شروع دوباره
بازگشت بعد از
۷ سال
بازگشت بعد از
۷ سال
چه سخت مى گذرد
ايين روزها که مى خواهم
از تو براى دلم
يک انسان معمولى بسازم
خداى خوبم......
هيچوقت کسى را به انچه قسمتش نيست عادت مده
از خــــــــــــــــواب هايي که
در بيداري انــــتظارش را مي کشم ...
پر از اشکم...
ولی میخندم به سختی
به قول فروغ که میگفت:
فکر مى کردم
اتيش کوچيک عشقت خاموش مى شه و
از يادم مى رى
ولى الان اين اتيش اونقدر بزرگ شده
که خودمم دارم داخلش
مى سوزم
هر وقت که هوا دو نفره بود
من تنها بودم ....
اين است هواى عدالت

ﻭﻗﺘﯽ ﺩﻟﻢ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ ؛
ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ
ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ...
ﺍﻣﺎ ﻫﻤﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻧﻨﺪ ،
ﺑﻪ ﺟﺰ ﺗﻮ
می ترسم ازآن روزی که
بغض آسمان بترکد
ومن تنهای تنها زیر باران قدم بزنم،
بدون دستهای تو
گاه دلتنگ میشوم ،
دلتنگتر از همه دلتنگها
، گوشه ای مینشینم و میشمارم حسرتها را
محاکمه میکنم و جدانم را،
کدام قلب راشکستم و کدام احساس را له کردم
و کدام خواهش رانشنیدم
و به کدام دلتنگی خندیدم که اینچنین
دلتنگم؟
ع ش ق
جدا از هم خاصیتی ندارند
اما در کنار هم معجزه می افرینند
مانند
من و تو
مرده انست
که احساس ندارد
من اما
مرده ترم
احساس دارم
تورا ندارم
خدایا...
یا خیلی بر گردون عقب ...
یا بزن بره جلو ....
از اینجای زندگی خیلی دلم گرفته...
مى سوزى ......
اين روزها داغ خيلى چيزها بردلم مانده .......
دلت تنگه یه نفر باشه. . .
تموم تلاشت رو هم بکنی تا خوش بگذره و لحظه ای
فراموشش کنی. . .
فایده نداره. . .!
تو دلت تنگه. . .
دلت برای همون یه نفر تنگه. . .
تا نیاد. . .
تا نباشه. . .
هیچ چیز درست نمیشه. . .
هیچ چیز. . .
چه قد سخته وقتی
تو چشای یکی نگاه کنی
و میخوام به زبون بیاری
دوستش داری ولی
از ترس رفتنش اروم
تو دلت بگی:
(دوست دارم یواشکی)
چقدر صدای تیک تاک ساعت دلخراش است
وقتی تو "یک ثانیه" هم در کنارم نیستی .
روزهایی که می بینمت ، نفسم می گیرد
و روزهایی که نیستی ، دلم
اما
تو باش …
تحمل اولی آسان تر است
کودک درونم دلتنگی میکند برایت ،
بچه است دیگر ...
نمیفهمد دوری یعنی چه !
اینجا
بجز دوری تو
چیزی به من نزدیک نیست
سهم “من” از “تو” عشق نیست ،
ذوق نیست ،
اشتیاق نیست
همان دلتنگی بی پایانی ست
که روزها دیوانه ام می کند
در دلم ارزوئ امدنت میمیرد
رفته ای اینک،اما آیا
باز بر می گردی؟
چه تمنای محال
خنده ام می گیرد!!!

با تو زیر بارانم ،
چتر برای چه ؟
خیال که خیس نمی شود !
ذهنم فلج می شـــــود…
وقتی می خوانمت
و تو حتی نمیگویی
جـــــــــانم . . .
باران که می بارد تمام کوچه های شهر پر از فریاد من است که می گویم:
من تنها نیستم, تنها منتظرم
چقدر این دوست داشتن های بی دلیل...خوب است!
مثل همین باران بی سوال
که هی می بارد...