دختر


هنوزم دخترایی هستن ک کفش پاشنه بلند نمیپوشن ولی تو دل همه جای زیادی دارن

شاید محبتی از پدروبرادرخودشون ندیده باشند 

ولی تو کوچه وخیابون هم دنبالش نگشتن

بلد نیستن بگن 

عجیجم عجقم دوشت دالم 

ولی اگه به کسی گفتن دوستدارم مرد ومردونه

تا آخرش هستن

بعضی از پسرا بهشون میگن کصاااافط!آخه وقتی با ماشین آخرین مدل براشون بوق زدن محل سگ هم نذاشته

ولی ماااااا بهشون میگیم فرشته

چون مثل فرشته ها پاک اند

من ک عاشقشوووونم



شعر...


توچه گفتی سهراب؟قایقی خواهم ساخت

 باکدام عمر دراز 
نوح اگرکشتی ساخت عمره خود را گذراند
باتبر روز وشبش بردرختان افتادسالیان طول کشید عاقبت اما ساخت
پس بگو ای سهراب شعرنو خواهم ساخت
بیخیال قایق 
یا
که میگفتی تا شقایق هست زندگی باید کرد
این سخن یعنی چه؟
باشقایق باشی زندگی خواهی کرد؟
ورنه این شعروسخن یک خیال پوچ است
پس اگرمیگفتی تاشقایق هست حسرتی بایدخورد.جمله زیباترمی شد
توببخشم سهراب که اگر درشعرت نکته ای آوردم
انتقادی کردم
بخدا دلگیرم
ازتمام دنیا بخدا دلگیرم
بخدا من سیرم
نوجوانی پیرم
زنگی رویانیست زندگی پردرد است
زندگی نامرد است زندگی نامرد است

تعطیل...


سلام دوستای عزیزم

امیدوارم حالتون خوب باشه!بچه ها راستش 1مدت میخام وبموتعطیل کنم
تو این مدت آپ نمیکنم.ولی تا بشه بهتون
 سرمیزنم وآپ هاتونو میخونم.
مواظب خوبیاتون باشید.فراموشم نکنید!زود برمیگردم 

فعلا......

آدم های خوب





مردها،اسمشان به سنگدلي معروف است...

زن ها،به آهن پرستي... 

مردها و زن ها، هر دو انکار مي کنند..!! 

هر دو تنها مي گذارند وازتنهايي مي نالند ..... 

جُمله دوستت دارم شده است جُمله ي فرار ، بشنويم ، فرار مي کنيم...

اماهر دو گريه مي کنند ،دختر ها بلند ، پِسر ها بي صدا ...

هر دو به دنبال کسي که تا ابد تنهايشان نگذار... 

مرد ها تا مانکَن ببينند تنها مي گذارند

زن ها تا شآهزاده اي سوار بي ام و

ما فقط در استاتوس هايمان آدم هاي خوبي هستيم !!!

دلم



آینــــــــــــــــــده

دلم بچگی میخواهد پاهای شنی,دستای کاکائویی 

دلم میخوادوقتی بلال میخورم کل صورتم زغالی شه

1000بار یه سر سره ی 1متری رو برموبازم خسته نشم

چایی رو با 1عالمه قند بخورم

بستنیوپفکولواشکو باهم بخورم

سرچیزای مسخره انقد بخندم بیفتم کف اتاق

عیدیاموبریزم تو اون قلک گلیم

دلم میخوادبازم رودیوار نقاشی کنم

مورچه ها رو بکشم

دلم میخوادشبا تو خواب غلت بزنم جای اینکه حرف بزنم

1000تومن توجیبم باشه اما دلم خوش باشه

ازدرختا بالابرم 

ولم کنی تا صبح تو شهر بازی بمونم

بزرگترین اشتباهم این بود 
ک آرزوکردم بزرگ شوم
آینده دلم میخاد برگردونیم به همون موقع ها
.
.
.

