دست از طلب ندارم

نصایح عرفانی امام به حاج احمد آقا

 

 «مبادا خود را از خدمت به جامعه کنار بکشی و گوشه‌گیر و کل بر خلق الله باشی، که این از صفات جاهلان تمسک است یا درویشان دکان‌دار، سیره  انبیاء عظام و ائمه اطهار (علیهم‌السلام) که سرآمد عارفان بالله و رستگان از هر قید و بند و وابستگان به ساحت الهی در قیام به همه قوا علیه حکومت‌های طاغوتی و فرعون‌های زمان بوده و در اجرای عدالت در جهان رنج‌ها برده و کوشش‌ها کرده‌اند به ما درس می‌دهد و اگر چشم بینا و گوش شنوا داشته باشیم راه گشایمان خواهد بود، من اصبح و لم یهتم بامور المسلمین فلیس بمثلهم، پسرم نه گوشه‌گیری صوفیانه دلیل پیوستن به حق است و نه ورد در جامعه و تشکیل حکومت شاهد گسستن از حق میزان در اعمال انگیزه‌های آن‌هاست چه بسا عابد و زاهدی که گرفتار دام ابلیس و آن دام گستر با آنچه مناسب اوست چون خودبینی و خودخواهی و غرور و حجب و خود بزرگ بینی و تحقیر خلق‌الله و شرک خفی و امثال آنها او را از حق دور و به شرک می‌کشاند و چه بسا متصدی امور حکومت که با انگیزه الهی به معدن قرب حق نائل می‌شود چون داود نبی و سلیمان پیامبر والاتر و بالاتر چون نبی اکرم و خلیفه بر حقش علی بن ابیطالب و چون حضرت مهدی در عصر حکومت جهانی‌اش، پس میزان عرفان و حرمان انگیزه است.
 
هر قدر انگیزه‌ها به نور فطرت نزدیک‌تر باشند و از حجب حتی حجب نور وارسته‌تر به مبدأ نور وابسته‌تر تا آنجا که سخن از وابستگی نیز کفر است. پسرم از زیر بار مسئولیت انسانی که خدمت به حق در صورت خدمت به خلق است شانه خالی مکن که تاخت و تاز شیطان در این میدان کمتر از میدان تاخت و تاز در بین مسئولین و دست‌اندرکاران نیست؛ و دست و پا برای بدست آوردن مقام هرچه باشد چه مقام معنوی و چه مادی مزن. به عذر آنکه می‌خواهم به معارف الهی نزدیک شوم یا خدمت به عباد الله نمایم که توجه به آن از شیطان است چه رسد که کوشش برای بدست آوردن آن… » (نامه‌های عرفانی امام به حاج احمد آقا)

چگونه سبک زندگی بهبود می‌یابد؟

 
بنا به فرمایشات مقام معظم رهبری، بهبود و اصلاح سبک زندگی از جدی‌ترین کارهایی است که باید صورت پذیرد؛ و برای انجام این وظیفه باید به بررسی شاخص‌های رشد اقتصادی و اجتماعی در جامعه پرداخت.
 
بهبود سبک زندگی شامل بهبود وضعیت شاخص‌های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی می‌شود. در واقع تمامی عناصر جامعه باید در شرایطی رو به بهبود قرار گیرند تا اصلاح سبک زندگی صورت گیرد. با این وجود در این مقاله به بررسی شاخص‌های اقتصادی و نقش منحصر به فرد آن‌ها در نحوه تغییرات سبک زندگی می‌پردازیم و از بررسی ابعاد اجتماعی و فرهنگی این موضوع صرف نظر می‌کنیم.
 
اصلاح الگوی مصرف
یکی از مهم‌ترین عوامل اقتصادی برای بهبود سبک زندگی، اصلاح الگوی مصرف به معنای کاهش اسراف و اتلاف و همراه با اندیشه بهتر مصرف کردن است. اصلاح الگوی مصرف هنگامی که با بهبود سبک زندگی همراه می‌شود به هیچ عنوان به معنای کمتر بهره گرفتن از منابع دارایی نیست بلکه به معنای بهترین استفاده از منابع موجود است.
 
به تعبیر دیگر؛ رسیدن به الگوی مصرفی که با وطن دوستی و ملی گرایی همراه است و افراد حاضر نیستند برای تنها نام یک برند خارجی چندین برابر هزینه کنند و تولیدکننده داخلی برای افزایش سود خود حاضر نمی‌شود نام کشورهای دیگر را روی محصول خود نصب کند! بنابراین اصلاح سبک زندگی یعنی ارزش دادن به تولید ملی و افزایش کیفیت کالاهای داخلی و جلوگیری از اسراف و چشم و هم چشمی.
 
کاهش فقر و نابرابری
بدون شک برای رسیدن به سبک زندگی بهتر، مهم‌ترین عامل کاهش فقر است. تا زمانی که خانواده‌ها در شرایط سخت اقتصادی زندگی می‌کنند، مجالی برای بهبود سبک زندگی خود پیدا نمی‌کنند و آنچه صورت می‌گیرد تلاش برای امرار معاش و ماندن در شرایط موجود است، نه تفکر برای اصلاح سبک زندگی.
بنابراین اولین قدم برای آن‌ها رهایی از وضع موجود است. باید تدابیری اندیشیده شود که افراد زیر خط فقر رهایی پیدا کنند. به عنوان مثال، چینی‌ها در فاصله سال‌های ۱۹۷۹ تا ۱۹۹۹ میلادی،  پانصد میلیون نفر را از زیر خط فقر خارج کردند در حالی که کل جمعیت چین در آن زمان ۱۱۰۰ میلیون نفر بوده است. در واقع در ربع پایانی قرن بیستم، از کل فقرایی که از زیر خط فقر خارج شدند، ۷۵% آن‌ها چینی بودند. حال باید پرسید آن‌ها چه تدابیری اندیشیدند که چنین توفیقی بدست آوردند.
 
چینی‌ها ویروس مسئولیت شناسی را به طور غیرمستقیم در ذهن افراد وارد کردند و به این ترتیب آنچه را که می‌خواستند به ارزش مسلط تبدیل کردند. مثلاً ۱۰۲ سال پیش، بررسی کردند که جامعه برای کسانی که در دانشگاه درس می‌خوانند چقدر هزینه می‌کند؟ و دریافتند که هر دانشجوی چینی که به طور متوسط ۵ سال در دانشگاه است، سالانه معادل تولید ۳۰ سال یک کشاورز را مصرف می‌کند و تولیدی انجام نمی‌دهد! یعنی در زمان تحصیل به طور متوسط معادل ۱۵۰ سال تولید یک کشاورز را مصرف می‌کند. پس از آن گفتند حالا باید این بذر را در ذهن دانشجویان بکارید و آن‌ها را متوجه سازید که جامعه برای آن‌ها چه هزینه ای پرداخت می‌کند و چقدر در قبال جامعه مسئولیت دارند. پس از بیش از ۱۰۰ سال از این جریان، هنوز این ویروس مسئولیت شناسی در وجدان چینی‌ها وجود دارد و در همه جای دنیا سخت کوش ترین دانشجویان، چینی هستند. حالا شاید بتوان علت موفقیت مثال زدنی چینی‌ها در نابودی فقر جامعه را یافت.
بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که مهم‌ترین تغییر سبک زندگی باید همراه با افزایش مسئولیت شناسی و تلاش و کوشش برای کاهش فقر باشد.
 
وضعیت اشتغال در جامعه
یکی از متغیرهایی که به شدت سبک زندگی افراد و خانوارها را تحت تأثیر قرار می‌دهد اشتغال افراد یا به طور دقیق‌تر نوع شغل افراد است. شأن اجتماعی که در اثر شغل افراد برای آن‌ها قائل می‌شویم، میزان درآمد، ساعات کاری، فراغت و درجه سختی کار همگی از عوامل مهم بر روی سبک زندگی افراد است. بررسی شاخص بیکاری در جامعه و نوع کار متناسب با آموزش افراد می‌تواند در اصلاح سبک زندگی افراد جامعه موثر واقع شود.
 
امید به زندگی
میزان امید به زندگی از شاخص‌های رشد و توسعه اقتصادی و اجتماعی است. اگر سبک زندگی افراد بهبود یابد امید به زندگی در جامعه بالا می‌رود. به طور کلی در کشورهای پیشرفته، امید به زندگی افراد نسبت به دیگر کشورها بالاتر است. شرایط اقتصادی، درآمدهای متناسب با مخارج، بهداشت محیط و هوای پاک و در واقع رسیدن به توسعه پایدار از عوامل تأثیر گذار در سبک زندگی افراد است. مسلماً هرچه سبک زندگی افراد بهبود یابد امید به زندگی هم در آن‌ها افزایش می‌یابد.
 
