شروع دوباره

بازگشت بعد از

۷ سال

سخت مى گذرد

چه سخت  مى گذرد


ايين روزها که مى خواهم 


از تو براى دلم 


يک انسان معمولى بسازم 



خدای خوبم

خداى خوبم......

هيچوقت کسى را به انچه قسمتش نيست عادت مده 

شـــب هايم

شـــب هايم پر شده


از خــــــــــــــــواب هايي که

در بيداري انــــتظارش را مي کشم ...



شـــب کـــه میشـــود

شـــب کـــه میشـــود


نبـــودن هایت را زیـــر بالشـــم میگـــذارم


و شجـــاعت خـــود را زیـــر ســـوال می بـــرم!


دوام می آورم تـــا فـــردا؟؟؟

شهامت میخواهد

پر از اشکم...



ولی میخندم به سختی



به قول فروغ که میگفت:



شهامت میخواهد سردباشی و

گرم بخندی!

کاش مى دونستى

فکر مى کردم


اتيش کوچيک عشقت خاموش مى شه و


از يادم مى رى


ولى الان اين اتيش  اونقدر بزرگ شده


که خودمم دارم داخلش


مى سوزم 

سهم من از تو چیست؟

نه توان خواستن دارم


نه توان فراموش کردن


سهم من از تو چیست؟


فقط...

“دل تنگى”

هوای عدالت

هر وقت که هوا دو نفره بود 


من تنها بودم ....


اين است هواى عدالت




ﺑﻪ ﺟﺰ ﺗﻮ

                      



ﻭﻗﺘﯽ ﺩﻟﻢ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ ؛


ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ


ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ...


ﺍﻣﺎ ﻫﻤﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻧﻨﺪ ،


ﺑﻪ ﺟﺰ ﺗﻮ


بدون دستهای تو


می ترسم ازآن روزی که


بغض آسمان بترکد


ومن تنهای تنها زیر باران قدم بزنم،


بدون دستهای تو



دلتنگم؟

گاه دلتنگ میشوم ،


دلتنگتر از همه دلتنگها


، گوشه ای مینشینم و میشمارم حسرتها را


محاکمه میکنم و جدانم را،


کدام قلب راشکستم و کدام احساس را له کردم


و کدام خواهش رانشنیدم


و به کدام دلتنگی خندیدم که اینچنین


دلتنگم؟



ع ش ق

ع ش ق


جدا از هم خاصیتی ندارند


اما در کنار هم معجزه می افرینند


مانند 



من و تو



مرده

مرده انست 



که احساس ندارد 



من اما 



مرده ترم 



احساس دارم



تورا ندارم


خدایا.........

خدایا...


یا خیلی بر گردون عقب ...


یا بزن بره جلو ....


از اینجای زندگی خیلی دلم گرفته...




دل

دست روى دلم مگزار.........



مى سوزى ......



اين روزها داغ خيلى چيزها بردلم مانده .......



دلتنگی.....


#یه عاشقانه ی آرام#


دلت تنگه یه نفر باشه. . .


تموم تلاشت رو هم بکنی تا خوش بگذره و لحظه ای


فراموشش کنی. . .


فایده نداره. . .!


تو دلت تنگه. . .



دلت برای همون یه نفر تنگه. . .


تا نیاد. . .



تا نباشه. . .


هیچ چیز درست نمیشه. . .



هیچ چیز. . .



                                    

یواشکی


چه قد سخته وقتی


تو چشای یکی نگاه کنی


و میخوام به زبون بیاری


دوستش داری ولی


از ترس رفتنش اروم


تو دلت بگی:


(دوست دارم یواشکی)


                   


تیک تاک


چقدر صدای تیک تاک ساعت دلخراش است


    وقتی تو "یک ثانیه" هم در کنارم نیستی .


روزهایی که می بینمت


روزهایی که می بینمت ، نفسم می گیرد


و روزهایی که نیستی ، دلم



اما


تو باش …



تحمل اولی آسان تر است



کودک درون


کودک درونم دلتنگی میکند برایت ،


بچه است دیگر ...




نمیفهمد دوری یعنی چه !



                            

دوری تو


اینجا


بجز دوری تو



چیزی به من نزدیک نیست



سهم “من”


سهم “من” از “تو” عشق نیست ،


ذوق نیست ،


اشتیاق نیست


همان دلتنگی بی پایانی ست


که روزها دیوانه ام می کند



یک نفر هست .. ..

در زندگی هر کسی یک نفر هست .. ..

که مثل هیچ کـــــس نیست ….


ارزوئ امدنت


در دلم ارزوئ امدنت میمیرد


رفته ای اینک،اما آیا


باز بر می گردی؟

چه تمنای محال


خنده ام می گیرد!!!



چتر برای چه ؟


با تو زیر بارانم ،


چتر برای چه ؟


خیال که خیس نمی شود !



                                

جـــــــــانم . . .


ذهنم فلج می شـــــود…


وقتی می خوانمت


و تو حتی نمیگویی


جـــــــــانم . . .


                                

من تنها نیستم


باران که می بارد تمام کوچه های شهر پر از فریاد من است که می گویم:


من تنها نیستم, تنها منتظرم



                          

دوست داشتن های بی دلیل..

چقدر این دوست داشتن های بی دلیل...خوب است!


مثل همین باران بی سوال


که هی می بارد...



که هی اتفاق آرام و شمرده شمرده می بارد!!