دست از طلب ندارم









کلیپ صوتی از سخنان زیبای حاج آقای رنجبر در برنامه سمت خدا در مورد:
حقایق اعمال انسان در قیامت چگونه است؟


![]()
من کجایم در این برهوت دنیا
نمیدانم!
رهبر
معظم انقلاب اسلامی, حضرت امام خامنه ای در دیدار اخیرشان با دانشجویان
برای چندمین بار بصورت صریح دانشجویان را به توجه بیشتر به مباحث علمی و
فکر داخلی توصیه کردند.
پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبری چندی پیش خاطرات باقری لنکرانی وزیر سابق بهداشت از رهبر انقلاب را در اینباره منتشر کرد که در ادامه تقدیم می گردد.
* نمایشگاه دستاوردهای تحقیقاتی نخبگان کشور بود و سید فرزانهی ما ساعتهایی را به بازدید از این دستاوردها اختصاص داده بود. در غرفهی سازمان انرژی اتمی گزارش تولید رادیوایزوتوپهای تشخیصی و رادیوداروها را عرض میکردم. گفتم: چند ماه پیش که تحریمها جدی شد، فروش این مواد به ما را ممنوع کردند. در آن موقع برخی کشورها پیشنهاد فروش با قیمیت حدود پنجبرابر را به ما دادند. خدای متعال کمک کرد و با قیمتی ارزان توانستیم از دیگر منابع، نیاز فوری خود را تأمین کنیم. آن کشورها دنبال این بودند که مسیرهای فرعی تأمین را بر ما ببندند. دو ماه بعد که فهمیدند ما خودمان میتوانیم این مواد را تولید کنیم، همان کشورها پیشنهادهای زیر قیمت را آوردند تا بلکه انگیزهی ما را در تولید این مواد از بین ببرند و کاری کنند که تولید این مواد دیگر برای ما صرفهی اقتصادی نداشته باشد.
رهبر انقلاب فرمود: «ما هیچ وقت از تحریمها ضرر نکردهایم. اگر این خوراک آماده را از ما بگیرند، آن وقت ذهن ما به جوشش در میآید و کارهای بزرگ به ثمر میرسد.»
***
دانش و پژوهش، کلید پیشرفت
در بازدید از پژوهشگاه رویان، ایشان همچون یک محقق باتجربه، از زیر و بم کارها و از روند پروژوهها میپرسیدند. بعضی از محققان را به نام میشناختند: «آقای ...! آن طرحی که سه سال پیش میگفتید، الان در چه مرحلهای است؟» «آقای ...! مشکل شما برای تولید آن مولکول حل شد؟»
شرمنده میشدیم که ایشان با این همه مسئولیت سنگین که بر عهده دارد و این همه مسائل خرد و کلان که دنبال میکند، جور ما و امثال ما را حتی در پیگیری امور اجرایی تحقیقات و ایجاد انگیزه در بین محققان متحمل میشود تا فرصتها نگذرند.
ایشان در جمعبندی این بازدید چندساعته فرمودند: «کشور ما بدون حرکت در جادهی گسترش دانش و گسترش پژوهش، امکان ندارد بتواند به نقطهی مطلوب خودش دست پیدا کند. مخصوص کشور ما هم نیست. کلید، دانش و پژوهش است.» همچنین هشدار دادند که: «اصرارم بر این است که هر وقت ما برای پیشرفت علم کار میکنیم، این را فراموش نکنیم که علم و دین توأمانند.»
***
ناگهان گریستم
در دانشگاه شیراز که به تعبیر ایشان «دارالعلمی است در داراالعلم»، وقتی سخن حمایت از نخبگان به میان آمد، فرمودند: «حمایت از نخبگان را نباید در بند دیوانسالاری اداری گرفتار کرد.» ایشان همزمان بر ضرورت استحکام و قوام اقدامات تأکید کردند و اینکه سرعت، در همهی کارها چیز مطلوبی نیست.
جوان
نخبهای که اختراعی درخور توجه داشت، در حضور ایشان از عدم رسیدگیها و
فقدان حمایتها گلایه میکرد. او به وجد آمده بود و ناخودآگاه میگریست.
بعداً گفت: از اینکه میبینم شخص اول مملکت بیتکلف ایستاده و حرفهایم را
میشنود، دست مهربانی بر دوشم میکشد، اشکهایم را پاک میکند و شخصاً
پیگیر امور میشود، ناخودآگاه به گریه آمدهام.
استاد پرمدعایی هم آمده بود تا به قول خودش مطالبی را به رهبری
