این پسرایی كه ته ریش دارن
اینایی كه باشگاه نرفتن و هزار تا قرص و آمپول نزدن
اینایی كه زیر ابرو بر نداشتن
اینایی كه قدشون نه خیلی بلنده نه كوتاه
اینایی كه موهاشون نه بلنده نه بلوند
اینایی كه واسه جلب توجه دخترا تو خیابووون هزارتا دلقك بازی در نمیارن
اینایی كه وقتی كه تو كوچه تاریك دختر از روبرو بیاد سرشونو پایین میندازن
تا دختره احساس آرامش كنه
اینایی كه تو تاكسی جمع میشینن تا دختره راحت باشه
اینایی كه تك پرن
:. به خاطر سلامتیشون لایک کن تا به دست همه برسه .:
نه رفیق بیا ذهن های مریض را برایت معنی کنم!
ذهن مریض آنیست که بهانه شلوغی واگن مترو و به بهانه ترمز خودش را به زن ها میمالد!
ذهن مریض آنیست که شیطنت خاص زنان را فاحشه گری میداند!
ذهن مریض آنیست کوچکترین لبخند یک زن را درخواست س.ک.س میداند!
اینجا مردهایش از کمبود همه را فاحشه میدانند جز مادر و خواهر خویش!!!!
☺☺☺☺☺☺☺
مَـــــــــــــردی ...؟
هر چقـدر مَــــــغرور ...
هر چقـدر صــــــادق ...
هر چقـدر ســــــــــاده ...
هر چقـدر جذابـــــــــــــ ...
هر چقـدر مـکار ...
امـــــا گاهی برای فتح جغرافیای زن ,
بــــــــایـد بـه زانو بیفتی ...!
داســتــانـــــ یـــکـــــ لاشـــــــ ـــــ ــــــ ــــــــــ ـــــــ ــــی.....!!!
فقط یه چیزی خیلی منو آزار میداد و اونم خواهـــــر کوچکترش بود که خیلی بامن راحت بود و باهام شــــوخـــی میکرد و انصافا هم خوشـــــــــگل بود.
چند وقتی مونده بود به عروسیمون ک یه روز خواهر نامزدم زنگ زدو گفت :
مادرش خواسته برم اونجا تا یه کم راجع به مساعل عروسی حرف بزنه,منم قبول کردم و راه افتادم .
وقتی رسیدم اونجا و رفتم تو دیدم کسی نیست بـــجـــز خواهـــــر نامزدم!!!!
بعد چند ثانیه بهم گفت: اگه 50هزار تومن بهم بدی میزارم با من به اتاق خوابم بیای و بعدش رفت تو اتاق خواب!!!
چند دقیقه فکر کردم و بعد به سمت درب خروجی رفتم چند تا پله پایین نرفته بودم که یهو نامزدم و باباشو یا چشم گریان دیدم !!!
باباش بهم گفت : ب خانواده ما خوش آمدی,تو امتحان قبول شدی!!!
از اون روز خـــیلـــی میـــگـــذره ولی هــنوز کــســی نــمــیــدونه داشتـم میرفـتم کــــیــــف پولم رو از تو ماشــــیـــن بردارم......................!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اگه لایک نکنی توهم لاشی هستی
بذار تو حالِ خودم باشم
بذار تو حالِ خودم باشم
نه نمیخوام پا شَم
بذار تو حالِ خودم باشم
من و چندتا شمع
بذار تو حالِ خودم باشم
اصلاً نمیخوام پا شَم
بذار تو حالِ خودم باشم
نمیتونم زورَکی تو دلِ تو جا شَم
بذار تو حالِ خودم باشم
میخوام چند روزی تنها شَم
بذار تو حالِ خودم باشم
نمیخوام رویاهای تو از هم بپاشن
قشنگیِ صورت تو به خنده هاشَن
بذار تو حالِ خودم باشم
من و چندتا شمع
بذار تو حالِ خودم باشم
نه نمیخوام پا شَم
بذار برو منو اصن با این هوا
هوایی که خیلی بد میشه شبا
میخوام این شبای سخت و یه جوری از پَسِش برام
رو شدِ دستت برام
بذار برو منو و نیا این وَرا
من حالم خوبه همین پایین تَرا
این زندونی که ساختی رو میخوام از حبس درام
تنگه قفسش برام
ولی من میخوام از پَسِش برام
بذار تو حالِ خودم باشم
من و چندتا شمع
بذار تو حالِ خودم باشم
نه نمیخوام پا شَم
بذار تو حالِ خودم باشم
من و چندتا شمع
بذار تو حالِ خودم باشم
اصلاً نمیخوام پا شَم
♫♫♫♫♫♫♫
☺هرکی پسندید لایک بده☺
خداپرسید میخوری یا میبری؟
ومن گرسنه
پاسخ دادم..میخورم!
