ویژگیهای اصلح
انتخاب اصلح،بایدها ونبایدها
انتخابات ۹۶ | بایدها و نبایدهای رسانهها در انتخابات
گزیدهای از بیانات رهبر انقلاب درباره بایدها و نبایدهای رسانهها در انتخابات
الف) بایدها
۱- بر سطح آگاهی و تحلیل مردم بیافزایید
مطبوعات در کشور ایران و در نظام جمهوری اسلامی، کجای کارند؟ که هستند و چه هستند؟ آیا زاید و سرباری هستند؟ زینتالمجالسی هستند؟ یا نه؛ یک عنصر حقیقی و مؤثّر و اجتنابناپذیر و سازندهاند؟ نظر ما، البته، معطوف به نکته دوم و جمله اخیر است. ما معتقدیم که مطبوعات برای نظام جمهوری اسلامی، یک مقوله تجمّلاتی و تشریفاتی نیست. بنابراین، افزایش آن، تنوّع آن، کیفیّت یافتن آن، و اگر خطایی دارد، تصحیح آن، جزو کارهای اساسی در این نظام است.
نظام جمهوری اسلامی یک نظام مردمی است و کسی نمیتواند این را منکر شود. مخالفین ما هم نمیتوانند این را منکر شوند. حداکثر این است که مردم را تخطئه میکنند و میگویند «مردم نفهمیدند و با این مسؤولین و این نظام، صفا کردند.» بالاخره صفای مردم با این نظام را نمیتوانند منکر شوند و این، مطلب واضحی است. سر و کارِ ما با مردم است؛ پس این نظام، نظامی است مردمی.
مردم باید اهل تحلیل شوند تا بفهمند که نظام برایشان مفید است. آگاهی برای چنین نظامی، مثل آب و هوا، لازم و واجب است. نظام ما، این گونه است. هر چه مردم بیشتر آگاه باشند، نظام جمهوری اسلامی، بیشتر سود میبرد. بنابراین، این نظام، به آگاه سازی مردم نیازمند است.
مطبوعاتی که طریق سلامت بپیمایند و بنا بر عناد و بدجنسی نداشته باشند. این گونه مطبوعات، در هر رشتهای قلم بزنند - سیاسی باشند، فرهنگی باشند، اقتصادی باشند، درباره مسائل خارجی حرف بزنند، در خصوص مسائل داخلی حرف بزنند - و هر کاری که بکنند، به نفع نظام حرکت کردهاند. چرا؟ چون بر مایه آگاهی مردم میافزایند. موضع مطبوعات در جمهوری اسلامی، این است. ۱۳۷۵/۰۲/۱۳
۲- سه وظیفه عمده: نقد و نظارت، اطلاعرسانی و تبادل آراء
برای مطبوعات سه وظیفه عمده قائلم: وظیفه نقد و نظارت، وظیفه اطّلاع رسانی صادقانه و شفّاف، وظیفه طرح و تبادل آراء و افکار در جامعه. معتقدم که آزادی قلم و بیان، حقِ مسلّم مردم و مطبوعات است. در این هم هیچ تردیدی ندارم و این جزو اصول مصرّحه قانون اساسی است. معتقدم اگر جامعهای مطبوعات آزاد و دارای رشد و قلمهای آزاد و فهمیده را از دست بدهد، خیلی چیزهای دیگر را هم از دست خواهد داد. وجود مطبوعات آزاد، یکی از نشانههای رشد یک ملت و حقیقتاً خودش هم مایه رشد است؛ یعنی از یک طرف رشد و آزادگی ملت، آن را بهوجود میآورد؛ از طرف دیگر،آن هم به نوبه خود میتواند رشد ملت را افزایش دهد. البته معتقدم در کنار این ارزش، ارزشها و حقایق دیگری هم وجود دارد که با آزادی مطبوعات و آزادی قلم، آن ارزشها نباید پامال شود. هنر بزرگ این است که کسی بتواند هم آزادی را حفظ کند، هم حقیقت را درک کند، هم مطبوعات آزاد داشته باشد، هم آن آسیبها دامنش را نگیرد. باید اینگونه مشی کرد. ۱۳۷۹/۱۲/۰۹
۳- مردم را به انتخاب اصلح تشویق کنید
کسانی که زبان گویایی دارند، قلم توانایی دارند و آبرویی پیش مردم دارند - که این آبرو هم جزو ذخایر الهی است و خدای متعال به هرکس داده است، باید آن را در راه او مصرف کند و به کار ببرد - مردم را توجیه و تشویق کنند و آدمهای خوب را به آنها معرفی نمایند. ۱۳۷۴/۱۱/۱۴
۴- از انتخابات مانند یک نعمت الهی پاسداری کنید
انتخابات که مظهر حضور مردم است، مظهر مردمسالاری دینی است، باید پشتوانهی امنیت ما باشد. نباید اجازه داد که این چیزی که ذخیرهی امنیت است، پشتوانهی امنیت است، به امنیت ما صدمه وارد کند. دیدید، حس کردید، از نزدیک لمس کردید آن وقتی را که دشمنان میخواهند از انتخابات علیه امنیت کشور سوء استفاده کنند. باید همه مراقب باشند، همه بهوش باشند. آحاد مردم، مسئولان گوناگون، منبرداران سیاسی، کسانی که میتوانند با مردم حرف بزنند، همه مراقب باشند، مواظب باشند؛ از انتخابات مانند یک نعمت الهی پاسداری کنند. ۱۳۹۰/۰۶/۰۹
۵- انتقاد، منطقی و واقعبینانه باشد
البته انتقاد منطقی، گفتن حرف صحیح اینقدر حرفهای آشکار وجود دارد که انسان اگر ذکر آنها را بکند، اصلاً هم غیبت نیست، و میتواند انسان نقد بکند. بله مسلّم است، امروز یک جریان صحیح و حقّی در جامعهی ما وجود دارد، جریانهای باطلی هم وجود دارد که به انواع و اقسام طرق میخواهند جامعه را خراب کنند، انقلاب را منحرف کنند؛ در این شکی نیست. آدمهائی هم در رأس این جریانات هستند. چه لزومی دارد که انسان به این آدمها تهمت بزند. چه لزومی دارد که غیبت اینها را بکند. حرف آشکار اینقدر دارند؛ همان حرفهای آشکار را بیان بکنند، تبیین بکنند، توضیح بدهند، مطلب روشن خواهد شد. ۱۳۸۹/۱۰/۰۷
امروز متأسفانه انسان مشاهده میکند که در بین برخی مسئولین و نخبگان سیاسی و غیره کأنه مد شده است که نگاه، نگاه بدبینانه باشد؛ نگاه منفی باشد؛ نقاط مثبت را نبینند؛ روی نقاط منفی تکیه کنند. در رسانهها و غیررسانهها مرتباً منفیبافی میشود. تا انسان میگوید هم چرا، میگویند آقا شما نمیگذارید ما واقعیات را بگوئیم. میگوئید سیاهنمائی است، میگوئید فلان است؛ ما میخواهیم حقایق را بگوئیم. نه، این یکسونگری است. خب، اگر فرض بفرمائید یک واحد تولیدی دچار یک اشکالی میشود و شما میخواهید به عنوان یک نگاه واقعبینانه آن را بیان کنید، بسیار خوب، در کنارش مثلاً دو تا واحد تولیدی هم ایجاد شده. اگر این نقطهی مثبت را بیان کنیم، یک جور مسائل کشور را میفهمیم؛ اگر این نقطهی مثبت را بیان نکنیم، مسائل کشور را جور دیگری خواهیم فهمید. اگر فقط نقاط منفی را مشاهده کنیم - که البته نقاط منفی وجود دارد - این طبعاً واقعبینی نیست؛ این برآورد درستی از اوضاع کشور به ما نخواهد داد؛ منجر به ناامیدی میشود؛ ضرر اجتماعیاش هم این است. ۱۳۹۰/۰۵/۱۶
۶- رسانههای اینترنتی هم خود را به قانون مقید کنند