برساند. قدری متکبرانه شروع به سخن کرد و فحوای کلامش اثبات این موضوع بود
که ما باید راه پیمودهی دیگران را برای ارتقای علمی کشور با همان سبک و
سیاق و همان نظام و روش برویم. کلامش که تمام شد، نگاهش برق میزد. خیال
میکرد خیلی عالمانه سخن گفته. آقا که شروع به سخن کردند، در چند دقیقه
مبنای نظری بحث را خیلی بهتر از خود او بیان فرمودند. سپس نقد روش متدوال
در پیشرفت و ارتقای علمی را بیان کردند و آنگاه اشاره کردند که حتی تحولات
جهشی غرب هم خارج از این مسیری که به ما معرفی میکنند، صورت پذیرفته و
تحولات چشمگیری که در عرصهی علم و فناوری رخ داده، جهشی بوده و با شکست
ساختارهای مرسوم امکان وقوع یافته است.
در هامبورگ استاد دانشگاهی به من گفت: «گمان نکنید ایران را کار و تدبیر شماها حفظ کرده است؛ وجود این مرد را که سکاندار کشتی انقلاب شماست و هوشمندانه این کشتی را در اقیانوسهای پرتلاطم هدایت میکند، دست کم نگیرید!»
بار دیگر به آن آقای مدعی نگاه کردم؛ بهت و شرمندگی را میشد بهوضوح در چهرهاش دید. آمده بود نکتهای برساند، حالا خودش خیلی چیزها را برای اولین بار میشنید.
***
زمانی که عصبانیت رهبر را دیدم!
تنها زمانی که عصبانیت رهبر
انقلاب را دیدم، وقتی بود که برای شرکت در مراسم افطار اساتید از پشت
حسینیه میآمدیم. در طول مسیر، دو نفر از مسئولان هر کدام گلایهای از
دیگری را گفتند. ایشان برآشفت و فرمود: «شما که برای کار خودتان مسئولیت
نگرفتهاید. باید همتتان رفع مشکل کشور و خدمت به مردم باشد. این دعواها
را دور بریزید. به جای آن بروید کار کنید. مبنای کارتان هم قانون باشد، نه
سلایق شخصی خودتان.»
اهل
سالوس هم گاهی نزد ایشان میآمدند، اما ایشان بافراست میدید و راه را
روشن میکرد. فردی آمده بود تا با حضورش در این افطاری، خود را تطهیر کند.
خود را به صندلی ایشان پای سفره افطار چسبانده بود. آقا پرسید: «آقای
فلانی، جریان چیست؟» آقای فلانی! دستپاچه شد و با لکنت و در عین حال
اصرار، انکار میکرد جریانی را که آقا حتی به آن اشاره هم نکرده بود!
***
گفتمانسازی ایشان به نظرم بینظیر است. در دانشگاه سمنان از تحول و الزامات آن سخن گفتند؛ موضوعی که بعدها نماد سیاسیون بینالمللی گردید. دههی چهارم انقلاب را دههی پیشرفت و عدالت خواندند؛ عنوانی که هنوز سالها باید بکوشیم تا تبیین و تحلیلش کنیم. پانزده سال پیش جنبش نرمافزاری را به ما معرفی کردند؛ موضوعی که اکنون گفتوگوی رایج محافل علمی کشور ماست. خوب که نگاه میکنیم، ارتقای مدار حرکت انقلاب در این دو دهه، همیشه مرهون گفتمانسازی ایشان بوده است.
***
ای کاش...
دوست پزشکی دارم که استادی با شهرت جهانی در رشتهی تخصصی خود است. به من میگفت: «من یک آرزو دارم و آن دیدار چهره به چهره با ایشان است. نگاه نورانی ایشان حتی از پشت صفحهی تلویزیون مرا عاشق خود کرده است.» او هنوز هم با ایمیل پیگیر وعدهی دیدار است و من باید دنبال کنم!
در اندونزی، یک دانشجوی رشتهی پزشکی دانشگاه جاکارتا میگفت: «شما قدر این سید را نمیدانید. مثل ماهی در آب هستید. نمیفهمید چه نعمتی دارید.» راست میگفت.
در هامبورگ استاد دانشگاهی در حاشیهی نشستی علمی به من گفت: «گمان نکنید ایران را کار و تدبیر شماها حفظ کرده است؛ وجود این مرد را که سکاندار کشتی انقلاب شماست و هوشمندانه این کشتی را در اقیانوسهای پرتلاطم هدایت میکند، دست کم نگیرید!»
در آکرا، پایتخت غنا، عالمی دینی میگفت: «اگر ما مثل این مرد را داشتیم، کارهایی میکردیم کارستان!»