چه میدانستم لذتهارا میبرند
و حسرتها را میخورند
(حسین پناهی)
درمکه که رفتم خیال میکردم دیگر تمام گناهانم پاک شده است
غافل از اینکه تمام گناهانم گناه نبوده
و تمام درست هایم به نظرم خطا انگاشته و نوشته شده بود
درمکه دیدم خدا چند سالیست که از شهر مکه رفته
و انسانها به دور خویش میگردند
در مکه دیدم هیچ انسانی به فکر فقیر دوره گرد نیست
دوست دارد زود به خدا برسد و گناهان خویش را بزداید
غافل از اینکه آن دوره گرد خود خدا بود
درهمان نماز ساده خویش تصور خدارا در کمک به مردم جستجوکنم
شاد کردن دل مردم همانا برتر از رفتن به مکه ایست که خدایی در آن نیست
حسین پناهی
خیلی سختِ نگه داشتنِ بغض پشت تلفن...!!!
مخصوصاً وقتی که میخواهی نفهمه هی قورتش میدی هی...
اما آخرهم چیکه چیکه اشکات گونه ها تو خیس میکنه
اون موقع ست که یهو تلفنُ قطع میکنی
بعدشم میگی خودش قطع شد خیلی درد داره...
+خب.
_پرتش کن زمین.
+خب.
_شکست؟
+آره.
_حالا ازش عذر خواهی کن.
+ببخشید لیوان منظوری نداشتم.
_دوباره درست شد؟
+نه...
_متوجه میشی؟
اگر خوشت اومد لایک فراموش نشه
☺☻☺☻☺☻☺☻☺☻☺☻☺☻☺☻☺☻☺
زن اون رو می کشه کنار و همه چیو تمیز می کنه...
صبح که مرد از خواب بیدار میشه ...
انتظار داشت که زنش جر و بحث و شروع کنه و این کارو تا شب ادامه بده ...
مرد در حالی که دعا می کرد که این اتفاق نیوفته میره اشپزخونه تا یه چیزی بخوره ...
که متوجه یه نامه روی در یخچال می شه که زنش براش نوشته...
زن : عشق من صبحانه ی مورد علاقت روی میز آمادست ...
من صبح زود باید بیدار می شدم تا برم برای ناهار مورد علاقت خرید کنم...
زود بر می گردم پیشت عشق من
دوست دارم خیلی زیاد....
مرد که خیلی تعجب کرده بود
میره پیشه پسرش و ازش می پرسه که دیشب چه اتفاقی افتاده بود؟
پسرش می گه : دیشب وقتی مامان تو رو برد تو تخت خواب که بخوابی و شروع کرد به اینکه لباس و کفشت رو در بیاره تو در حالی که خیلی مست بودی بهش گفتی ...
هی خانوووم ، تنهااااام بزار ، بهم دست نزن...
من ازدواج کردم...
☺☻☺☻☺☻☺☻☺☻☺
ﺩﺧﺘﺮ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ....
ﺩﻟﺖ ﺯﻭﺩ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ ﺍﺯ ﻋﺎﻟﻢ ﻭ ﺁﺩﻡ - ﻭﻗﺘﯽ ﯾﻪ
ﺣﺮﻓﻪ ﺩﺭﺷﺖ ﺑﺸﻨﻮﯼ - ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺭﻭﻍ ﺑﺸﻨﻮﯼ - ﻭﻗﺘﯽ ﺩﻭﺭﻭﯾﯽ ﺑﺒﯿﻨﯽ .... . . .
ﺩﺧﺘﺮ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ....
ﻗﻠﺒﺖ ﺯﻭﺩ ﻣﯿﺸﮑﻨﻪ ﺍﺯ ﺑﻮﺩﻧﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻮﯼ ﻣﻮﻧﺪﻥ ﻧﻤﯿﺪﻥ - ﺍﺯ ﺁﺩﻣﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻮﯼ ﺁﺩﻣﯿﺖ ﻧﻤﯿﺪﻥ - ﺍﺯ ﺩﺳﺘﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻮﯼ ﺍﻣﻨﯿﺖ ﻧﻤﯿﺪﻥ ... . . .