بنابراین برای اصلاح سبک زندگی افراد ابتدا باید فقر و نابرابری را در جامعه کاهش داد. الگوی مصرفی را اصلاح کرد، با افزایش تولید ملی و افزایش اشتغال، درآمد افراد را بالا برد. با تولید کالاهای با کیفیت، مصرف کنندگان را به مصرف کالاهای داخلی ترغیب کرد و اندیشه ملی گرایی را در بین آحاد جامعه تقویت کرد.
 
 
 
منبع: تعامل

سال92

سال 1392






 سال





حماسه سیاسی






 
حماسه اقتصادی








گرامیباد



بیا......


معرفی دکتر سعید جلیلی

زندگی نامه دکتر سعید جلیلی


آقایدکتر سعید جليلی، در سال ۱۳۴۵ در شهر مشهد متولد شده و دارای دکترا در علوم سياسی است او که از دانش اندوحتگان دانشگاه امام صادق است، از سال ۱۳۸۰ مديرکلی دفتر مقام معظم رهبری را بر عهده داشته است.وی در سال ۱۳۸۴ پس از پيروز ی محمود احمدی نژاد در انتخابات رياست جمهوری سمت مشاور وی منصوب شد.
روزنامه های  هوادار رییس جمهور  از سعيد جليلی به عنوان نماينده مستقيم محمود احمدی نژاد در وزارت امور خارجه ياد کرده اند. آقای جلیل تاکنون در اين وزارتخانه پست هايی چون وابسته سياسی، دبيری و رايزنی، معاون اداره آمريکای شمالی و مرکزی را برعهده داشته است.
آقای جليلی سابقه حضور در جنگ هشت ساله ايران و عراق و جانبازی را در کارنامه خود دارد. به گفته برخی رسانه های ایران، آقای جلیلی در آغاز دولت نهم گزینه مورد نظر آقای احمدی نژاد برای وزارت امورخارجه بوده است که بنا به دلایلی درنهایت منوچهر متکی به این سمت انتخاب شد.
آقای جليلی در ۲۰ شهريور ۱۳۸۴  به عنوان معاون اروپا و آمريکای وزير امور خارجه منصوب شد تا نقش تبيينی سياست های ايران را نسبت به آنچه کشورهای غربی ناميده می شود برعهده بگيرد.
آقای جليلی معتقد است ايران به جای پاسخ گويی«به سوال های کشورهای غربی» بايد در برابر، از آنها سوال مطرح کند. پیش از این آقای  جليلی که به عنوان نماينده آقای احمدی نژاد حامل «پيام ويژه» برای رومانو پرودی، نخست وزير ايتاليا بوده، معتقد است ايران می تواند «روی فرصت های بيشتر» با کشورهايی چون ايتاليا، اسپانيا و سويیس حساب کند.
به عبارت ديگر در اين ديپلماسی  کشورهايی بريتانيا، آلمان و فرانسه  که  به طور سنتی بيشترين رابطه را با آنها داشته، جایگزین ایتالیا و اسپانیا می کند که در حال حاضر دولت های چپگرا قدرت را در آنها  در دست دارند. روابط بسیار گسترده ایران با کشورهای آمریکا لاتین از جمله ونزوئلا که رییس جمهور ایران به تازگی از آن دیدار کرده و همچنین بولیوی و نیکاراگوا و سرمایه گذاری ایران در این سه کشور  از جمله برنامه های آقای جلیلی بوده  که به حمایت و استقبال رییس جمهور اجرا شده است.
آقای جلیلی در هفته‌هاى اخير به کشورهاى اروپايى از جمله بریتانیا و فرانسه سفر کرد تا درباره طرح کارى مورد توافق با آژانس بين‌المللى انرژى اتمى در ماه آگوست که به هدف پاسخگويى به مسائل باقيمانده مسئله هسته‌اى ايران ايجاد شده، صحبت کند. به نوشته گزارشی  در خبرگزاری  رویترز ديپلمات‌هايى که آقای جليلى را ديده‌اند مى‌گويند وى در بحث‌ها بر موضع خود بسيار پافشارى مى‌کند و عقايد محکمى دارد. يک ديپلمات گفت که وى بيشتر در سخنرانى و نه بحث تبحر دارد.
آقای جليلى در ماه دسامبر 2006 به روزنامه بوستون گلوب در آمریکا گفته بود که  تحريم‌ها بيشتر از ايران به افرادى که آنها را اعمال کرده‌اند، آسيب مى‌رساند. وى گفت واشنگتن بايد رفتار سابقش را درباره مسئله هسته‌اى تصحيح کند و اگر خواستار پايان سالها خصومت بين دو کشور است، از در اختيار داشتن فناورى هسته‌اى صلح‌آميز از سوى ايران نبايد جلوگيرى کند.
آقای جلیلی به تازگی در دیدار با آليدا گوارا و کاميلوگوارا دختر و پسر ارنستو چه‌گوارا مبارز کوبايى که به ميزبانى خانه آمريکاى لاتين و موسسه فرهنگى ميثاق به ايران سفر کردند دیدار کرد. آقای جليلى در اين ديدار گفته بود  ما از کودکى با نام چه‌گوارا آشنا بوديم و مبارزاتش قابل تحسين بود و با پيروزى انقلاب اسلامى عکس‌هاى او در سطح وسيعى در ايران منتشر شد.

آقای جليلى با بيان اينکه در ايران علاوه بر مبارزه، روند پيشرفت و رفاه هر روز بهبود يافته، گفته بود  من دو هفته پيش در ايتاليا بودم و جلسه ‌اى با نخست‌ وزير ايتاليا داشتم که آقاى پرودى مى ‌گفت من تعجب مى‌کنم که در طول 28 سال تحريم عليه ايران، به جاى اينکه هر روز ايران تضعيف شود، مى بينيم که قوى‌ تر شده و امروز ايران از همه 28سال گذشته قوى‌ تر است. مدل و الگوى انقلاب اسلامى مى‌تواند در همه جاى جهان تکثير شود و ما حاضريم تجارب خود را در اختيار دنيا قرار دهيم.

اگر همه قدرت‌هاى جنوب به يکديگر متصل شوند و توان خود را تجميع کنند، يک قدرت بزرگ ديگر به ابرقدرت‌ها اضافه خواهد شد. آقای جليلى با بيان اينکه خوشبختانه امروز در آمريکاى لاتين چه‌گوارا تکثير شده است، اظهار داشته بود که  بعد از فروپاشى شوروى، برخلاف تصور آمريکايى‌ها که فکر مى‌کردند شعارهاى عدالتخواهانه و مبارزه با امپرياليسم ريشه در شوروى داشته است، اتفاقاتى نشان داد که اين شعارها ريشه در فطرت بشر داشته و دور تازه‌اى از حرکت‌هاى ضدامپرياليسم در آمريکاى لاتين رشد يافته است.

آقای جلیلی می گوید  نام کاسترو و چه‌گوارا امروز در جهان و در تاريخ با تحسين ياد مى‌شود و بايد نسل‌هاى آينده اين روند را کامل کنند و ادامه دهند.
برخی از صاحب نظران نوشتن نامه به روسای جمهوری کشورهای غربی از جمله جورج بوش رییس جمهور آمریکا و آنجلا مرکل صدر اعظم آلمان را  از ابتکارهای سعيد جليلی قلمداد می کنند. هرچند آقای جلیلی اين گزارش ها را شايعات توصیف کرده و ضمن رد آنها می گويد که آقای احمدی نژاد در حوزه سياست خارجی نيز صاحب نظر است و منشاء اين شايعات را آشنايی ديرينه خود با آقای احمدی نژاد می داند.
آقای جلیلی سعيد جليلى می گوید «فرصت زايى» و «تهديد زدايى» سياست اصولى دولت نهم در برابر چالش‌هاى تحميلى از سوى غرب است

انتخابات آزاد آخرین حربه برای نجات

انتخابات آزاد,کاریکاتور,هاشمی,نجات,غرق شدن,تریبون,ریاست جمهوری,آب,entekhabat-azad


حقایق اعمال انسان در قیامت چگونه است؟

کلیپ صوتی از سخنان زیبای حاج آقای رنجبر در برنامه سمت خدا در مورد:

حقایق اعمال انسان در قیامت چگونه است؟

ادامه مطلب را کلیک کنید



ادامه نوشته

من کجایم




من کجایم در این برهوت دنیا



 نمیدانم!

