تولدم مبارک
روز ها و هفته ها با یادش اشک ریخته و فقط و فقط به امید
این بودم که او برگردد و
دوباره باهم روزها را بگذرانیم ولی
افسوس که این اندیشه رویایی بیش نبود و من حالا با اشک و
آه و یادش روز تولدم را
میگذرانم و مانند شمع کیکم از
حسرت و آه آب میشوم...
پس غمگین ترین تولدم مبارک
این بودم که او برگردد و
دوباره باهم روزها را بگذرانیم ولی
افسوس که این اندیشه رویایی بیش نبود و من حالا با اشک و
آه و یادش روز تولدم را
میگذرانم و مانند شمع کیکم از
حسرت و آه آب میشوم...
پس غمگین ترین تولدم مبارک
+ نوشته شده در جمعه هفدهم آبان ۱۳۹۲ ساعت 0:58 توسط فرناز
|
احساسی که من به تو داشتم یه احساس ممنوع بود با اینحال هنوزم به تو می اندیشم و هنوز دوستت دارم عشق ممنوع من