ﺩﺧﺘﺮ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ....
ﺩﻟﺖ ﺗﻨﮓ ﻣﯿﺸﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﻪ ﺩﻭﺭﺩﺳﺘﯽ ﮐﻪ ﺗﻪ ﺫﻫﻨﺖ ﺷﻨﺎ ﻣﯿﮑﻨﻦ ﻭ ﻧﺎﺧﻮﺩﺁﮔﺎﻩ ﻏﺮﻗﻮﻥ ﻣﯿﺸﯽ - . . .
ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺣﺎﻝ ﺍﻭﻥ ﻣﻮﻗﻌﺖ ﺭﻭ ﻧﻤﯿﻔﻬﻤﻪ ﻣﮕﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﺩﺧﺘﺮﻭﻧﻪ ﺭﻭ ﺣﺲ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﺎﺷﻪ ... . . .
ﺩﺧﺘﺮ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ...
ﺯﻭﺩ ﺑﻐﺾ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﺑﻐﻀﯽ ﮐﻪ ﺧﻐﺖ ﻣﯿﮑﻨﻪ - ﻭﻗﺘﯽ ﻧﺘﻮﻧﯽ - ﻧﺸﻪ - ﻧﺬﺍﺭﻥ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺑﺮﯾﺰﯼ ﺣﺮﻓﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺩﻟﺖ ﺳﻨﮕﯿﻨﯽ ﻣﯿﮑﻨﻪ ... . . .
ﺩﺧﺘﺮ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ....
ﺯﻭﺩ ﭘﯿﺮ ﻣﯿﺸﯽ ﺍﺯ ﺑﻌﻀﯽ ﺁﺩﻣﺎ - ﺑﻌﻀﯽ ﺍﺗﻔﺎﻗﺎ - ﺑﻌﻀﯽ ﺩﺭﺩﺍ - ﺑﻌﻀﯽ ﺣﺮﻓﺎ ... . . .
ﺩﺧﺘﺮ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ....
ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﻭ ﻣﯿﻔﻬﻤﯽ ﺍﮐﺜﺮ ﺁﺩﻣﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺭﻭﺑﺮﺕ ﭘﺮﺳﻪ ﻣﯿﺰﻧﻦ ﮔﺮﮔﻦ - ﺩﺭﻭﻏﻦ - ﺍﮔﻪ ﯾﻪ ﺫﺭﻩ ﻣﻬﺮﺑﻮﻥ ﺑﺎﺷﯽ ﻧﺎﺑﻮﺩﺕ ﻣﯿﮑﻨﻦ ... . . .
ﺩﺧﺘﺮ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ....
ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﻭ ﻣﯿﻔﻬﻤﯽ ﺗﻨﻬﺎ ﺭﻓﯿﻘﺖ - ﺗﻨﻬﺎ ﺣﺎﻣﯿﺖ ﻭ ﺩﻟﺴﻮﺯﺕ ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺩﺳﺘﺶ - ﺁﻏﻮﺷﺶ ﺑﻮﯼ ﺍﻣﻨﯿﺖ ﻣﯿﺪﻩ ﭘﺪﺭﺗﻪ ... . . .
ﻭ ﻭﺍﻱ ﺍﺯ ﺭﻭﺯﻱ ﻛﻪ ﺍﻭﻧﻢ ﻛﻨﺎﺭﺕ ﻧﺒﺎﺷﻪ ......
ﺩﺧﺘﺮ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ...
یکی بترسه از اینکه یه روز از دستت بده...
سعی کنه ناراحتت نکنه....
قشنگه یهم بغلت کنه....
یهم تو جمع بگه دوست دارم....
بگه حواسم بهت هست...
حس قشنگیه ازت حمایت کنه ....
اره...
دوس داشتن همیشه زیباست!
هی پسر....!!!
من یک دخترم....!!!
یک انسانم....
همانند تو....!!!
اما....
عقاید پدربزرگانمان، نگاه هیز مردمانمان.....
مرا متفاوت از تو میخواند.....!!!
تفاوتی که هیچوقت لمسشان نکردم......
