اول دفتر بنام ایزد دانا

پست ثابت

الهی وربی من لی غیرک

 به نام پروردگار هستی بخش

با سلام به همه. این وبلاگ به منظور نوشتن داستانهای واقعی پند آموز  و مطالب وگفته های بزرگان و همچنین مطالب جذاب و خواندنی و اشعار افتتاح شده است.همه داستانهای نوشته شده واقعی است و منابع آنها نیز ذکر شده است.

به امید آنکه مورد پسند بازدید کنندگان محترم قرار گیرد.

لطفا با ثبت نظرات زیبای خودتون در هرچه بهتر شدن این وبلاگ سهیم باشید.

باتشکر فراوان: نویسنده وبلاگ 70781879515921051196.jpg

پند لقمان

و بدان که تو به زودی و در فردایی نزدیک وقتی پیش خدای عزوجل بایستی، از چهار چیز بازخواست خواهی شد ، از جوانی ات که در چه راهی تباه کرده ای، و از عمرت که در چه فانی اش ساختی، و از اموالت که از کجا آوردی و در کجا مصرف نمودی، پس خود را آماده کن و جوابی مهیا بساز، و از آنچه از دنیا از کفت رفته غم مخور چون دنیا دوام و بقا ندارد، پس حواست را جمع کن و سخت در کار خویش بکوش و در دلت همواره توبه را تجدید کن، و در زمان فراغتت در در عمل شتاب کن قبل از آنکه مرض ها و بلاها به سوی تو روی آرند و قبل از آنکه ایامت به سر آید و مرگ بین تو خواسته هایت فاصله اندازد.

 

خدا که هست

دلت که گرفت، دیگر منت زمین را نکش
راه آسمان باز است، پر بکش
او همیشه آغوشش باز است، نگفته تو را میخواند ؟
اگر هیچکس نیست، خدا که هست...

یه سوال فنی

یه سوال فنی دارم :اینایی که موهاشونو دم اسبی میبندن کله شون کجای اسب حساب میشه؟؟؟
.

میدونین اولین دعوای زناشویی کی آغاز شد؟

اولین دعوای زناشویی زمانی آغاز شد که :
حوا با شورت ادم که از برگ مو بود
دلمه پخت

فروش لوازم التحریر ویژه مدارس

توزیع کتابهای درسی

انواع لوازم التحریر با قیمت مناسب 

انواع دفتر

انواع کیف مدرسه و کوله پشتی


در لوازم التحریر قائم


استراحت

 می دانی یک وقت هایی باید روی یک تکه کاغذ بنویسی تـعطیــل است  و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت باید به خودت استراحت بدهی دراز بکشی دست هایت را زیر سرت بگذاری به آسمان خیره شوی و بی خیال ســوت بزنی در دلـت بخنــدی به تمام افـکاری که پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند آن وقت با خودت بگویـی بگذار منتـظـر بمانند !!

اه ه ه ه ه ه ه ه ه

پس آمار گیرم کوووووووووووووووو!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

آخییییییییییییش چقدر خنکهههههههههههههه

http://www.8pic.ir/images/19474178082225945287.jpg

دختری که با اجبار و حکم دادگاه مجبور به شنا مقابل مردها شد


اين دادگاه در حکم اين دختر مسلمان آورده:‌ شنا کردن يک مسأله اعتقادي نيست لذا اين دختر مسلمان حق ندارد ادعا کند که بخاطر اعتقاداتش مقابل معلمش شنا نمي کند لذا شنا کردن بر او واجب است!


دختری که با اجبار و حکم دادگاه مجبور به شنا مقابل مردها شد

چندي پيش مربي يکي از آموزشگاه هاي شنا در کشور سوئيس، تلاش کرد يک دختر 14 ساله مسلمان را به شنا کردن مانند ديگر دانش آموزان، مقابل وي وادار کند اما او از اين کار اجتناب ورزيد.