این رسانههای الکترونیکی و اینترنتی متأسفانه موجب شده است که افراد بیمحابا علیه یکدیگر حرف بزنند، بد بگویند. باید از طرف مسئولین کشور برای این هم یک جوری تدبیر بشود. ولی عمده این است که خود ما مردم، خودمان را مقید کنیم به اخلاق اسلامی؛ خودمان را مقید کنیم به قانون. حالا این حرف من بهانهای نشود برای اینکه یک عدهای بروند جوانهای انقلابی را به عنوان جوانهای تند، مورد ملامت و شماتت قرار بدهند؛ نه، من همهی جوانهای غیور کشور را، جوانهای مؤمنِ انقلابی کشور را فرزندان خودم میدانم و پشت سر آنها قرار میگیرم؛ من از جوانان انقلابی و مؤمن و غیور حمایت میکنم؛ منتها همه را توصیه میکنم به این که در رفتار خود، با اخلاق اسلامی رفتار کنند؛ قانون را مراعات کنند. همه باید قانون را مراعات کنند. تجسم انقلاب در قانون جمهوری اسلامی است. ۱۳۹۱/۰۱/۰۱
۷- به یکدیگر حسن ظن داشته باشیم
قرآن کریم میفرماید: «لولا اذ سمعتموه ظن المؤمنون و المؤمنات بأنفسهم خیراً»؛ یعنی وقتی افک را شنیدید چرا به همدیگر حسنظن نداشتید؟ یعنی از اول رد کنید افک را. [اگر] آمدند به یک نفری تهمت زدند، یک چیزی را گفتند - حالا یا با عنوان تهمت یا به عنوان غیبت - چرا قبول میکنید؟ ببینید این کلمهی لولای تحذیریه در قرآن و در کلام عرب خیلی معنای وسیعی دارد، فقط معنایش «چرا» نیست، که ما بگوئیم چرا این کار را نکردی. چرای با تأکید است. یعنی آه، وای، چرا؛ معنای «لولا» این است؛ تحذیریه است. {چرا} «لولا اذ سمعتموه ظن المؤمنون و المؤمنات بأنفسهم [خیراً]»؛ یعنی چرا به هم ظن نیک ندارید، چرا به هم حسنظن ندارید. تا فوراً کسی آمد، شما بگوئید بله، احتمال درستیاش هم اگر بود، آدم به صورت یقین آن را بداند و نقل بکند. این درست نیست، این ممنوع است. این چیزی که امروز مورد ابتلاست در جامعهی ما، از همان چیزهائی است که بایست از همین ادلهی غیبت بفهمیم که درست نیست؛ این وضعی که وجود دارد درست نیست. ۱۳۸۹/۱۰/۰۷
ب) نبایدها
۱- کار دشمن را آسان نکنیم!
اینکه بنده مکرّر به مطبوعات و رسانهها توصیه میکنم که با مسائل کشور مسؤولانه برخورد کنند، به خاطر همین است. دشمن میخواهد مطالب خود را در بین مردم بهدروغ و فریب منتشر کند. ما نباید عامل دشمن شویم و کار دشمن را آسان کنیم و همان چیزی را که او میخواهد در فضای فکری و فرهنگی جامعه ما به وجود آورد، در داخل کشور به وسیله مطبوعات، رسانهها و تریبونها به خورد مردم دهیم. این خطای بسیار بزرگی است. اگر عمداً و با توجّه صورت گیرد، خیانت بزرگی است و اگر از روی غفلت باشد، خطای بزرگی است. باید خیلی آگاه و مراقب بود. ۱۳۸۱/۰۵/۰۵
از گویندگان و نویسندگانی که توفیق سخن گفتن با مردم را دارند، درخواست میکنم که همواره خدا را در نظر داشته، حقیقت را بیان کنند و با سخنان خلاف واقع یا تکیه بر گمان واهی، خدای ناخواسته، به تبلیغات دشمن کمک نکرده؛ کام شیرین مردم را تلخ نکنند. ۱۳۷۱/۰۱/۲۷
همه باید مراقب باشند. در کشور، کسانی که اهل نوشتنند، اصحاب مطبوعات، کسانی که رسانهها دست آنهاست، کسانی که تریبونها دست آنهاست، مراقب باشند به این خواست دشمنان کمک نکنند. بعضی دانسته، بعضی ندانسته، با اظهارنظرهاشان، با حرفهاشان، به خواست دشمن کمک میکنند؛ باید همه مراقب باشند. دشمن امروز میخواهد از جمهوری اسلامی یک چهرهی نامطلوبی به ملتهای منطقه نشان بدهد تا آنها به این طرف سوق داده نشوند و خط ایستادگی در مقابل استکبار - که خصوصیت ملت ایران است - در میان آنها رواج پیدا نکند؛ لذا ما باید مراقب باشیم. ۱۳۹۰/۰۷/۲۷
۲- ذهن مردم را مشغول مسائل فرعی نکنید
اینکه ما این همه عرض میکنیم، توصیه میکنیم، تأکید میکنیم، هم به مسئولین، هم به مردم، که خودتان را به مسائل فرعی سرگرم نکنید، برای خاطر این است. اینکه به مطبوعات، به رسانهها، به روزنامهها، به پایگاههای اینترنتی که امروز رواج پیدا کرده است، هی سفارش میکنیم که از وارد کردن حرفها و مطالب نادرست - که ذهن مردم را مشغول میکند - به فضای ذهنی مردم پرهیز کنید، به خاطر این است. ۱۳۹۱/۱۰/۱۹
۳- مردم را نسبت به انتخابات دلسرد نکنید
مبادا در روزنامه یا در رسانهیی - به هر نحوش - یا در تبلیغاتی، طوری حرف زده بشود که مردم را نسبت به انتخابات دودل بکنند. البته این مردم دودل نمیشوند. این مردم نشان دادهاند که در مقابل توطئههای دشمن، هوشیارانه عمل میکنند؛ مخالفان انقلاب اسلامی هم این را میدانند؛ اما بالاخره تبلیغات و تلاشهای خودشان را میکنند. مبادا کسانی در داخل محدودهی نظام اسلامی پیدا بشوند که به این خواستهی دشمن کمک کنند؛ به علت اختلافی که با زید و عمرو و بکری دارند، برای خاطر یک امر جزیی، کماهمیت و احیاناً شخصی یا گروهی، بیایند مردم را نسبت به این حقیقت عظیم - که حضور آنها را در صحنه نشان میدهد - مردد و دلسرد بکنند. ۱۳۷۰/۱۰/۱۹
۴- اعتماد به نفس مردم نباید شکسته شود
انسان جایزالخطاست؛ باید تلاش کند خطا نکند یا کمتر بکند. کسانی هم که خطای طرف مقابل را میبینند، باید دلسوزی کنند و خطا را به گوش او برسانند؛ اما هوچیگری کردن، مردم را دلسرد کردن، اعتماد به نفس مردم را شکستن، آنها را ناامید کردن نسبت به آینده، هیچ روا نیست. این خطاب من به همه است؛ هم به مطبوعات، هم به رسانهها، هم به مسئولین، هم به کسانی که منبرهای گوناگون خطابه و سخن گفتنِ با مردم را دارند؛ در مجلس، در نماز جمعه، در جاهای دیگر، در دانشگاهها. این چیزی است که بحث مصلحت کشور است؛ باید مصلحت کشور را رعایت کرد. این هم یکی از آن راههای مقابلهی [دشمن] با اعتماد به نفس ملی است. ۱۳۸۶/۱۰/۱۳
۵- از اختلافات جزئی و غیر اصولی صرف نظر شود
حالا بعضیها - چه مطبوعات، چه بعضی از عناصر گوناگون - توصیهپذیر نیستند؛ آنها از ما توصیه نمیخواهند؛ معلوم نیست سیاستهای بعضی از این دستگاهها و مطبوعات و رسانهها را کی معین میکند و کجا معین میشود - نانشان در ایجاد اختلاف است - اما آن کسانی که مصالح کشور را میخواهند، مایلند حقائق را غالب کنند، من توصیهام به آنها این است که از این اختلافات جزئی و غیر اصولی صرف نظر کنند. شایعهسازی و شایعهپراکنی درست نیست. انسان میبیند صریحاً و علناً به مسئولین کشور - کسانی که بارهای کشور را بر دوش دارند - تهمت میزنند، نسبت به اینها شایعهسازی میکنند؛ فرق هم نمیکند، چه رئیس جمهور باشد، چه رئیس مجلس باشد، چه رئیس مجمع تشخیص مصلحت باشد، چه رئیس قوهی قضائیه باشد؛ اینها مسئولین کشورند. مسئولین کشور کسانی هستند که زمام یک کاری به اینها سپرده است؛ مردم باید به اینها اعتماد داشته باشند، حسن ظن داشته باشند. نباید شایعهپراکنی کرد؛ دشمن این را میخواهد. دشمن میخواهد شایعهپراکنی کند؛ میخواهد دلها را نسبت به یکدیگر، نسبت به مسئولین بدبین کند. ۱۳۸۸/۰۹/۰۴