تمام متخصصين اقتصاد عالم روي اين مسئله تاكيد كرده اند كه نرخ بهره بالابه اقتصاد كشور ضرر مي زند، اشتغال را كم مي كند، رونق اقتصادي را كم مي كند، تورم ايجاد مي كند، و الي آخر. حالاما خيلي به تحقيقات علمي هم كاري نداشته باشيم و از فرمول هاي علمي اش سردرنياوريم و با صرف نظر از مسائل شرعي، اگر كسي يك پولي داشته باشد مي خواهد برود يك كار توليدي انجام بدهد، فرض كنيد مرغداري درست كند يا يك كارخانه تاسيس كند. وقتي بخواهد وارد بشود مي بيند براي اينكه حتي يك پروانه اش را بگيرد يك سال بايد بدود، از آن اداره به آن اداره،از اين به آن. در هر مرحله اي هم گاهي احياناً بايد زير ميزي هم بپردازد. تازه وقتي پروانه گرفت مواجه مي شود با كارگرهايي كه قانون كار به اينها حقوقي داده و اگر بيكار بشوند بايد حقوقشان را بپردازد و بيمه شان كند و الي اخر. اگر يك كارگري تخلف بكند، حق اخراجش را ندارد و مشكلات ديگري از اين قبيل. بالاخر آخرش فرض كنيد پارچه اي توليد كرد با طرح و رنگ و نقشه زيبا . فردا پارچه قاچاق از چين و اندونزي وارد مي كنند مي زنند تو سر جنس هاي او. سودي نكرده هيچ، احياناً ضرر هم كرده است. اين كم اتفاق نمي افتد. بعد از آن دوندگي ها ، به اين بگويد، به آن التماس كند، به اين زير ميزي بدهد، تازه بعدش معلوم نيست چند درصد سود داشته باشد. اما اگر در بانك بگذارد ، بيست و پنج درصد، سي درصد راحت و آسوده سود مي گيرد ، كدام عاقلي مي رود اين زحمتها را بكشد برود دنبال كار توليدي، مگر عشقي داشته باشد، والافكر پول در آوردن باعث اين نمي شود آدم اين كارها را بكند، مخصوصاً اگر بخواهد كار اقتصادي سالمي بكند كه در آن كلك نباشد، دزدي نباشد، حق ديگران را نخورد. آخرش آيا ده درصد سود بكند يا نكند. اما اينجا سودها راحت به بيست و پنج درصد نرخ بازار، سي درصد و گاهي تا سي و پنج درصد هم مي رسد. اما اگر نرخ بهره بانكي مثل بسياري از كشورهاي پيشرفته دنيا يك درصد باشد چه مي شود؟ شنيده ام بعضي جاها حتي نرخ بهره شان منفي است و مي گويند اگر مي خواهيد پولتان را نگه داريم بايد چيزي هم بدهيد تا پولتان را نگه داريم. آن وقت شخص مجبور است پولش را در فعاليت اقتصادي و توليدي بيندازد تا درآمدي داشته باشد و خودش هم سهمي از آن درآمد ببرد.

