تابلو نقاش را ثروتمند کرد،

شعر شاعر به چند زبان ترجمه شد،

کارگردان جایزه ها را درو کرد

و

هنوز سر همان خیابان واکس می زند کودکی که دلیل همه این موفقیتها بود!

.

دروغ گفتــــن را خــــــوب يـاد گرفتــــــــــه ام

حــال مـــن خــــــــوب است

خــوب خــوب

فقـط زيــــاد تا قسمتــي هــــواي دلـــم طوفــــاني

همــراه با غبـــارهـاي خستگـــــــــــــي ست

و فكـر مـي كنـــم

ايـن روزهـــا...

خــدا هـم از حـــرف هـاي تكـــــراري مــــن خستـــه است

چـه حــس مشتـركـــي داريــم مـــن و خـــدا

او...

از حــرف هـاي تكـــــراري مــن خستـــه است

و مـــن...

از تكــــرار غـــــم انگيــز روزهــــايم...
.
" حسین پناهی "

حرف آخر

هزار خواهش و آیا

هزار پرسش و اما

هزار چون و هزاران چرای بی زیرا

.

هزار بود و نبود

هزار شاید و باید

هزار باد و مباد

.

هزار کار نکرده

هزار کاش و اگر

هزار بار نبرده

هزار بوک و مگر

هزار حرف نگفته

هزار راه نرفته

هزار بار همیشه

هزار بار هنوز...

.

مگر تو ای همه هرگز!

مگر تو ای همه هیچ!

مگر تو نقطه ی پایان

بر این هزار خط ناتمام بگذاری!

.

مگر تو ای دم آخر

در این میانه تو

سنگ تمام بگذاری!

« استاد قیصر امین پور »                        اردیبهشت 73

+ اسپیکرهاتون رو روشن کنید!

تنهایی

تنهایی آدم را عوض می کند...

گاهی بی تفاوت می شوی....

گاهی فقط به امید دیدن او چشمهایت را باز می کنی....

گاهی با خودت آنقدر حرف می زنی که وقتی به او رسیدی

لام تا کام دهانت باز نمی شود...

ساعتها زیر دوش می نشینی....

به کاشی های حمام خیره می شوی....

غذایت را سرد می خوری...

لباس هایت دیگر به تو نمی آیند...

ساعتها به یک آهنگ تکراری گوش می کنی

و هیچ وقت آهنگ را حفظ نمی شوی...

تنهایی از تو آدمی می سازد

که دیگر شبیه آدم نیست!

این روزها من

خدای سکوت شده ام

خفقان گرفته ام تا

آرامش اهالی دنیا

خط خطی نشود...

اینجا زمین است

اینجا زمین است رسم آدمهایش عجیب است

اینجا گم که می شوی

بجای اینکه دنبالت بگردند

فراموشت می کنند...

تـ ـو بـ ـرو…
مـ ـن هم برای اینکـ ـه راحـ ـت تربروی…
می گویـ ـم : برو “خیـ ـالی نیسـ ـت “
…امـ ـا…
… کیسـ ـت که ندانـ ـد…
…بی تـ ـو…
تنهـ ــا چیـ ـزی کـ ــه هسـ ـت…..
“خیـ ـال توسـ ـت” ...

سـخت شـב برايـρ ... تلخ شـב برايـρ

בرב شـב برايـρ ... زنـבگـے را مے گويـρ ...

همـانـے كـﮧ برايت آسـاטּ شـב ... شيريـטּ شـב ...

آراρ شـב ... حال تـو رفتـﮧ اﮮ ...

امـا كاش قبـل اј رفـتــنـتـــــــــ ... صبر را

زنـבگـے بـבوטּ تــــــــــــــو را

بـﮧ مـטּ مے آمــوختـے ...

به آغـــوش تو محتاجـــــم برای حــــس آرامش

برای زندگـــی با تو پراز شوقم پراز خواهــش

به دستای تو محتاجم برای لمـــــــس خوشبختی

واسه تسکین قلبی که براش عادت شده سـختی

به چشمــــای تو محتاجم واسه تعبیر این رویـا

که بازم میشه عاشـــق شد تو این بی رحمی دنیا

به لبخنـــد تو محتاجم که تنــها دلخوشیـــم باشه

بذار دنیــای بی روحـــم به لبخنــد تو زیـــبا شه

به تـو محتاجــــــمو باید پنــــاه هق هقــــم باشی

همیشـــه آرزوم بوده : همیشـــه عاشــقم باشی

!!!