اصلا کدام تفاوت....؟؟؟
من ابرو برمیدارم.... توام برمیداری....!!!
آرایش میکنم....توام اینکا رو میکنی....!!!
گوشواره میندازم....توام میندازی....!!!!
لوس حرف میزنم...توام میزنی....!!!
من و تو تنها یک تفاوت داریم...!!!
دوستی من با یک پسر، دوست داشتنش، هم اغوشیش، بوسیدنش....
یعنی.... فاحشگی....!!!
اما... برای تو... یعنی... آزادی.... جوونی کردن....!!!
من یک دخترم...!!!
حتی اگر فاحشه باشم....!!!
کارهایم زنانه است...!!!
افکارم زنانه است...!!!
دوست داشتنم زنانه است...!!
تکیه کردنم به یک مرد زنانه است....!!
من با تمام تفاوت ها پای جنسیتم، زنانگی ام ایستاده ام.....!!
اما تو چی...؟؟؟
مردانگی ات را به چه میفروشی....؟؟
من یک دخترم....!!!
فاحشه یا باکره فرقی ندارد.....!!
من ب جنسیتم افتخار میکنم.....!!
پرسیدند:
بیـــــداری؟
آری بی "دار"م...
چرا که اگر "دار"ی داشتم
یا قالی زندگیم را خودم میبافتم
یا زندگیم را به "دار" میاویختم
و خلاص
پس بی"دار" بی"دار"م...
ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ...
ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ...
ﺁﺩﻣﺎﺭﻭ ﺑﺎ ﻫﻤﻪ ﻭﺟﻮﺩﺕ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ !
ﯾﻩ ﺗﯿﮑﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﻭ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭ ﺑﺮﺍﯼ
ﺭﻭﺯﺍﯾﯽ ﮐﻪ
ﻫﯿﭻ ﮐﺴی ﻮ ﺑﻪ ﺟﺰ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﺪﺍﺭﯼ!
در زبان انگلیسی :
friEND ( دوست )
boy friEND ( دوست پسر )
girl friEND ( دوست دختر )
best friEND ( بهترین دوست )
همگی به END ختم میشن یعنی همشون پایان دارن
اما کلمه ی famILY ( خانواده ) به سه حرف ILY ختم میشه که مخفف I Love You هست
و خود family به معنی :
FAMILY = Father And Mother I Love You
√ Likeeee √
ﻧﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﺧﺎﻃــــــــﺮﻡ ﺗَﻌﻄﯿﻞ ﻣﯿﺸـــــــــﻮَد.. ﻧﻪ ﺩﺭ ﺍَﺧﺒـــــــــﺎﺭ ﺣﺮﻓﯽ ﺯَﺩﻩ ﻣﯿﺸــــــــﻮد، ﻧﻪ ﺗــــــــﻪ ﺧﯿﺎﺑﺎﻧﯽ ﺑﺴﺘـــــــــﻪ ﻣﯿﺸــــــــﻮد...
ﻭ ﻧﻪ ﺩﺭ ﺗَﻘﻮﯾــﻢ ﺧﻄّﯽ ﺑﻪ ﺍﺳﻤﻢ ﻧﻮِﺷﺘﻪ ﻣﯿﺸـــــــــﻮﺩ ..
ﺗَﻨـــــــــﻬﺎ ﻣﻮﻫﺎﯼ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﮐﻤﯽ ﺳِﭙﯿﺪ ﻣﯿﺸـــــــــــــــــــﻮد ...
ﺍَﻗﻮﺍﻣﻤﺎﻥ ﭼﻨـــــــــﺪ ﺭﻭﺯ ﺁﺳﻮﺩﻩ ﺍَﺯ ﮐﺎﺭ ﻣﯿﺸـــــــــﻮند ..
ﻋﺸﻘــــــــــــــﻢ .. ﺑَﻌـــــــــﺪ ﺍَﺯ ﻣﺪّﺗﯽ ﺑﺎ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﯾَـــــــــﺶ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ .... ﺩﯾﮕﺮ
ﻣَﺭﺍ ﺍَﺯ ﯾﺎﺩ ﻣﯿﺒَـــــــــــــــــــــــــــﺮﺩ
ﻭَ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧــــــﻢ ﺑﻌـــــــــﺪ ﺍَﺯ ﺧﺎﮐﺴِﭙﺎﺭﯼ ﻣﻮﻗـــــــﻊِ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﻏﺬﺍ
ﺁﺭﺍﻡ ﺁﺭﺍﻡ ﺧﻨﺪِﻫﺎﯾِﺸـــــــــــــــﺎﻥ ﺷُﺮﻭﻉ ﻣﯿﺸَـــــــــﻮَﺩ . .
