كميل نوشت:
1- خدايا در اين شب قدر به حق فرق شكافته ي مولا
كه به راستي شق القمري است عظيم
و به حق نماز رزمندگان و شهدا
به حق مولايم آقا امام زمان(عج)، يوسف زهرا(س)
ما و نسل ما را از زمينه سازان ظهور مهدي فاطمه قرار بده
2- به قول شهيد شوشتري:
الهي نصيرمان باش تا بصير گرديم،
بصيرمان كن تا از مسير برنگرديم .
آزادمان كن تا اسير نگرديم.
3- ای مثل روز ، آمدنت روشن !
این روزها که می گذرد ، هر روز
در انتظار آمدنت هستم ...
اما...
با من بگو که آیا ، من نیز
در روزگار آمدنت هستم ؟
هر جا که نام نامی تو آنجاست، قلبم بهانه غزلی دارد...
4- چوب خط های گناهم پر شد بحساب ابلیس
رمولا جان! برای نوکرت حساب تازه ای باز کن
5- خدايا نميدونم بخشيدي يا نه نميدونم گذشتي يا نه
فقط ميدونم اين شب قدرم رفت...
خدا...
خدايا اين بدن زار و نحيفم طاقت عذاب و آتيش جهنمو نداره
به الهيتت سوگند، ببخش
غلط كردم خداجون
الهي العفو العفو العفو
گزارش هافینگتن پست از پوشش زنان ایرانی
سایت روزنامه هافینگتن پست در مطلبی به نوع و مدل لباس پوشیدن زنان و دختران ایرانی بر اساس قوانین حجاب حاکم بر کشور پرداخته است.
غرب، ایران را کشوری که خاستگاه «مد» است نمی داند. بر اساس قوانین اسلام، زنان در ایران باید لباس هایی که تا حدی گشاد هستند و توجهات را به سمت خود جلب نمی کند و همزمان موهای آنان را نیز بپوشاند بر تن کند، نوع لباس پوشیدنی که در این کشور «حجاب» خوانده می شود.
لاک زدن، پوشیدن صندل و لگین نیز از سوی پلیس ایران ممنوع شده است. پلیس ایران سوابق طولانی در بازداشت زنان به دلیل جرائم مربوط به نوع پوشش دارد. اما این روزها نشانه هایی مبنی بر اینکه همه این موارد می تواند تغییر کند، نیز وجود دارد.
رئیس جمهور جدید ایران، حسن روحانی در جریان تبلیغات انتخاباتی اش وعده های خوبی را با هدف عادی سازی مسئله تعیین لباس های زنان از سوی نیروهای بسیج یا پلیس لباس شخصی ارائه کرد: روحانی در سخنانی پیش از انتخابات ریاست جمهوری ماه جولای گذشته گفت: بسیاری از زنان در جامعه ما که قوانین حجاب را قبول ندارند زنان پاکدامنی هستند. تاکید ما باید بر نجابت باشد و نه صرفا بر ظاهر. طراح، حدود ۱ سال گذشته شروع به عکاسی از زنانی کرد که نوع پوشش آنها فراتر از مقررات سنتی بود، وی تصاویر آنها را بر روی وبلاگ خود با عنوان «ایام تهران» گذاشت.
فضائلی
پس از مطالعه بر روی مدهای خارج از کشور، تشویق شد تا وبلاگی را با هدف آنچه وی
گمان می کرد سوء تفاهمی از وضعیت پوشش زنان در داخل ایران برای خارج از کشور به
وجود آمده است را از بین ببرد.
وی
در گفت وگو با روزنامه آتلانتیک پست در این باره می گوید: آنها (غربی ها) همان
چیزی را که در خبرها مشاهده می کنند باور می کنند و فکر می کنند بسیاری از آنها
درست است، چیزهای بیشتری برای دیدن وجود دارد.
به کجا چنین شتابان
چه لذتی داره................................
بسم رب الحسین
بقیه به این فکر می کنن که خیلی سخته وقتی باد میاد،چادرم رو جمع کنم ولی
این منم که می فهمم چه لذتی داره...
بعضی ها می گن خیلی آزار دهنده است که تو روزای بارونی به خاطر چادرم تا بالای زانوهام خیس می شه اما
من می فهمم این حس قشنگ چه لذتی داره...
بعضی ها حتی فکرش هم نمی کنن با چادر چه قدر گرم میشه زیرِ آفتاب مرداد ولی
من درک می کنم صبر کردن چه لذتی داره...
بعضی ها می دونن این پارچه سیاه وقتی روی سر ، سنگینی می کنه خیلی درد داره اما
فقط من حس می کنم آرامش زیر نگاهِ مهربونِ خدا چه لذتی داره...
یه سری ها چادرم رو نماد تحجر می دونن ولی
این منم که می فهمم وقار چه لذتی داره...
خیلی ها هیچ وقت اندیشه چادرم رو درک نمی کنن اما
من می دونم حجاب یادگاری حضرت زهرا (سلام الله علیها) چه حکمتی داره...
میتوانید این مسأله را حل کنید؟؟
در طول دوماه جنگ تقریبا 17500کیلومتر مربع از خاک کشورمان اشغال شد
در طول هشت سال دفاع مقدس تقریبا 213250 نفر شهید شدند
در بدن انسان سالم تقریبا 5/5نیم لیتر خون وجود دارد
مساحت کف دست انسان تقریبا 76 سانتی متر مربع است
حال حساب کنید :
برای پس گرفتن هر وجب این خاک چقدر خون ریخته شده ؟؟؟؟
جواب: برای هر وجب خاک ایران ، تقریبا 51 قطره خون شهید داده شده .