چند روز پس از آن ماجرا،‌ والدين اين دختر مسلمان،‌ از مربي دخترشان بخاطر تلاش براي اجبار کردن او به شنا، از وي شکايت کردند اما دادگاه پس از بررسي پرونده، دختر را مقصر اعلام کرد.

دادگاه محلي سوئيس، ضمن محکوم کردن دختر، حکمي عليه وي صادر کرد که به موجب آن او بايد مقابل مربي اش شنا کند!

اين دادگاه در حکم اين دختر مسلمان آورده:‌ شنا کردن يک مسأله اعتقادي نيست لذا اين دختر مسلمان حق ندارد ادعا کند که بخاطر اعتقاداتش مقابل معلمش شنا نمي کند لذا شنا کردن بر او واجب است!

گفتني است والدين اين دختر پيش از ثبت نام فرزندشان در اين آموزشگاه در منطقه “ارجوفيا”،‌ مطمئن شده بودند که مربي آن، زن خواهند بود اما گويا مربيان اين آموزشگاه جابجا شده از همين رو مربي مرد براي اين کلاس انتخاب شده است.!!!

 

جملات زیبا

The best cosmetic for lips is trut
زیباترین آرایش برای لبان شما راستگویی

for voice is prayer
برای صدای شما دعا به درگاه خداوند

for eyes is pity
برای چشمان شما رحم و شفقت

for hands is charity
برای دستان شما بخشش

for heart is love
برای قلب شما عشق

and for life is friendship
و برای زندگی شما دوستی هاست
 
It\'s better to lose your pride to the one you love
بهتره که غرورت رو به خاطر کسی که دوست داری از دست بدی تا این که

than to lose the one you love because of pride
کسی رو که دوست داری به خاطر غرورت از دست بدی

We spend too much time looking for the right person to love
ما معمولا زمان زیادی رو صرف پیدا کردن آدم مناسبی برای دوست داشتن

or finding fault with those we already love
یا پیدا کردن عیب و ایراد کسی که قبلا دوستش داشتیم میکنیم

when instead
باید به جای این کار

we should be perfecting the love we give
در عشقی که داریم ابراز میکنیم کامل باشیم

Never abandon an old friend
هیچوقت یه دوست قدیمیت رو ترک نکن

You will never find one who can take there place
چون هیچ زمانی کسی جای اون رو نخواهد گرفت


When people talk behind your back, what does it mean
وقتی مردم پشت سرت حرف میزنن چه مفهومی داره ؟

Simple! It means that you are two steps ahead of them
خیلی ساده ! یعنی این که تو دو قدم از اون ها جلوتری

So, keep moving ahead in Life
پس، در زندگی راهت رو ادامه بده


جملاتی که به ذهنتان آرامش می بخشند

ما همان افکارمان هستیم، اگر نتوانیم افکارمان را تغییر دهیم نمی توانیم هیچ تغییر دیگری ایجاد کنیم. شما قطاری از افکار دارید که هنگام تنهایی، سکوت و زمانی که غرق در افکارتان هستید سوار آن می شوید. ارزشی که برای خودتان قایل هستید و شادی هایی که در زندگی دارید همه بستگی به جهتی دارند که قطار به آن سو در حرکت است.

 

اگر واقعا می خواهید در زندگیتان تغییری ایجاد کنید باید ابتدا ذهن و افکارتان را تغییر دهید و آن را از هر نوع تفکر آزاردهنده ای که شما را به عقب می راند پاک کنید. در این مطلب جملاتی گردآوری شده که به شما کمک می کنند بتوانید ذهنتان را آزاد کرده و تغییرات دلخواهیتان را در زندگی ایجاد کنید.


1- شما ساخته شده اید که فقط یک انسان باشید، انسانی که خودتان تصمیم گرفته اید باشید.

 

2- کارهای خوب انجام دهید و احساس خوبی داشته باشید، کارهای بد انجام دهید و احساس بدی داشته باشید، این قانون ساده زندگی است.

 

3- شما همانی هستید که امروز انجام می دهید نه آنی که تصمیم دارید فردا انجام دهید.

