به بهانه ی زادروز تو

امشب دامن تو پر از هدیه های کوچک و بزرگ می شود

اما من هیچ ندارم که به تو هدیه دهم

جز دلی که به من پس دادی

تولدت مبارک . . .

*



نكته

گاهی مردم دوست ندارند که حقیقت را بشنوند زیرا نمی خواهند که توهمات شان نابود شود .

تعهد

تعهد داشتن قشنگه، حتی تعلق داشتن...
اینکه بدونی مال کسی هستی، سهم کسی هستی و اونم مال توئه، حق توئه.....
مهم نیس این تعهد امضاء بشه تو یه کاغذ پاره....
                                            اصلش سند خوردن توي قلبامونه..


هجدهم شهریور،زادروزت مبارک عزیزم

گاهی اوقات مجبوریم بپذیریم که برخی از آدمها
فقط میتوانند در قلبمان بمانند
نه در زندگیمان


یه روز خوبـــــــــــــــــــــــــــــ

چه خوب بود امروز ، من چرا انقدر خوشحالم ؟؟؟ چون ....................
امروز امیر در میخانه تویی تو فریادرس ناله مستانه تویی تو
مرغ دل ما را که به کس رام نگردد آرام تویی، دام تویی، دانه تویی تو
در کعبه و بتخانه بگشتیم بسی ما دیدیم که در کعبه و بتخانه تویی تو
میرزا حبیب خراسانی

بودن یا نبودن؟

هر وقت از دست کسی یا چیزی ناراحت شدی ....
فقط یه لحظه به نبودنش ؛ یا نداشتنش فکر کن ...

https://www.4shared.com/audio/iGj2gAvx/01_-_Salam.html

بگو سرگرم چی بودی که اینقدر ساکت و سردی

خودت آرامشم بودی خودت دلواپسم کردی

ته قلبت هنوز باید یه احساسی به من باشه

چقدر باید بمونم تا یکی مثل تو پیدا شه

تو روز و روزگار من بی تو روزای شادی نیست

تو دنیای منی اما به دنیا اعتمادی نیست

تو روز و روزگار من بی تو روزای شادی نیست

تو دنیای منی اما به دنیا اعتمادی نیست

 

سلام ای ناله ی بارون

سلام ای چشمای گریون

سلام روزای تلخ من

هنوزم دوستش دارم

سلام ای بغض تو سینه

سلام ای آه آیینه

سلام  شبهای دل کندن

هنوز دوستش دارم

 

نمی دونی تو این روزا چقدر حالم پریشونه

دلم با رفتنت تنگو دلم با بودنت خونه

خرابه حال من بی تو نمی تونم که بهترشم

تو دستای تو گل کردم بذار با گریه پرپرشم

یه بی نشونم تو این خزون

یه بی نشونم تو این خزون

منو از خودت بدون

یه بی نشونم تو این خزون

یه بی قرارم یه نیمه جون

منو از خودت بدون منو از خودت بدون

سلام ای ناله ی بارون

سلام ای چشمای گریون

سلام روزای تلخ من

هنوزم دوستش دارم

سلام ای بغض تو سینه

سلام ای آه آیینه

سلام  شبهای دل کندن

هنوز دوستش دارم


https://www.4shared.com/audio/iGj2gAvx/01_-_Salam.html

تـنــم از واسـطــه دوری دلـبــر بـگـداخــــــت. جـانــم از آتــش مـهــر رخ جـانـانـــه...

بهنام فاز می ده الان

  دانلود آهنگ 

بهنام صفوی

خوب من ، می خوامت ، آرزومه بیام تو خوابت
عزیزم بخندی ، بشم محو صورت ماهت
دوست دارم بمیرم اما اون اشکاتو نبینم
بردی تو دیگه قلب من ، می خوام اون دستاتو بگیرم
عشق من باش ، جون من باش
نذاری یه روز این دلو تنهاش
ای دیوونه دوست دارم
نمی تونم از تو چشم بردارم (بردارم)

عشق من با تو شادم ، آخه نمی ری تو از یادم
روزی که تو رو دیدم ، دلمو به دل تو دادم
حالا من می دونم ، بی تو یه لحظه نمی تونم
تا دنیا باشه پا برجا ، به پای عشقت می مونم
عشق من باش ، جون من باش
نذاری یه روز این دلو تنهاش
ای دیوونه دوست دارم
نمی تونم از تو چشم بردارم

برای داشتن تو حتی واسه یه لحظه (لحظه)
جونمو ، زندگیمو بدم ، بازم می ارزه (می ارزه)
دلم می لرزه

عشق من باش ، جون من باش
نذاری یه روز این دلو تنهاش
ای دیوونه دوست دارم
نمی تونم از تو چشم بردارم