زمانی که عصبانیت  رهبر  معظم انقلاب را دیدم

زمانی که عصبانیت  رهبر  معظم انقلاب را دیدم

باقری لنکرانی رهبر معظم انقلاب اسلامی, حضرت امام خامنه ای در دیدار اخیرشان با دانشجویان برای چندمین بار بصورت صریح دانشجویان را به توجه بیشتر به مباحث علمی و فکر داخلی توصیه کردند.

 پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم  رهبری چندی پیش خاطرات باقری لنکرانی وزیر سابق بهداشت از  رهبر  انقلاب را در اینباره منتشر کرد که در ادامه تقدیم می گردد.

* نمایشگاه دستاوردهای تحقیقاتی نخبگان کشور بود و سید فرزانه‌ی ما ساعت‌هایی را به بازدید از این دستاوردها اختصاص داده بود. در غرفه‌ی سازمان انرژی اتمی گزارش تولید رادیوایزوتوپ‌های تشخیصی و رادیوداروها را عرض می‌کردم. گفتم: چند ماه پیش که تحریم‌ها جدی شد، فروش این مواد به ما را ممنوع کردند. در آن موقع برخی کشورها پیشنهاد فروش با قیمیت حدود پنج‌برابر را به ما دادند. خدای متعال کمک کرد و با قیمتی ارزان توانستیم از دیگر منابع، نیاز فوری خود را تأمین کنیم. آن کشورها دنبال این بودند که مسیرهای فرعی تأمین را بر ما ببندند. دو ماه بعد که فهمیدند ما خودمان می‌توانیم این مواد را تولید کنیم، همان کشورها پیشنهادهای زیر قیمت را آوردند تا بلکه انگیزه‌ی ما را در تولید این مواد از بین ببرند و کاری کنند که تولید این مواد دیگر برای ما صرفه‌ی اقتصادی نداشته باشد.

رهبر انقلاب فرمود: «ما هیچ وقت از تحریم‌ها ضرر نکرده‌ایم. اگر این خوراک آماده را از ما بگیرند، آن وقت ذهن ما به جوشش در می‌آید و کارهای بزرگ به ثمر می‌رسد.»

***

دانش و پژوهش، کلید پیشرفت

در بازدید از پژوهشگاه رویان، ایشان همچون یک محقق باتجربه، از زیر و بم کارها و از روند پروژوه‌ها می‌پرسیدند. بعضی از محققان را به نام می‌شناختند: «آقای ...! آن طرحی که سه سال پیش می‌گفتید، الان در چه مرحله‌ای است؟» «آقای ...! مشکل شما برای تولید آن مولکول حل شد؟»

شرمنده می‌شدیم که ایشان با این ‌همه مسئولیت سنگین که بر عهده دارد و این همه مسائل خرد و کلان که دنبال می‌کند، جور ما و امثال ما را حتی در پیگیری امور اجرایی تحقیقات و ایجاد انگیزه در بین محققان متحمل می‌شود تا فرصت‌ها نگذرند.

ایشان در جمع‌بندی این بازدید چندساعته فرمودند: «کشور ما بدون حرکت در جاده‌ی گسترش دانش و گسترش پژوهش، امکان ندارد بتواند به نقطه‌ی مطلوب خودش دست پیدا کند. مخصوص کشور ما هم نیست. کلید، دانش و پژوهش است.» همچنین هشدار دادند که: «اصرارم بر این است که هر وقت ما برای پیشرفت علم کار می‌کنیم، این را فراموش نکنیم که علم و دین توأمانند.»

***

ناگهان گریستم

در دانشگاه شیراز که به تعبیر ایشان «دارالعلمی است در داراالعلم»، وقتی سخن حمایت از نخبگان به میان آمد، فرمودند: «حمایت از نخبگان را نباید در بند دیوان‌سالاری اداری گرفتار کرد.» ایشان هم‌زمان بر ضرورت استحکام و قوام اقدامات تأکید کردند و این‌که سرعت، در همه‌ی کارها چیز مطلوبی نیست.

جوان نخبه‌ای که اختراعی درخور توجه داشت، در حضور ایشان از عدم رسیدگی‌ها و فقدان حمایت‌ها گلایه می‌کرد. او به وجد آمده بود و ناخودآگاه می‌گریست. بعداً گفت: از این‌که می‌بینم شخص اول مملکت بی‌تکلف ایستاده و حرف‌هایم را می‌شنود، دست مهربانی بر دوشم می‌کشد، اشک‌هایم را پاک می‌کند و شخصاً پیگیر امور می‌شود، ناخودآگاه به گریه آمده‌ام.
باقری لنکرانی
استاد پرمدعایی هم آمده بود تا به قول خودش مطالبی را به  رهبری برساند. قدری متکبرانه شروع به سخن کرد و فحوای کلامش اثبات این موضوع بود که ما باید راه پیموده‌ی دیگران را برای ارتقای علمی کشور با همان سبک و سیاق و همان نظام و روش برویم. کلامش که تمام شد، نگاهش برق می‌زد. خیال می‌کرد خیلی عالمانه سخن گفته. آقا که شروع به سخن کردند، در چند دقیقه مبنای نظری بحث را خیلی بهتر از خود او بیان فرمودند. سپس نقد روش متدوال در پیشرفت و ارتقای علمی را بیان کردند و آنگاه اشاره کردند که حتی تحولات جهشی غرب هم خارج از این مسیری که به ما معرفی می‌کنند، صورت پذیرفته و تحولات چشم‌گیری که در عرصه‌ی علم و فناوری رخ داده، جهشی بوده و با شکست ساختارهای مرسوم امکان وقوع یافته‌ است.

در هامبورگ استاد دانشگاهی به من گفت: «گمان نکنید ایران را کار و تدبیر شماها حفظ کرده است؛ وجود این مرد را که سکاندار کشتی انقلاب شماست و هوشمندانه این کشتی را در اقیانوس‌های پرتلاطم هدایت می‌کند، دست کم نگیرید!»

بار دیگر به آن آقای مدعی نگاه کردم؛ بهت و شرمندگی را می‌شد به‌وضوح در چهره‌اش دید. آمده بود نکته‌ای برساند، حالا خودش خیلی چیزها را برای اولین ‌بار می‌شنید.

***

زمانی که عصبانیت  رهبر  را دیدم!

تنها زمانی که عصبانیت  رهبر  انقلاب را دیدم، وقتی بود که برای شرکت در مراسم افطار اساتید از پشت حسینیه می‌آمدیم. در طول مسیر، دو نفر از مسئولان هر کدام گلایه‌ای از دیگری را گفتند. ایشان برآشفت و فرمود: «شما که برای کار خودتان مسئولیت نگرفته‌اید. باید همت‌تان رفع مشکل کشور و خدمت به مردم باشد. این دعواها را دور بریزید. به جای آن بروید کار کنید. مبنای کارتان هم قانون باشد، نه سلایق شخصی خودتان.»

رهبر
اهل سالوس هم گاهی نزد ایشان می‌آمدند، اما ایشان بافراست می‌دید و راه را روشن می‌کرد. فردی آمده بود تا با حضورش در این افطاری، خود را تطهیر کند. خود را به صندلی ایشان پای سفره افطار چسبانده بود. آقا پرسید: «آقای فلانی، جریان چیست؟» آقای فلانی! دست‌پاچه شد و با لکنت و در عین حال اصرار، انکار می‌کرد جریانی را که آقا حتی به آن اشاره هم نکرده بود!

***

گفتمان‌سازی ایشان به نظرم بی‌نظیر است. در دانشگاه سمنان از تحول و الزامات آن سخن گفتند؛ موضوعی که بعدها نماد سیاسیون بین‌المللی گردید. دهه‌ی چهارم انقلاب را دهه‌ی پیشرفت و عدالت خواندند؛ عنوانی که هنوز سال‌ها باید بکوشیم تا تبیین و تحلیلش کنیم. پانزده‌ سال پیش جنبش نرم‌افزاری را به ما معرفی کردند؛ موضوعی که اکنون گفت‌وگوی رایج محافل علمی کشور ماست. خوب که نگاه می‌کنیم، ارتقای مدار حرکت انقلاب در این دو دهه، همیشه مرهون گفتمان‌سازی ایشان بوده است.

***

ای کاش...

دوست پزشکی دارم که استادی با شهرت جهانی در رشته‌ی تخصصی خود است. به من می‌گفت: «من یک آرزو دارم و آن دیدار چهره به چهره با ایشان است. نگاه نورانی‌ ایشان حتی از پشت صفحه‌ی تلویزیون مرا عاشق خود کرده است.» او هنوز هم با ایمیل پیگیر وعده‌ی دیدار است و من باید دنبال کنم!