اينها خيلي تحقيقات علمي نمي خواهد كه وقتي نرخ بهره بانكي بالاباشد چه تاثيري در اقتصاد دارد. يك مسئله اي كه بعضي آقايان مطرح مي كنند اين است كه چون ما نرخ تورمان بالاست، اسمش اين است كه مثلاً بيست و پنج درصد سود است، ولي اين در واقع پنج درصد است، بقيه اش تورم است. از آن طرف سوال مي شود تورم از كجا بوجود مي آيد؟ يكي از عوامل تورم همين فعاليتهاي حساب نشده بانكي شماست. همين هاست كه موجب اين تورم ها مي شود و اشتغالها كم مي شود. به هرحال، يك رابطه زيكزاك و دور و تسلسل بين تورم و نرخ بهره برقرار است. بنده تخصصي در اين زمينه ندارم، ولي اين مطالب يقيني است و هيچ كدامش جاي شك ندارد. به هرحال از نظر قرآن هر گونه حيله و اينكه كساني كه اهل حيله باشند خدا آنها را به صورت ميمون مسخ مي كند (حالايك زمان به آن شكل است و در آخر الزمان شايد جور ديگري باشد مثل ذلتي كه انسان در مقابل ساير كشورها پيدا مي كند، اختلافات داخلي كه پيدا مي شود: «يلب سكم ش يعاً و يذ يق بعضكم باس بعض»؛ شما را به اختلاف كلمه و پراكندگي درمي افكند و بعضي را به عذاب بعضي گرفتار كند( انعام / 65)، نا امني هايي كه پيدا مي شود و چيزهاي ديگر.) ومسئله حيله و كلاه شرعي درست كردن، بسيار مذموم است.

من دیپلمات نیستم من انقلابیم


![]()
کلیپ صوتی توصیه های امام خامنه ای درباره القای آزاد نبودن انتخابات


![]()
کلیپی جالب از استاد عباسی در باره اینکه چرا وقتی آدم علما را میبند به صورت ناخودآگاه از خود بی خود میشود

حجم: 5مگابایت | فرمت mp4
زمان : 1:10دقیقه



در
گوشهای از اتاق داروهای این جانباز از جمله سرنگ بزرگی به چشم میخورد که
به نوعی ظرف غذای ابراهیم است؛ در معده این جانباز دوران دفاع
مقدس دستگاهی به نام «پیگ» کار گذاشته شده است که از این طریق تغذیه
میشود؛ این زن فداکار در ابتدا مواد مغذی ماهی، گوشت یا مرغ را به همراه
سبزیجات و برنج پخته، از صافی عبور میدهد سپس این مواد یا داروهایی را که
در آب محلول شده است را با سرنگ وارد معده همسرش میکند.

و آرزوی دیگر او این است که ای کاش دوباره بوی پوتین ارتشی در خانهاش میپیچید؛ و ای کاش او یک بار دیگر لباس مقدس ارتش را بر تن میکرد.
http://www.niazerooz.com/Key-News/%D8%AD%D8%AC%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85/page_20/56798
چهل منزل گذشت …
نمی دانم هر سال این کاروان است که می گذرد یا ما ییم که ایستاده ایم… نمی دانم سرش چیست هزار و اندی سال است که این کاروان می آید و میرود اما ما نمی رویم باز هم رفتنی هستیم… آنها که با این کاروان همسفر شدند به کجا رفتند و ما که ماندیم به کجا می برندمان؟