بماند که عده ای هم زخمی و جانباز شدند که خون گرمشان در مناظق جنگی بوی تازگی میدهد .
حال !!!!
ما شرمنده شهداییم ؟؟؟ یا مدیون شهدا ؟؟؟ چرا؟؟؟
بابامو ميخوام
بابامو بهم پس بدين
یه روز ۲ نفر داشتن توی دانشگاه با هم صحبت میکردن اولی به دومی گفت تو پدرت چیکارست گفت پدر من مهندسه و کارش ساخت و سازه تو پدرت چیکارست ؟!
اولی ساکت شد و با غرور و کمی غم گفت پدر
من شهید شده
اولی لبخندی زد و گفت پس تو با سهمیه
اومدی دانشگاه ؟!!
دومی دلش شکست و بدنش سرد شد و با بغضی عجیب گفت:سهمیه ماله خودتون بابام رو بهم پس بدین . . .
فرزند و پدر
پدر کودک رو بغل کرد و تو آغوش گرفت.
کودک هم می خواست پدر رو بلند کنه ولی نتونست. با خود گفت: حتماً چند سال بعد می تونم.
بیست سال بعد پسر تونست پدر را بلند کنه. پدر سبک بود.
به سبکی یک پلاک و چند تکه استخوان....
عـلــم بهـتــر اسـت یـا ثــروت ؟
عـلــم بهـتــر اسـت یـا ثــروت ؟
چــگــونـه بنویــسـد دختــرک
عـلــم بهـتــر اسـت یـا ثــروت ؟
وقـتــی کــه مــی بــیــنــد هــر شــب
""نظر یادتون نره""
دوستان گفتن سگ حیفه،ماهم عکس خوکیشو گذاشتیم.
""نظر یادتون نره""



اینه حجاب
حجاب فقط یه سلیقه در میان سلیقه ها نیست
حجاب فقط یه مرام شخصی در میان مرام ها نیست
حجاب فقط جلوگیرنده ی نگاه ها و پیشنهاد های انسان های دنباله روی شهوت نیست
حجاب یعنی ترجیح دادن خدا برتمامی نظرها و نگاه ها و سلیقه های غیرخدا
حجاب یعنی ارزش دادن به تلاش های زهرا(س)
حجاب یعنی فهمیدن علت مظلومیت های زهرا(س)
حجاب یعنی کنار زدن تمام فایده های بی حجابی به خاطر خدا و خود
حجاب یعنی می دانم که صلاحم در حجاب است چون خدا صلاحم را اینگونه می داند
حجاب یعنی ...
دوستان عزیز ممنون میشم ادامه این مطلب رو با سلیقه خودتون کاملش کنین
ارایش کن بهت میگم
امروز شما هرچه ميخواهي خودت را آرايش کن.
خودت را نشان بده.
دل پسر را ببر.
دل مرد را ببر.
امروز که شما دل را بردي،
فردا هم يک خانم ديگر زندگي شما را متزلزل ميکند.
دخترم.......عزیزم...... شما اییکه به همه پسرا میگی داداشی!!!!!!!!!!
مواظب باش
عمه بچه خودت نشی یه موقع !!!!!!!!!!
مادركم درد دارد...
مادركم درد دارد...
هر چه مي خواهيــــ بگو!
آماده ام براي هر نظر تندت و گاه فحش هايــ پر از تعصبت بانو!
.
.
.
.
.
من حالم به هم مي خورد
حالم به هم مي خورد
حالم به هم مي خورد
""" از همه ي آنهايي ك بويــــ ياس را از من گرفتند! """
تا به الآنش تحمل كرده ام
تا كي ببينم و هيچ نگويم؟
تو از من بدت بيايد ...... به خاطر اين لحن تندم.....مهم نيست!
مي خواهي ناراحت شوي از حرف هايم....باز هم مهم نيست!
مادرم اين روزها غصه اش اينست تابوتش چه شكل باشد تا حجم بدن نحيفش معلوم نشود
آن وقت...
تو بي حيا
تو بي عفت
تو بي چشم و رو...
همه اش عرياني....
بدنت...
نگاه هايت...
صدايت...
راه رفتنت...
كجاي تو حجاب دارد تا من بنازم به آن؟
نگاه هايـــ هرزه ات؟
صدايـــ كش و قوس دارت؟
راه رفتن اَجَق وجَقَت؟
كدامش پاسخ درد بازوي مادرم"سلام الله عليها" مي شود؟
مادرم غصه مي دهيـــ عيب نيست؟
آن وقت هيچ نگويمت تا تو نرنجيـــ آيا؟
تا كي روزه يـــ سكوت داشته باشم تا به ناز شما دختركان برنخورد؟
هوس كرده ام از سر عشق به مادرم"سلام الله عليها" افطار كنم
با اين حرف هايم....
چه شد دختر بودنتان بانوان محترمه؟
همه اش شده ايد نياز....
نازتان را چه شد؟
بندگيــــ شيطان ؟
كارگريــــ شيطان؟
به چه قيمت آخر؟
مادرك جوانم 18 سال بيشتر نداشت...
مادركم....درد دارد
شب خواب ندارد...
پهلويش
بازويش
درد دارد...
مسمار....
در....
محسن...
سقط جنین..
آتش...