در اندونزی، یک دانشجوی رشته‌ی پزشکی دانشگاه جاکارتا می‌گفت: «شما قدر این سید را نمی‌دانید. مثل ماهی در آب هستید. نمی‌فهمید چه نعمتی دارید.» راست می‌گفت.

در هامبورگ استاد دانشگاهی در حاشیه‌ی نشستی علمی به من گفت: «گمان نکنید ایران را کار و تدبیر شماها حفظ کرده است؛ وجود این مرد را که سکاندار کشتی انقلاب شماست و هوشمندانه این کشتی را در اقیانوس‌های پرتلاطم هدایت می‌کند، دست کم نگیرید!»

در آکرا، پایتخت غنا، عالمی دینی می‌گفت: «اگر ما مثل این مرد را داشتیم، کارهایی می‌کردیم کارستان!»

بهره بالا، سم فعاليت هاي اقتصادي


بهره بالا، سم فعاليت هاي اقتصادي


ربا در جامعه؛ واقعيت يا توهم؟

تمام متخصصين اقتصاد عالم روي اين مسئله تاكيد كرده اند كه نرخ بهره بالابه اقتصاد كشور ضرر مي زند، اشتغال را كم مي كند، رونق اقتصادي را كم مي كند، تورم ايجاد مي كند، و الي آخر. حالاما خيلي به تحقيقات علمي هم كاري نداشته باشيم و از فرمول هاي علمي اش سردرنياوريم و با صرف نظر از مسائل شرعي، اگر كسي يك پولي داشته باشد مي خواهد برود يك كار توليدي انجام بدهد، فرض كنيد مرغداري درست كند يا يك كارخانه تاسيس كند. وقتي بخواهد وارد بشود مي بيند براي اينكه حتي يك پروانه اش را بگيرد يك سال بايد بدود، از آن اداره به آن اداره،از اين به آن. در هر مرحله اي هم گاهي احياناً بايد زير ميزي هم بپردازد. تازه وقتي پروانه گرفت مواجه مي شود با كارگرهايي كه قانون كار به اينها حقوقي داده و اگر بيكار بشوند بايد حقوقشان را بپردازد و بيمه شان كند و الي اخر. اگر يك كارگري تخلف بكند، حق اخراجش را ندارد و مشكلات ديگري از اين قبيل. بالاخر آخرش فرض كنيد پارچه اي توليد كرد با طرح و رنگ و نقشه زيبا . فردا پارچه قاچاق از چين و اندونزي وارد مي كنند مي زنند تو سر جنس هاي او. سودي نكرده هيچ، احياناً ضرر هم كرده است. اين كم اتفاق نمي افتد. بعد از آن دوندگي ها ، به اين بگويد، به آن التماس كند، به اين زير ميزي بدهد، تازه بعدش معلوم نيست چند درصد سود داشته باشد. اما اگر در بانك بگذارد ، بيست و پنج درصد، سي درصد راحت و آسوده سود مي گيرد ، كدام عاقلي مي رود اين زحمتها را بكشد برود دنبال كار توليدي، مگر عشقي داشته باشد، والافكر پول در آوردن باعث اين نمي شود آدم اين كارها را بكند، مخصوصاً اگر بخواهد كار اقتصادي سالمي بكند كه در آن كلك نباشد، دزدي نباشد، حق ديگران را نخورد. آخرش آيا ده درصد سود بكند يا نكند. اما اينجا سودها راحت به بيست و پنج درصد نرخ بازار، سي درصد و گاهي تا سي و پنج درصد هم مي رسد. اما اگر نرخ بهره بانكي مثل بسياري از كشورهاي پيشرفته دنيا يك درصد باشد چه مي شود؟ شنيده ام بعضي جاها حتي نرخ بهره شان منفي است و مي گويند اگر مي خواهيد پولتان را نگه داريم بايد چيزي هم بدهيد تا پولتان را نگه داريم. آن وقت شخص مجبور است پولش را در فعاليت اقتصادي و توليدي بيندازد تا درآمدي داشته باشد و خودش هم سهمي از آن درآمد ببرد.

    
    سود بانكي وتورم

    اينها خيلي تحقيقات علمي نمي خواهد كه وقتي نرخ بهره بانكي بالاباشد چه تاثيري در اقتصاد دارد. يك مسئله اي كه بعضي آقايان مطرح مي كنند اين است كه چون ما نرخ تورمان بالاست، اسمش اين است كه مثلاً بيست و پنج درصد سود است، ولي اين در واقع پنج درصد است، بقيه اش تورم است. از آن طرف سوال مي شود تورم از كجا بوجود مي آيد؟ يكي از عوامل تورم همين فعاليتهاي حساب نشده بانكي شماست. همين هاست كه موجب اين تورم ها مي شود و اشتغالها كم مي شود. به هرحال، يك رابطه زيكزاك و دور و تسلسل بين تورم و نرخ بهره برقرار است. بنده تخصصي در اين زمينه ندارم، ولي اين مطالب يقيني است و هيچ كدامش جاي شك ندارد. به هرحال از نظر قرآن هر گونه حيله و اينكه كساني كه اهل حيله باشند خدا آنها را به صورت ميمون مسخ مي كند (حالايك زمان به آن شكل است و در آخر الزمان شايد جور ديگري باشد مثل ذلتي كه انسان در مقابل ساير كشورها پيدا مي كند، اختلافات داخلي كه پيدا مي شود: «يلب سكم ش يعاً و يذ يق بعضكم باس بعض»؛ شما را به اختلاف كلمه و پراكندگي درمي افكند و بعضي را به عذاب بعضي گرفتار كند( انعام / 65)، نا امني هايي كه پيدا مي شود و چيزهاي ديگر.) ومسئله حيله و كلاه شرعي درست كردن، بسيار مذموم است.

    
    ضرورت جديت در پژوهشهاي اقتصادي اسلامي
    اينها مشكلات ماست، حالاچه كار بايد كرد؟ بدون شك براي اينها راه هاي علمي وجود دارد. براي چيزهايي كه كساني فكر مي كردند محال است، گشتند راه هاي ممكن پيدا كردند. اگر درست دقت بكنيم در مباني اسلامي و در نظام اقتصادي اسلامي كه توام است با ساير نظام هايش، ما معتقديم اسلام هيچ وقت به بن بست نمي رسد. البته اين را فراموش نكنيم كه در صورتي كه سيستم كلي فاسد باشد، هيچ وقت يك سيستم جزئي و يك پاره سيستم نمي تواند نقش خودش را درست ايفا بكند. وقتي قوه قضائيه كار خودش را درست انجام ندهد، قوه قانون گذاري كار خودش را درست انجام ندهد و فقط ما بخواهيم با تحريم ربا ، مسئله اقتصاد كشور و مفاسد اقتصادي را حل كنيم البته به جايي نمي رسيم. هماهنگي بين اين قوا و داشتن يك استراتژي كلي در كلان كشور ضرورت دارد براي اينكه اين مفاسد رفع بشود، والابا اصلاح يك پاره سيستم هيچ وقت مشكلات كلي حل نخواهد شد. ولي بنا شد كه ما به عنوان جزئي از پيكره كل نظام، نقش خودمان را ايفا كنيم. اقلاً تئوريش را بيان كنيم و بگرديم راه علمي پيدا كنيم. البته مي دانيم كه مراكز پژوهشي و تحقيق در همه مسائل و از جمله مسائل اقتصادي و مسائل پول و بانك وجود دارد، بودجه هايي براي اين كار گذاشته مي شود و نيروهايي صرف مي شود. اما آن چه بنده از محصول اين كارها اطلاع دارم اين است كه درصدد توجيه نظام موجودند و نه يك فكر اصيلي براي تغيير بنيادي در نظام اقتصادي. همه سعي ها اين است كه بالاخره با تغيير فرمول ها و يا عناوين و اسم ها باز آنچه را مي گذرد به يك صورتي تصحيح كنيم. بنده به عنوان پيشنهاد خدمت مسئوليني كه علاقه دارند عرض مي كنم كه يك اقدام قاطعانه تر، صريح تر و صادقانه تر براي تحقيقات در مسائل اقتصادي را سامان دهند. با همكاري متخصصين و پژوهشگران اقتصاد اسلامي ـ كه الحمدللّه در سالهاي اخير نسبت به گذشته كم نيستند ـ يك فعاليت مشترك پژوهشي را پي ريزي كنند و انتظار هم نداشته باشند بعد از يك ماه يا شش ماه يا يك سال نتيجه اش حتماً بدست بيايد. مگر پژوهشهايي كه در زمينه هاي ديگر انجام مي گيرد در اين زمان هاي كوتاه پاسخ مي دهد؟ امروز ما فعاليتهايي كه در زمينه هاي صنعتي، علمي و تكنولوژي داريم تحقيقاتشان بيش از بيست سال پيشتر شروع شده و حالادارد اندك اندك ثمر مي دهد. نبايد در صرف بودجه و امكانات و نيروهاي انساني براي تحقيق در مسائل علوم انساني و از جمله مسائل اقتصادي بخل بورزيم و تنگ نظري كنيم يا بگوييم چون فلان گروه مشغول شدند و چندان تاثيري نداشت پس فايده ندارد. تحقيقات علمي به قول آن آقا، خم رنگرزي نيست. مدتها طول مي كشد، بايد مديريت بشود، برنامه ريزي بشود، زحماتي كشيده بشود، كساني شبانه روز وقت صرف بكنند، با مراكز علمي اقتصادي دنياي اسلامي و غير اسلامي ارتباط پيدا كنند تا بتوانند يك طرح جديدي كه هم قابل عمل باشد و هم موافق موازين اسلامي باشد تدريجاً تهيه كنند. تاكيد بنده اين است كه كساني كه مسئوليتي دارند در اين جهت كوتاهي نكنند و تاكيدم به برادران عزيز هم لباس و همكار خودم هم اين است كه منتظر كمك هاي ديگران نباشيد. با همان اندك امكانات بسيار جزئي كه در اختيارتان هست سعي كنيد، براي خدا كار كنيد كه انشاءاللّه پاداش شما به عهده خدا و به دست مبارك امام زمان صلوات اللّه عليه به شما خواهد رسيد .
    سخنراني آيت الله مصباح يزدي(دامت بركاته) در همايش ربا در نظريه وعمل ، 14/02/85
   