 

4- همه ما تصمیم می گیریم اما در نهایت تصمیم ها ما را می سازند.

 

5- آنچه می تواند تغییرات اساسی ایجاد کند کاری نیست که شما گاهی انجام می دهید، بلکه کارهایی که طبق برنامه انجام می دهید و قانون دارند می توانند تغییر ایجاد کنند.

 

6- با خودتان صادق باشید، هرگز خودتان را به خاطر کارهایی که انجام داده اید و احساس خوبی به آنها داشته اید سرزنش نکنید.

 

7- کاری را که اطمینان دارید درست است انجام دهید.

 

8- تا زمانی که از خودتان راضی نباشید هیچ مقدار پولی نمی تواند شما را خوشحال کند.

 

9- اگر در قلبتان احساس آرامش می کنید مطمئن باشید که کار درستی انجام داده اید.

 

10- نگران نباشید که دیگران فکر می کنند اهداف شما رویایی و غیرمنطقی به نظر می رسند. بیشتر اوقات ایده های رویایی همان هایی هستند که جهانی را به شگفتی وامی دارند.

 

11- اگر مانند دیگران فکر می کنید درواقع خودتان هیچ فکری نمی کنید.

 

12- خودتان، خودتان را کنترل کنید در غیر این صورت فرد دیگری شما را کنترل می کند.

 

13- گاهی اوقات ایستادن در برابر دوستان به اندازه ایستادن در برابر دشمنان دشوار می شود.

 

14- ناراحت ترین افراد جهان کسانی هستند که دایم نگرانند دیگران چه فکری در موردشان می کنند.

 

15- زمانی که کسی از شما انتقادهای غیرواقعی کرده یا سرنوشت بدی را برای شما پیش بینی می کند، در مورد شما صحبت نمی کند بلکه درون خودش را برای شما آشکار کرده است.

 

16- اگر فقط به فکر سود و زیان خودتان نباشید دنیایی از فرصت های بی نظیر به دست می آورید.

 

17- تاکنون هیچ انسانی با توانایی ها و ویژگی های شما در دنیا وجود نداشته، پس به خودتان ببالید که منحصر به فرد هستید و سعی کنید اثر خوبی از خودتان برجای بگذارید.

 

18- انسان مهربان و دوست داشتنی در دنیایی خوب و دوست داشتنی زندگی می کند و انسان بدبخت که از دیگران متنفر است در دنیایی بد و تنفرآمیز به سر می برد. دنیای اطراف شما نمایانگر خود شما است.

 

19- نگرانی موجب می شود کوچکترین اشیا، بزرگترین سایه ها را داشته باشند.

 

20- در ذهنتان بر چیزهایی که دوست دارید تمرکز کنید نه بر چیزهایی که از آنها وحشت دارید، این کار رویاها را برایتان واقعی می کند.

 

21- نگران شکست ها و ناکامی ها نباشید بلکه نگران فرصت های خوبی باشید که حتی آنها را امتحان نکرده اید.

 

22- بهانه نیاوردن بهتر از بهانه بد آوردن است.

 

23- برای به دست آوردن چیزی که تا به حال نداشته اید باید کارهایی را انجام دهید که تا به حال انجام نداده اید.

 

24- مشکلات ما دوستان ما هستند البته در صورتی که ما را قوی تر کنند.

 

25- هر کسی می توانداز مشکلات فرار کند، این ساده ترین واکنش است اما مواجه شدن با مشکلات شجاعت است و فرد را قوی تر می کند.

 

26- یکی از بزرگترین نعمت هایی که داریم این است که نمی دانیم در آینده چه اتفاقی برایمان می افتد.

 

27- نگران مسائلی که کنترلی بر آنها ندارید، نباشید.

 

28- لذت ها و خوشحالی های زودگذر ارزش دردهای طولانی مدت را ندارند.

 

29- شاید صبر کردن گاهی اوقات تلخ باشد اما میوه آن شیرین خواهد بود.