تو چه مي فهميــــ درد چيست؟
مولا تنها شده
خانه سوت و كور است
خانه بي مادر شده
مادركم رفته...
تو چه ميداني يتيمي چيست؟
بي مادريـــ نكشيده ايـــ تا بدانيــــ
مادرم بويـــ ياس ميداد...
بوي ياس را از من مگير دخترك...
چادر مادرم را چه كردي؟
چه بلا بر سرش آوردي؟
چادر مادركم بويـــ ياس ميداد نه عطرهاي فرانسوي تو...
اين روسريــــ سه گوش بچگانه ات...
اين پاشنه هاي كفش هايت...تق تق كردنش...
اين مانتوي دوران مَهدَت...
اينها بويــــ ياس را از من گرفته
زماني شهر من بويـــ ياس مي داد
من باز هم ميگويم:
حالم به هم ميخورد از آنهايي كه بويــــ ياس را از من گرفته اند!
هرکسی مخیره هر نظری بده برام قابل احترامه حتی فحش
«اَللّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ
اینــــــجا ایــــــران آخـــــــرالـــــــزمان است...

اینجا آنقدر ماهواره ها روی پشت بام ها زیاد شده اند...
که صدای شهید خرازی در میان نیزارهای جبهه جا میماند..!!


اینـــــــــجا ایــــــــــران آخـــــــرالــــــــــــز مان است...
اینجا دیگر از شهیدی که بخاطر آسایش ما پاهایش را با سیم بستند...
و زنده به گورش کردند یاد نمیکنند..
و بعضی ها میگویند یاد کردن آنها مایه غم و اندوه ما میشود..!!
.
.
.
و بعضی ها اینچنین بساط شادی خودشان را ایجاد میکنند...
با بستن خیابان و رقص در آن..!!
آینــــــــــجا ایــــــــــــران آخــــــــــرالـــــــــز مان است..
.
اینـــــــــجا ایــــــــران آخــــــــرالـــــــــزما ن است..
اینجا دیگر حرف از پلاک"چفیه"پوتین های پاره شهدا نیست..
اینجا حرف از بزک کردن و تیپ زدن و هفت قلم آرایش کردن است..
.


اینــــــــــــجا ایــــــــــران آخـــــــــرالــــــــــز مان است...
اینجا بعضی از دانشگاههای ما تبدیل شده به مدل لباس...
هنگام رفتن به دانشگاه باید دعای توسل خواند که هنگام برگشتن..
به خانه دینمان را از دست نداده باشیم..!!
.

مشتی باش
(آهای اقا پسر داداش من ببخشید که این رو می گم من
معذرت می خواهم ولی نامزدت( یا همان دوست دخترت)
1 ساعت باهات قهر می کنه و جوابت رو نمی دهد اون
موقع تو داری دق می کنی همه ش بهش زنگ می زنی
اس ام اس می زنی تا نظرش رو جلب کنی اون وقت اگر
امام زمانت باهات قهر کنه که نمی کنه اصلا برات مهم
نیست بابا دمت گرم یک کمی هم داش مشتی باش)
(ورود امام زمان"عج" اكيدا ممنوع!)
یک هفته بود کارتهای عروسی روی میز بودند
هنوز تصمیم نگرفته بود چه کسانی را دعوت کند
لیست مهمانها و کارهای عروسی ذهنش را پر کرده بود...
برای عروس مهم بود كه چه كسانی حتما در عروسی اش باشند
از اينكه داییش سفر بود و به عروسی نمي رسيد دلخور بود
کاش می آمد ...
خيلی از كارت ها مخصوص بودند. مثلا فلان دوست و فلان رئيس ...
خودش کارتها را می برد با همسرش! سفارش هم ميكرد كه حتما بيايند
اگر نیایید دلخور میشوم
دلش مي خواست عروسی اش بهترين باشد. همه باشند و خوش بگذرانند
تدارک هم ديده بود
آهنگ و ارکست هم حتما بايد باشند، خوش نمی گذرد بدون آنها!!!؟
بهترین تالار شهر را آذین بسته ام
چند تا از دوستانم که خوب میرقصند حتما باید باشند تا مجلس گرم شود
آخر شوخی نبود که. شب عروسی بود
همان شبی که هزار شب نمیشود
همان شبی که همه به هم محرمند
همان شبی که وقتی عروس بله میگوید به تمام مردان شهر محرم میشود
این را از فیلم هایی که در فضای سبز داخل شهر میگیرند فهمیدم
همان شبی که فراموش میشود عالم محضر خداست
آهان یادم آمد. این تالار محضر خدا نیست تا می توانید معصیت کنید
همان شبی که داماد هم آرایش میکند. همه و همه آمدند حتی دایی و
اما ..................... کاش امام زمانمان "عج" بود
حق پدری دارد بر ما...
مگر می شود او نباشد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
عروس برایش كارت دعوت نفرستاده بود، اما آقا آمده بود.
به تالار كه رسيد سر در تالار نوشته بودند:
(ورود امام زمان"عج" اكيدا ممنوع!)
دورترها ايستاد و گفت: دخترم عروسيت مبارک!
ولی اي كاش كاری ميكردی تا من هم می توانستم بيایم...
مگر میشود شب عروسی دختر، پدر نیاید
(آخه امامان پدر معنوی ما هستن)
دخترم من آمدم اما ...