من دیپلمات نیستم، من انقلابیم.

سلام کلیپ صوتی جدید از سخنان امام خامنه ای در مورد مذاکره با آمریکا در

دیدار مسئولان و فرماندهان نیروی هوایی ارتش


من دیپلمات نیستم من انقلابیم



ادامه مطلب را کلیک کنید



ادامه نوشته

توصیه های امام خامنه ای درباره القای آزاد نبودن انتخابات

کلیپ صوتی توصیه های امام خامنه ای درباره القای آزاد نبودن انتخابات



ادامه مطلب را کلیک کنید



ادامه نوشته

اثر تحجد علما بر جوانان در دیدارشان

کلیپی جالب از استاد عباسی در باره اینکه چرا وقتی آدم علما را میبند به صورت ناخودآگاه از خود بی خود میشود



حجم: 5مگابایت | فرمت mp4

زمان :  1:10دقیقه

دانلود

اگه ایرانی هستی حتما ببین ! یادی از فرشتگان فراموش شده

اگه ایرانی هستی حتما ببین ! یادی از فرشتگان فراموش شده

گزارش فارس به مناسبت روز ولادت حضرت ابوالفضل (ع)، روز جانباز؛ این جانباز از ۱۵ سال پیش طعم هیچ غذایی را نچشیده است

خبرگزاری فارس: صاحب‌خانه ۱۵ سال است که طعم غذا را نچشیده، به مهمانی نرفته، تنها تفریحش این است که با همسرش سوار آمبولانس شده و برای ویزیت و معالجه به بیمارستان برود و می‌داند که همسرش با درد کشیدن او ذره ذره آب می‌شود اما نمی‌داند که آرزوی شیرین است که او بار دیگر لباس ارتشی بپوشد.

وقتی به کوچه "سرو " رسیدیم، آسمان هنوز آفتابی بود و گرمای تابستان دیگر به شکوه‌مان انداخته بود اما در دل نشاطی احساس می‌کردیم. نشاط از این بابت که به دیدار عزیزانی می‌رویم که قلبمان را تسخیر کرده‌اند و مهربانی‌شان تمامی ندارد.

گلبرگی روی در ورودی منزل چسبانده و روی آن نوشته بود «لطفاً زنگ نزنید، در بزنید، مهران‌راد». وارد منزل شدیم؛ متعجب از این همه آرامش؛ از این همه گذشت؛ چیدمان منزلی نقلی که گل‌ها و شکوفه‌های زیادی در گوشه گوشه‌اش می‌درخشید.

آری به دیدار جانباز دوران دفاع مقدس «ابراهیم مهران‌راد» رفتیم اما دیدن ایثارگری همسر وی این دیدار را تحت شعاع قرار داد؛ ایثارگری در این خانه از این جهت که اگر مشکلاتشان را بر شاخه‌های سرو تحمیل کنند، سرو در برابر آن خم می‌شود اما آنها مقاوم‌تر از سرو ایستاده‌اند و این مقاومت ستودنی است.

بعد از پذیرایی صمیمانه، از «شیرین جافر» همسر این جانباز خواستیم که به دیدار صاحب‌خانه برویم، صاحب‌خانه‌ای که ۱۵ سال است طعم غذا را نچشیده، به مهمانی نرفته، تنها تفریحش این است که با شیرین سوار آمبولانس شده و برای ویزیت و معالجه به بیمارستان برود؛ خانم جافر اذن ملاقات داد و وارد اتاق شدیم. مهران‌راد که روزی تاب دیدن یک کودک شهید شده را در منطقه جنگی نداشت و از دیدنش نفس‌هایش به شماره می‌افتاد، امروز روی تختی بدون تکلم خوابیده است؛ او فقط نظاره‌گر بوده و حتی قادر به انجام ساده‌ترین کارهای شخصی‌اش هم نیست.

جانباز ابراهیم مهران‌راد
مهران‌راد سال ۱۳۴۲ واد ارتش شده بود؛ در روزهای نخست جنگ تحمیلی با مدرک فوق دیپلم رشته پرستاری در بخش بهداری لشکر ۸۱ زرهی اهواز مشغول به فعالیت شد؛ بعد از مجروحیتش نیز دوباره به منطقه بازگشت و به لشکر ۵۸ ذوالفقار و پادگان ابوذر منتقل شد که اثرات موج‌ بمب‌های خوشه‌ای دشمن در گیلانغرب و خونریزی سمت راست مخچه وی را از ۱۵ سال گذشته خانه نشین کرده است.

جانباز ابراهیم مهران‌راد
* خدایا! شیرین را در جاده ایمان استوار نگه‌دار

در و دیوارهای اتاق این جانباز دوران دفاع مقدس، با برگه‌های کاغذی تزیین شده که شیرین تمام این مطالب را نوشته و روی دیوار چسبانده است؛ روی چند برگ کوچک و بزرگ نوشته شده بود «یک لحظه دلم خواست صدایت بکنم؛ گردش به حریم باصفایت بکنم؛ آشوب دلم به من چنین فرمان داد؛ در سجده بیافتم و دعایت بکنم»، «خدایا! شیرین را در جاده ایمان استوار نگه دار»، «هر چه دلم خواست نه آن می‌شود؛ هرچه خدا خواست همان می‌شود».


جانباز ابراهیم مهران‌راددر گوشه‌ای از اتاق داروهای این جانباز از جمله سرنگ بزرگی به چشم می‌خورد که به نوعی ظرف غذای ابراهیم است؛ در معده این جانباز دوران دفاع مقدس دستگاهی به نام «پیگ» کار گذاشته شده است که از این طریق تغذیه می‌شود؛ این زن فداکار در ابتدا مواد مغذی ماهی، گوشت یا مرغ را به همراه سبزیجات و برنج پخته، از صافی عبور می‌دهد سپس این مواد یا داروهایی را که در آب محلول شده است را با سرنگ وارد معده همسرش می‌کند.

کنار این مادر و زن مهربان می‌نشینیم تا از زندگی خود برایمان بگوید و این گونه اظهار می‌دارد: در امیریه تهران بزرگ شدم؛ از سوم ابتدایی چادر و روسری سر می‌کردم؛ چادر سرمه‌ای با گل‌های ریز سفیدرنگ که به خاطر آن حرف‌ها و کنایه‌های زیادی شنیدم به طوری که گاهی مرا با این چادر به عنوان کارگر منزل صدا می‌زدند اما تا امروز بر آن افتخار ‌کردم و خواهم کرد.
ما پنج خواهر بودیم و من دیوانه‌وار پدرم را دوست داشتم؛ او همیشه به من می‌گفت «شیرین ستون طلایی خانه من است»؛ وقتی در مهر ماه سال ۱۳۴۸ با ابراهیم ازدواج کردم، پدرم به وی گفت «تو را به شیرین می‌سپارم».


