فالله خير حافظا و هو ارحم الراحمين


از فاصله پست قبل تا اين پست هم پست موقت زياد دارم 
دليلي نميديدم ك بيام پست بذارم كه آي خستمه آي فلانم آي بيسارم(نه اينكه الانم نگفتم
)
مامان نقطه رو يادتونه ك گفته بودم ،الان نقطه جنسيتش معلوم شده و دخمله
آهان يادتونه يه پست داشتم ك گفتم رفتم تو در اتاقم،حالا هفته پيش باز رفتم تو در ماشين
پس فرداش هم لاي در گيت بليط زن مترو جا موندم
كلا در ديگه اي نمونده ك من گير نكره باشم توش.خيلي هم حواسم جمعـــــــــــ هههههه
بازم اگه دري چيزي مد نظرتونه بگيد من تست كنم !
روزتون زيبا
+رمز سال تولدم
چيز خاصي هم نيست
سلام
از اونجايي ك خيلي وقته اينجا ننوشتم رشته كلام از دست كيبوردم در رفته!
خب مسلما توي اين مدت اتفاقاتي افتاده ك شما ازش بيخبريد.الكي مثلا هيجان كار رو ببرم بالا و بيايد بگيد واي چي شده چي شده 
اوضاع بيكاري عجيب داره بيداد ميكنه توي مملكت.اميدوارم هيچ سرپرست خانواده اي بيكار و بي رزق نمونه.
ما كه يكي از كارگاهامون ب صورت تعليق دراومده و از دفتر هم داريم تعديل نيرو ميكنيم
الان چندوقته انقدر اشكم دم مشكم كه نگووووووووو.تا تقي به توقي ميخوره
جالب تر اينجاست ك من بي صدا گريه ميكنم.بعد مثلا همين چند وقت پيش داشتيم فيلم ميديديم.خيلي هم تكراري بودا .بعد يهو گريه ام گرفت.بعد مامان برگشت ك يه چيزي بهم بگه ديد دارم به پهناي صورت اشك ميريزم
كلا دارم از دست ميرم
يه مشكل ديگه اي هم ك دارم فوبياي آمپوله
يعني اگه قرار باشه برم آمپول بزنم از صبحش عصبي ميشم و پاچه ميگيييييييييييييييييييرم تاااااااااا برم و بزنمو برگردم بشه فردا صبحش.
يعني كسي اصلا نبايد با من حرف بزنه.تازه كلي هم با خودم حرف ميزنم ك فرنااااز قوي باش.ديگه بزرگ شدي.آرووم باش.ولي همين ك خانومه مياد استرسسسسسسسسس ميگيرم.زشته عايا؟!
و برعكس قديم نديما ك فكر ميكردم سخت باشم ولي انقده حساس شدم.همينجور الكي الكي.زودي ميرم تو لك
خب اينارو بذاريم كنار خوب نيس پشت سر دختر مردم انقدر حرف بزنين
شماها تايم بيكاريتونو چطور ميگذرونيد؟
اصن صبح تا شب چيكار ميكنين؟
آهان لطفا بگين من از چي بايد اينجا بنويسم
روزتون شاد

+اي جوووونم ببينين چه جوري از ته دل ميخنده

ان شاءلله ك اينطور خنده هميشه رو لباتون نقش ببنده
سلام
خب ماه رمضون امسالم رفت و ان شالله كه همتون دست پر به استقبال شوال بريد
عيدتون پيشاپيش مبارك
هستتون هم مبارك
بخوريد اون ناپلئوني رِ
من خوبم شكر خدا.شما هم خوب باشيد لطفا
تعطيلات خوش بگذره بهتون.
در مصرف آب و برق بصرفجوييد
بعد ما نسل نوادگانمونم قراره بِزيَند(منظور زيستن در آينده)
از شنبه كانال يك سريال داره ساعت 22 .ببينيد فكر كنم خوب باشه(تعبير وارونه يك رويا)
ديگه اينكه 3 ماهه حقوق نگرفتم.نميشه فطريه هاتونو امسال من جمع كنم؟!
اين فيلم رستاخيزم شنيدم تا اطلاع ثانوي اكران نميشه خداروشكر.
ديگه از شنبه تابستون واقعي شروع ميشه و استخر و مسافرت و اينا حتما بريد.حتي در بعضي نسخ قديمي اومده ك برنزم بكنيد اگه گذاشتن والا
كتاب زياد بخونيد
چيزي خوبي هم به ذهنتون رسيد بگيد منم بخونم
ديگه همينا فعلا
آهان راستي پست هام برگشتن ولي نظراتش نه هنوز.قالبمم برنگشته.حالا كي به آغوش گرم اينجا برگردند معلوم نيست.در ضمن رمزي نويسان عزيز رمزاتون توي نظرات بود.نظرات هم كه توي بلاگ بود .خب با اين تفاسير من رمز نداااارم .بذاريد لطفا!
دوستون دارم
لحظه هاتون پر از عشق

