست هاي قدرت پنهان و آشکار هضم نگردد، مشکلات اقتصادي کشور و مردم همچنان ادامه خواهد داشت و به عبارتي تا شفاف سازي در حوزه ي اقتصاد و زير مجوعه ي سازمانها وبنيادهاي اقتصادي صورت نگيرد، اميدي براي رفع مشکلات مردم وجود ندارد.
در انتخابات مختلف خصوصا در انتخابات مجلس و شوراها، بسياري از عامه ي مردم در محافل به اين مساله اشاره مي کنند که اين نمايندگان با چه انگيزه اي قصد حضور در مجلس يا شوراهاي شهر را دارند؟ آيا قصدشان به دست آوردن ثروت و امکانات فراوان نيست ؟ و اگر نيست چرا ميليون ها تومان هزينه مي کنند؟ ما به اين مساله که دغدغه مورد اشاره ي بسياري از عامه ي مردم تا چه اندازه واقعيت دارد و آيا همه ي کانديداهاي مجلس با چنين انگيزه اي قصد ورود به مجلس را دارند در اين جا نمي پردازيم چرا که بديهي است که همه کانديداها و راه يافتگان به مجالس را نمي توان با چنين انگي متهم کرد. اما با نگاهي گذرا در طول اين سال ها به بعضي از جريانات مختلف، مي توان به اين تحليل دست يافت که در انتخابات مجلس و شوراها – که در انتخابات اخير شوراي شهر رشت نيز نمونه هايي از آن را مشاهده کرديم- کساني با اين انگيزه قصد ورود و تسخير اين کرسي ها را داشتند تا به مدد عدم شفافيت در ساختار اقتصادي کشورمان ، ابتدا به انحصار قدرت و سپس با بدست اوردن قدرت و رانت هاي مختلف به انحصار ثروت و امکانات فراوان مالي دست يابند و به همين جهت به اساني از اين کرسي ها دست نکشيدند. متاسفانه يکي از مواردي که در کشورمان به مساله اي عادي تبديل شده ، اين است که با تغيير رييس دولت معمولا همه ي وزرا نيز تغيير مي يابند و به قولي در مراکز دولتي اتوبوسي از مديران مي رود و اتوبوس يا اتوبوس هايي جانشين آن مي شود. اما به ندرت ديده شده است تا در چرخه ي اتنخابات و تغيييرات متعاقب آن گردانندگان پايگاه هاي اصلي اقتصادي کشور و نهاد ها و بنگاه هاي عمومي تغيير کند. به طوري که گردانندگان برخي بنگاه ها و سازمانهاي اقتصادي از آغار انقلاب تا کنون بدون تغيير مانده و در اختيار يک جناح و گروه خاص باقي مانده اند.
از اين روست که چرخه ي تغييرات ناشي از انتخابات، تنها مديران و کارگزاران اجرايي را در بر مي گيرد و نه مراکز اساسي قدرت هاي اقتصادي و نهاد هاي موثر بر سرنوشت اقتصادي جامعه را.
اين چنين است که هرروزه بر ابعاد مشکلات معيشتي افزوده مي شود. در حالي که حداقل ظرف ساليان اخير بهاي نفت ؛ اين اصلي ترين منبع ثروت ملي به شکل سرسام آوري افزايش يافته است. شبکه هاي رسانه اي سراسري و استاني مدام از پيشرفت هاي شگفت انگيز علمي و صنعتي دم مي زنند و خبر از افتتاح پي درپي طرح هاي بزرگ اشتغال زا مي دهند که به همت اين يا آن سازمان وابسته راه انداز ي شده است. حال آنکه کماکان بيکاران بيکارند، زير ساخت هاي سرمايه اي کشور معدود و محدود، دارو و درمان گرانتر از طاقت حتي طبقه ي متوسط،گراني و تورم لجام گسيخته و....