گوشه ای نشست و دست به دعا برداشت
و برای خوشبختی دختر دعا کرد
امام حسین هنوز هم مظلوم است
برای یه انسان ازیه جمله شروع میشه نمیخام مقایسه کنم ولی بارها شده
که یه ایه قران مسیرزندگیه یه خلافکارحرفه ای روعوض کرده
شاید این جمله ها که حقیقت تلخیه برای یکی از ما تلنگر باشه همیشه که
نباید یه معجزه اتفاق بیفته که عوض بشیم شاید همین برای یک نفر کافی
باشه
میشه اینجوری هم به قضیه نگاه کرد
چون وقتی محرم می آید…
ستار پولدارترین مرد شهر، یکماه تکیه راه میاندازد و خودش در روز تاسوعا سر مردم گل میمالد و ۱۱ ماه هم سرشان شیره!
امام حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید…
قدرت سامورایی! شب ها در تکیه لخت میشود و میانداری میکند و روزها مردم را لخت میکند و زورگیری …!
امام حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید…
فرشید پوسترهای گلزار و مهناز افشار را از بساطش جمع میکند و آخرین ورژن!
پوسترهای علی اکبر (ع) و حضرت عباس (ع) را در بساطش پهن …!
امام حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید…
آقا احمد تا پایان اربعین تمام پاساژش را سیاه میکند و تا آخر سال هم مشتریهایش را!
امام حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید…
قادر روزهای تاسوعا و عاشورا قمه میزند و علم میکشد ولی در ماه رمضان سیگار از
لبش نمیافتد!
امام حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید…
سیامک چشم چران! که پاتوقش همیشه خدا نزدیک مدارس دخترانه است در دستههای
عزاداری اسفند دود میکند!
امام حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید…
نیما پشت ماکسیمایش مینویسد “من سگ کوی حسینم” ولی هیچ وقت از سگ
۱۱ماههاش دور نمیشود!
امام حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید…
حاج آقا مداح معروف شهر بابت ۷ ساعت مداحی حقوق ۲۵۰ روز یک کارگر را میگیرد!
امام حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید…
رییس شرکت لبنیات شیر تو شیر! ۳۰شب شیر صلواتی به خلق خدا میدهد و ۳۳۵ روز
هم با اضافه کردن آب شیرشان را میدوشد!
امام حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید…
به جای آنکه ما بر مصیبت مولا بگرییم، مولا بر مصیبت ما میگرید!
امام حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید…
حاج آقا فلانی، ۹شب مردم را به تقوی دعوت میکند ولی در شب دهم سر زود پایین
آمدن از منبر با هیت امنا دعوا میکند!
امام حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید…
هیت امنای مسجد …علیه السلام! درست وقت اذان ظهر عاشورا اطعام عزاداران را شروع
میکنند و بعد از آن با انرژی و فلوت! سینه میزنند و گریه میکنند !
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید…
کل یوم عاشورا
یعنی…۱۰ روز و شب …غم گریه
کل ارض کربلا
یعنی…چند مسجد و چند تکیه !
امام حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی خورشید عصر عاشورا غروب کرد
او هم میرود
تا سال بعد !
صلی الله علیک یا عقیله العرب
نیمهی راه باز میماندند.
- صبر زینب یك شورش بر اساس حیاتی معقول است كه همواره در
بحرانیترین شرایط، بهترین جهت را برای تاریخ و زمانه ساخته و پرداخته
كرده و عالمی را درس داده است.
- بانویی كه وقتی بر عمرسعد خطابه میخواند, مصیبت را بزرگتر از فهم و
عقل او میشمرد.
- زمانی كه فقط خود اوست و خدا و كشتهی غرقه به خونش، دستان خود
را به زیر آن پاره پاره تن میبرد و تمام وجودش غرق در محبت و معرفت به
خداوند التماس میكند: «ربنا تقبل منا هذا القربان»
- این ایمان و باور است كه زینب را به چنان صبوری فرامیخواند و صبوری او
عین علم اوست.
تازه فهمیدم دلم از خاک پای زینب است
اشک های دیده ام از اشک های زینب است
تازه فهمیدم دلم عصیان نمی گیرد چرا
این دل شوریده ام مست ولای زینب است
تازه فهمیدم که چشمانم چرا بی اشک نیست
از ازل آب و گلم غرق نوای زینب است
تازه فهمیدم که فریادم ز امداد کجاست
نعره های جانم از جنس صدای زینب است
«انتمُ المنصور» می دانید ای عشّاق کیست؟
این شما هستید، یاریتان برای زینب است
نسل عاشورا به صُلب کیست؟ در صلب شماست
ضامن نسل شما سوز دعای زینب است
ای برادرهای پیغمبر به دل هاتان سلام
سینه ی گرم شما مهد عزای زینب است
صورت زخم شما هم چون اسیران بلاست
تا ابد عالم پر از درد و بلای زینب است
خیمه ی پر شورتان از خیمه های کربلاست
پرچم سرخ شما زیر لوای زینب است
با تمام معرفت می گویم اینک یا حسین
عاقبت این جان ناقابل فدای زینب است
کرده دل های شما را فاطمه امیدوار
واقعا امام زمان رو دوست داریم؟
گفت: آره ! خیلی دوسش دارم
گفتم : امام زمان حجاب رو دوست داره یا نه ؟
گفت: آرهگفتم : پس چرا کاری رو که آقا دوست داره رو انجام نمیدی ؟!
گفت : خوب چیزه ...! ولی دوست داشتن امام زمان
به ظاهر نیست که به دله !