امسال ماه رمضون هم به سرعت داره ميگذره؛ هرچند كه اغلب سختي و مشقت توي روزه گرفتن داشتيم اما ديگه رسيديم به 20 اين ماه

شب 21 و شب شهادت امير المومنين (ع)؛شب قدر دوم
مقدمه چيني نميكنم از همگي التماس دعا دارم و ميخوام ك منو توي لحظه هاي معنويتون دعا كنيد
و اما
امسال براي اولين بار بود كه سه شب متوالي ايام البيض ماه رمضون رو دعاي مجير خوندم.باعث تاسف بود برام كه بعد از 25 سال تازه براي اولين بار اين دعا رو با دقت خوندم.
سُبْحَانَكَ يَا اللَّهُ تَعَالَيْتَ يَا رَحْمَانُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ
پاك و منزهى اى خدا! بلند مرتبه اى اى بخشاينده! ما را از آتش پناه بده ای پناه دهنده!
سُبْحَانَكَ يَا رَحِيمُ تَعَالَيْتَ يَا كَرِيمُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ
پاك و منزهى اى مهربان بلند مرتبه اى كريم! ما را از آتش پناه بده ای پناه دهنده!
خيلييييييي دعاي زيبايي كه با هر كلمه اش ميشه بندگي كرد
ميدونم دير پست رو گذاشتم اما انقدر اين دعا به دلم نشست ك به نظرم محدود به زمان خاص نميشه
هروقت خوندين منم ياد كنيد
و اما سالهاي قبل پست اعمال مخصوص اين شبها رو گذاشته بودم.لينكشو براتون ميذارم.باز هم التماس دعا
+در پايان آرزوي قبولي طاعات و حاجت روا شدنتان رو دارم+
:)
اووووم دارم فكر ميكنم بلاگفا چه جوابي ميتونه داشته باشه؟!
خب مسلما هيچي
مسخره ترين كارش هم برگردوندن وبلاگاي حذف شده بود
هرچيو ك دلش خواسته برگردونده هرچي هم ك خوشش نيومده حذف كرده
حداقل برميگردوند به يك سال قبل نه دو سال
حوصله غر زدن هم ندارم
جاي جديد براي نوشتن داريد پيشنهاد بديد
حالا هم نصف و نيمه برگردوندن
هر وبلاگي ك سر ميزني مثله آدماي آلزايمري شده.ك بعضي پست ها هست بعضي ها نيست
بخش مديريتيش ك كلا رو هواست
قالب ها برگشته به قبل
پست ها پرواز كردن
الان وبلاگ من برگشته به 2 سال قبل
باشد ك رستگار شود

سلام 
امروز 363 روز از سال 93 و ساعتهاي آخرشه ك همينجووووووووور داره ميگذره
ميدونم خيلي وقته ك مثه قبل نمي نويسم و هر روز هرروز آپ نميكنم و گروههاي وبلاگي از هم متفرق شديم
اما امسال بيشتر وبلاگ ها رو ميخوندم و گاهي نظر ميذاشتم گاهي هم نه
با خيلي از آدمهاي دوست داشتني جديدي هم آشنا شدم ك كلي انرژي مثبت دارن
ولي دلم خواست توي روزهاي مهم تري از روزهاي ديگه پستي گذاشته باشم و اينا و امروز هم به عنوان آخرين پست 93 حس خوبي رو داشتم و الـــــــــــــــــــــكي مثلا هوا تازه بهاري شده و از اين صوبتا
چند روز پيش رفته بوديم شهروند خريد وسايل كوزت(خونه تكوني و اينا
) تازه بوي بهار و عيد اونجا حس شد
چندتا عكس هم براتون گرفتم ك شما هم با من توي حس خوب اين عكسها شريك بشيد
يه دونه از اون گلدون گل قرمزا هم خريدم.اسمش گل عروس بود و دادمش ب مادربزرگم.خيلي ناز و خوش رنگه