من یه دختــــــــــــــــــ
رم.......
بهش افتخار میکنم.........
من منشاء عشق ووصال هستم.....
مادر آینده ی یک نسل هستم.......
کاش بفهمند نر بودن یک جنسیت است ومرد بودن هویت.....
زیادند دخترانی که نر نیستند ولی خــــــــــــــــــیلی مرد هستند....
به افتخار همه دختــــــــــــــــــرا

حالم

حالم خوب است

خوب خوب خوب

ارضاء شدم از عشقت

با دل و جان نفس میکشم چون میدانم هوای شهر را در ریه های توست

هی تو!!!مخاطب خاص نوشته هایم

باتوام!!!

عشق را امروز مزه مزه کردی؟

آنگاه که چشمانم خیس بود !!!!مرا دیدی؟

وقتی لابلای تمام سخنانت جستجو میکردم حسش کردم....بلعیدمش!!

میبینی بزرگترها راست میگفتند

همیشه قصه ، قصه ی دو نفر بود که عاشق هم بودند

شیرین و فرهاد،لیلی و مجنون،رمنو و ژولیت، پرنسس و شاهزاده

اما انگار یک جای کار میلنگد

دروغ بود، هیچ کس به ما نگفت

عاشق نمیتواند تنها ان مرد شاهزاده ی قصه ها باشد که با اسب سفید می اید

ولی معشوق درست مثل قصه ها بود

پرنسسی زیبا با موهای بلند

میبینی شباهت قصه ی ما را به داستانها؟

فهمیدی اشتباه بود آن قصه ها

اشتباه بود شخصیت شاهزاده

او نه فرهاد بود نه ژولیت و نه پسر پادشاه 

هیچ کدام نبود

او دخترکی بود که عاشق شده بود....

عاشق پرنسس قصه ی خودش


دیگــــــر نه بحثـــ میـــــکنم
نه توضیــــــح میخواهــــــم , نه توضیــــــح می دهـــم
نه دنبــــــال دلیــــــل میگــــــردم
فقطــــــ
میـــبینم ,سکــــوتــــــ میـــکنـــم و فاصلـــــه میـــگیــــرم ...
                                                                     

               
حرف های בلـρ را هرگز کسے نمیفهمـב،فقط روزی مورچہ ها خواهنـב فهمیـב!روزی کہ در زیر خاک گلویـρ را بہ تاراج میبرنـב...
                               
.
.

چـه قـدر ســــختـه کنتــــرل

اوليـــن قطــره اشـــــک ….. بــــراي نريــــــختن

سه نقطه...





هميشه بـايد کسـي باشد

کـــه معني سه نقطه هاي  انتهاي جمله‌هايت را بفهمد...

هميشه بـايد کسـي باشد...

تا بغض‌ هايت را قبل از لرزيدن چانه‌ات بفهمد...

بايد کسي باشد...

کـــه وقتي صدايت لرزيد بفهمد...

کـــه اگر سکوت کردي ، بفهمد...

کسي بـاشد...

کـــه اگر بهانه گيـر شدي بفهمد...

کسي بـاشد...

کـــه اگر سر درد را بهانه آوردي براي رفتـن و نبودن بفهمد به توجّهش احتياج داري...

 بفهمد کـــه درد داري

کـــه زندگي درد دارد

 بفهمد کـــه دلت براي چيزهاي کوچکش تنگ شده است 

بفهمد کـــه دلت براي قدم زدن زيرِ باران وبااو بودن...

تنگ شده است.........

دل آدما شيشه نيست

 که روي آن "ها "کنيم

وبعد با انگشت يه قلب بکشيم 

 و وايسيم آب شدنش رو تماشا کنيم

و کيف کنيم!!

روي شيشه نازک دل آدما اگه" قلبي" کشيدي

بايد "مردونه" پاش وايسي.........

 

بعــــضي وقتا دردت اونقـــــدر شخصي ميشه که با خــــودتم حرفــ نــــمي زني .....!