آیا می دانید که اگر شما در حال حمل قرآن باشید، شیطان دچار سردرد
شدید میشود ! و باز کردن قرآن ، باعث سرگیجه شیطان وزمین خوردنش
میشود !! و با شروع در خواندن قرآن ، شیطان به حالت غش فرو میرود!!!
و عمل به قرآن باعث در اغما رفتنش میشود؟؟؟؟ ..
و آیا شما می دانید که هنگامی که می خواهید دوباره به این پیام را
به دیگران ارسال کنید ،
شیطان سعی خواهد کرد تا شما را منصرف کند؟؟؟؟؟؟؟
کلیپی بسیار زیا درباره 9 دیماه از زبان حاج آقای تائب برای دانلود به ادامه مطلب مراجعه کنید
با تشکر از nasr tv


![]()

آقا سلام طولانی ترین شب سال هم دارد میاد اما نه من تو را شناختم و نه تو مرا رها نکردی!
آقا چرا مرا راحت نمیگذاری؟ حضورت در کنارم من گناهکار را به فکر فروبرده مگر نه اینست که یارانت جوانانند حتما بخاطر همین است که من وامثال من را همیشه دوست داری
شرمنده آقا، حلالم کن! چرا؟ واقعا نمیدانی؟ باشد بگذار بگویم:
(حکیم بن سعد گفت از حضرت علی(ع)شنیدم میفرمود:براستی که یاران حضرت قائم جوان هستند و میانسال در میانشان نیست مگر به اندازه سرمه در چشم و نمک در توشه و کمترین چیز در توشه نمک است.)
آقا حالا که تو مرا از عمق جان میخواهی و فقط منتظر یه گام هرچند خیلی کوچک از من هستی؟؟
باشد از من حرکت و از تو حتما برکت
من هم قول میدهم کمی به خود سختی دهم. حداقل این است که نمازم را به موقع بخوانم و تلاشم را بکنم که حواسم پرت نشود. فکر کنم برای گام اول بد نباشد کمی هم در ادامه درباره هوای کن.
اول سلام درد و دل زیاده اما کو گوش.....
چند روزه دنباله یه گوش بیکار میگردم هنوز پیدا نکردم نمیدونم چی بگم و از کجا شروع کنم حتی خودمم هنوز گیرم.اما مینویسم به امید خدا خدای من.اول اینو بگم که شاید مشکل از من نوعی باشه شاید واقعا من دارم اشتباه میکنم و بقیه درست بگندوم واقعا خسته ام از کلی ریا و کلی دروغ کلی ماسک که بعضیای دورورم به صورتشون زدن با شرایط الان فکر میکنم اگه گرگ بره خونه شنگول منگول حتی اگه آیفون تصویری هم داشنه باشن بازم گول میخورن و بازم در رو وا میکنم.
نمیدونم این واسه چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
میحوام بگم که واقعا مگه چند وقت دنیا اینجوری میمونه خیلی نامرده یه روز با منه یه روز با تو. جهان بد جوری کوچیکه همه درگیره این دردیم ولی مطمئنم که همه یه روز میفهمنن که چه جوری زندگی کردند.
من نگویم، که به درد دل من گوش کنید
بهتر آن است که این قصه فراموش کنید
عاشقان را بگذارید بنالند همه
مصلحت نیست، که این زمزمه خاموش کنید
خون دل بود نصیبم، به سر تربت من
لاله افشان به طرب آمده، می نوش کنید
بعد من ، سوگ مگیرید، نیرزد به خدا
بهر هر زرد رخی، خویش سید پوش کنید
خط بطلان به سر نامه ی هستی بکشید
پاره این لوح سبک پایه ی مخدوش کنید
سخن سوختگان طرح جنون می ریزد
عاقلان، گفته ی عشاق فراموش کنید
(معینی کرمانشاهی)
ولی یه افقهای خیلی کم نوری در من وجود دارد که مرا به عمل سوق میدهد میخواهم یک بارم که شده به درونم اعتماد کنم به درون خداییم خدایا تو شاهد باش که تا آنجا که در توانم است .....
سلام یه سوال کوتاه
حد و مرز روابط با جنس مخالف تو دانشگاه چه قدره؟؟؟؟



