تصميم گرفتم مطلباي جالبو هم بذارم بعضياشون واقعا قابله تاْمله

تنها موندم!

  وقتی تنهایی ام را قدم می زنم

تمسخر کفش هایم را ، در سستی گام هایم حس میکنم !

          یک نفس عمیق ..

 

                         سکوت  ..

 

                                 و چشمانم ..

 

                                          که حکایت ها دارند !



روزها میگذرد و ما همچنان در نافرمانی خدا غوطه وریم


خدایا ....پشیمانم.... تو را میخواهم ...

راحت بخواب ای شهر...

راحت بخواب ای شهر، آن دیوانه مرده ست

از گشنگی در گوشه پایانه مرده ست  

از مرگ او کمتر پلیسی باخبر شد

مرده ست، اما اندکی دزدانه مرده ست 

جنب مبال پارک غوغا بود، گفتند: 

دیشب زنی در قسمت مردانه مرده ست 

معشوق هامان پشت هم از دست رفتند: 

فرزانه شوهر کرده و افسانه مرده ست  

مجنون! برو دنبال کارت، چون که لیلا 

حین نخستین عادت ماهانه مرده ست

گل را بکن از شاخه اش، بلبل سقط شد

 آن شمع را خاموش کن، پروانه مرده ست.

good bye


به خدا حافظی تلخ تو سوگند نشد
که تو رفتی ودلم ثانیه ای بند نشد

لب تو میوه ممنوع ولی لبهایم

هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد

با چراغی همه جا گشتم وگشتم در شهر

هیچ کس هیچ کس اینجا به تو مانند نشد

هر کسی در دل من جای خودش را دارد

جانشین تو در این سینه خداوند نشد

خواستند از تو بگویند شبی شاعرها

عاقبت با قلم شرم نوشتند:نشد!

یاد...

 هنر دارایی شخصی هنرمند نیست ، امانتی است که باید به بهترین شکل ممکن به

صاحبان اصلی اش ( مردم ) باز گردانده شود

( استاد فریدون فروغی )

این شعرو خیلی دوست دارم


از باغ مي‌برند چراغاني‌ات كنند
تا كاج جشنهاي زمستاني‌ات كنند
پوشانده‌اند صبح تو را ابرهاي تار
تنها به اين بهانه كه باراني‌ات كنند
يوسف! به اين رها شدن از چاه دل مبند
اين بار مي‌برند كه زنداني‌ات كنند
اي گل گمان مكن به شب جشن مي‌روي
شايد به خاك مرده‌اي ارزاني‌ات كنند
يك نقطه بيش فرق رحيم و رجيم نيست
از نقطه‌اي بترس كه شيطاني‌ات كنند
آب طلب نكرده هميشه مراد نيست
گاهي بهانه‌اي است كه قرباني‌ات كنند

تنهایی!



تنهاییتو هیچ وقت به حراج نزار و ازش فرار نکن..

چون اونجا تنها جاییکه با خودت رو راست و صادقی!!!

ما آدما فقط موقع تنهایی میتونیم نقاب صورتمونو برداریم

و بعد از مدتها اون چیزی که واقها هستیم رو تو آیینه ببنیم!

سلام دوستای گلم ممنون که تا الان همرام بودین نظراتتون باعث دلگرمی و ادامه ی کار
وبلاگ من بود حالا از شما میخوام نظراتتنو برای بهتر شدن صدای محبوب من بهم بگید حتما
گوش میدم ممنون


مرا با این بالش و این دو تا ملافه و این سه تا شکلات


روی میزت راه می د‌هی؟

می‌شود وقتی می‌نویسی

دست چپت! توی دست من باشد؟

اگر خوابم برد

موقع رفتن

جا نگذاری مرا روی میز!

از دلتنگیت می‌میرم

وقتی نیستی

می‌خواهم بدانم چی پوشیده‌ای

کجا نشسته ای

چه کار می کنی

و هزار چیز دیگر
 
تو بگو

چطور به خودم و خدا

کلافه بپیچم

تا بیایی؟

 

خنده‌های تو

کودکی‌ام را به من می‌بخشد

و آغوش تو

آرامشی بهشتی

و دست‌های تو

اعتمادی که به انسان دارم
...
چقدر از نداشتنت می‌ترسم