گفتم : از این حرف که میگن به ظاهر نیست به دله ، بدم میاد
گفت چرا ؟
براش یه مثال زدم :
گفتم : فرض کن یه نفر بهت خبر بده شوهرت با یه
دختر خانم دوست شده و الان توی یه رستوران
داره باهاش شام میخوره
تو هم سراسیمه میری و می بینی بله !!!!!
آقا نشسته و داره به دختره دل میده و قلوه میگیره .
عصبانی میشی و بهش میگی : ای نامرد ! بهم خیانت کردی ؟
بعد شوهرت بلند میشه و بهت میگه :
عزیزم !من فقط تورو دوست دارم !
بعد تو بهش میگی: ااگه منو دوست داری این دختره کیه ؟
چرا باهاش دوست شدی ؟ چرا آوردیش رستوران ؟
اونم بر میگرده میگه : عزیزم ظاهر رو نبین
مهم دله ! دوست داشتن به دله.....
دیدم حالتش عوض شده
بهش گفتم تو این لحظه ب شوهرت نمیگی:
مرده شور دلت رو ببرن ! تو نشستی با یه دختره عشق بازی میکنی
بعد میگی من تو دلم تورو دوست دارم!
حرف شوهرت رو باور میکنی ؟
گفت معلومه که نه ! دارم میبینم خیانت میکنه چطور باور کنم !
معلومه که دروغ میگه
گفتم پس حجابت ........
اشک تو چشاش جمع شده بود
روسری اش رو کشید جلو و با دستهایش کمی از آرایش صورتش را پاک کرد
با صدای لرزونش گفت :
من جونم رو فدای امام زمانم میکنم ، حجاب سهله ....... .
از فردا دیدم با چادر اومده
گفتم: با یک مانتو و شلوار مناسب که تنگ و جلب توجه کننده نباشه هم میشه حجاب رو رعایت کرد
خندید و گفت: می دونم ولی احساس میکنم امام زمان چادر رو بیشتر دوست داره.
میگفت:احساس میکنم آقا داره بهم لبخند میزنه
سلاح دست دشمن....
باعث مرگ حیا وضعف ایمان مدشده
ای مسلمانان شکایت میکند قرآن زما
ماهواره گر نشیند جای قرآن مد شده
شرم دارم لیک میگویم صریحا این سخن
جامه ی زنها اگر تنگ است وچسبان مد شده
بی چادرو مانتو کوتاه آمدن چون مد است
گشته کوته پیرهن های جوانان مدشده
دانش آموزانمان دردستشان جای کتاب
بین که اینک تلفن همراه ارزان مد شده
روی گردنبندوانگشتر بجای ذکر حق
می زند نقش صلیبی گر مسلمان مد شده
بزم شادیهای ماهرروز بدتر میشود
وای بر ماذکر لطیفه بر امامان مدشده
ای زن به تو از فاطمه اینگونه خطاب است ارزنده ترین زینت زن حفظ حجاب است
شعری زیبا و دلنشین از برادر بزرگوارم حاج فیاض
حسنلو
پایتخت شور و شعور حسینی
زنجان
ز جور و کینه و ظلم فلک فریاد یا مهدی
بیا مولا که شد کاخ ریا آباد یا مهدی
بساط ظلم و بی دینی کنون گسترده در دهر است
به کام مومنان اینک عسل هم تلخ چون زهر است
خدای مهربان گویا که با نشکرها قهر است
نه بارانی
نه محصولی
نه آبی در چه و نهر است
یکی بی خانمان و آن یکی سلطان یک شهر است
هزاران درد بی درمان شده ایجاد یا مهدی
چه گویم دلبرا بر دل هزاران درد سنگین است
کنم من درد دل با تو که بر آلام تسکین است
عمل مرده ست در دنیا فقط سجاده رنگین است
به من روزی جوانی گفت آخراین چه آئین است
به دورم از مسلمانی اگر اسلامتان این است
گروهی ظاهرا شیعه به جشن عید شعبان اند
به ظاهر عاشق حیدر به باطن شمر و عثمان اند
مثال کوفیان اندر کمین راه مهمان اند
به کف آلات موسیقی سرود هجر می خوانند
بهانه گشته میلادش پسر دختر چه رقصان اند
به ظاهر شیعه اند آنها مترسک های شیطان اند
یکی با قدرتش گیرد ز مردم رشوه و صد باج
یکی عثمان صفت کرده ست بیت المال را تاراج
یکی در حسرت مشهد یکی هر ماه یک الحاج
به وقت ادعای دین مداری طوطی وراج
یکی از فقر شد در سیل جرم و صد گنه آماج
ز فرط فقر و بی چیزی خودش را می کند حراج
خجالت می کشم زین حرف اما با دلی مضطر
بگویم امر بر معروف گردد نهی از منکر
گروهی بی حیائی را به اوجش برده اند آخر
پسر از فرط آرایش شده زیباتر از دختر
ندارد غیرتی اصلا نه بر خواهر نه بر همسر
فقط بهر دو دم شوخی دهد صد فحش بر مادر
همان مادر که جنت زیر پایش خوانده پیغمبر (ص)؛
به شیطان کی کنم لعنت کنون شیطان فراوان است
زنان بی حیائی که بدن هاشان نمایان است
و شوهرهای بی غیرت که با او در خیابان است
لباسش تنگ و رنگین چهره نقاشی چو حیوان است
قسم بر خالق شیطان که شیطان هم هراسان
است
بر آن زن می کنم لعنت که او استاد شیطان است
زنی که به عطر و رخ جلوه گر
به آرایش جاذب از هر نظر
همان زن نماها که ضد زن اند
به آئین زهرائیان دشمن اند
به نامحرمان رو نشان می دهند
هم آرایش و مو نشان می دهند
همان ها که سر تا به پا پیسی اند
همان ها که سرباز گردان ابلیسی اند
نگویش تو شیطان که او بدتر است
که شیطان خودش هم بر او نوکر است
به هر جا قدم می نهد بد حجاب
لباسش بود زشت و رخ بی نقاب
به کوچه ؛ خیابان به هر کوی و سو
زند بوسه شیطان به جا پای او
بگوید که جانم به پایت شود
پدر مادر من فدایت شود؛
زنی با حجاب است و چادر به سر
ولی دخترش هست جوری دگر
خودش با حیا دخترش بت پرست
چو طفلی که دارد عروسک به دست
جوانی تو دختر؛ جوانی نما !