حسن عباسی باز هم طبق معمول جایی را دید که شاید کمتر کسی به آن میاندیشید.
کارتون یوگی خرسه که شما ها رو نمیدونم ولی من که بچه بودم خیلی دوستش داشتم.باورتون میشه که تو کارتون یوگی به شیخ الانبیا یعنی حضرت نوح توهین کردند.آیا شباهت ظاهری کشتی یوگی با کشتی حضرت نوح کافی نیست برای اثبات اینکه سازنده این انیمیشن با غرض و مقصودی این نامگذاری را داشته و عامداً منظورش از کشتی یوگی، کشتی حضرت نوح بوده؟ و حالا آیا این تمسخر نیست که حضرت نوح را به شکل حیوان در آورده اند؟
ولی نکته جالب اینه که همچنان این کارتون در حال پخش از صدا و سیماست.!!!!!!!!!!!
آیا مسولین ظاهرا مسلمان ما خواب هستند و نمیدانند که این کارتون دهها سال است که دارد پخش میشود؟؟
آیا مسولین نمیدانند که ایمان متعلقاتی دارد که 7 تاست؟ (یکی به خدا یکی به معاد و...)
آیا مسولین ما نمیدانند که یکی از متعلقات ایمان، ایمان به پیامبران است؟
دیگه روم به دیوار حالم داره از دست اینا بهم میخوره از هر دالانی استفاده میکنن تا یه جوری اعتقادات خدا پرستان را به سخره بگیرند ولی خدا خودش گفته الَّذینَ یَلْمِزُونَ المُطَّوِّعینَ مِنَ الْمُؤمِنینَ فِى الصَّدَقاتِ وَ الَّذینَ لا یَجِدُونَ الا جُهْدَهُمْ فَیَسْخَرُونَ مِنْهُمْ سَخِرَ اللَّهُ مِنْهُمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ الیمٌ. آنان كه از مؤمنان متعبّد و متعهّد به خاطر صدقاتى كه در راه خدا مىدهند انتقاد و عیبجویى مىكنند و نیز افراد بى بضاعتى را كه حد اكثر توانشان را در طبق اخلاص نهادهاند به مسخره مىگیرند، خداوند نیز آنها را مسخره خواهد كرد و براى آنان عذابى دردناك در پیش است. از طرفی یه چیز خیلی جالی دیگر که درباره استهزا کنندگان در قیامت اتفاق میافته اینه که:در روز قیامت كسانى را كه در دنیا مردم را مسخره مىكردند مىآورند و درى از بهشت به روى آنان مىگشایند و به آنها مىگویند بیایید بیایید. آنها با آن همه سختى و ناراحتى به پیش مىآیند و همین كه نزدیك در مىرسند در به روى آنها بسته مىشود. سپس در دیگرى به روى آنها باز مىشود و گفته مىشود شتاب كنید شتاب كنید. این بار نیز آنها با ناراحتى حركت مىكنند و همین كه نزدیك این در مىروند آن نیز بسته مىشود و همین طور این كار تكرار مىشود تا جایى كه نا امید مىشوند و سر انجام دیگر به سوى هیچ درى نمىروند. در اینجا مؤمنان كه ساكنان بهشتاند به آنها نظاره مىكنند به آنان مىخندند.
بگذریم خیلی از بحث منحرف شدیم توصیه میکنم حتما دانلودش کنین

جمله ای از این کلیپ:اگر اسرائیل از آمریکا بدتر است این شیوخ مرتجع عرب که به اسم اسلام هستند و خود را خادم حرمین شریفین میدانند از صهیونیست ها بد ترند.



