کویر یزد

با درود فراوان به همه دوستانی که همیشه با مهر و محبت فراوانشون همراهان همیشگی قاب نگاههای "من و پدر" هستند!

چندی پیش مهمان کویر یزد بودیم! همراه با عمو ریگی دوست داشتنی و آقا مسعود و هم اتاقیم عاطفه!


ادامه نوشته

عَلَم کوه

 

امروز با هم بودن را تجربه کنیم

 

               و فردا به یاد هم بودن را

 

                              پس امروز را زیبا کنیم

 

                                       به حرمت فردا شاید ........

شانس یاریمان کرد تا بار دیگر مهمان فرودی بر فرازی شویم که استواریش در وجودمان متبلور شود.

در هر گذری که گام بر کوه می نهیم نیروئی نامرئی به خود می خواندمان که پیوستگی عجیبی با غرور و پیروزی دارد.

بر اوج ایستادن و زیبایی ها را نظاره کردن توصیف ناپذیر است. 

زمزمه باد گوئی که نتهای بتهون را به رفص در می آوردند .

و رقص شاخه ها، کولی های سرمستی را می مانند که لرزش اندامشان شور و اشتیاق صعود را دو چندان می کند.

این بار قاب نگاهم روایت گر علم کوهست... دومین قله مرتفع و فنی ترین کوه ایران زمین!

همراه با دوستان و همنوردان عزیز آقای حسین باغبانی، حسن باغبانی، جواد کهن و دیگر اعضای گروه نجوم و زمین شناسی استان بوشهر.

تصاویر بیشتر در ادامه مطلب                                                                                                  





ادامه نوشته

فیگور (تنها موجودات بجا مانده از ساکنین بیرم)

بعداز یه کم چانه زدن با این موجودات اینقدر بهشون نزدیک شدم که میتوانستم بدن آنها را لمس کنم!
 انگار دوربین را میشناختند ژست میگرفتند!  و درون قاب نگاهم نقش میبستند و برای همیشه ثبت میشدند .
ما که خود را اشرف مخلوقات حساب میکنیم، غافل از آنیم که دیگر موجودات این کره خاکی به چشم موجودی وحشی و خطرناک به ما مینگرند.
از اهالی کوه بیرم چه خبر؟!
چه شد صدای کبک و تیهو ؟!
 رمه ها و  گله های  بز و  قوچ  بیرم  کجا رفتند؟!
پلنگ وحشی بیرم شاید رمیده اشان!
نهِ نه صدای سربی گلوله ها، فریاد قوچ پیشاهنگ را خفه کرده.
   اگر روزی فرزندانمان از اهالی  بیرم بپرسند به آنها چه بگوئیم ؟!!!!!!!
شرممان باد .
به امید روزی ما آدمها در نگاه حیوانات، وحشی نباشیم!







ادامه ی عکس ها

ادامه نوشته

زلزله

 بر خلاف پست های قبلی که همه سر شار از طبیعت وشور و زندگی  بود . حالا ویرانی و مرگ و آوار !

نمی خواستم خاطر نازنین شما را آزرده نمایم  اما.........




قسمتی از تنم

وطنم

امروز لرزید

قسمتی از دلم...

ایرانم...

بوشهر...

خدایا...

آرام تر...

نیازی به زمین لرزه نیست...

کاخ آرزوهای این مردم با تلنگری هم فرو میریخیت...





های زمین !
دلت در هوای کی میلرزد!
که پای گسلهایت نشسته ایم و گریه درو میکنیم...«تارا حیدری»

ادامه نوشته

نقد عکس 3

زاهدان در یک روز بارانی


نقد عکس 2

زاهدان

بنام خداوند جان آفرین                         پناه یلان و پشت ایران زمین

اینجا سیستان و بلوچستان است...

زاهدان...

اولین چیزی که از این شهر در ذهن من نقش می بندد بیتی از حکیم سخن پارسی، فردوسی بزرگ است:

که رستم یلی بود در سیستان                   من آوردمش اندر این داستان

خداوند را سپاس بیکران، دانشگاه سیستان و بلوچستان دانشگاه بسیار بسیار خوبیست هم از نظر علمی هم از نظر محیط دانشگاهی و صد البته ادبی و هنری...

 دیشب هم بزرگداشت مولانا بود. جای بچه های انجمن ادبی خورموج... ادامه مطلب

ادامه نوشته

خل نو

درود مهربانان

پدر نوشت: حادثه بسیار دردناک آذربایجان دلم را شکست... هنوز یک ماه نشده که از آن دیار بازمیگردیم و چقدر مهربان و صمیمی بودند هموطنان آذری... افسوس...

...................................................................................................................................

صعود به قله "خل نو" در  ادامه مطلب


ادامه نوشته

اردبیل . سبلان . جنگل های حیران

باز هم کوه صدایمان کرد... 

این بار سبلان...

سومین قله ی بلند ایران به ارتفاع 4811 متر...

 سبلان مقدس‌ترین کوه ایران است که بنا بر باورهای مردم، مزار زرتشت در این قله قرار دارد. نام سبلان یکی از مهمترین سوگندهای ساکنان اطراف کوه و عشایر کوچنده شاهسون می باشد.


با دوستان خوبی چون حسین باغبانی، جواد کهن و رضا عبدالهی (همنوردان دماوندی) دوشنبه ساعت 4:30 بامداد دیار دشتی را به سوی اردبیل ترک کردیم.


2 همایش پیش رو داشتیم. یکی صعود به سبلان بود و دیگری جنگل نوردی در جنگلهای حیران...




عکسها در ادامه مطلب


در موردسبلان بیشتربدانیم

ادامه نوشته