اعمال و گفتار تفرقهانگیز و دلسردکننده از هر کسی صادر شود، خیانت به امام و اسلام است. از حضرات نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی، ائمهی محترم جمعه، گویندگان مذهبی و رسانههای عمومی تقاضا میکنم همگان را به این وظیفهی انقلابی توجه دهند؛ و البته ضمانت اصلی برای این کار، آحاد مردم حزباللَّهاند که با مشاهدهی تخلف از این وظیفهی الهی، موظف به نهی ازمنکر و اعراض از متخلفین میباشند. ۱۳۶۸/۰۴/۲۳
۶- نقاط برجسته ملت تضعیف نشود
آن کسانی هم که دارای تریبونهای گفتن هستند، دارای رسانه هستند، صدایشان در جامعه شنیده میشود، سعی کنند نقاط برجستهی این ملت را طبق میل دشمن کوچک نکنند، تضعیف نکنند، کمرنگ نکنند. این هوشیاری ملت ایران باید همواره محفوظ بماند. ۱۳۹۰/۰۷/۲۷
۷- هر خبری گفتنی نیست
بعضی از خبرهای دنیا، برای مردم ما اصلاً جالب نیست. حالا دانستند، دانستند؛ ندانستند، ندانستند. طبیعتاً این خبرها حذف میشود. بعضی از خبرها، اصلاً مضر است. حادثهیی را در جایی درست میکنند و میلیونها و میلیاردها دلار خرج میکنند، تا آن را به گوش ما برسانند. آنگاه ما بیاییم، همین حادثه را از طریق رسانههای گروهی خودمان، به گوش مردممان برسانیم! آیا این عاقلانه است؟! ۶۹/۱۲/۲۱
۸- هتک آبروی افراد جایز نیست
از طرف علاقهمندان به نامزدهای انتخاباتی گوناگون، بداخلاقیهای انتخاباتی، شایستهی ملت ما نیست؛ تهمت زدن آدمهای مؤمن را، مصونیتدار از لحاظ اسلامی و شرعی را؛ در معرض هتک آبرو قرار دادن در شبنامهها، در مطبوعات، در پایگاههای اینترنتی و غیره، اینها اصلاً مصلحت نیست. من به طور جد از همهی کسانی که نسبت به نامزدهای مختلف علاقهمندیای دارند، درخواست میکنم، اصرار میکنم که این علاقهمندی خودتان را از راه تخریب دیگران، اهانت به دیگران، متهم کردن دیگران نشان ندهید. هرچه میخواهید، از نامزد مورد علاقهی خودتان تمجید کنید، تعریف کنید؛ اما دیگران را تخریب نکنید. این علامت بدی است. ۱۳۸۶/۱۰/۱۲
۹- تهمت به نظام، گناهی بالاتر از تهمت به افراد است
فضا را نباید از تهمت و از گمان سوء پر کرد. قرآن کریم میفرماید: «لو لا اذ سمعتموه ظنّ المؤمنون و المؤمنات بانفسهم خیرا»؛ وقتی میشنوید که یکی را متهم میکنند، چرا به همدیگر حسن ظن ندارید؟ تکلیف دستگاه اجرائی و قضائی به جای خود محفوظ است. دستگاههای اجرائی باید مجرم را تعقیب کنند، دستگاههای قضائی باید مجرم را محکوم و مجازات کنند؛ با همان روشی که ثابت میشود و در قوانین اسلامی و قوانین عرفی ما هست و هیچ هم در این زمینه نباید کوتاه بیایند؛ اما مجازات مجرم که از طرق قانونی جرم او ثابت شده است، غیر از این است که به گمان، به خیال، به تهمت، یکی را متهم کنیم، بدنام کنیم، توی جامعه دهن به دهن بگردانیم. اینکه نمیشود. این فضا، فضای درستی نیست. یا دیگران - خارجیها، بیگانهها، تلویزیونهای مغرض - علیه کسی یا کسانی حرفی بزنند، ادعا کنند که اینها فلان جا خیانت کردند، فلان جا خطا کردند؛ ما هم عین همان را پخش کنیم. این، ظلم است؛ این، مورد قبول نیست. رسانههای بیگانه کِی دلشان برای ما سوخته است؟ کِی خواستهاند حقائق در مورد ما روشن بشود، که در این مورد بیایند حقیقت را گفته باشند؟ میگویند، حرفهائی میزنند، ادعاهائی میکنند. نباید گفت اینها شفافیت است. این، شفافیت نیست؛ این، کدر کردن فضاست. شفافیت معنایش این است که مسئول در جمهوری اسلامی عملکرد خودش را به طور واضح در اختیار مردم قرار بدهد؛ این معنای شفافیت است، باید هم بکنند؛ اما اینکه ما بیائیم این و آن را بدون اینکه اثبات شده باشد، بگیریم زیر بار فشار تهمت و چیزهائی را به آنها نسبت بدهیم که ممکن است در واقع راست باشد، اما تا مادامی که ثابت نشده است، ما حق نداریم آن را بیان کنیم؛ این آن را متهم کند، آن این را متهم کند؛ از رسانهی بیگانه - رسانهی مغرض انگلیس - شاهد برایش بیاوریم، بعد هم یک نفر از آن طرف پیدا بشود و کل نظام را به اموری که شایستهی نظام اسلامی نیست و نظام اسلامی شأنش بسیار بالاتر است از این چیزهائی که بعضی به نظام اسلامی نسبت میدهند، متهم بکند، این اشکال بر آنها بیشتر هم وارد است. تهمت زدن به یک شخص گناه است، تهمت زدن به یک نظام اسلامی، به یک مجموعه، گناه بسیار بزرگتری است. پروردگارا ! با تقوای خود ما را از این گناهان دور کن. ۱۳۸۸/۰۶/۲۹
۱۰- یکدیگر را متهم نکنید
به اخلاق خودمان هم برسیم. اخلاق اهمیتش از عمل هم بیشتر است. فضای جامعه را فضای برادری، مهربانی، حسن ظن قرار بدهیم. من هیچ موافق نیستم با اینکه فضای جامعه را فضای سوءظن و فضای بدگمانی قرار بدهیم. این عادات را از خودمان باید دور کنیم. اینکه متأسفانه باب شده که روزنامه و رسانه و دستگاههای گوناگون ارتباطی - که امروز روزبهروز هم بیشتر و گستردهتر و پیچیدهتر میشود - روشی را در پیش گرفتهاند برای متهم کردن یکدیگر، این چیز خوبی نیست؛ این چیز خوبی نیست، دل ما را تاریک میکند، فضای زندگی ما را ظلمانی میکند. هیچ منافات ندارد که گنهکار تاوان گناه خودش را ببیند، اما فضا، فضای اشاعهی گناه نباشد؛ تهمت زدن، دیگران را متهم کردن به شایعات، به خیالات. ۱۳۸۸/۰۶/۲۹
۱۱- غیبت رسانهای و مصلحتپنداری نکنید
اینی که اصلاً این کار [غیبت] جایز است یا جایز نیست ولو به قصد اصلاح باشد، این را نمیشود به طور مطلق یک چنین چیزی را پابند شد؛ که ما بگوئیم ما چون میخواهیم در امر جامعه اصلاح کنیم، پس زیدی را، عمروی را یا یک جریانی را به طور مطلق مورد تهاجم قرار بدهیم، غیبت کنیم؛ حالا آن کسانی که این کارها را میکنند، خیلی اوقات به غیبت هم اکتفاء نمیکنند؛ خب، ملاحظه میکنید دیگر. گاهی چیزهائی را میآورند که معلوم نیست حدِّ غیبت بر او صادق باشد؛ شاید مصداق تهمت است، مصداق افتراء است، مصداق قول به غیر علم است، مصداق سبّ و شتم است؛ نمیشود این را گفت که اگر طرف قصد اصلاح دارد، پس بنابراین این جایز است برای او، نه؛ موارد استثناء همان مواردی است که [در کتب فقهی] ذکر شده است.