با تشکر از nasr tv

![]()

امروز عصر عاشوراست و محرمی دیگر درحال گذر است
پس شهادت امام عشق به خانواده امام حمله کردند به کودکان و زنان. گوشواره ها را از گوشها پاره کردند، معجر ها را دریدند. ولی آیا این است سرانجام آزادگی؟ آیا این بود نتیجه رسالت نبوی و عدل علوی؟
آری به نظر من رسالت محمدی وعدل علوی داری بعد دیگری هم هست که نامش شهادت حسینی است.
دلیل این فاجعه اسفناک چه بود؟ مگر دشمنان امام انسان نبودند؟
باز هم آری زیرا دوری از امام دوری از عشق است دوری از انسانیت است.
امام هنوز هم بعد از صد ها سال به والله زنده ست. هر روز عاشوراست پس امام همیشه هست(کل یوم عاشورا) ولی آیا ما همیشه هستیم یا فقط همین محرم یا بدتر فقط تا همین امروز یعنی عاشورا عزاداریم.
به والله راه امام زمان از کربلا میگذرد. راه امام زمان همان راه امام حسین هست. مگر نه این است که هردو فرزندان علی (ع) و نوه های محمد (ص) هستند. مسیر ،مسیر عشق است.

امروز جمله ای دیدم که پشتم لرزید این بود:
منتظران ظهور حواستان باشد حسین را منتظرانش کشتند
نمیدونم واقعا چی بنویسم
این محرم هم رفت و چیزی جز چند قطره اشک نصیب ما نشد......
کرب و بلا نبر ز یادم
جوونیم و پای تو دادم
از ما که گذشت اما غمم همینه اللهی هیچ کس داغ حرمت نبینه
قدم قدم می گم ای دل ای دل حرم حرم می گم ای دل ای دل
امان امان ای دل امان امان ای دل
شب چشمام به شور و شینه شبای بین الحرمینه
بر مشام جان میرسه بوی حرم ترسم به قلبم ماند آرزوی حرم
دلم گرفته از این زمونه دست نزارید رو قلبم که خونه
از ما که گذشت اما غمم همینه اللهی هیچ کس داغ حرمت نبینه
قدم قدم می گم ای دل ای دل حرم حرم می گم ای دل ای دل امان امان ای دل امان امان ای دل
مرغ دلم هواتو كرده
هوای كربلاتو كرده
دلم می خواد كه حاجتمو بگیرم
رو خاك خونه یه مادریم بمیرم
سرو به روی تربتت می ذارم
تموم لحظه هارو می شمارم
از ما که گذشت اما غمم همینه اللهی هیچ کس داغ حرمت نبینه
قدم قدم می گم ای دل ای دل حرم حرم می گم ای دل ای دل امان امان ای دل امان امان ای دل
چشام شده زه گیره بی سو
مأمور قبض روح من كو
به ملك مرگم بگو داغ نذاره
همراه خودش عكس شیش گوشتو بیاره
كه گفته باشم حرف پر سوزم
حرم ندیده من جون نمی دم
از ما که گذشت اما غمم همینه اللهی هیچ کس داغ حرمت نبینه
قدم قدم می گم ای دل ای دل حرم حرم می گم ای دل ای دل امان امان ای دل امان امان ای دل
سلام الان که دارم این مطالبو مینویسم هنوز خودمم در موردش به جوابهای محکمی نرسیدم ولی نظرات خودمو مینویسم از دوستانم خواهش میکنم حتما نظرشونو مطرح کنن

اصلا محرم شعوره یا شوره؟
واسه حل این سوال باید درمورد مفهوم شور یا شعور کمی مینویسم.

![]()
حواست که هست؟ محرم دگری آمد و صدای قافلهی عشق میآید … مبادا در کوفه بمانی و فریاد هل من ناصر ینصرنی حسین را بیپاسخ بگذاری؛ حسین اکنون منتظر لبیک توست… لبیک یا حسین (ع)
کلیپی بسیار زیبا از استاد شهید مرتضی مطهری درباره عزادارای محرم
قسمتی از کلیپ:اگر میخوای عزاداری بکنی شمر 1500 سال پیش مرد شمر امروزت رو بشناس
((والذین معه اشدا علی کفار رحما بینهم))
حتما دانلود کنید


![]()