جانباز ابراهیم مهران‌راد
ثمره این زندگی ۳ دختر است؛ از جایی که صاحب فرزند پسر نشدیم، همسرم ۲ سال بیشتر به جای فرزند ذکوری که نداشتیم، خدمت کرد و در سال ۱۳۷۴ بازنشسته شد.
بعد از نمایان شدن اثرات جانبازی ابراهیم، پدرم همیشه به من می‌گفت «ابراهیم را راضی نگه دار؛ اگر می‌خواهی به من خدمت کنی، به او خدمت کن» همین کار را کردم؛ بعد از اینکه پدرم به رحمت خدا رفت فقط در مراسم چهلم وی، به سر مزارش رفتم چرا که با رفتنم بر سر مزار پدرم، ابراهیم در خانه تنها می‌ماند.

* دخترم هیچ گاه نمی‌خواست با پدر خداحافظی کند

او از روزهای پرالتهاب جنگ تحمیلی برایمان می‌گوید: قصرشیرین در دست دشمن بود؛ ابراهیم و ابراهیم‌ها نیز برای آزادسازی آنجا به منطقه رفتند؛ او سال ۱۳۶۲ مجروح شد و به محض بهبودی مختصر دوباره به منطقه ‌رفت؛ هر بار که او به جبهه اعزام می‌شد، دخترم مرضیه خود را در گوشه‌ای از اتاق پنهان می‌کرد تا لحظه خداحافظی با پدرش را نبیند.

بنده اشتیاق زیادی برای رفتن ابراهیم به جبهه داشتم بنابراین هر کاری از دستم برمی‌آمد، برایش انجام می‌دادم؛ یاد هست به جای بند پوتین، کش باریکی روی پوتینش قرار دادم تا ابراهیم به راحتی پوتینش را بپوشد و اذیت نشود؛ یک بار هم کلاهش در منطقه سوراخ شده بود و خودم رفتم برای او کلاه تهیه کردم.

جانباز ابراهیم مهران‌راد

او در پادگان ابوذر تکنسین اتاق عمل بود؛ یکبار کودکی ترکش خورده را در بیمارستان معالجه اولیه کرد تا زنده بماند؛ پس از آن می‌خواست آن کودک را به مادرش بدهد تا دست نوازشی بر سر او بکشد ناگهان کودک به شهادت می‌رسد، دیدن چنین صحنه‌ای با شرایطی جسمی و روانی به قدری برای همسرم سخت بود که همان لحظه سکته‌ کرد و حدود ۴۴ روز در بیمارستان قلب ۵۰۲ ارتش بستری شد.
همسرم در جبهه به قدری مهربان بود که همرزمان و دوستان او می‌گویند «مهران‌راد وقتی برای مرخصی به تهران می‌آمد، همه می‌گفتند یتیم شدیم تا مهران‌راد از مرخصی برگردد».

وی ادامه می‌دهد: در یکی از شب‌های برفی و زمستانی ابراهیم در منطقه جنگی بود؛ برای پارو کردن پشت‌بام مجبور بودم خودم اقدام کنم؛ وقتی پدر متوجه این موضوع شد گفت «به من می‌گفتی تا خودم هزینه کارگران را برای پارو کردن برف‌ها می‌دادم» به وی گفتم «می‌خواستم کمتر دلتنگی کنم به همین خاطر برف‌ها را پارو کردم».

* خنده تلخ من از گریه غم‌انگیزتر است

این روزها هوا گرم است؛ امروز شیرین و ابراهیم از تفریحی که به بیمارستان داشتند، برگشته بودند؛ او خیلی خسته بود اما با این حال برای اینکه حرارت بدن ابراهیم زخم‌هایش را اذیت نکند، آب هندوانه را گرفت و از طریق سرنگ وارد معده همسرش کرد.

دل‌های ما میزبان اشک‌ها و لبخندها در این سفر کوتاه به یک سرزمین آسمانی بود؛ گاهی قطرات اشک از گونه‌های شیرین جاری می‌شد و می‌گفت «خنده تلخ من از گریه غم‌انگیزتر است؛ کارم از گریه گذشته بدان می‌خندم».
او ادامه می‌دهد: خدا صدام را لعنت کند؛ اینها یادگاری‌های جنگ هستند؛ شب‌های یلدا و عید بچه‌های من دوست دارند، به منزل ما بیایند اما به خاطر اینکه سر و صدا و شلوغی پدرشان را اذیت می‌کند، اینجا نمی‌آیند.

دست‌های این همسر جانباز بوی زحمت می‌دهد؛ در حالی که اشک روی گونه‌هایش سوسو می‌کند، خاطره‌ای از شب یلدا را برایمان اینگونه روایت می‌کند: انار روی میز بود؛ نیمه شب یادم ‌افتاد که نکند سردار من، انار را دیده و دلش خواسته باشد؛ از رختخواب دل کندم؛ انار را با دست‌هایم فشار دادم تا آبی از آن چکانده و به او بدهم؛ دیدم او خواب است اما با سرنگ برایش گاواژ کردم تا این محبت به مغزش برسد و به او بگویم که تنهایش نمی‌گذارم؛ گاهی آب میوه و غذاها را بر لب‌های او می‌زنم تا طعم‌ها فراموشش نشود.

* سالهاست عطر غذا در این خانه نپیچیده است

تمام اعضای خانواده‌ همیشه دوست دارند، حداقل یک وعده غذا را دور هم بنشینند اما چندین سال است که این زن به تنهایی در گوشه آشپزخانه غذا می‌خورد طوری که حتی صدای چیدن میز غذا به گوش همسرش نرسد؛ او خیلی وقت است که غذای عطردار درست نمی‌کند و می‌گوید «من چگونه چنین غذایی را بخورم در حالی که ابراهیم‌ام نمی‌تواند از آن بخورد».
ابراهیم یک بار با زبان بی‌زبانی از من نان و پنیر خواست؛ نان و پنیر و چایی را میکس کردم و برایش آوردم تا وارد معده‌اش کنم؛ او از این موضوع خیلی ناراحت شد و آن را کنار زد.

* به مونسم افتخار می‌کنم؛ از دیدن دردهایش ذره ذره می‌میرم

این زن ایثارگر هر روز صبح مانند سرباز وظیفه بیدار می‌شود و می‌گوید «فرمانده! در خدمتم؛ فرمان بده تا سربازت اجرا کند»؛ او می‌گوید: این راه زندگی را که با ابراهیم طی کردیم خیلی ناهمواری داشت اما از این جهت که مونسم یک جانباز است افتخار می‌کنم و گاهی از دیدن دردهای او ذره ذره می‌میرم.

زمان عقد دخترش می‌رسد؛ او به امیر نهاوندی و خرم‌طوسی می‌گوید پدر بچه‌ها قدرت تکلم ندارد، شما در مراسم عقد حضور پیدا کنید بلکه دل دخترم کمی آرام گیرد.

همسر جانباز مهران‌راد، روحی لطیف و احساس شاعرانه‌ای دارد؛ برای پرنده‌ها و یاکریم‌هایی که پشت پنجره می‌نشینند، دانه می‌پاشد و به آنها می‌گوید برای شفای تمام مریض‌ها دعا کنید.
او گل‌های شمعدانی را خیلی دوست دارد؛ دستی بر گلبرگ‌ها کشیده و در برابر عظمت پروردگار سر به سجده می‌نهد.
شیرین جافر، خواهر مهربانی است که برادرش نیز دو پایش را در منطقه سومار به اسلام هدیه داده و از این جهت او خود را زینب عصر کامپیوتری می‌داند.

* دیوانه‌وار عاشق حضرت ابوالفضل (ع) هستیم

وی ادامه می‌دهد: دیوانه‌وار عاشق حضرت ابوالفضل (ع) هستیم، همسرم یک بار در کودکی بینایی خود را از دست داده بود مادرش با توسل به حضرت ابوالفضل (ع) شفای او را ‌گرفت؛ بارها اتفاق افتاده که پزشکان برای معالجه او عاجز مانده بودند، دست به دامان حضرت قمر بنی‌هاشم (ع) شدم و ابراهیم حالش خوب شد.

برای استحمام وی گاهی با احاطه شدن ضعف بر من، ممکن بوده که ابراهیم از دستم رها شود؛ متوسل به حضرت ام البنین شدم تا مرا تنها نگذارد؛ همین گونه نیز ‌شد؛ من دست‌های حمایت‌ اولاد پیامبر (ص) را در زندگی می‌بینم. خداوند همیشه همراه ما بود و حتی یک بار هم زیر بار سختی‌ها نشکسته‌ام.