به رخ زینت آن چنانی نما!
که دختر ز آرایشش چون پری ست
و چشمان مادر پی مشتری ست
جوان دخترش را ملوسش کند
که شاید به حیله عروسش کند
تو که فکر آینده ی دختری
که ریزد برون مویش از روسری
که خوشبخت گردد در آینده او
شود تا عروسی برازنده او
خدا را چه دیدی در این روزگار
که بر لحظه اش نیست هم اعتبار
چه تضمین عجل بر تو مهلت دهد
به عمرت به آینده فرصت دهد
اگر در همین لحظه مرگت رسید
عجل بر تو شیپور رحلت دمید
در آن قبر تاریک و وقت حساب
بر این فتنه هایت چه داری جواب؟
تو آگاهی از جرم بس اکبرت
از آن عشوه آموزی دخترت
به آن عشوه هایی که آموختی
و یا خنده هایی که افروختی
به ذهن جوان فکر بد ساختی
به راه گناهش تو انداختی
أ یا شیعه زن ای تو چون درّ ناب
بود برترین زینت زن حجاب
مکن فکر آرایش و رنگ را
بکن فکر آن منزل تنگ را...
دل نوشته ای زیبا در مورد حجاب
سرکلاس بحث این بود که چرا بعضی از پسرهایی که هر روز بایک دختری ارتباط دارند، دنبال دختری که تا به حال با هیچ پسری ارتباط نداشته اند برای ازدواج می گردند! اصلا برایمان قابل هضم نبود که همچین پسرهایی دنبال این طور دخترها برای زندگیشان باشند!
این وسط استادمان خاطره ای را از خودش تعریف کرد:
ایشان تعریف میکردند من در فلان دانشگاه، مشاور دانشجوها بودم، روزی دختری که قبلا هم با او کلاس داشتم وارد اتاقم شد، سر و وضع مناسبی از لحاظ حجاب نداشت، سر کلاس هم که بودیم مدام تیکه می انداخت و با پسرا کل کل می کرد و بگو بخند داشت، دختر شوخی بود و در عین حال ظاهر شادی داشت.
سلام کرد گفت حاج آقا من میخواستم در مورد مسئله ایی با شما صحبت کنم، اجازه هست؟
گفتم بفرمایید و شروع کرد به تعریف کردن.
"راستش حاج آقا توی کلاس من خاطر یه پسرَ رو میخوام، ولی اصلا روم نمیشه بهش بگم، میخوام شما واسطه بشید و بهش بگید، آخه اونم مثل خودم من خیلی راحت باهام صحبت میکنه و شوخی میکنه، روحیاتمون باهم می خوره، باهم بگو بخند داره، خیلی راحت تر از دختر های دیگه ای که در دانشکده هستن بامن ارتباط برقرار میکنه و حرف میزنه، از چشم هاش معلومه اونم منو دوست داره، ولی من روم نمیشه این قضیه رو بهش بگم میخواستم شما واسطه بشید و این قضیه رو بهش بگید."
حرفش تمام شد و سریع به بهانه ایی که کلاسش دیر شده از من خداحافظی کرد و رفت.
در را نبسته همان پسری که دختر بخاطر او بامن سر صحبت رو باز کرده بود وارد اتاق شد. به خودم گفتم حتما این هم بخاطر این دخترک آمده، چقدر خوب که خودش آمده و لازم هم نیست من بخواهم نقش واسطه رو بازی کنم!
پسر حرفش رو اینطور شروع کرد که: من در کلاسهایی که می رم، دختری چشم من رو بد جور گرفته، میخوام بهش درخواست ازدواج بدم، ولی اصلا روم نمیشه و نمی دونم چطوری بهش بگم!
بهش گفتم اون دختر کیه: گفت خانم فلانی!
چشم هام گرد شد، دختری رو معرفی کرد که در دانشکده به «مریم مقدس» معروف بود!!
گفتم تو که اصلا به این دختر نمی خوری، من باهاش چندتا کلاس داشتم، این دختر خیلی سرسنگین و سر به زیر ِ، بی زبونی و حیائی که اون داره من تا الان توی هیچ کدوم از دخترهای این دانشکده ندیدم، ولی تو ماشاءالله روابط عمومیت بیسته! فکر میکنم خانم فلانی (همون دختری که قبل از این پسر وارد اتاق شد و از من خواست واسطه میان او و این پسر شوم) بیشتر مناسب شما باشه!