منتها باید این موارد صدق کند، احراز بشود. این خیلی مهم است. واقعاً یکی از چیزهائی که ما همهمان [باید توجه کنیم]، به مردم هم باید بگوئیم، یاد بدهیم که توجه بکنند این است که: به صرف توهم این که حالا این کار مصلحت دارد، دستشان را، یا قلمشان را، یا وبلاگشان را آزاد نکنند که هر چه به دهنشان آمد، آن را بگویند؛ اینجور نیست، چون وسائل مدرن امروز همه مشمول همین حکم است. یعنی خواندن وبلاگ هم مثل خواندن کاغذ است، کتاب است، نامه است، مثل شنیدن حرف است. استماع غیبت شامل همهی اینها میشود؛ یعنی ملاک استماع در اینها وجود دارد مسلّماً. شنیدن به گوش خصوصیتی ندارد، خواندن تو نامه هم عین همان است که ما در بحث استماع این را تأکید کردیم و عرض کردیم.
خب، دوربین هم همین جور است. فرض کنید که اگر چنانچه انسان یک خطائی را از کسی دید، این را رفت با دوربین ثبت کرد، بعد آمد یک جائی نشان داد؛ این هم همان است دیگر، چه فرقی میکند؟ یعنی بایستی واقعاً به اینها توجه کرد. محیط را باید محیط اخلاقی کرد. ما اگر بخواهیم جامعه را اصلاح بکنیم، این اصلاح فقط به این نیست که انسان از افراد غیبت بکند. راههای دیگری هم وجود دارد. حالا من غیبت را عرض میکنم. فضلاً از تهمت و افتراء و اینها. ۱۳۸۹/۱۰/۰۷
۱۲- هوچیگری رسانهای ممنوع!
یکی از راهها - که این راه سوم را هم غربیها بشدت در این سالها دنبال کردند - مسئلهی هوچیگری است؛ هوچیگری مطبوعاتی. آدم خیال میکند که هو کردن افراد مال محدودههای خاصی از مردم است، توی مجامع خاصی؛ نخیر، در سطح بینالملل یکی از کارهائی که بسیار رایج است، هوچیگری است؛ هوچیگری رسانهای. امروز امکانات رسانهای هم فراوان است. ۱۳۸۶/۱۰/۱۳
۱۳- از بیاحترامی و هتک حرمت شورای نگهبان پرهیز شود
مبادا خدای نکرده کسی از هیأتهای نظّار در گوشهای از کشور کاری کند که دهان بدخواهی را باز کند و احترام شورای نگهبان هتک شود؛ یا در بیان مطالب طوری حرف زده شود که احیاناً کسانی به عنوان اعتراض - نه از سر خیرخواهی - حرمت شورای نگهبان را هتک کنند. کسانی هم که در بیرون این مجموعه هستند، همینطور باید رعایت کنند. آنهایی که قلمی بهدستشان هست، تریبونی در اختیارشان هست، بفهمند که اعتراض کردن، بیاحترامی کردن و هتک حرمت شورای نگهبان، خطای کوچکی نیست. قابل قبول و قابل تحمّل نیست. ۱۳۷۴/۱۱/۱۴
۱۴- حرف دشمن را مبنی بر خیانت در آرای ملت تکرار نکنید
انتخابات در کشور ما خصوصیّاتی دارد... یک خصوصیّت این انتخابات، مثل بقیّهی انتخاباتهای ما، سلامت و امانتداری بود؛ یعنی انتخابات سالم برگزار شد؛ درست نقطهی مقابل آن چیزی که دشمنان ما دائماً در طول این سالها، همواره تبلیغ کردند؛ و این تبلیغ در اوقات انتخابات غالباً شدید شده که «آقا، خیانت میکنند؛ اسم فلانی را میآورند، رأی فلانی را به جایش در میآورند»؛ از این حرفها شنیدهاید؛ مرتّباً یک عدّهای بیرون گفتهاند و یک عدّهای هم در داخل آنها را بازگو کردهاند و همان حرفها را در داخل کشور تکرار کردهاند. با وجود این، بحمدالله انتخابات، سالم بود و همیشه سالم بوده انتخابات. این نشان داد بیاعتباری حرف کسانی را و اقدام کسانی را که یک وقتی یک انتخاباتی مثل سال ۸۸ را نامعتبر دانستند و آن فتنهی مضر و مُهیب را برای کشور بهوجود آوردند؛ بهخاطر اینکه متّهم کردند کشور را به اینکه انتخابات انتخابات ناسالمی است؛ نه، انتخابات سالم بود؛ هم امروز سالم بود، هم دورههای قبل سالم بود، هم سال ۸۸ سالم بود، هم سال ۸۴ سالم بود؛ انتخابات سلامت داشت. هیچوقت اینجور کاری [نشده است]. بله، ممکن است در یک گوشهای، در یک صندوقی ده تا، بیست تا، صد تا رأی اینوَر و آنوَر بشود؛ یا از روی غفلت، یا از روی غرض، [امّا] هیچگونه حرکت سازماندهیشدهای که وجود داشته باشد که نتیجهی انتخابات را تغییر بدهد، در کشور ما وجود نداشته و وجود ندارد و بعد از این هم امیدواریم انشاءالله هرگز وجود نداشته باشد. ۱۳۹۴/۱۲/۲۰
۱۵- مردم را به انتخابات بدبین نکنید
به نهادهای قانونی اهانت نشود؛ این را توجّه کنید. یک نهاد قانونی را که یک وظایفی دارد، نباید مورد افترا قرار بدهیم یا مورد اهانت قرار بدهیم. نهاد قانونی، نهاد قانونی است؛ نهاینکه اشتباه نمیکند؛ هر نهاد قانونیای مثل همهی آدمها، مثل این حقیرِ پُر از تقصیر و اشتباه ممکن است اشتباه کنیم امّا این موجب نمیشود که ما یک نهاد قانونی را مورد اهانت قرار بدهیم، در انظار عمومی، در تبلیغاتمان، در حرفهای خودمان تخفیف کنیم؛ نه، این باب اگر باز شد، هرجومرج خواهد شد. خب، سلیقهی جنابعالی این است، به فلان نهاد قانونی بیاحترامی میکنی، یکی دیگر سلیقهی دیگری دارد، به آن نهاد قانونیای که تو به آن وابسته هستی بیاحترامی میکند؛ این خوب است؟ این باب را باز نکنند.