این همسر جانباز بیان می‌دارد: از مقام معظم رهبری خیلی ممنونم که این گونه با درایت عمل می‌کنند تا چنین نظامی‌های خوبی حافظ مملکت باشند و از نظامیان ممنونم که مانند شمعی دور نقشه عزیز روشن هستند و نمی‌گذارند بیگانگان نگاهی به ایران بیاندازد.

او در این دیدار اعیاد شعبانیه را به رهبر معظم انقلاب و سایر جانبازان و پاسداران تبریک گفت؛ وی از امیر پوردستان فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی، سرهنگ جعفری مسئول ایثارگران ارتش، امیر سیفی رئیس حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس ارتش، از گروه پزشکان بیمارستان گلستان نیروی دریایی،  حجت‌الاسلام نقویان، حمید ماهی‌صفت قدردانی می‌کند.

* آرزو دارم با سرباز ولایت به دیدار رهبر معظم انقلاب بروم

از شیرین جافر خواستیم که آرزویی کند و می‌گوید: آرزو دارم که آقای مهران‌راد را که به من آبرو و عزت داده است را به عنوان سرباز ولایت روی ویلچر بگذارم، جلوی رویم بگیرم و به دیدار رهبر معظم انقلاب برویم.

و آرزوی دیگر او این است که ای کاش دوباره بوی پوتین ارتشی در خانه‌اش می‌پیچید؛ و ای کاش او یک بار دیگر لباس مقدس ارتش را بر تن می‌کرد.

http://www.niazerooz.com/Key-News/%D8%AD%D8%AC%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85/page_20/56798

کاروان اربعین می آید

چهل منزل گذشت …

نمی دانم هر سال این کاروان است که می گذرد یا ما ییم که ایستاده ایم… نمی دانم سرش چیست هزار و اندی سال است که این کاروان می آید و میرود اما ما نمی رویم باز هم رفتنی هستیم… آنها که با این کاروان همسفر شدند به کجا رفتند و ما که ماندیم به کجا می برندمان؟


آیا می دانید

آیا می دانید که اگر شما در حال حمل قرآن باشید، شیطان دچار سردرد

شدید میشود ! و باز کردن قرآن ، باعث سرگیجه شیطان وزمین خوردنش

میشود !! و با شروع در خواندن قرآن ، شیطان به حالت غش فرو میرود!!!

و عمل به قرآن باعث در اغما رفتنش میشود؟؟؟؟ ..

و آیا شما می دانید که هنگامی که می خواهید دوباره به این پیام را

به دیگران ارسال کنید ،

شیطان سعی خواهد کرد تا شما را منصرف کند؟؟؟؟؟؟؟

9 دی در کلام حاج آقا تائب

کلیپی بسیار زیا درباره 9 دیماه از زبان حاج آقای تائب برای دانلود به ادامه مطلب مراجعه کنید

با تشکر از nasr tv

ادامه مطلب را کلیک کنید


ادامه نوشته

حرف دل امام حرف آخر است


اگر در مقابل دین ما بایستید در


مقابل دنیای شما می ایستیم.






از خود گذر کنیم که این خان آخر است

این انقلاب به هیمنه عصر حیدر است

تحریم میکنند که تسلیممان کنند

غافل از اینکه دل به بلاها شناور است

ما را چکار به بازار سکه و دلار

ما را به سر هوای اشارت رهبر است

حرف دل جان میدهیم ننگ ملامت

حرف دل امام حرف آخر است

یلدای کبری

آقا سلام طولانی ترین شب سال هم دارد میاد اما نه من تو را شناختم و نه تو مرا رها نکردی!


آقا چرا مرا راحت نمیگذاری؟ حضورت در کنارم من گناهکار را به فکر فروبرده مگر نه اینست که یارانت جوانانند حتما بخاطر همین است که من وامثال من را همیشه دوست داری

 شرمنده آقا، حلالم کن! چرا؟ واقعا نمیدانی؟ باشد بگذار بگویم:

آخر، دیروز، وقتی امام فرمود: باید از دین و انقلاب و کشور دفاع کنیم، جوانان غیور سرزمینت به پا خواستند و جانشان را نثار یار کردند ، امروز هم من کمر بر جنگ بستم، اما به خط مقدّم نرسیده قافیه ها را باخته و عقب نشستم، بازگشتم، آخر، خسته شدم، بریدم، با کوله باری از عشق های دروغین و هوس های ناپخته و مال اندوزی و شهوت به گوشه ی اتاقم پناه برده و بالشی در میان آغوش گرفته و تنها در میان اشک های پشیمانی ام تو را را صدا زدم


(حکیم بن سعد گفت از حضرت علی(ع)شنیدم میفرمود:براستی که یاران حضرت قائم جوان هستند و میانسال در میانشان نیست مگر به اندازه سرمه در چشم و نمک در توشه و کمترین چیز در توشه نمک است.)

آقا حالا که تو مرا از عمق جان میخواهی و فقط منتظر یه گام هرچند خیلی کوچک از من هستی؟؟

باشد از من حرکت و از تو حتما برکت

من هم قول میدهم کمی به خود سختی دهم. حداقل این است که نمازم را به موقع بخوانم و تلاشم را بکنم که حواسم پرت نشود. فکر کنم برای گام اول بد نباشد کمی هم در ادامه درباره هوای کن.


درد دل زیاد است....

درد دل زیاد است و اما من . . .

اول سلام درد و دل زیاده اما کو گوش.....

چند روزه دنباله یه گوش بیکار میگردم هنوز پیدا نکردم نمیدونم چی بگم و از کجا شروع کنم حتی خودمم هنوز گیرم.اما مینویسم به امید خدا خدای من.اول اینو بگم که شاید مشکل از من نوعی باشه شاید واقعا من دارم اشتباه میکنم و بقیه درست بگندوم واقعا خسته ام از کلی ریا و کلی دروغ کلی ماسک که بعضیای دورورم به صورتشون زدن با شرایط الان فکر میکنم اگه گرگ بره خونه شنگول منگول حتی اگه آیفون تصویری هم داشنه باشن بازم گول میخورن و بازم در رو وا میکنم.

نمیدونم این واسه چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

میحوام بگم که واقعا مگه چند وقت دنیا اینجوری میمونه خیلی نامرده یه روز با منه یه روز با تو. جهان بد جوری کوچیکه همه درگیره این دردیم ولی مطمئنم که همه یه روز میفهمنن که چه جوری زندگی کردند.

من نگویم، که به درد دل من گوش کنید

بهتر آن است که این قصه فراموش کنید

عاشقان را بگذارید بنالند همه

مصلحت نیست، که این زمزمه خاموش کنید

خون دل بود نصیبم، به سر تربت من

لاله افشان به طرب آمده، می نوش کنید

بعد من ، سوگ مگیرید، نیرزد به خدا

بهر هر زرد رخی، خویش سید پوش کنید

خط بطلان به سر نامه ی هستی بکشید

پاره این لوح سبک پایه ی مخدوش کنید

سخن سوختگان طرح جنون می ریزد

عاقلان، گفته ی عشاق فراموش کنید

(معینی کرمانشاهی)

ولی یه افقهای خیلی کم نوری در من وجود دارد که مرا به عمل سوق میدهد میخواهم یک بارم که شده به درونم اعتماد کنم به درون خداییم خدایا تو شاهد باش که  تا آنجا که در توانم است .....

حد و مرز روابط با جنس مخالف تو دانشگاه


سلام یه سوال کوتاه

حد و مرز روابط با جنس مخالف تو دانشگاه چه قدره؟؟؟؟

جوان

امروز در دنیا افکار عمومی ملتها بر علیه سیاستهای آمریکایی و صهیونیستی است

کلیپ بسیار جذاب از صحبتهای قصار مقام معظم رهبری درباره شرایط کنونی جهان
درابتدای این کلیپ رهبری به حرکتهای مردمی علیه آمریکا و صهیونیستها اشاره دارند.
سپس درباره اسلام و وظیفه نظام جمهوری اسلامی در قبال اسلام صحبت میکنند
توصیه شدید برای دانلود

ادامه مطلب را کلیک کنید


ادامه نوشته

حسن عباسی: انیمیشن یوگی توهین به حضرت نوح بود+دانلودکلیپ


حسن عباسی باز هم طبق معمول جایی را دید که شاید کمتر کسی به آن میاندیشید.