 

30- هر چه کمتر انتظار داشته باشید بیشتر از زندگی لذت می برید.

 

31- آنچه برای شما بی ارزش است برای دیگری رویای بزرگی است.

 

32- کاری که می کنید، جایی که می رویدت وانسانی که هستیدنمی تواند شما را خوشحال کند، اینکه زندگی را چگونه می بینید شما را خوشحال می کند.

 

33- انسان ها فقط چیزهایی را می بینند که خودشان دوست دارندببینند.

 

34- اگر بیش از حد برای ارزشیابی خودو دیگران وقت بگذارید هرگز نمی توانید خودتان یا دیگران را دوست داشته باشید.

 

35- دنیا را از شیشه جلو ببینید نه از آینه های کناری.

 

36- انتخاب اینکه چه زمانی و چگونه بمیرید با شما نیست اما انتخاب چگونه گذران زمان باقی مانده تا مرگ با شما است.

 

37- پشیمانی ها را کنار بگذارید، آنها فقط بهانه های افراد شکست خورده هستند، هنوز فرصت های زیادی روبروی شما است.

 

38- جمله شما چیست؟ چه جمله ای به شما کمک می کند تا ذهنتان را از افکار آزاردهنده ای که شما را به عقب می کشاند، رها کنید؟

ضرب المثل های بروز شده ی ایرانی! بیفستراگانوفه خالته، بخوری پاته نخوری پاته!

  موش تو سوراخ نمی رفت ساید بای ساید به دمبش می بست!   آب در "آب سرد کن” و ما تشنه لبان می گردیم!   آب که سر بالا میره، قورباغه "هوی متال” میخونه!!!   پرادو سواری دولا دولا نمیشه!   نابرده رنج گنج میسر نمی شود — مزد آن گرفت جان برادر که کلاه برداری کرد   اسکانیا(scania) بیار باقالی بار کن!   گر صبر کنی ز قوره، لوپ لوپ سازی!   پاتو از پارکتت درازتر نکن!   هری پاتر آخرش خوشه!   قربون بند کیفتم، تا کارت سوخت داری رفیقتم!   گیرم پاپی تو بود فاضل — از فضل پاپی تو را چه حاصل   ندیدیم اورانیم ولی دیدیم دست مردم!   ادکلن آن است که خود ببوید — نه آنکه فروشنده بگوید   ماکرو ویو به ماکرو ویو می گه روت سیاه!   بزک نمیر بهار میاد آناناس با خیار درختی میاد!   یا منچستریه منچستری یا رُمیه رُمی(AS Rom)   سرش بوی پیتزا ی سبزیجات میده!!!   آنتی بیوتیک بعد از مرگ سهراب!

جورجیو و پاکو

در شهر کوچکی در اسپانیا مردی بنام جورجیو با پسرش پاکو دعوای سختی کرد. فردای آن روز متوجه شد که پاکو از خانه فرار کرده است و هیچیکدام از اعضای خانواده و دوستانش نیز اطلاعی از او ندارند./

جورجیو بسیار غمگین بود و فهمید که در دنیا هیچکس به اندازه پسرش برای او ارزش ندارد. تصمیم گرفت که همه چیز را از اول شروع کند. پس به بزرگترین و مشهورترین مغازه شهر رفت و اطلاعیه ای را بر روی دیوار آن زد.<< پسرم پاکو به خانه برگرد. دوستت دارم . فردا صبح همین جا  به دنبالت می ایم.>>

صبح روز بعد جورجیو به آن مغازه رفت ودید که هفت پسر به نام پاکو از خانه هایشان فرار کرده بودند،به ندای عشق او پاسخ داده و به آنجا آمده اند و آرزوکرده بودند که این نوشته از جانب والدین آنها باشد.!!!

باران...

وقتی باران می بارد یاد خدا را بیشتر احساس میکنم

چون باران یعنی نقطه چین تا خدا .......

برای شستن خستگی ها....برای شستن حسرت ها....

می شوم تکراری ترین تصویر خیابان های شهرم......