اذهان عمومی را مشوّش نکنند که آقا، معلوم نیست چه خواهد شد، نمیدانیم چه خواهد شد. این کار بسیار غلطی است؛ قبلاً هم من تذکّر دادهام؛ بگذارید مردم همچنانکه حق است، همچنانکه واقع است، با شوق، با ذوق، با نشاط بروند به سمت انتخابات. تشویش افکار عمومی کار بسیار غلطی است؛ مردم را به انتخابات بدبین نکنند. ۱۳۹۴/۱۰/۳۰
۱۶- فضای کشور را زودتر از موعد، انتخاباتی نکنید
بنده مخالفم با اینکه دو سال قبل از انتخابات یا یک سال قبل از انتخابات، فضای کشور را ما انتخاباتی بکنیم؛ بنده مخالفم، امّا خیلیها این کار را کردند؛ این غلط است. وقتی فضا انتخاباتی شد، لازمهی فضای انتخاباتی رقابت و درگیری -ولو درگیری زبانی- و تبادل انواع و اقسام حرفهای احیاناً نامناسب و زشت به یکدیگر است. فضای انتخاباتی، انسان را از حقایق جاری جامعه و از نیازهای حقیقی جامعه غافل میکند. این کار، کار خوبی نیست. ۱۳۹۴/۱۰/۱۴
مسئلهی انتخابات یکی از مسائل فعلی و نقد ما است. البتّه برخی متأسّفانه از ۱.۵ سال پیش، دو سال پیش از انتخابات شروع کردند مسائل انتخابات را مطرح کردن؛ این بهنظر ما مصلحت نیست؛ فضای کشور را بیموقع نباید فضای انتخاباتی کرد؛ از ۱.۵ سال پیش -که تقریباً دو سال به انتخابات امسال مانده بود که آخر سال است- بعضیها شروع کردند در مطبوعات و در حرفها، راجع به انتخابات حرف زدن، بحث کردن. وقتی فضای انتخاباتی در کشور بهوجود میآید، بسیاری از مسائل اصلی جامعه به حاشیه میرود و فراموش میشود. خب، فضای انتخابات، فضای رقابت و تعارض است؛ ما چرا بیخود این فضای رقابت را، فضای تعارض را، بکشانیم به یک سال دو سال قبل؟ شروع زودهنگام این بحثها به نظر ما مصلحت نیست. ۱۳۹۴/۰۶/۱۸
بيسوادها

بودند جزو قافله بی سوادها
نگاهی به سوابق علمی برخی از منتقدان توافقنامه ژنو نشان میدهد، بسیاری از افرادی که رئیسجمهور آنها را افرادی بیسواد خطاب کرد دارای مدارج بالای علمی از دانشگاههای معتبر اروپایی و آمریکایی هستند.
به گزارش پارس سایت هم اندیشی نوشت: حسن روحانی منتقدان ژنو را افرادی بیسواد خطاب کرد که از جاهای معدود تغذیه می شوند، اما نگاهی به سوابق علمی برخی از منتقدان ژنو نشان میدهد بسیاری از آنها دارای مدارج علمی از دانشگاههای معتبر اروپایی و آمریکایی و همچنین دانشگاههای برجسته کشور همچون " دانشگاه تهران" دانشگاه صنعتی شریف" ودانشگاه شهید بهشتی هستند.
حجت الاسلام روحانی روز گذشته در جلسه ای با روسای دانشگاهها، پارکهای علم و فناوری و پژوهش گاه های کشور با اشاره به توافق نامه ژنو و در واکنش به منتقدین این توافقنامه گفت: «چرا یک عده بیسواد که از بخشهایی خاص پول میگیرند باید حرف بزنند اما بزرگان، دانشگاهیان و اساتید ما سکوت میکنند؟ چرا وقتی یک اتفاق بینالمللی رخ میدهد، اساتید نامه خصوصی به رئیسجمهور مینویسند؟ چرا فریاد نمیزنید؟ چرا وارد میدان نمیشوید؟ ما روحیه سقراط وار میخواهیم. کسانی که در مذاکرات ژنو، مذاکره کردند نیز از دانشگاهها هستند و از اساتید دانشگاههای ما به حساب میآیند.»
پس از انشتار متن توافق ژنو "موسوم به اقدام مشترک" انتقادهای مختلف از سوی کارشناسان، اساتید حوزه و دانشگاه و دیپلمات های کشور به مفاد آن آغاز شد.
در ادامه می خواهد برخی منتقدان به قولِ آقای روحانی بیسواد، توافق ژنو را به طور مختصر معرفی نماید:
* دکتر محمد جواد لاریجانی
وی یکی از کسانی است که به توافق نامه ژنو انتقاداتی وارد کرده و طبق تعریف رئیس جمهور محترم ایشان هم در دایره منتقدان بی سواد این توافقنامه قرار می گیرند.
دکتر جواد لاریجانی فرزند آیت الله هاشم آملی (ره)است او مدتی در حوزه علمیه مشغول به تحصیل بوده است و پس از آن در دانشگاه صنعتی شریف در رشته مهندسی برق تحصیلات خودرا ادامه و برای تکمیل مطالعات خود به دانشگاه کالیفرنیا در برکلی عزیمت نمود.
دکتر محمد جواد لاریجانی یکی از دیپلمات های با سابقه کشور محسوب می شود که از اعضاء دیپلماتیک حامل پیام حضرت امام خمینی(ره) به گورباچوف رهبر شوروی سابق بود.
وی مؤسس مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی و یکی از مبدعان "نظریه امالقری" در اواخر دهه شصت است.
* دکتر الیاس نادران
دکتر الیاس نادران، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی است که مدتی پیش به همراه چند تن از نمایندگان دیگر مجلس طی نامه ای به روحانی خواستار پاسخگویی وزیر خارجه درباره جزئیات توافق ژنو شدند.
نادران از دانشگاه کلرمون فران Clermont-Ferrand فرانسه در رشته" اقتصاد عمومی دکتری تخصصی" گرفته است.او همچنین، عضو هیئت علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران است و در دوره دکتری اقتصاد بخش عمومی در این دانشکده تدریس میکند و تاکنون یک کتاب و 12 مقاله علمی - پژوهشی از وی منتشر شده است.
* دکتر نادر ساعد
دکتر نادر ساعد از دیگر منتقدان توافق ژنو است. او استاد همان دانشگاهی است که حجت الاسلام روحانی در سخنرانی خود دریکی از سالن های آن منتقدان توافق ژنو را بی سواد خطاب کرد. دکتر نادر ساعد استاد یار رشته حقوق بین الملل در دانشگاه شهید بهشتی است و تاکنون چند مقاله در نقد علمی توافق نامه ژنو به تحریر در آورده است.
* حجت الاسلام و المسلیمن دکتر نبویان
حجت الاسلام دکتر محمود نبویان نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی است که چندی پیش مقاله مفصل او با عنوان " کالبد شکافی توافق ژنو " در40صفحه در رسانه های کشور منتشر شدکه به بررسی جزئی و انتقادی توافق ژنو پرداخته بود.
حجت الاسلام و المسلمین نبویان از منتقدان توافق ژنو به شمار میرود وی علاوه بر تحصیلات عالی حوزوی دارای مدرک " دکترای فلسفه تطبیقی "از موسسه امام خمینی (ره) است و از اساتید این موسسه نیز به شمار می رود.
* دکتر سید امیر حسین قاضی زاده
دکتر سید امیر حسین قاضی زاده، نماینده مردم مشهد در مجلس شورای اسلامی است. قاضی زاده نیز از جمله نمایندگانی است که انتقادات فراوانی به توافق ژنو وارد می داند.او علاوه بر تحصیل علوم مقدمات حوزه، دکترای جراحی سرو گردن دارد.
* دکتر علیرضا زاکانی
دکتر علیرضا زاکانی نماینده سه دوره مردم تهران در مجلس شورای اسلامی است او مدتی پیش در نوشتاری با نقد برخی از مفاد توافق ژنو منافع آن را" بالقوه "و مضرات آن را "بالفعل" دانسته بود. علیرضا زاکانی مدرک پزشکی خودرا ازدانشگاه تهران گرفته است.
* محمد اسماعیل کوثری
کوثری یکی فرماندهان دوره هشت سال دفاع مقدس است و هم اکنون نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی است.
کوثری در مقاطع مختلف، پس انعقاد توافق ژنو نسبت به آن انتقاد داشته است.کوثری یکی از ایرادات عمده این توافقنامه را امکان تفاسیر متعدد میداند و می گوید:" با وجود اینکه ما نسبت به تفاهمنامه ژنو انتقادات اساسی داشته و آن را مشکلدار میدانستیم با این حال حتی این تفاهمنامه نیز از سوی آمریکا اجرایی نمیشود. ما شاهد هستیم که کشورهای غربی با تفاسیر گوناگون به دنبال زیر پا گذاشتن حقوقی هستند که در تفاهمنامه ژنو ذکر شده است."
کوثری کارشناسی ارشد مدیریت امور دفاعی است و در حال حاضر دانشجوی دکتری علوم دفاعی و امنیت ملی و استاد دانشگاه امام صادق(ع) در امور دفاعی است.