اينم اولين گاري سفره 7 سين عمومي

اينم تو ماشينمون الكي مثلا عيد شده

+خب اول اينكه براتون آرزوي سال خوش و پر بركتي رو آرزو ميكنم و اميدوارم ك خدا به خودتون و عزيزانتون سلامتي و دل خوش بده.بركت رو به خونه هاتون.عشق رو به قلبهاتون و لبخند دائمي به لبهاتون عطا كنه

+براي همديگه و براي دلهاي ديگران هم سر سفره 7سين دعا كنيد.ان شالله ك هر دعاي خيري ك در حق ديگران ميكنيد چند برابر ب خودتون برگرده

+اگه اذيتتون كردم و يا ازم دلگيرين خب هستين ديگه چيكارتون كنم
.نه شوخي كردم از همين جا ازتون عذر خواهي ميكنم و خطاي منو ب بزرگيتون ببخشين و دلتونو صاف كنين باهام .گناه دارم خب
+يه كمك لدفن:من عكسهاي گوشيم با كيفيت خوبي بود اما الان همشون رفته توي يه قسمتي ك خودش حجم رو كم كرده هم سايزش كوچيك شده هم از كيفيتش زده.ميخوام انتقال بدم به كامپيوتر اينجوري شده.لذا اگه كسي اصن متوجه سوال من شد لطفا كمك كنه.اگه نه هم ك هيچي ديگه
+يه لينك ميدم واسه رنگي رنگي يه پروژه خودشناسي 15 روزه است.براي بهتر برنامه ريزي كردن سال جديد.من خوشم اومد گفتم شما هم بخونيدش

+ويرگول كيبوردم گم شده واسه همين هي نقطه گذاشتم يا جمله هامو طولاني كردم
+كلام آخر:
عشق همراه هميشگي قلبهاتون باشه
نوروز مبارك عزيزان من


در اين شلوغياي كاري و زندگي آخر سال بهترين خبري ك ميشد بشنوم بارداري دوست دوره دانشگاهم بود
وقتي از دكتر برگشت ب اولين نفري ك خبر داد من بودم
خيليييييييي خوشحالم
حس خوبيه ديروز بهش زنگ زدم و كلي حرف زد
از همه چي حرف زديم و خاطرات 4 ساله يوني مثه يه فيلم كوتاه از ذهنم گذشت
بعضي دوستي ها خيلي باارزشن و بايد قدر دونست
(ممنون از همتون ك هستيد)
مينا الان مامان يه نقطه است
نقطه 35 روزه ك قراره آباني بشه
لطفا براي سلامتي جفتشون دعا كنيد
+اميدوارم هر كسي ك آرزوي بچه داره خدا بهش اين نعمت رو عطا كنه.آمين.

خدارو شكر بارون هم باريد بالاخره
نميدونم چرا هوا اينجوري شده امسال،البته بچه ها تو وايبر زده بودن ك بدليل عمل هاي زيبايي ك ننه سرما رو خودش انجام داده اعلام كرده منو بهار جون صدا كنيد
واسه همينه هوا اينجورياس
حالا لذت اين بارون زيبا وقتي صبح داري ب سمت محل كارت ميري و قدم ميزني خيلي زياده 
اما
اماااااااااا وقتي ك سوار تاكسي بشي و بارون تند بشه و چند متر بعد يه خانومي با يه بافت خيس سوار شه و بچسب بهت
تموم اون حس دلپذيرو ب منزجرترين حس ممكن تبديل ميكنه!
خيلي حس بدي بود،من وسط گير افتاده بودم و همه كيپ نشسته بوديم،نميدونم خودش متوجه نميشد ،حداقل بافتشو ميزد اونور يا از مانتوش درميورد
حس يه بافتني خيس ك بهم چسبيده بود و با گرماي بدن داشت تبخير ميشد و تا انتهاي مسير همراهيم ميكرد
دست خودم نيست بدم مياد ميچسبن ب آدم
40 روز گذشت
آخرين شب يلدايت در خانه نو ولي تاريكي سپري شد
ميدونم خسته شده بودي
ميدونم خيلي جنگيدي و زور زدي
ميدونم ك تا آخرين لحظه هم نخواستي اون غرورت بشكنه
نگران نباش دوست جان
تو در ذهن من همان دخترك شيطاني هستي ك چشمان سياهت از برق غرور ميدرخشيد
تو همان دختركي هستي ك اولين حرف هاي نوشتن را با هم ياد گرفتيم
هماني ك همسايه هم بوديم و فاصله خونه تا مدرسه رو ميدويديم
همان ك كارهاي حرفه و فن را با هم ميساختيم و ميبرديم
همان ك روي نيمكتهاي سه نفره مينشستيم
همان ك حرفت حرف بود
عشقت عشق بود
همان ك معده دردهاي عجيبت هميشه ضد حال روزهايمان بود
همان ك پارسال نوشتم جز شكستهاي عشقي دردهاي بزرگتري هم هست
هماني ك از همه خواستم براي بودنت براي سلامتيت دعا كنن
دلم خيلي برات تنگ شده
خيليييييييييييي
روحت آرووم و قرين رحمت دوست جان