چتر را می بندم....

می روم زیر باران....

شاید باران بشوید خستگی ها را....بشوید حسرت ها را...

شاید....

شاید باران شود نقطه چین تا خدا........

و بگویم من خـــــــــدا را دارم

خانووووم

خانوووووووم….شــماره بدم؟؟؟؟؟؟
خانوم برسونمت؟؟؟؟؟؟؟
 چن لحظه از وقتتو به مــــا میدی؟؟؟؟؟؟


اینها جملاتی بود که دخترک در طول مســیر خوابگاه تا دانشگاه می شنید!
بیچــاره اصـلا” اهل این حرفـــــها نبود…این قضیه به شدت آزارش می داد
تا جایی که چند بار تصـــمیم گرفت بی خیــال درس و مــدرک شود و به محـــل زندگیش بازگردد.


روزی به امامزاده ی نزدیک دانشگاه رفت…
شـاید می خواست گله کند از وضعیت آن شهر لعنتی….!
دخترک وارد حیاط امامزاده شد…خسته… انگار فقط آمده بود گریه کند…
دردش گفتنی نبود….!!!!


رفت و از روی آویز چادری برداشت و سر کرد…وارد حرم شدو کنار ضریح نشست.زیر لب چیزی می گفت انگار!!! خدایا کمکم کن…
چند ساعت بعد،دختر که کنار ضریح خوابیده بود با صدای زنی بیدار شد…
خانوم!خانوم! پاشو سر راه نشستی! مردم می خوان زیارت کنن!!!


دخترک سراسیمه بلند شد و یادش افتاد که باید قبل از ساعت ۸ خود را به خوابگاه برساند…به سرعت از آنجا خارج شد…وارد شــــهر شد…
امــــا…اما انگار چیزی شده بود…دیگر کسی او را بد نگاه نمی کرد..!
انگار محترم شده بود… نگاه هوس آلودی تعـقــیبش نمی کرد!
احساس امنیت کرد…با خود گفت:مگه میشه انقد زود دعام مستجاب شده باشه!!!! فکر کرد شاید اشتباه می کند!!! اما اینطور نبود!
یک لحظه به خود آمد…
دید چـــادر امامــزاده را سر جایش نگذاشته…!

حرف دل ...

دعایت می کنم عاشق شوی روزی

بفهمی زندگی، بی عشق نا زیباست

دعایت می کنم،با این نگاه خسته گاهی مهربان باشی 

به لبخندی،تبسم را به لبهای عزیزی هدیه فرمایی

 بیابی کهکشانی را درون آسمان تیره شبها

 بخوانی نغمه ای با مهر 

 

 دعایت می کنم،روزی بفهمی با خدا 

تنها به قدر یک رگ گردن،وحتی کمتر از آن

 فاصله داری 

وهنگامی که ابری،آسمان را با زمین،پیوند خواهد داد 

مپوشانی تنت را،از نوازش های بارانی 

دعایت می کنم

روزی بفهمی،گرچه دوری از خدا 

اما خدایت با تو نزدیک است

 دعایت می کنم،روزی دلت بی کینه باشد،بی حسد 

با عشق

 بدانی جای او در سینه های پاک ما پیداست 

 دعایت می کنم،روزی خودت را گم کنی 

پیدا شوی در او

 دو دست خالی ات را پر کنی از حاجت و 

با او بگویی:

 بی تو این معنای بودن،سخت بی معناست 

دعایت می کنم روزی بفهمی،

 در میان هستی بی انتها،باید تو می بودی

بیابی جای خود را،در میان نقشه دنیا

 برایت آرزو دارم 

که یک شب،یک نفر با عشق در گوش تو 

اسم رمز بگذشتن ز شب،دیدار فردا را،به یاد آرد 

دعایت می کنم عاشق شوی روزی 

بگیرد آن زبانت 

دست و پایت گم شود 

رخساره ات گلگون شود 

آهسته زیر لب بگویی آمدم 

به هنگام سلام گرم محبوبت 

 و هنگامی که می پرسد ز تو،نام و نشانت را ندانی کیستی 

معشوق عاشق؟ 

عاشق معشوق؟ 

آری،بگویی هیچ کس

 دعایت می کنم روزی بفهمی ای مسافر،رفتنی هستی 

ببندی کوله بارت را

تو را در لحظه های روشن با او 

دعایت می کنم ای مهربان همراه

 تو هم ای خوب من گاهی دعایم کن...