عشق من باش ، جون من باش
نذاری یه روز این دلو تنهاش
ای دیوونه دوست دارم
نمی تونم از تو چشم بردارم

عشق من باش
عشق من باش (عشق من باش،عشق من باش،عشق من باش)

 

؟؟ که چی بشه ؟؟

آهنگ تمرين كلاس هفته

http://www.youtube.com/watch?v=qKqi8ZDIupE

Thx  

هزار شکر که دیدم به کام خویشت باز

ز روی صدق و صفا گشته با دلم دمساز

روندگان طریقت ره بلا سپرند

رفیق عشق چه غم دارد از نشیب و فراز

غم حبیب نهان به ز گفت و گوی رقیب

که نیست سینه ارباب کینه محرم راز

اگر چه حسن تو از عشق غیر مستغنیست

من آن نیم که از این عشقبازی آیم باز

چه گویمت که ز سوز درون چه می‌بینم

ز اشک پرس حکایت که من نیم غماز

چه فتنه بود که مشاطه قضا انگیخت

که کرد نرگس مستش سیه به سرمه ناز

بدین سپاس که مجلس منور است به دوست

گرت چو شمع جفایی رسد بسوز و بساز

غرض کرشمه حسن است ور نه حاجت نیست

جمال دولت محمود را به زلف ایاز

غزل سرایی ناهید صرفه‌ای نبرد

در آن مقام که حافظ برآورد آواز

بخوام از تو بگذرم ، من با یادت چه کنم؟

تو رو از یاد ببرم ، با خاطراتت چه کنم؟

حتی از یاد ببرم تو و خاطراتتو


بگو من با این دل خونه خرابم چه کنم؟

شب تولدتو تبريك از سر مهر

عشقبازی به همین آسانی است . . . . که گلی با چشمی،بلبلی با گوشی،رنگ زیبای خزان با روحی . . . . نیش زنبور عسل با نوشی،کار همواره باران با دشت . . . . برف با قله کوه،رود با ریشه بید،باد با شاخه برگ،ابر عابر با ماه،چشمه ای با آهو . . . برکه ای با مهتاب و نسیمی با زلف . . . . . ...دو کبوتر با هم . . . . وشب و روز و طبیعت با ما. عشقبازی به همین آسانی است . . . .

همه‌ي رزا خوشگلن،درست مثل تو.تولدت مبارك.

عزيزم به مناسبت شب ميلادت و دومين سالگشت درست كردن اين وبلاگ ، يه ترانه هم به وبلاگ اضافه كردم،اين آهنگو خيلي با يادت دوس دارم،بوس س س س

لازم نبود به من بگه ، ميدونه كه من اذيت ميشم ، حتما حس منو نميفهمه ....حالم خوب نيست.
نخ به شمع گفت چراوقتی من میسوزم تو ذوب میشوی؟شمع گفت مگرمیشود کسی در قلب من باشد وبسوزد و من اشک نریزم؟

يه دل سير صحبت از عشق

ديروز و امروز روزاي خوبين چون راجع به چيزاي قشنگي صحبت كردم البته نه با ميترا ، با يه محرم دل راز ميترا رو درميون گذشتم و از حرفامون لذت بردم.

ادعا

بچه بودیم راحت
دلمون نمی شکست
بزرگ شدیم خیلی آسون
دلمون می شکنه
بچه بودیم همه رو ۱۰
...تا دوست داشتیم
بزرگ که شدیم بعضی ها
رو هیچی
بعضی هارو کم و بعضی ها رو بی نهایت دوست داریم
بچه که بودیم
بچه بودیم
بزرگ که شدیم بزرگ که
نشدیم هیچ؛ دیگه همون بچه هم نیستیم

هميشه سخت ها را مي خواهيم؛

هميشه سخت ها را مي خواهيم؛ پر رنگها را مي بينيم؛ و صداهاي بلند را مي شنويم... غافل از اينکه خوب ها آسان مي آيند؛ بي رنگ مي مانند؛ ......وبي صدا مي روند
یک آن شد این عاشق شدن
دنیا همان یک لحظه بود
آن دم که چشمانت
مرااز عمق چشمانم ربود

به عشق گفتم: "آخر تو چيستي؟" گفت: "نگاهي بيش نيستم

ديروز بعد مدتها ديدمش ، اونم براي چند لحظه، زيبا و دوست داشتني .... واقعا كه عشق ، نگاهي بيشتر نيست.