+دوستان عزيزم نميخواستم بعد از مدتها ك مينويسم اين پست رو بذارم.اما نشد.شرمنده اگه ناراحتتون كردم.
لطفا براي شادي روح غزال فاتحه اي بفرستيد
+بودنتان مستدام+

كلا به پيوست پست قبلي ماه صفر رو با كبودي چش و چال و دماغ و اينا آغاز كردم
و 5 روز بعدش انگشتم ب طور خيلي ناهماهنگي برگشت و باز كبود شد:|
بعد از اون هم همين پس پريروزي رفتم دم دستگاه كپي كاغذ گير كرد اومدم متخصص بازي دربيارم بكشمش بيرووون دستم با درامش سوخت:|
از ديشبم ك معده درد گرفتم باززز :|
كلا دارم ب اين فكر ميكنم اگه صفر تموم شه منم باهاش تموم نشم
!!والا
الان ديگه ب اون درجه از آسيب پذيري رسيدم ك هر صدايي و يا بوي سوختگي و هر حادثه متقربه و غير متقربه ميفته همه ميگن :فـــــــــــــــــــــــــرناز
بله اينجورياست
حتي اگه سراغ منو از مامانم بگيريد ميگه نميدونم والا تو در و ديوار 
يا مثلا دارم انگيزه پيدا ميكنم واسه عكسهاي سلفي:
1-منو در همين الان يهويي
2-من تو بغل ديوار همين الان دوتايي
3-من و بالانس انگشتم با دراور همين الان
4-تاول دستم و دستگاه كپي(بوووووووق)واقعن يهووووووويي
5-منتظر رويدادهاي بعدي و يهويي من باشيد
-حقوقمم نگرفتم تازشم=)
+تولدانه:امروز هم تولد دوست عزيزمه.
متين جان تولدت مبارك با آرزوي بهترينا و سلامتي و دل خوش در تمام مراحل زندگيت

مثلا يه هفته پيش باشه
مثلا 6 صبح يه روز ابري باشه و هيچ نوري از پنجره توي اتاقت نباشه چراغو خاموش كني ك بخواي بري
ولي قبلا يكي درو كامل باز نكرده باشه و تو هم عجله داشته باشي
بلـــــــــــــــــــــــه اينگونه ميشه ك با نصفه صورت آنچنان ب درب برخورد ميكني ك قانون فيزيك روت اعمال ميشه
و طبق گفته نيوتون بر مبناي عمل و عكس العمل با همون شتاب برخواهي گشت
همه چيز در كمتر از چندلحظه اتفاق ميفته و با صدايي ك ايجاد شده فقط ياد عمل دماغت ميفتي!
+همه چي آروووووومــــــــــــــــــــــه:)

عكس مناسب پيدا نكردم.ولي گربه رو بر دارين منو بذارين.ديوارم بردارين در رو بذارين.نورم كم كنين.بقيه زوايا همين بود اصن