بخون اما ناراحت نشووو (سارا)

معلم با عصبانیت دفتر را روی میز کوبید و داد زد سارا...؟ دخترک خودشو جمع و جور کرد سرش را پایین انداخت و خودشو تا جلوی میز معلم کشیدوبا صدای لرزان گفت بله خانوم؟ ...معلم با عصبانیت توی چشای سیاه و مظلوم دخترک خیره شد وداد زد:چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس؟.. و دفترت رو سیاه وپاره نکن؟ هااا؟...فردا مادرتو بیار مدرسه میخام درمورد بچه ی بی انضباتش باهاش صحبت کنم!  دخترک چونه ی لرزونش  رو جمع کرد  بغضش رو قورت داد و آروم گفت: خانم مادرم که مریضه نمیتونه اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق میدن اونوقت مامانمو بستری میکنیم... تادیگه از گلوش خون نیاد اونوقت... اونوقت برا خواهر کوچولوم شیر خشک میخریم تا دیگه شب تاصبح گریه نکنه... اونوقت ... اونوقت قول داده اگه پول موند برا منم یه دفتر نو میخره تا دفترای داداشمو پاک نکنم... اونوقت دیگه مشقامو تمیز مینویسم ... معلم صندلیشو رو به تخته چرخوند و گفت سارا برو بشین ... و بعد کاسه اشکاش روی گونش خالی شد...

تکلیف عشق...

تکلیف عشق در غم مولا چه میشود؟

بی تو غرور و عصمت دنیا چه میشود؟

بعد از تو سر نوشت یتیممان و همسرت

در این مدینه یکه و تنها چه میشود؟

این پرسش غریب ترین مرد عالم است

فردا بدون فاطمه آیا ؟؟!! چه میشود؟؟؟؟؟



یا علی رفتم بقیع اما چه سود

هرچه گشتم فاطمه آنجا نبود!

یا علی قبر پرستویت کجاست؟

آن گل صد برگ خوشبویت کجاست؟

هرچه باشد من نمک پرورده ام

دل به عشق فاطمه خوش کرده ام

حج من بی فاطمه بی حاصل است

فاطمه حلال صدها مشکل است

من طواف سنگ کردم دل کجاست؟

را پیمودم پس منزل کجاست؟

کعبه ی بی فاطمه مشت گل است

قبر زهرا کعبه ی اهل دل است.

 کپی از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است

فریاد مهتاب

فکر میکردم خیلی چیزا درباره حضرت فاطمه (س) میدونم دو سه هفته ی پیش یه کتاب هدیه گرفتم و خوندم و تازه فهمیدم هنوز خیلی چیزا رو در باره این بانوی بزرگ نمیدونم از ماجراهای سقیفه گرفته تا خطبه ها و مظلومیتها و ... به همه دوستان توصیه میکنم این کتاب رو تهیه کنید و همسفر بشید با نویسنده کتاب در سفر زندگی بانوی دو عالم.اسم کتاب ((فریاد مهتاب))نوشته ی دکتر مهدی خدامیان آرانی

ایام شهادت دختر رسول خدا(ص) تسلیت باد

11 ماه و اندی گذشت

بعضیها دلشون شکست....

بعضیها دل شکوندند...

خیلیها عاشق شدند...

خیلیها تنها شدند...

خیلیها از بینمون رفتند....

خیلیها بینمون اومدند.....

گریه کردیم و خندیدیم....

زندگی برخلاف آرزوها گذشت.

تقریبا چند روزی مونده.چند روز از تموم اون خاطره ها....

