سلام به دوستای گلم...
اگه کسی هست از دوستام که وبلاگشون و دارم و گاهی هم بهم سر میزنن
حتما حتما کامنت بزارن منتظرتونم
#سیمین_دانشور
گـاه بـایــد سـکــوت کــرد
حـــرف دل کــه گـفـتـنــی نـیـســت !
بــایـــد آدمــش بـاشــد
کـسـی کـه بـا یـک نـگــاه کــردن بـه چـشـمــت
تـا تــه بـغـضــت را بـفـهـمــد ... !
یک نخ تنهایی به یاد تمام دل مشغولی هایم …
یک نخ سکوت به یاد حرفهایی که همیشه قورت داده ام …
یک نخ بغض به یاد تمام اشک های نریخته …
کمی زمان لطفا ، به اندازه یک نخ دیگر ، به اندازه قدم های کوتاه عقربه …
یک نخ بیشتر تا مرگ این پاکت نمانده !
روی کسی دست گذاشته ای که همه ی دنیای من است...
بی وجدان راحت به او نگو عزیزم...
.
.
.

همیشه در عجب بودم که چرا در جاده عشق
پا به پایم نمی آمدی
حتی وقتی آهسته و پیوسته میرفتم
امروز فهمیدم ریگی که در کفشت بود تو را می آزرد

نامم را پاک کردی... یادم را چه میکنی؟
یادم را پاک کنی... عشقم را چه میکنی؟
اصلا همه را پاک کن
هر آنچه از من داری
از من که چیزی کم نمیشود...
فقط بگو با وجدانت چه میکنی؟
نکند آن را هم پاک کرده ای؟
نــــــــــــه ! شدنی نیست...
نمیتوانی آنچه که نداشتی را پاک کنی.

باز هم سرم درد می کند. باز هم گیجم. باز هم منگم. باز هم دوست دارم تنها باشم و باز هم دوست دارم گریه کنم...
این "باز هم" ها دارند طولانی می شوند و خیال ندارند بار و بنه بردارند و از سر پر درد و گیج و منگم کوچ کنند. هیچ تنهایم نمیگذارند و مرا به مهمانی گریه دعوت می کنند...
بعد از رفتنت انگار تنها من دچار "باز هم" شده ام...!