حتما بخون!!




آدماکنارت هستن تاکي؟؟تا وقتي که به تو احتياج دارند!
از پيشت ميرن 1روز!کدوم روز؟؟روزي که کسي جات اومد!
دوستت دارند تاچه موقع؟؟تا وقتي که کس ديگه اي را براي دوست داشتن پيداکنند!
ميگند عاشقت هستند براي هميشه؟نه....
فقط تا موقعي که نوبت بازي با تو تموم بشه!

واين است بازي با هم بودن.....


میدونی چی تو زندگی قشنگه؟
سخت بشی…
بشی از سنگ …
سرد و بی روح…..
اگه یکی اومد جلوت سرشو انداخت پایین گفت دوست دارم,میمیرم برات
یه پوزخند بزنی,ابروتو بندازی بالا بگی برو رد کارت

عشق حوالی ما ممنوع



بغض ها را گاهى بايد قورت داد

عاشقانه ها را از پنجره تف کرد

و درها را به روى همه بست

گاهى هيچ کس ارزش دچار شدن را ندارد …



روزگاریست شیطان فریاد میزند :آدم پیدا کنید،سجده خواهم کرد
.
.
.

خطاهایت راپیش آدم هااعتراف نکن جنبه ندارند….زود”ژست” خدایی میگیرند
.
.
.

زوزه کن ای باد، از چه میترسانی مرا.. دیگرچراغ خاموش را غمی نیست..
.
.
.

تیغ روزگار شاهرگ کلامم را چنان بریده که سکوتم بند نمی اید...!!



این روزا

مرد باش
زمين به مرد بودنت نياز دارد
مرد باش,مردونه حرف بزن,مردونه بخند,مردونه عشق بورز
مردونه گريه کن, مردونه ببخش
مرد باش,نه فقط با جسمت,با نگاهت,با احساست,با آغوشت!
مردباش وهيچوقت نامردي نکن
مخصوصا براي کسيکه به مردونگيت تکيه کرده وباورت کرده
مرد باش



بيزار باش از آن کسي که هرزگي هايش را آزادي!

اسم نگراني هايت را گير!

وبراي بي تفاوتي هايش اعتماد را بهانه ميکند....



اين روزا ديگه هيچ چيزي رو شرح نميدم ، فقط مي کِشَم !



گاهي، نبايد هي با خود تکـــــرار کرد حرف ها را !

فکر هم نبايد کرد !

اصلا هيچ کاري نبايد کرد !

حتي نبايد نوشت !

بايد ... سکوت کرد!

عميقـــــــا ... ســـــــــــکوت کرد


زندگی


کـــور بــاش بانـــو ...
نـگاه کـه مـي کنـي، مـي گوينــد: نـخ داد!
عـبوس بــاش بانــــو ...
لبــخند کـه مـيزنـي، مـي گـوينــد: پـا داد!
لال بــاش بانــــو ...
حـرف کـه مـي زنـي، مـي گوينــد: جـلوه فـروخـت!
شـايد دسـت از سـرمان بردارنـد ...
شـــــايد ...




زنـدگــی انـگــار
تـمــام ِ صـبــرش را بـخـشـیـده اسـت بـه مـن !!
هـرچــه مـن صـبــوری میکـنـم
او بــا بـی صـبـری ِ تـمــام
هـول میزنــد
بـــرای ضـربــه ی بـعــد .... !
کـمـی خـسـتــگـی در کــن ، لـعـنـتـــی ...
خـیــالـت راحـت !!
خـسـتـگــی ِ مــن
بـه ایـن زودی هــا دَر نـمـی شـود ...



بى تفاوت نيستم فقط ديگر کسى برايم متفاوت نيست !




شايد آرام تــر مي شدم...


فقــط و فقـــط …

 
اگر مي فهميدي ...

 
حرفهايم به همين راحتــــي که مي خوانی ..

 
نوشته نشده اند ..