+عاشقانه نوشت:
من اين هواي ابري و باروني رو خيلي دوست ميدارم (آيكون: قلب گنده)
+كار نوشت:
دلم واسه مردمي ميسوزه ك منتظر تحويل گرفتن مسكن مهر نشستن اما دريغ ...
+تولدانه نوشت:
ايمان عزيز تولدت مبارك. ان شالله ك هميشه سلامت باشي و تولدتو ب شادي جشن بگيري+
+همينجوري نوشت:
248 روز از سال گذشته و 117 روز به پايان سال باقيست.
گاهي وقت ها آدم هيچي رو درك نميكنه يعني منطقش قبول نميكنه يا شايدم نميخواد قبول كنه ك اون چيز مطابق ميلش پيش نرفته
گاهي آدم يهو ته دلش از يه اتفاق خالي ميشه، يهو حس تنهايي ميكنه
گاهي فكر ميكني يه چيز هنوز خيلي وقت داشت ك بعدتر از اينها اتفاق بيوفته ولي الان پيش مياد
گاهي وقتها از همه آدما متنفر ميشي
از بي عدالتي ها، از چارچوب ها، از همه چي
قلبت ميگره ،يه چيزي تو گلوت گير ميكنه انگار،چشمات گاهي تار ميشه ولي خبري از بارون نيست
ولي ياد اين ميفتي ك بايد تسليم الهي شد
بعدش بهترين ترجمه اي رو ك ميشه واسه بسم الله الرحمن الرحيم نوشت رو ميبيني :
به نام خداكه رحمتش بى اندازه است و مهربانى اش هميشگى
همين ميشه يه آرامش
همين ميشه ك همه چيزو بسپاري دست خودش، ته دلت باز ب اميدي گرم شه
همين ميشه ك ب راهت ادامه ميدي و خيالت راحته ك حواسش هست هر چند ك ب نظر خودت 2*2=4 نشده

:)
از حضرت زین العابدین علیه السلام روایت شده است که فرمود:
پدرم در روزی که کشته شد، در حالی که خونها { از بدنش } می جوشید من را به سینه چسبانید و فرمود: «ای پسرم، از من حفظ کن دعایی را که فاطمه صلوات الله علیها من را تعلیم نمود و رسول الله صلی الله علیه و آله او را تعلیم کرده بود و جبرئیل به پیامبر در حاجتها و امور مهم و غم و غصه ها تعلیم داده بود و همچنین در امور مهمی که از آسمان نازل می شود و کارهای بزرگ و سهمگین؛
فرمود بخوان:
بحق یس والقرآن الحکیم، و بحق طه و القرآن العظیم، یا من یقدر علی حوائج السائلین، یا من یعلم ما فی الضمیر، یا منفّس ان المکروبین، یا راحم الشیخ الکبیر، یا رازق الطفل الصغیر، یا من لا یحتاج الی التفسیر، صلی علی محمد و آل محمد و افعل بی کذا و کذا »

هرچند که تن صداش همیشه یه جور خاصه اما آلبوم جدیدش رو پسندیدم
البته بعضی آهنگاشو ولی به نظرم بهتر ازقبل بود
شما چی پیشنهاد میکنید واسه شنیدن؟؟؟

+دوست داشتم همین قدری بودم
با همین لباس
همین قدر لوووووووووووس

پوزش نوشت:نظرات پست قبلی رو حال نداشتیم تائید نماییم.بله:)
از یه جایی به بعد همه چی رنگش عوض میشه
از یه جایی به بعد تو اون آدمی نیستی ک بودی
از یه جایی به بعد هیچ تاریخی یادت نمیمونه
از یه جایی به بعد دیگه هیچ صدایی رو نمیشنوی
از یه جایی به بعد فقط تویی و یه گذشته
تویی و حال
و تویی و آینده ای ک نگرانشی
تویی و چیزایی ک از دست دادی
تویی و چیزایی ک داری
و تویی و رویای نداشته هات شایدم حسرت از دست رفته هات...

بعضی از آدمها خیلی راحت با یه جمله میتونن از ناراحتی درت بیارن
و عیضا همون آدمها قادرند آنچنان لبخندی ک خودشون بهت دادنو ازت بگیرن ک لباتو تا یه مدت مثه یه خط افقی بهم بدوزن
بلـــــــــــــــه! اینجوریاست
:|
از راست ب چپ:
نارنجی-زرد+نگین-نارنجی-نارنجی-نارنجی
زرد+نگین-نارنجی-زرد+نگین-نارنجی-نارنجی
ولی چی میشه دیگه شوقی ک قبلا توش بود دیگه نیست؟!