آرزو دارم سال جدیدی که پیش رو داریم آغاز روزهایی باشه که آرزوداریم....

عاشق هستس یانه ؟؟

چنین آورده اند که مردی به نزد رامانوجا آمد .

رامانوجا یک عارف بود ، شخصی کاملا استثنایی ( یک فیلسوف و در عین حال یک عاشق ، یک سرسپرده ) مردی به نزد او آمد و پرسید  راه رسیدن به خدا را نشانم بده

رامانوجا پرسید : هیچ تا به حال عاشق کسی بوده ای ؟

سوال کننده پرسید : راجع به چی صحبت می کنی ، عشق ؟

من تجرد اختیار کردم ، من از زن چنان می گریزم که آدمی از مرض می گریزد ، نگاهشان نمی کنم .

رامانوجا گفت : با این همه کمی فکر کن به گذشته رجوع کن . بگرد جایی در قلبت آیا هرگز تلنگری از عشق بوده ، هر قدر کوچک هم بوده باشد

مرد گفت : من به اینجا امده ام که عبادت یاد بگیرم ، نه عشق  یادم بده چگونه دعا کنم ، شما راجع به امور دنیوی صحبت می کنی و من شنیده ام که شما عارف بزرگی هستی . به اینجا آمده ام که به سوی خدا هدایت شوم ، نه به سمت امور دنیوی .

گویند : رامانوجا به او جواب داد : پس من نمی توانم به تو کمک کنم . اگر تو تجربه ای از عشق نداشته باشی ، آنوقت هیچ تجربه ای از عبادت نخواهی داشت.

بنابراین اول به زندگی برگرد و عاشق شو و وقتی عشق را تجربه کردی و از آن غنی شدی آن وقت نزد من بیا چون که یک عاشق قادر به درک عبادت است.

اگر نتوانی از راه تجربه به یک مقوله ی غیر منطقی برسی ، آن را درک نخواهی کرد ، و عشق عبادتی ست که توسط طبیعت سهل و ساده در اختیار آدمی گذاشته شده تو حتی به این چیز ساده نمی توانی دست پیدا کنی عبادت عشقی ست که به سادگی داده نمی شود ، فقط موقعی قابل حصول است که به اوج تمامیت رسیده باشی...

اگر طالب زندگی سالم و بالندگی‌می باشیم باید به حقیقت عشق بورزیم. اسکات پک

پ ن پ

 

کبوتر اولی: بق بق بقوووو...

کبوتر دومی بق بق بقوو؟؟؟؟؟

کبوتر اولی پ ن پ قوقولی قوقو!!!


سر آزمون به دختره میگم سوال 8 چی میشه؟؟؟

میگه تقلب میخوای؟؟

میگم پ ن پ میخوام ببینم سطح علمیت چقده شب با خانواده بیایم خواستگاریت!!!


دوون دوون خودمو رسوندم جلو اتوبوس .

راننده میگه: میخوای سوار شی؟؟

میگم پ ن پ اومدم سفر خوشی رو براتون آرزو کنم!!!


بهش میگم :دیگه مخوام ازت جدا شم.

میگه این حرف آخرته؟؟

میگم پ ن پ این بود خلاصه ای از اخبار ایران وجهان.لطفا به مشروح اخبار توجه فرمایید!!!

بشکن بشکنه

 

سبو بشکست و دل بشکست و جام باده بشکست....

خدایا در سرای ما چه بشکن بشکنه بشکن.

من نمیشکنم بشکن!!!

اربعین

تیر نگذاشت که یک جمله به آخر برسد.

هیچکس فکر نمیکرد چنین سر برسد.

پدرش چیز زیادی که نمیخواست، فرات.

چند قطره چه میشد به گلوی علی اصغر برسد.

فرا رسیدن اربعین حسینی تسلیت باد.


وقتی که دشمن جانب در حمله ور شد

من پشت در بودم ولی محسن سپر شد

تا بود محسن پهلوی من در امان بود

با سقط محسن میخ در هم کارگر شد