نگذاشت حرفم تمام شود و شروع کرد به پاسخ دادن:
"من از دختر هایی که خیلی راحت با نامحرم ارتباط برقرار میکنن بدم میاد، من دوست دارم زن زندگی ام فقط مال خودم باشه، دوست دارم بگو بخند هاشو فقط با مرد زندگیش بکنه، زیبایی هاش فقط مال مرد زندگیش باشه، همه دردو دل هاشو با مرد زندگی ش بکنه، حالا شما به من بگید با دختری که همین الان و قبل از ازدواج هیچی برای مرد آینده اش جا نذاشته من چطوری بتونم باهاش زندگی کنم؟!
من همون دختر سر به زیر سرسنگینی رو میخوام که لبخندشو هیچ مردی ندیده، همون دختری رو میخوام که میره ته کلاس میشینه و حواسش به جای اینکه به این باشه که کدوم پسر حرفی میزنه تا جوابش رو بده چار دنگ به درسش ِ و نمراتش عالی!
همون دختری که حجب و حیاءش باعث شده هیچ مردی به خودش اجازه نده باهاش شوخی کنه، و من هم بخاطر همین مزاحم شما شدم، چون اونقدر باوقاره که اصلا به خودم جرات ندادم مستقیم درخواستم رو بگم."
واااااقعا نمیدانید چه لزتی دارد
پوشش مگر لذت دارد ؟
نمی دانید واقعا نمی دانید چه لذتی دارد وقتی
سیاهی چادرم دل مردانی را که چشمشان به دنبال
خوش رنگ ترین زن هاست را می زند
نمی دانید که چه لذت بخش است وقتی وارد مغازه ای می شوم
و می پرسم آقا این ها قیمتش چنده ؟ و فروشنده جوابم را نمی دهد
دوباره می پرسم آقا این ها چنده ؟
جوابی نمی شنوم کمی که دقت می کنم می بینم
فروشنده محو موهای مش کرده و بیرون آورده شده زن دیگری است
و اصلا هیچ نگاه و توجهی به من ندارد
خوشحال می شوم و از مغازه بیرون می روم
نمی دانید چه لذتی دارد وقتی مرد هائی که به خیابان می آیند
تا با دیدن دختر خانم های آرایش کرده و نیمه برهنه لذت ببرند
ذره ای به من نگاه نمی کنند و محل نمی گذارند
نمی دانید واقعا چه لذتی دارد وقتی شاد و سرخوش
در خیابان قدم می زنم درحالی که دغدغه این را ندارم که
شاید گوشه ای از زیبائی های ساختگیم پاک شده باشد
تا خود را با دلهره به نزدیک ترین محل امن برسانم و خود را کنترل کنم
و زیبائی از دست رفته ام را به صورتم باز گردانم
نمی دانید واقعا نمی دانید چه لذتی دارد وقتی
در خیابان و دانشگاه و... راه می روم
و صد قافله دل کثیف همراهم نیست
به این دلیل که صورت های آرایش کرده و لباس های آنچنانی
برخی دختر خانم ها دلهای آنها را از قبل ربوده و من دیگر در دل آنها جا ندارم
نمی دانید واقعا نمی دانید چه لذتی دارد وقتی جولانگاه
نظرهای ناپاک و افکار پلید مردان شهرم نیستم فقط به این خاطر که
برهنگی های برخی دختر ها نظر آن مرد ها را به خود جلب کرده است
نمی دانید واقعا نمی دانید چه لذتی دارد وقتی می بینم
که می توانم اطاعت خدایم را بکنم نه هوایم را و این اراده را
خدا فقط به خاطر پوشیده بودنم به من داده است
نمی دانید و واقعا نمی دانید که چه لذتی دارد وقتی
کرم قلاب ماهی گیری شیطانبرای به دام انداختن مردان هرزه
شهرم نیستم چون شیطان از برهنه تر ها
بعنوان کرم قلابش استفاده می کند.
نمی دانید و واقعا نمی دانید چه لذتی دارد وقتی در خیابان
راه می روم در حالی که یک عروسک متحرک نیستم
که باهام بازی کنند بلکه تنها یک رهگذرم
نمی دانید چه لذتی دارد وقتی که چادرم در برابر باد و بوران های شدید
آنچنان مقاومت می کند تا ذره ای از بدنم را در معرض
دید پسران و مردان هرزه قرار ندهد
بالاتر از همه نمی دانید و واقعا نمی دانید چه لذتی دارد وقتی به این موضوع فکر می کنم که در این گرمای سوزان تابستان و با این پوشش و حجاب چه معامله ی زیبایی دارم با خدای خود انجام می دهم و از اینکه می بینم حتی این گرمای شدید نمی تواند ذره ای در عزمم برای حجابم ایجاد کند چقدر غرق در لذت می شوم....
اما کاش همه مردم وطنم این لذت را احساس می کردند و معنای لذت و زیبایی در ذهنشان اصلاح می شد، ای کاش.