چنين است که سرمايه هاي انباشته شده در دست افراد و سازمان هاي و اقعي قدرت اقتصادي کشور به شهادت آمار تحليلگران اقتصادي هر روز فربه تر مي شود. اما کودکان دلبند اين سرزمين با سنين بسيار کم در کوچه برزن هاي شهرها به جاي آموزش، فال حافظ و قرآن هاي کوچک مي فروشند، با دستان کوچکشان کفش واکس مي زنند و برادرهاي بزرگشان در پارک ها مواد مخدر توزيع مي کنند و بعضي ها نيز به جهت بي خانمان بودن در شب هاي سرد در خيابان روي کارتن مي خوابند تا يخ بزنند! اين فراموش شدگان تنها هنگامي مورد توجه قرار مي گيرند که انتخاباتي در راه باشد و تنها در آن هنگامه است که مديران نشسته بر فراز برج ها در سازمان هاي اقتصادي وبنگاه هاي عمومي از محروميت اينان سپرهايي مي سازند تا با درخواست هاي عمومي براي حقوق شهروندي به مقابله برخيزند.
علت اين پديده را بايد در آنجا جست وجو کرد که انحصار قدرت براي آنان چيزي جز تامين پوشش براي انحصار ثروت نيست و از منظرشان تسلط بر قدرت در واقع تسلط بر سرچشمه هاي حقيقي ثروت جامعه و منبع نمادين همه ي فعاليت هاي اقتصادي مي باشد.
به هر جهت مادام که منابع ثروت جامعه در انحصار دارندگان قدرت انحصاري است، اميدي به رفع مشکلات اقتصادي و معيشتي مردم نمي رود. داروي اقتصادي بيمار ما کمک از طريق کميته امداد امام و يا سهام عدالت نيست. تنها چاره ي کار، چراغان کردن هزارتوي قدرت و تامين نظارت عمومي بر چرخه ي اقتصاد ملي است و اين جز با شفاف کردن قلعه ي سنگستان قدرت و گشودن درهاي آن بر روي نظارت عمومي ميسرنيست که يکي از وظايف نمايندگان مجلس نيز همين مي باشد ومتاسفانه بنا به ملاحظاتي در طول اين سال ها يا از آن غافل بوده اند يا جرات نزديکي به اين مسائل را نداشته اند.
ترس بعضي از جريانات و برخي محافظه کاران و گردانندگان اصلي ترين بنگاه هاي اقتصادي قدرت از وجود نمايندگان شجاع، مستقل و اصلاح طلب واقعي نيز همين است. چرا که آنان با نظارت واقعي خود مي توانند ابتدا به شکستن انحصار قدرت و سپس دست يابي به منابع ثروت آنان نائل شوند. متاسفانه امروزه کساني که در آستانه ي انتخابات مجلس هشتم از ضعف هاي مجلس ششم مي گويند، نمي خواهند به اين مساله اشاره کنند که دست هاي نامرئي نگذاشت آن مجلس بتواند بر تاريک خانه هاي مختلف باندهاي قدرت اقتصادي و سياسي نظارت کند و يکي از علل مهم مخالفت جريانات با آن مجلس نيز همين مساله بود.
به هر حال در چرخه ي اقتصاد ملي خاتمه دادن به سلطه ي انحصاري بنگاه هايي که در دست جمعي از محافظه کاران است مي تواند زير ساخت مقامت آنان را در برابر مطالبات دموکراسي طلبانه ي توزيع قدرت د رهم بريزد و پاسخگو کردن آن ها را به دنبال داشته باشد.
بيهوده نيست که مدافعان پيشين اقتصاد دلالي خصوصي که حتي سازمان دهي اقتصادي ناگزير دولت ميرحسين موسوي را- که مصادف با جنگ تحميلي بود - کوپونيسم و کمونيسم مي خواندند، امروزه که بر سرير قدرت نشسته اند و اداره ي دهها سازمان و بنگاه صاحب سرمايه را زير سلطه ي خود دارند در شعار، دم از حمايت بخش خصوصي ولي درعمل مدافع اقتصاد دولتي شده اند و در مقابل خواست عادلانه ي توزيع قدرت، دم از عدالت مي زنند تا با دادن آدرس غلط، کماکان از تابيدن نور دموکراسي و نظارت افکار عمومي بر تاريکخانه ي قدرت و انحصار اقتصادي پيشگيري کنند.
در خاتمه مي توان گفت که بسياري از مخالفتها و کينه توزي ها نسبت به مطبوعات آزاد ، ازادي بيان و انديشه و انتخابات آزاد تنها براي حفظ اسرار تاريکخانه ي اقتصادي آقايان است؛ تارکخانه اي که نمي توانند از منافع آن چشم بپوشند.