* مهرداد بذرپاش
مهردادبذرپاش یکی دیگر از منتقدان جدی توافق ژنو است او دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف بوده و تحصیلات خود را تا مقطع کارشناسی ارشد مهندسی صنایع دراین دانشگاه ادامه داده است.
مهرداد بذرپاش هم اکنون دانشجوی دکترای مدیریت صنعتی در دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه طباطبایی است.
بذرپاش سابقه ریاست شرکت سایپا و همچنین ریاست بر سازمان ملی جوانان سابق را در کارنامه خود دارد.
البته تعداد کارشناسان اساتید حوزه و دانشگاه و همچنین فعالان رسانه ای منتقد به توافق ژنو بسیار بیش از این ها است،که در اینجا فقط به چند نفر از آنها اشاره شد.
سخنان اخیر دکتر روحانی در بیسواد خواندن منتقدان ژنو در حالی انجام شد، که چندی پیش یکی از مشاوران رئیس جمهور در توهینی آشکار به قشر محترم و زحمتکش رانندگان تاکسی سخن آنان درباره مسائل روز کشور را فاقد هرگونه وجاهت و ارزشی دانسته بود.
منبع:parsnews.com
روزشمار دهه فجر 57
|
دوازدهم بهمن 1357 |
|
از نخستین ساعات بامداد، مردم به
سوی مسیر اعلام شده توسط كمیتهی استقبال حركت كردند. شب پیش، هزارن نفر بدون
اعتنا به حكومت نظامی، در اطراف میدان آزادی و بهشتزهرا(س) خوابیده بودند تا از
نزدیكترین محل بتوانند رهبر انقلاب را پس از سالها تبعید ببینند. هزاران جوان
مسئول برقراری نظم جمعیت بودند و خط سفید وسط خیابانهای شسته شده و بی غبار، تا
كیلومترها پوشیده از گلهای رنگین بود. |
گزينه هاي روي ميز
ببينيد ولذت ببريد....يك.....
یک …
لحظه لحظه خاطرات بهمنی که یک دفعه بهار شد
بهمنی که بوی گل گرفت و سوسن و یاسمن
بهمنی که غرق شوق و شور بود، انفجار نور بود
دو …
سرزمینی که نگاش به آسمونه و حسابش از زمین جداست
ذره ذره خاکش از غرور و غیرته
سرزمینی که شن کویرشم، لشکر خداست
سه…
بغض ناتموم مادری بالاسر جنازۀ پسر
بغضی که یکمرتبه صدا میشه سکوت رو میشکنه
ای تموم بچههام فدای تو یا حسین
این گلم نثار کربلای تو یا حسین
*
ای پدر و مادرم فدای تو یا حسین
زندگیم فدای کربلای تو یا حسین
*
چهار…
ایستادن یه نوجوون بدون ذرهای ترس و آرزو
روبروی تانکهای روبرو
پنج…
اهتزار پرچم سه رنگ
روی گنبد مسجدی که زخمۀ گلولههاست
خندههای مردمی که یک صدا میگن
«فتح شهر خون کار خداست»
شش…
آسمونی که پر از نوای ربناست
آسمونی که قرق شده با شهاب و رعد و صاعقه
با آیۀ «و ما رمیت اذ رمیت»
آسمونی که کابوس کرکساست
هفت…
چشمه چشمه موج موج
کوچه کوچه رود رود
تو خیابونا به هم رسیدن و یکی شدن
شکستن سردی دی و غرور اهرمن
حالا بازم بشمارن
اینا گزینههای روی میز ماست
حالا بازم بشمرید
گزینۀ روی میزتون چیاست
حالا بازم بشمرید
همه میدونن این آخرای قصۀ شماست
هفت … شش… پنج … چهار … سه … دو … یک …
*****
e7ac3955e613226026ffb41a50876f84911490.mp4
بوي گل و سوسن ....
بوي گل سوسن وياسمن آيد.....سرود خاطره انگيز و زيبا ...يادآور زيباترين روزهاي انقلاب
جشن پيروزي
را با برنامه هاي زير منتظر ديدار ياران هستيم.
سخنراني .جشنواره فيلم عمار.سرود.مسابقه.بروشور.نمايشگاه و.....
ثمرات وحدت
آنچه از ابتداي انقلاب دشمنان سعي در از بين بردنش داشته وهنوز هم به دنبال آن هستند همين وحدت است از غائله آمل وكردستان و خوزستان وسيستان و در همين نزديكي فتنه88 همه وهمه براي ايجاد تفرقه و از بين بردن سلاح وحدت دربين ملت ايران وامت اسلام بوده است.
فراموشمان نشود كه "يدالله مع الجماعه"
ربيع الاول
حديث بصيرت
««فقدالبصر اهون من فقد البصیره»
چشم نداشتن ازبصیرت نداشتن راحت تر وقابل تحمل تر است.
(امیر المومنین علی (ع))
«در فتنه ها به امام وپیشوای خودتان پناهنده شوید تا غبار فتنه شمارا گمراه نکند»
( امیر المومنين(ع))
روحاني مچكريم!
((((بودجه بسیج در لایحه بودجه سال ۹۳ نسبت به سال گذشته کاهش یافته است.))))
روحاني مچكريم!!!!!!!!!!!!!!
البته ما انقدر بسيجي بودن خونمون زياده كه با حذف بودجه سانديس هم ميتونيم به كار مون ادامه بديم.
دیده نشدن در عصر غلبه تصویر ممکن است؟!
دیده نشدن در عصر غلبه تصویر ممکن است؟!
- پایان امتحانات دانشگاه و بازگشت به شهر[۱]، برایم فرصتی را فراهم کرد تا با تأمل بیشتری به فضای شهرم، آدمها، تبلیغات شهری، پاساژها و… و به خصوص آنچه این روزها ذهنم را به خود مشغول کرده بود «علت تغییرات سریع سبک پوششی دختران و زنان شهرم و فاصله روزافزون آن با پوشش مورد تأیید اسلام» بپردازم. برای یافتن بخشی از پاسخ سوال خویش مغازه های پوشاک زنان، توجه به نوع و تغییرات پوشش عابران خانم و حتی توجه به مکالمه های تلفنی و دیالوگ های معمول این گروهِ هدف در تاکسی و پیادرو و مغازه ها می توانست راهگشا باشد. مراکز فروش شهر خیلی زیاد نیستند. بازار سنتی و پاساژهای مدرن که طی چند سال اخیر ساخته شده و تنها در یکی دو خیابان مشخص شهر متراکم است. بازار سنتی ـ به جز بازار زرگرهایش (بازار طلافروشان) ـ خیلی مورد توجه گروه هدف ما (دختران و زنان جوان) نیست. پس پاساژها زودتر ما را به هدف می رساند. در اینمیان بعضی مغازهها همیشه شلوغ اند. چون جنس ارزان تر دارند که البته ایرانی نیست و ترک اصل است! معمولا صبحها مغازهها خیلی شلوغ نیست و بیشتر زمان مراجعه برای خرید، هنگام غروب است. اما خلوت بودن در عین حال یک فرصت است زیرا فروشنده ها با صبر بیشتری به سوالاتت پاسخ میدهند و در عین حال ما فرصت داریم با تأمل بیشتر در مغازه به صحبت های معمول و غیر رسمی بین فروشنده های خانم هم گوش کنیم.
- اینجا یکی از مغازه های پر فروش شهر در صبح است. موضوع صحبت خانمهای فروشنده، ماهواره است و اندر حکایات توصیه های ظاهرا پزشکی و در عین حال قبیح آن در جهت سلامتی خانم ها. برایم عجیب است که اینقدر راحت و بلند دارند از برنامه های ماهواره در حضور مشتری شان صحبت میکنند. نکند ماهواره آزاد شده است و ما در خواب بوده ایم وقتی قانونش رفع ممنوعیتش تصویب شد در مناظرهای انتخاباتی.
- اینجا یکی دیگر از مغازههای معروف شهر است. دکوراسیون قبلی اش را تغییر داده است. فضای مغازه در این دکوراسیون جدید بزرگتر به نظر میرسد. مانکن ها همه جدید هستند و صورت های مختلف ایستاده و نشسته شان، تننماییِ بیشتری را به رخ مخاطبان خود میکشد. مانکن های جدید مخاطب را با جذابیت بیشتری به سوی خود می خوانند. به نظر میرسد این مانکن ها قدرت بیشتری دارند تا مخاطبان شان را به مثابه ی سوژه ی خویش به سوی خود فراخوانده و به تسلیم وادارند.