می ‏خواستم عزيز تو باشم خدا نخواست
هم راه و هم گريز تو باشم خدا نخواست 

می خواستم كه ماهی غمگين بركه ای
در دست های ليز تو باشم خدا نخواست



داستان دلتنگی بلند است

آرام درکنار پنجره نشسته ام ودل داده ام به صدای او که اشکهایم را شعله ور می کند... داستان دلتنگی بلند است و فرصتی نمانده برای گفتن ! شاید وقتی دیگر بگویم از تنگی قفس

امروز صداشو تلفني شنيدم..اشك تو چشام برق ميزد و اينو حس ميكردم كه چقدر دوسش دارم..از ته ته دل

دوست داشتن پيوندي خود آگاه و از روي بصيرت

عشق يك جوشش كور است و پيوندي از سر نابينايي. اما دوست داشتن پيوندي خود آگاه و از روي بصيرت روشن و زلال عشق زيبایي‏هاي دلخواه را در معشوق مي‏آفريند و دوست داشتن زيبایيهاي دلخواه را در «دوست» مي‌بيند و مي‌يابد عشق يك فريب بزرگ و قوي است و دوست داشتن يك صداقت راستين و صميمي، بي‌انتها و مطلق عشق در دريا غرق شدن است و دوست داشتن در دريا شنا كردن عشق بينایي را مي‌گيرد و دوست داشتن مي‌دهد عشق خشن است و شديد و در عين حال ناپايدار و نامطمئن و دوست داشتن لطيف است و نرم و در عين حال پايدار و سرشار اطمينان عشق همواره با شك آلوده است و دوست داشتن سراپا يقين است و شك ناپذير از عشق هر چه بيشتر مي‌نوشيم، سيراب تر مي‌شويم و از دوست داشتن هر چه بيشتر، تشنه‌تر عشق هر چه ديرتر مي‌پايد كهنه‌تر مي‌شود و دوست داشتن، نوتر عشق، تملك معشوق است و دوست داشتن تشنگي محو شدن در دوست عشق معشوق را مجهول و گمنام مي‌خواهد تا در انحصار او بماند، زيرا عشق جلوه‌اي از خودخواهي و روح تاجرانه يا جاودانه آدمي است، و چون خود به بدي خودآگاه است، آن را در ديگري كه مي‌بيند، از او بيزار مي‌شود و كينه بر مي‌گيرد. اما دوست داشتن دوست را محبوب و عزيز مي‌خواهد كه همه دل‌ها آنچه را او از دوست در خود دارد ، داشته باشند عشق گاه جابجا مي‌شود و گاه سرد مي‌شود و گاه مي‌سوزاند. اما دوست داشتن از جاي خويش، از كنار دوست خويش، بر نمي‌خيزد، سرد نمي‌شود كه داغ نيست، نمي‌سوزاند كه سوزاننده نيست عشق رو به جانب خود دارد. خودخواه است و «خود پا» و حسود و معشوق را براي خويش مي‌پرستد و مي‌ستايد اما دوست داشتن رو به جانب دوست دارد، دوست‌خواه است و «دوست پا» و خود را براي دوست مي‌خواهد و او را براي او دوست مي‌دارد و خود در ميانه نيست عشق، اگر پاي عاشق در ميان نباشد، نيست. اما در دوست داشتن، جز دوست داشتن و دوست، سومي وجود ندارد. عشق به‌سرعت به كينه و انتقام بدل مي‌شود و آن هنگامي است كه عاشق خود را در ميانه نمي‌بيند، اما دوست داشتن به آن سو راهي نيست.

                                                                دکتر علی شریعتی

چه شعر سختی ولی برا تو

مرجان لب لعل تو مر جان مرا قوت
یاقوت نهم نام لب لعل تو یا قوت
قربان وفاتم به وفاتم نظری نه
تا بوت مگر بشنوم از روزن تابوت

خداي من

هر گاه دلم رفت تا محبت کسی را به دل بگیرد، تو او را خراب کردی، خدایا، به هر که و به هرچه دل بستم، تو دلم را شکستی، عشق هر کسی را که به دل گرفتم، تو قرار از من گرفتی، هر کجا خواستم دل مضطرب و دردمندم را آرامش دهم، در سایه امیدی، و به خاطر آرزویی، برای دلم امنیتی به وجود آورم، تو یکباره همه را برهم زدی، و در طوفان های وحشتزای حوادث رهایم کردی، تا هیچ آرزویی در دل نپرورم و هیچ خیری نداشته باشم و هیچ وقت آرامش و امنیتی در دل خود احساس نکنم... تو این چنین کردی تا به غیر از تو محبوبی نگیرم و به جز تو آرزویی نداشته باشم، و جز تو به چیزی یا به کسی امید نبندم، و جز در سایه توکل به تو، آرامش و امنیت احساس نکنم... خدایا ترا بر همه این نعمتها شکر می کنم.