ﻭَ ﻣَﻦ ﺗَﻨـــــــــــــــﻬﺎ .... ﮔﻮﺭﮐَﻨﯽ ﺭﺍ ﺧَﺴﺘﻪ ﻣﯿﮑُﻨَـــــــــﻢ، ﻭ
ﻣَﺪﺍﺣﯽ ﺭﺍ ﮐِﻪ ﺍَﻟَﮑﯽ ﺍَﺯ ﺧﻮﺑﯽ ﻫﺎﯼِ
ﻧَﺪﺍﺷﺘﻪ ﺍَﻡ ﻣﯿﮕﻮﯾـــــــﺪ!! ﻭ ﺍَﺷﮏِ ﺗِﻤﺴﺎﺡ ﻣﯿﺮﯾـــــــــﺰَﺩ
هیچ اتــــــفاقی نخواهد افـتـــــــاد .....!
ســالــها بــعــد
من در کنار یک مرد زندگی میکنم ،
مردی که اسمش تو شناسنامم ثبت شده و همسر من محسوب میشه،
مردی که شاید من زنِ رویاهاش باشم اما ،
اون هیچ وقت مرد رویاهای من نمیشه چون ،
رویایی ترین کسی که میخواستم تو بودی ...
جسمم کنار اون میخوابه اما ،
افکارم در کنار تو .
ســـالهـــا بعــد
بی هوا وقتی یادت میوفتم ،
... فقط به این فکر میکنم که خوشبختی یا نه!؟ ....
شاید اسم تورو گداشتم روی پسرم ،
سالها بعد ،
من زنیم که از عذاب وجدان داره میمیره ،
زنی که به تو فکر میکنه اما ، کنار یک مرد دیگست ،
زنی که به دوست داشتن های مرد دیگه پاسخ میده اما ،
نه از ته دل ...
ســالـــهــا بـــعــد
وقتی همه خوابن ،
میرم تو آشپزخونه و یه سیگار روشن میکنم ،
تو اون نور کم سوی چراغ خواب به تو فکر میکنم ...
از سیگارم کام های عمیق میگیرم ،
و به این فکر میکنم که زندگیم چجوری میشد اگه تو همسرم بودی
؟
در حالی که دارم تو فکرت غرق میشم ، سیگارم رو به اتمامه ،
و من ،
با عذاب و با دلی پر از غم ،
باید برم کنار مردی بخوابم که همیشه ارزو میکنم تو جای اون
بودی ...
سالها بعد این موقع ،
تو کنار کسی هستی که دوستش داری اما ،
من کنار كسیم که ،
فقط باهاش هم خونم ...
ســالــهــا بعــد
زنیم با موهای سفید و چهره ای خسته ...
زنی که خیلی ها میشناسنش اما ،
اون با هیچکس جز یاد تو آشنا نیست...
زنگ می زنم بهت .. تعجب می کنی ! می گی چی شده ؟
میگم ، هیچی بابا حوصلم سر رفته بود ..
شروع میکنی ب ِ حرف زدن ..
شروع میکنم ب ِ خندیدن ..
تیکه میندازی بهم ..
تیکه میندازم بهت ..
میخندم ..
بلند .. خیلی بلند ..
اونقدر بلند میخندم که نفهمی صدام گرفته .. نفهمی ی ِ بغض ِ لعنتی داره باهات حرف میزنه ..
گفتم که ، همه چی مثل ِ همیشست ..
میون ِ یکی از همون خنده ها ..
میون ِ یکی از همون قهقه ها ..
از بالای ِ بلندترین برج ِ شهر ، می پرم پایین ..
خندم تموم نشده .. رسیدم زمین ..
و تو نمی دونی آخرین صدایی که شنیدی ، صدای ِ قهقهه ی ِ من بود ، یا ی ِ صدای ِ گومب ِ مبهم !..
زیاد منتظر ِ نشو ..
زیاد الو الو نکن ..
قطع کن رفیق ..
بخواب ..
فردا میفهمی چی شده