بر بی حجاب لعنت
غیرت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

هارا گلحسین آقا
گیرم این جمعه آقا بیاید
قصه های غم و بی قراری , باز اشك و محن،گریه زاری
قصه ی غصه های درونم , ماجرای دل پر ز خونم
در پی گریه های شبانه , می خورد بر تنم تازیانه
نیست در شهرمان رادمردی , اهل عشق و صفا اهل دردی
دیگر اینجا كسی با خدا نیست , در خیابان و كوچه حیا نیست
غیرت از شهر ما رخت بسته , حرمت ناخدایان شكسته
عده ای در نوا و خروشند , دین خود را به زر می فروشند
چهره ها را ببین در نقاب است , عقلشان در پی یك سراب است
سینه خسته مان پر ز آه است , دم زدن از خدا هم گناه است
گوییا عصر هوش و نبوغ است , این همه ادعا ها دروغ است
بخت بر ما اگر رو نماید , گیرم این جمعه آقا بیاید
شك ندارم كسی منتظر نیست , منتظر چشم كس سوی درنیست
غرق نجوا كه شادی تمام است , این چه وقت ظهور امام است
ادعا می كنیم او ولی نیست , او ز نسل و تبار علی نیست
هر كسی در پی یك بهانه , می دود با بهانه به خانه
او بیاید همه كار داریم , یا كه نه ، خانه بیمار داریم
او بیاید همه نا توانیم , منكر صاحب زمانیم
از ظهور ولی می خروشیم , زود او را به زر می فروشیم
او بیاید دلش بی شكیب است , بین ما شیعیان هم غریب است
گرد غم كی ز رویش ربودیم , یار خوبی برایش نبودیم
او بیاید غریب است و تنها , باز یك كوفه ، چاه است و مولا
اه خداي من
یه سوال
روزی حضرت امیر المومنین در مسجد نشسته بود و به سوالات مردم جواب
میداد جاهلی پرسید یا امیر آیامیدانید در سر من چند عدد تار مو وجود
دارد ؟ امیر فرمود بخدا قسم جوابت را به درستی میدهم اما تو قانع
نمیشی.
حال سوال ؟ اگر شما جای آن فرد بودید از امیر المومنین چه سوالی میکردید؟
گل عشق...
فاطمه مادر امام موعودِ قادر ذوالمنن و ولیِّ خون حسنین و منتقم کربلاست...
فاطمه کوثری است که خدایش او را اعطا کرده است. فاطمه رایحه شجره طوباست، که بابش شب معراج از آن تناول نموده است. فاطمه انسیه آسمانی است، که با مامش، خدیجه، قبل از تولد انیس بوده است. فاطمه مادر ذبح عظیم است که او را ام ابیها نموده است.
فاطمه در محراب عبادت ضیابخش ملکوت و سماوات است.فاطمه معصومه ای است که غضب و رضایش، غضب و رضای اللّه است. فاطمه مرضیه، مُحدَّثه، طاهره، بتول و منصوره سماوات است. فاطمه مدافع و غم خوار امام زمانش است.
نامت گل، نشانت گل آذین، یادت گلاب و غروبت گلگون! آن گلی که بهشت با عطر گلبرگ های آن از هوش می رود؛ گلی با هیجده گلبرگ بی مثال، با هیجده بهار لا یزال. کوه ها حجم عقده های کبود توست و دریاها چکیده اشک های غریب تو. از آن روز که فدک به نام تو شد، فلک قافیه ای در خور یافت و از آن دم که آب مهریه توشد، سفینه اهل بیت به جریان افتا د.
بیت الاحزان تو، پیشگوی کربلا بود و گریه های دردناکت پیش درآمد نینوا....
سیمرغ گم شده!مبادا بی توحقیقت، آشیانه خفاش ها شود و عشق، بازیچه کاکلی ها!
ای ایّوب بلاها؛ ای یعقوب فراق ها؛ ای یوسف جغاها؛ ای کوه پر ابهت؛ ای جاری محبّت؛ ای چشمه طهارت؛ ای اسوه خدایی؛ ای جلوه الهی؛ ای عشق کبریایی؛...
ای آفتاب سفر کرده، من فریاد سبز تو را، که از پشت دیوار قرن ها هنوز به گوش می رسد شنیدم.من در جغرافیای خانه گلی تو ، تا ریخ های تاریخ را دیدم.
خوشا به حال هیجده بهاری که با تو شکفتند. هیجده تابستانی که به بار نشستند؛ هیجده خزانی که بر باد رفتند و هیجده زمستانی که کفن پوشیدند.
من در ناله های تو بر زمینِ از دست رفته ات، طهارت چشمه غدیر را و در ارتفاع نگاهت قیام عاشورا را دیدم...
اَلسَلامُ عَلَیکِ یا ِبنتَ اَفضَلَ اَنبیاءِ اللهَ و
رُسُلُه و مَلائِکَةِ الله....
اَلسَلامُ عَلَیکِ اَّیَّتُهَا الرَضیَةِ المَرضیَةِ...
اَلسَلامُ عَلَیکِ یا بِنتَ خَیرِ الّبَریةِ...
اللهم عجل في فرج مولانا صاحب العصر و الزمان...
طلب عشق
یا طلب ، می طلبم،
دیده طلب ، دل بطلب ، می طلبم،
سر بطلب ، جان بطلب ، توبه طلب ، می طلبم،
از طلبان طلبت ، هر چه که خواهی بطلب،
طالبم هر چه طلبی ، تو بطلب ، می طلبم،
تو نطلب ، تا نبرم نام دگر در طلبم،
مقصد هر چه طلبی ، می طلبی تو طلبم،
من که بدهکار توام ، نی که طلبکار توام،
تا برسم درگه تو، هر چه که خواهی طلبم،
نور خدا می طلبم ، عشق و وفا می طلبم،
سعی و صفا می طلبم ، مکه و منا می طلبم،
عجب و حیا می طلبم ، چشم تو را می طلبم،
مهدی زهرا طلبم،
از تو تو را می طلبم،
صحن رضا می طلبم،
کرببلا می طلبم...