فکر میکردم دیروز ببینمش که نشد...خیلی باحالی آخه کجایی عزیزم؟دیدنتم حرومه؟

به قطره قطره خون عشق سوگند / به سوز سینه های مانده در بند// دلم صد پاره شد بر خاک افتاد / به قلیم از غمت صد چاک افتاد

عشق يعنی هرچه گفتن هرچه کردن بهراو

عشق يعنی با غم الفت داشتن سوختن با درد نسبت داشتن عشق دريک جمله يعنی انتظار انتظار روز رجـــعت داشتن عشق يعنی مستی و ديوانگی عشق يعنی در جهان بيگانگی عشق يعنی شب نخفتن تا سحر عشق يعنی سجده ها با چشمان تر عشق يعني سر به در آويختن عشق يعنی اشک حسرت ريختن عشق يعنی در جهان رسوا شدن عشق يعنی مست و بی پروا شدن عشق يعنی سوختن يا ساختــن عشق يعنی زندگی را باختن عشق يعنی انتـــظار و انتـــظار عشق يعنی هرچه بينی عکس يار عشق يعنی ديـده بر در دوختـن عشق يعنی در فراقش سوختن عشق يعنی لحظه های التهاب عشق يعنی لحظه های ناب ناب عشق يعنی با پرستو پر زدن عشق يعنی آب بر آذر زدن عشق يعنی سوز نی آه شبان عشق يعنی معنی رنگين کمان عشق يعنی با گلي گفتن سخن عشق يعنی خون لاله بر چمن عشق يعنی شعله بر خرمن زدن عشق يعنی رسم و دل برهم زدن عشق يعنی يک تيمم يک نماز عشق يعنی عالمی راز و نياز عشق يعنی چون محمد پا به راه عشق يعنی همچو يوسف قعر چاه عشق يعنی بيستون کندن به دست عشق يعنی زاهد اما بت پرست عشق يعنی همچومن شيدا شدن عشق يعنی قلــه و دريا شدن عشق يعنی يک شقايق غرق خون عشق يعنی درد ومحنت دردرون عشق يعنی يک تبلور يک سرود عشق يعنی يک سلام و يک درود عشق يعنی جام لبريز از شراب عشق يعنی تشنگی يعنی سراب عشق يعنی حسرت شبهای گرم عشق يعنی ياد يک رويای نرم عشق يعنی غرقه گشتن در سراب عشق يعنی حلقه های بی حساب عشق يعنی تا ابد بی سرنوشت عشق يعنی آخــرخط بهـشــت عشق يعنی گم شدن در لحظه ها عشق يعنی آبـی بی انتـــها عشق يعنی زرد تنها و غريب عشق يعنی سرخی ظاهر فريب عشق يعنی تکيه بر بازوی باد عشق يعنی حسرتت پاينده باد عشق يعنی هرزمان تنها شنيدن نام او عشق يعنی هرچه گفتن هرچه کردن بهراو

هرجاهستی خوش باشی جیکر من

سال و مال و فال و حال و اصل و نسل و بخت و تخت بادت اندر شهریاری برقرار و بر دوام
سال خرم، فال نیکو، مال وافر، حال خوش،
اصل ثابت، نسل باقی، تخت عالی، بخت رام

        

دلم هواتو کرده

 

تو را به کسی هدیه می دهم که از من عاشق تر باشد و از من برای تو مهربان تر....

 تو را به کسی هدیه می دهم که صدای تو را از دور٬ در خشم٬ در مهربانی٬ در دلتنگی٬ در خستگی٬

در هزار همهمه دنیا٬ یکه و تنها بشناسد...

من تو را به کسی هدیه می دهم که راز معصومیت گل مریم و تمام سخاوت های عاشقانه این دل معصوم دریایی را بداند و ترنم دلپذیر هر آهنگ٬ هر نجوای کوچک٬ برایش یک خاطره باشد.

او باید از نگاه سبز تو تشخیص بدهد که امروز هوای دل تو آفتابی است٬ یا آن دلی که من برایش می میرم

سرد و بارانی است...

              ای بهانه زنده بودنم...

                            تو را به کسی هدیه می دهم که

                                           قلبش بعد از هزار بار دیدن تو٬

                                 باز هم به دیوانگی و بی پروایی اولین نگاه من بتپد...

                                   همان طور عاشق٬ همان طور مبهوت و مبهم....

               یک بار دیگر بگذار بی ادعا اقرار کنم که

                                                       هر روز دلم برایت تنگ می شود...

                  روزهایی که تو را نمی بینم به آرزوهای خفته ام می اندیشم...

                                                       به فاصله بین من و تو...

                                           به تو مي گويم  که عاشقانه دوستت دارم...

8 مارس روز زن بهت مبارک باشه


همين امروز دوستم بدار ، شايد فردائي نباشد . . .

باورم کن . . .

سکوت من ، فرداي بلند دوست داشتن توست ، دوست داشتن تو افسانه نيست