کارتون یوگی خرسه که شما ها رو نمیدونم ولی من که بچه بودم خیلی دوستش داشتم.باورتون میشه که تو کارتون یوگی به شیخ الانبیا یعنی حضرت نوح توهین کردند.آیا شباهت ظاهری کشتی یوگی با کشتی حضرت نوح کافی نیست برای اثبات اینکه سازنده این انیمیشن با غرض و مقصودی این نامگذاری را داشته و عامداً منظورش از کشتی یوگی، کشتی حضرت نوح بوده؟ و حالا آیا این تمسخر نیست که حضرت نوح را به شکل حیوان در آورده اند؟

ولی نکته جالب اینه که همچنان این کارتون در حال پخش از صدا و سیماست.!!!!!!!!!!!

آیا مسولین ظاهرا مسلمان ما خواب هستند و نمیدانند که این کارتون دهها سال است که دارد پخش میشود؟؟

آیا مسولین نمیدانند که ایمان متعلقاتی دارد که 7 تاست؟ (یکی به خدا یکی به معاد و...)

  آیا مسولین ما نمیدانند که یکی از متعلقات ایمان، ایمان به پیامبران است؟

یوگی - کشتی یوگی - توهین یوگی به حضرت نوح
یوگی - کشتی یوگی - توهین یوگی به حضرت نوح

دیگه روم به دیوار حالم داره از دست اینا بهم میخوره از هر دالانی استفاده میکنن تا یه جوری اعتقادات خدا پرستان را به سخره بگیرند ولی خدا خودش گفته الَّذینَ یَلْمِزُونَ المُطَّوِّعینَ مِنَ الْمُؤمِنینَ فِى الصَّدَقاتِ وَ الَّذینَ لا یَجِدُونَ الا جُهْدَهُمْ فَیَسْخَرُونَ مِنْهُمْ سَخِرَ اللَّهُ مِنْهُمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ الیمٌ.  آنان كه از مؤمنان متعبّد و متعهّد به خاطر صدقاتى كه در راه خدا مى‏دهند انتقاد و عیب‏جویى مى‏كنند و نیز افراد بى بضاعتى را كه حد اكثر توانشان را در طبق اخلاص نهاده‏اند به مسخره مى‏گیرند، خداوند نیز آنها را مسخره خواهد كرد و براى آنان عذابى دردناك در پیش است. از طرفی یه چیز خیلی جالی دیگر که درباره استهزا کنندگان در قیامت اتفاق میافته اینه که:در روز قیامت كسانى را كه در دنیا مردم را مسخره مى‏كردند مى‏آورند و درى از بهشت به روى آنان مى‏گشایند و به آنها مى‏گویند بیایید بیایید. آنها با آن همه سختى و ناراحتى به پیش مى‏آیند و همین كه نزدیك در مى‏رسند در به روى آنها بسته مى‏شود. سپس در دیگرى به روى آنها باز مى‏شود و گفته مى‏شود شتاب كنید شتاب كنید. این بار نیز آنها با ناراحتى حركت مى‏كنند و همین كه نزدیك این در مى‏روند آن نیز بسته مى‏شود و همین طور این كار تكرار مى‏شود تا جایى كه نا امید مى‏شوند و سر انجام دیگر به سوى هیچ درى نمى‏روند. در اینجا مؤمنان كه ساكنان بهشت‏اند به آنها نظاره مى‏كنند به آنان مى‏خندند.

یوگی - کشتی یوگی - توهین یوگی به حضرت نوح - حسن عباسی: کارتون یوگی توهین به حضرت نوح بود

بگذریم خیلی از بحث منحرف شدیم توصیه میکنم حتما دانلودش کنین

ادامه مطلب را کلیک کنید




ادامه نوشته

سعودی ها بدتر از صهیونیست ها(حسن عباسی)

کلیپ جالب از استاد حسن عباسی درباره اعراب سعودی

جمله ای از این کلیپ:اگر اسرائیل از آمریکا بدتر است این شیوخ مرتجع عرب که به اسم اسلام هستند و خود را خادم حرمین شریفین میدانند از صهیونیست ها بد ترند.

با تشکر از nasr tv

ادامه مطلب را کلیک کنید



ادامه نوشته

محرمی دیگر رفت و ما هستیم

امروز عصر عاشوراست و محرمی دیگر درحال گذر است

پس شهادت امام عشق به خانواده امام حمله کردند به کودکان و زنان. گوشواره ها را از گوشها پاره کردند، معجر ها را دریدند. ولی آیا این است سرانجام آزادگی؟ آیا این بود نتیجه رسالت نبوی و عدل علوی؟

آری به نظر من رسالت محمدی وعدل علوی داری بعد دیگری هم هست که نامش شهادت حسینی است.

دلیل این فاجعه اسفناک چه بود؟ مگر دشمنان امام انسان نبودند؟

باز هم آری زیرا دوری از امام دوری از عشق است دوری از انسانیت است. 

امام هنوز هم بعد از صد ها سال به والله زنده ست. هر روز عاشوراست پس امام همیشه هست(کل یوم عاشورا) ولی آیا ما همیشه هستیم یا فقط همین محرم یا بدتر فقط تا همین امروز یعنی عاشورا عزاداریم.

به والله راه امام زمان از کربلا میگذرد. راه امام زمان همان راه امام حسین هست. مگر نه این است که هردو فرزندان علی (ع) و نوه های محمد (ص) هستند. مسیر ،مسیر عشق است.



امروز جمله ای دیدم که پشتم لرزید این بود:

منتظران ظهور حواستان باشد حسین را منتظرانش کشتند

نمیدونم واقعا چی بنویسم

این محرم هم رفت و چیزی جز چند قطره اشک نصیب ما نشد......


امام خامنه ای

«در عاشورای غیبت، امام خامنه ای سفیر سیدالشهداست».


کرب و بلا نبر ز یادم


کرب و بلا نبر ز یادم

جوونیم و پای تو دادم
از ما که گذشت اما غمم همینه اللهی هیچ کس داغ حرمت نبینه
قدم قدم می گم ای دل ای دل حرم حرم می گم ای دل ای دل
امان امان ای دل امان امان ای دل
شب چشمام به شور و شینه شبای بین الحرمینه
بر مشام جان میرسه بوی حرم ترسم به قلبم ماند آرزوی حرم
دلم گرفته از این زمونه دست نزارید رو قلبم که خونه

از ما که گذشت اما غمم همینه اللهی هیچ کس داغ حرمت نبینه
قدم قدم می گم ای دل ای دل حرم حرم می گم ای دل ای دل امان امان ای دل امان امان ای دل

مرغ دلم هواتو كرده

هوای كربلاتو كرده

دلم می خواد كه حاجتمو بگیرم

رو خاك خونه یه مادریم بمیرم

سرو به روی تربتت می ذارم

تموم لحظه هارو می شمارم
از ما که گذشت اما غمم همینه اللهی هیچ کس داغ حرمت نبینه
قدم قدم می گم ای دل ای دل حرم حرم می گم ای دل ای دل امان امان ای دل امان امان ای دل

چشام شده زه گیره بی سو

مأمور قبض روح من كو

به ملك مرگم بگو داغ نذاره

همراه خودش عكس شیش گوشتو بیاره

كه گفته باشم حرف پر سوزم

حرم ندیده من جون نمی دم

از ما که گذشت اما غمم همینه اللهی هیچ کس داغ حرمت نبینه
قدم قدم می گم ای دل ای دل حرم حرم می گم ای دل ای دل امان امان ای دل امان امان ای دل

محرم شور یا شعور!؟ مسئله این است

سلام الان که دارم این مطالبو مینویسم هنوز خودمم در موردش به جوابهای محکمی نرسیدم ولی نظرات خودمو مینویسم از دوستانم خواهش میکنم حتما نظرشونو مطرح کنن

عکس هایی از عزاداری ماه محرم

اصلا محرم شعوره یا شوره؟

واسه حل این سوال باید درمورد مفهوم شور یا شعور کمی مینویسم.


ادامه مطلب را کلیک کنید




ادامه نوشته

عراداری محرم از دیدگاه شهید مطهری

حواست که هست؟ محرم دگری آمد و صدای قافله‏ی عشق می‏آید … مبادا در کوفه بمانی و فریاد هل من ناصر ینصرنی حسین را بی‏پاسخ بگذاری؛ حسین اکنون منتظر لبیک توست… لبیک یا حسین (ع)

کلیپی بسیار زیبا از استاد شهید مرتضی مطهری درباره عزادارای محرم

قسمتی از کلیپ:اگر میخوای عزاداری بکنی شمر 1500 سال پیش مرد شمر امروزت رو بشناس

((والذین معه اشدا علی کفار رحما بینهم))

حتما دانلود کنید


با تشکر از nasr tv


ادامه مطلب را کلیک کنید



ادامه نوشته