- اینجا خیابان مرکزی شهر است. نزدیک غروب است. یادم می آید یک بار از یک بنده خدایی شنیدم که میگفت از غروب به بعد این خیابان پاتوق دختر و پسرهای جوان است. حتی رفتن به آنجا را گناه میدانست. البته من اینقدر هم بدبین نیستم. مقتضای جوانی شادبودن است. ما هم که به جوانان مان یاد ندادهایم چگونه شاد باشند. وقتی شهری نه یک مرکز فرهنگی درست و حسابی دارد و نه یک پارک خوب، خب معلوم است که این خیابان می شود پاتوق؛ چون هم سینما دارد، هم کافیشاپ و هم کلی کافینت. به نظر میرسد در طی چند سال اخیر روز به روز به تعداد دختران شهرم که رضایت می دهند به تاراج زیبایی شان، اضافه می شود. اینجا روزگاری به دارالمؤمنین شهره بود، اما حالا چهره شبانه شهر شایسته بودن این صفت برای این شهر را به تردید می کشاند. صورتهای آرایش کرده ـ به سبک فلان مد ماهوارهای یا فلان بازیگر سینما ـ اما نجیبانه ی نوجوانانی که سرگردان در پی یافتن هویت خویش اند و جوانانی که گویا به هویتِ بی هویتی عادت کرده اند، من را سخت به فکر فرو میبرد…
- اینجا یکی از امامزاده های معروف اطراف شهر و شب نیمهشعبان است. موضوع صحبت خانم های کناردستی ام در صف نماز جماعت صحبت از یکی از سریال های معروف ماهواره است. دارند با هزار افسوس و آه می گویند که فلان خانم بازیگر در فیلم … اصلا ظاهرا گفتنش هم محلی از اشاعه فحشا است. کمی برمی گردم و به چهره آنان لبخند می زنم. هر دو کودکانی حدودا یکی دو ساله در بغل دارند. وقتی چهره هایشان را می بینم، دلم می گیرد. اگر چه هنوز ردّی از معصومیت و نجابت زن ایرانی را می توان در چهره آنان دید اما گویی اگر نرسد کسی به فریاد خاموش دل آنان شاید بشود آنچه نباید… یعنی آنقدر غرق در لهو ولعب دنیا شدهایم که زمان ها و مکان های مقدس هم بیدارمان نمیکند… شاید هم من زیادی نگرانم… ولی نکند تکرار شود دیگر بار واقعه ی اندلس. سال هاست زمین و زمان در انتظار آدمیان است تا بشوند آنچه خدا می خواهد، تا بیاید او که سال هاست منتظر آمدنش هستیم.
- بیشک چهره شهر و زنان شهر نمودی از اندیشه و اعتقادات آن شهر است. زنان اگر چه کمتر در رأس قدرت هستند. اما به نظر می رسد نوع اندیشه ی آنان را باید به مثابه ی نوعی قدرت در سایه قلمداد کرد. چرا که هر جامعهای در بستر خانواده شکل می گیرد. در هر خانواده نیز این زنان هستند که نقش محوری در جهت دهی تربیتی فرزندان و چگونگی سبک زندگی خانواده دارند. «از دامن زن مرد به معراج می رود» این عبارت ارزشمند امام خمینی (رحمه الله)، بیش از پیش اهمیت این امر را آشکار میکند. این در حالیست که، بخشی از جهت دهی فکری زنان در مکا نهایی شکل میگیرد که ظاهرا حاکمیت نسبت به آنها دخالت یا حساسیتی ندارد. مانند جلسات خانگی مذهبی یا جلسات دوره ای زنانه، کلاس های ورزشی (و گاها به اصطلاح ورزشی). در این میان نباید از تأثیرات ساختاری فضای شهری بر فرهنگ عفاف غافل شد. غلبه ساختارهای معماری مدرن ـ آنهم در شهری که بسیاری از خانه های تاریخی اش از شهرت جهانی برخوردارند ـ در درازمدت خواه ناخواه نوعی بی حیایی را در رفتارها نهادینه می کند. عدم برنامه ریزی صحیح برای اوقات فراغتی که روز به روز به سبب پیشرفت تکنولوژی بیشتر می شود و زنانی که دیگر حاضر نیستند عمر خود را با بچه داری (و یا ازدواج) تلف کنند! یکی دیگر از نکات بسیار مهم است. این زنان اغلب برای بازنمایی شخصیتی مطابق با شأن جامعه در حال گذار به مدرن به دنبال یافتن شغل هستند. شغلی که به آنان استقلال مالی و شأن اجتماعی بدهد. افزایش زنان منشی، تایپیست و یا زنان ارائه دهنده خدمات عمومی (مانند اداره پست، مخابرات، بیمه، دفترهای فروش بلیط مسافرتی، دفترهای بازاریابی و تبلیغات و تازگی ها ساندویج فروشی ها و مرغ فروشی ها و میوه فروشیها) در کنار پر بودن دیوارهای شهر از آگهی استخدام منشی خانم با روابط عمومی بالا! با بیمه و پورسانت عالی، مصداق و شاهدی بر این مدعاست.
- به راستی کجای کار اشتباه کردهایم؟ و حال باید چه کرد؟ یاد حرف مرحوم صفایی حائری در کتاب خط انتقال معارف میافتم «چرا فرزندانی که در دامان ما بزرگ شدهاند با احساس، معرفت و اعتقاد ما بیگانه اند. با آن چیزی که تا دیروز و برای نسل ما بدیهی بود، کاملا فاصله دارند. معنای اشک ها و لبخندهای ما را نمیفهمند. حتی آنان که مؤمن و دلسوز نیز هستند مترهایشان کاملا متفاوت است .» (صفایی حائری، ۱۳۸۷، ص۱۵-۱۲)
- بار دیگر سوال آغازین خود را تکرار می کنم: علت تغییرات سریع سبک پوششی دختران و زنان شهرم و فاصله روزافزون آن با پوشش مورد تأیید اسلام چیست؟ چرا زنان و دخترانی که در کشوری مزین به نام اسلام رشد یافته اند اینقدر راحت حاضر می شوند امانت الهی زن بودن شان را به تاراج چشمهایی گرسنه بگذارند؟ چرا حالا در آستانه حضور اجتماعی فعال نسل چهارم انقلاب، امر نسبت به معروفِ حجاب، نه کنشی موردِ ستایش بلکه امری مورد نکوهش است تا آنجا که آمرین به معروف مورد هتاکی نیز قرار میگیرند؟
- در فضای بحث عمومی در باب پاسخ به این سوال غالبا بحثها و نوک پیکانِ تقصیرات به سمتِ دختران و زنان بدحجاب باز می گردد. اما من امروز می خواهم از زاویه ای جدید این موضوع را مورد بحث قرار دهم.
- آیا تا به حال فکر کرده اید که ما در عصری متفاوت از دیگر عصرها به سر می بریم؟ عصری که انسان ها در آن به سبب انقلاب صنعتی و پیشرفت های شگفت انگیز تکنولوژی، دورانی جدید و متفاوت با دیگر دوران ها را تجربه می کنند؛ و در این وضعیت جدید، ما چه بخواهیم چه نخواهیم، کم و بیش تحث تأثیر مدرنیته و مظاهر آن هستیم. (چنانچه نمونه هایی از آن بیان شد.) یکی از مهمترین مظاهر مدرنتیه رسانههای جمعی مانند تلویزیون، تبلیغات تلویزیونی و شهری، سینما و… است که تمام تلاش این رسانه ها تبدیل همه چیز به تصاویر دیدنی است تا جایی که برای خیلی از ماها هر امری دیدنی تر و ملموس تر باشد حقیقی تر و باورپذیر است. چرا که اصلا مدرنتیه بر اساس اصالت دادن به تجربه حسی شکل گرفته است. یعنی از نظر دانشمندان مدرن غربی تنها چیزی حقیقی است و قابل اعتبار و علمی که بشود آن را از طریق حس درک کرد. بر همین مبنا است که مثلا وحی و معجزه و شفاعت می شوند اموری غیر معتبر، چون قابل بررسی و آزمایش از طریق حسی نیستند. خب خیلی از بحث دور نشویم رسانه های جمعی نیز محصول همین تفکر هستند. بر این اساس بگذارید نام این عصر را بگذاریم عصر غلبه تصویر (تصویر در اینجا در مقابل بصیرت و مشاهده باطنی است). اگر کمی توجه کنید، ما انسانهای عصر آخرالزمان داریم بیش از هر زمان دیگر مواجهه و در حصار تصاویر بودن را تجربه میکنیم.