اینم روانشناسی رنگ لاک کلیک لدفن!
سلام
امروز چون دیگه صبرم به اینجام رسیده دقیقا(محدوده بالاتر از نیمه بینی!!!)
تصمیم گرفتم چند پیشنهاد برای کسانی ک میخوان درآینده مشغول به کار بشن بدم:
1-تعیین حوزه کاری:
از ابتدای مشغولیت ب کار محدوده کاریتونو مشخص کنید، یعنی شما در چه بخشی هستید و قراره چه کارهایی رو انجام بدید و مبلغ حقوق دریافتیتون بابت انجام چه وظایفیه!
2-شناخت محیط و همکاران:
3-زمان انجام کار:
کاری ک بهتون محول میشه رو بزرگـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ جلوه بدید،دقیقا به همین کش داری. اما باید یادتون باشه ک غر نزنید چون وظیفتونه!
4-اندکی تظاهر:
...
..
.
بقیه موارد ب مراتب ذکر خواهد شد

وقتی 23 سال از عمرت بگذره
و 310 روز از سال 92 گذشته باشه
و تو همچنان ب توافق نرسیدی ک چی بپوشی و چی بزنی!!!!
ترجیحا برو تو افق محو شو
بلـــــــــه

اولین روز از بهمن ماه 92
یه روز نیمه ابری ک خورشید خانوم حالا کم کم داره خودشو نشون میده
غرق کارات باشی و گوشیتو زده باشی ب شارژ و گذاشته باشی رو میز پشتی ک دقیق تر ب کارات برسی
لیوان آبجوشی ک قرار بود یه تی بگ توش بندازی همونطوری مونده باشه و یخ کرده باشه
یهو صدای گوشیت درمیاد ، اول بی توجهی میکنی ک شاید اشتباه باشه یا ...
اما وقتی برمیگردی سمتشو عکس دوستتو روش میبینی ک داره بهت لبخند میزنه سریع از شارژ میکشی و با هیجان میگی الو سلام عزیزم:)
و ارتباط چند ثانیه ای ب دلیل آنتن دهی عالیییییی در متروهای زیر زمینی قطع میشه!!!
و اینبار تو شماره رو میگیری و اون با هیجان بیشتر مهلت نمیده آهنگ پیشوازشو گوش کنی حتی:)
توی حرفاش یه جمله است ک یه حسی رو دوباره بهم برمیگردونه:
_دلم برات تنگ شده یه 10-15 دقیقه بیا مترو نزدیک محل کارت ببینمت
...
..
.
همین یه جملش لبخندی رو به پهنای صورتم بهم هدیه میده
نرگس جونم همیشه صداقتت رو توی بیان احساست ستایش کردم و ممنون ک این همه راه رو بیخبر میکوبی و میای و میگی ساعت فلان میام نزدیک محل کارت و تو هم بیا.فقط میخوام ببینمت
این برای منی ک خیلی دور افتادم از دوستام یعنی:
هنوزم هستند دوستایی ک با همه بی معرفتیم، دلشون برام تنگ میشه و ب یه قرار یه ربعه قانع میشن.
این یعنی:
من خوشبختـــــــــــــــــــــــم.
خدایا ازت ممنون ب خاطر همه چیز
همه تونو دوست دارم
:)

دی هم داره تموم میشه، به همین سرعت
پارسال این موقع درگیر مراسمهای بله بران و عقد پسرخالم بودیم
خداروشکر ک زندگیشون گرم و پر از عشقه
پارسال این موقع همگی ذوق به دنیا اومدن یه فرشته آسمونیو داشتیم
خداروشکر ک الان کنار خانوادش شاده و 2 تا دندون پایینش دراومده
پارسال این موقع دوستم در شرف ازدواج بود
خداروشکر ک امسال اولین زمستون رو تو خونه مشترکشون کنارهم میگذرونن
پارسال این موقع دنبال مدارکمون میدویدیم
خداروشکر ک امسال کلا بیخیالش شدیم :))
پارسال این موقع شوق کنکور ارشدو داشتم
خداروشکر ک امسال کلا قیدشو زدم!!!.
پارسال این موقع هیچ وقت ب امسال این موقع فکر نمیکردم
ولی هزاربار خدارو شکر ک بالاخره یادگرفتم باید آینده نگر باشم و برای سال دیگه این موقع برنامه و کارهای انجام شده ای رو در نظر بگیرم!!!!
پس این × اینجا باشه ک یادم بمونه از امروز تا اونروز دقیقا 365 روز یا 53 هفته زمان هست
روزتون رنگی

:)
این روزا آدم بودن بهای سنگینی دارد
و چقدر سخت است بین این همه آدم نما زندگی کردن

+نظرات بعدا تائید میشود

+سخته به این باور و درک برسیم اما لذت بخشه
وقتی بدونی افرادی ک برای تو با ارزشن حالا خوشبختن و لبخند رو لباشونه دیگه غمی واست نمیمونه.
+ پر از احساس خوبم وقتی بهـــــــــــــــــــــــــار در آغوشم آرام میگیرد
:)