- هر یک از ما، در هر ساعات شبانه روز و در هر مکان با حضور مستمر رسانه مواجهیم. (جباری، ۱۳۸۹، ص۴۵) حضور تصاویر رسانهای حتی زمانی که ظاهرا هیچ ردپایی از آن ها نیست در خلوت ترین اوقات زندگی با قدرت ادامه دارند. ما در ذهن و اندیشه خود رسانهای میاندیشیم. هجوم اطلاعات و تصاویر به ذهن، ما را به رسانهای متحرک و محصولی رسانهای بدل نموده است. (جباری، ۱۳۸۹، ص۴۵) حدود ۷۸ تا ۷۹ درصد از فرآیند ادراک روزانه اکثر ما در هر شبانه روز به مدد دیدن میسر میشود. انسان با پیامهایی که با نیمکره راست مغز دریافت می شوند، برخوردی شهودی دارد. این پیام ها بیشترین، ماندگارترین و عمیق ترین تأثیرات را بر شخصیت افراد دارند و به همین سبب است که تصاویر به کارآمدترین ابزار برای انتقال پیامها بدل شدهاند. (بلخاری، نشریه موعود، شماره ۲۵ و ۲۶ به نقل از تونهای، ۱۳۹۰، ۷۶۹-۷۷۰)
این تصاویر با قدرت شگرف خود قادرند باعث تغییر در نگرش مخاطبان خود شده و با تغییر سطح انتظار آنها میزان رضایت مندی فرد را از زندگی، دستخوش تلاطم کنند. بدینسان، انسان راضی و سعادت مند دیروز به فردی ناراضی تبدیل شده است. فرهنگ ساخته شده به مدد تصاویر رسانهای با نمایش تضاد عمیق بین جهان واقعی و جهانی که خود تولید کرده، انسان را در خلاء رها سازد. بعلاوه تغییر در ارزش های ذهنی مخاطبان، میتواند منجر به ایجاد مفهومی تحت عنوان «شی مداری» بر ذهن آنان شود. «اشیاء تزیینشده در قاب تصویر»، باورها، ارزش ها و رفتارها یعنی فرهنگ جوامع را به مبارزه فرا میخوانند. پیروز این چالش نابرابر، غالبا، تصاویر به ظاهر جذاب اند ـ مگر آنکه بصیرت و معرفت مخاطب به مدد او آید. ـ زیرا این تصاویر پاسخگوی نیازهای غریزی مخاطبند. نیازهای که به سادگی به سطح هیجان میرسند و لذتی آنی را به بیننده خویش هدیه می کنند. ما، ساکنان عالم رسانه ای در مواجهه با ابرمردان زیبارو و زیباتن و یا در سیر همذاتپنداری با قهرمانان فیلم ها، در عین لذت، هر لحظه دارد شهوت مان برای «دیدهشدن» افزون میگردد. بر همین اساس است که در این عصر جدید و در این شرایط موجود، ارزش نه در گمنامی، بلکه در دیدهشدن ـ آن هم طبق معیارهایی که «دیگران» (یعنی رسانهها) تعریف می کنند ـ است. حجاب یعنی دیده نشدن و مخاطبی که در طول روز هر لحظه دعوت به دیدهشدن و توجه به زیبایی های دنیایی میشود چگونه می تواند نفس سرکشش را که به سبب غلبه و هجوم تصاویر غریزه ـ محور طغیان کرده است آرام کند. جز پناه بردن به آستان فضل الهی ؟….
زنان و دختران ما، نه، همه ی ما، در جدالی نابرابر و در شرایطی ویژه به سر می بریم. شرایطی که ظاهرا در آن قرار است همه چیز به اوج خود برسد: نیکی ها و بدی ها؛ قرار است همه در برابر آزمونی بزرگ قرار بگیرند؛ سوالات امتحان بسیار سخت است و هر کسی توان پاسخ دادن به آن را ندارد. اگر تو، مخاطب محترم این نوشته تجربهی لذتِ دیده نشدن (حجاب داشتن) را داشته ای، این فضل الهی است، اما بدان تبدیل لذت دیده شدن (لذت بی حجابی) به دیده نشدن (لذت حجاب) و سیر از این مرحله به مرحله دیگر به خصوص برای جوان و نوجوانِ امروز بسیار سخت است. و حالا تو وظیفه ای سنگین بر دوش داری. باید بیاندیشی که چه روندی را طی کرده ای که توانسته ای دیده نشدن را برگزینی. مراقب باش که در مواجهه با مخاطبی که هنوز لذت دیده نشدن (حجاب داشتن) را تجربه نکرده، در این دوران جدید نمی توانی به شیوه های قدیمی عمل کنی. به میزانی که وسایل تکنولوژیک پیچیده و متنوع می شوند آدم ها هم پیچیده و متنوع می شوند. پس باید به راه های جدید برای امر به معروف اندیشید. یادمان باشد که امر به معروفهای جاهلانه و بدون بصیرت چنانچه در حدیث نیز آمده است فسادش بیش از اصلاحش است. و شاید یکی از دلایل دلزدگی مردم از امر به معروف در طی سال های اخیر عملکرد غیرهوشمندانه و غیربصیرانه مسئولین تصمیم گیر در این حوزه باشد. به هر حال به نظر میرسد نسبت تغییرات و سرعت تصمیمات و سیاست گذاری های فرهنگی در حوزه زنان متناسب با رشد تغییرات فرهنگی در این حوزه نیست و یکی از نیازهای ضروری در این زمینه بازاندیشی درنحوه سیاست گذاری ها به خصوص در حوزه زنان است….
- و سخن آخر اینکه باید ایستاد و هوشمندانه جهاد کرد. برای فرد منتظر یأس و نا امیدی معنایی ندارد. حرکت و مقاومت رمز پیروزی است که این وعده خداوند رحمان است: إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَ لَا تَحْزَنُوا و َأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِی کُنتُمْ تُوعَدُونَ (فصلت ،۳۰)
تجربه ی لذت دیده نشدنتان افزون باد.
منبع: سايت باحجاب
[۱] . واژه «شهر» در اینجا نماد و نشانه ای از تمام شهرهایی است که در حال دست و پا زدن و مواجههی سرگردان با مدرنیته و مظاهر آن هستند.
چرا امر به معروف ونهي از منكر نمي كنيم؟
در مورد عواملی که باعث می شود تا امر به معروف ونهی از منکر را فراموش کنیم واین امر واجب را انجام ندهیم باید به عوامل زیر اشاره نمود:
1- چون اهمیت امر به معروف را نمی دانیم.
2- چون به واجب بودن امربه معروف و نهی از منکر و حرام بودن ترک آن توجه نداریم.
3- چون نتایج ویرانگر ترکامربه معروف و نهی از منکر را نمی دانیم.
4- چون می ترسیم.
5- چون ایمانمان ضعیف است.
6- چون نا امید هستیم.
7- چون صبر و حوصله نداریم.
8-چون خجالت می کشیم.
9- چون در مهربانی افراط داریم.
10- چون عذر و بهانه می آوریم.
11-چون امربه معروف و نهی از منکررا محدود می دانیم.
12- چون شکسته نفسی می کنیم.
13- چون فکر می کنیم نوعی ریاکاری است.
14- چون شیوه های آن رابلد نیستیم.
15- چون آن را به گردن دیگران می اندازیم.
16- چون بهانه شرعی می آوریم.
و..........ادامه دارد.

