....

Photo: ‎آلبر کامو‎

"آلبر کامو"

 

وقتی که هنوز تو را نمی شناختم، خودم را کمتر تنها احساس می کردم ...

سارتر، مگس ها

استانبول در برف - ترکیه

Beautiful Winter in Istanbul.

   :مخاطب خاص

ﯾﮑــــــــــــــ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺳﮑﻮﺗــــــــــــ !

ﺑﺨــﺎﻃــــﺮِ ﺗﻤــﺎﻡِ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﯾــــﯽ ﮐــﻪ ﺩﺭ
ﺣـــﺪِ ﯾﮑـــــ ﻓﮑـــﺮ ﻣﺎﻧـــﺪﻧــﺪ!!!

ﺑﺨﺎﻃـــــﺮِ ﺷﺒـــــــ ﻫﺎﯾـــﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺍﻧـــﺪﻭﻩ ﺳﭙﺮﯼ ﻛـــﺮﺩﯾـــﻢ ......


ﺑﺨﺎﻃـــﺮِ ﻗﻠﺒـــﯽ ﮐﻪ ﺯﯾﺮ ﭘﺎﯼ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺸﺎﻥ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﻟِﻪ ﺷــــﺪ ...!

ﺑﻪ ﺧﺎﻃــــﺮِ ﭼﺸﻤﺎﻧـــﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎﺭﺍﻧﯽ
ﻣﺎﻧﺪﻧــــﺪ!!!

ﯾﻜــــــــــــــ ﺩﻗﯿﻘــﻪ ﺳﻜﻮﺗـــــــــــ!

ﺑﻪ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡِ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺷـﺎﺩﯼ ﺧــﻮﺩ ﺭﺍ ...
ﺑﺎ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘــــــ ﮐﺮﺩﻧﻤﺎﻥ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩﻧــﺪ!!!
Photo: ‎ﯾﮑــــــــــــــ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺳﮑﻮﺗــــــــــــ !

ﺑﺨــﺎﻃــــﺮِ ﺗﻤــﺎﻡِ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﯾــــﯽ ﮐــﻪ ﺩﺭ
ﺣـــﺪِ ﯾﮑـــــ ﻓﮑـــﺮ ﻣﺎﻧـــﺪﻧــﺪ!!!

ﺑﺨﺎﻃـــــﺮِ ﺷﺒـــــــ ﻫﺎﯾـــﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺍﻧـــﺪﻭﻩ ﺳﭙﺮﯼ ﻛـــﺮﺩﯾـــﻢ ...

ﺑﺨﺎﻃـــﺮِ ﻗﻠﺒـــﯽ ﮐﻪ ﺯﯾﺮ ﭘﺎﯼ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺸﺎﻥ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﻟِﻪ ﺷــــﺪ ...!

ﺑﻪ ﺧﺎﻃــــﺮِ ﭼﺸﻤﺎﻧـــﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎﺭﺍﻧﯽ
ﻣﺎﻧﺪﻧــــﺪ!!!

ﯾﻜــــــــــــــ ﺩﻗﯿﻘــﻪ ﺳﻜﻮﺗـــــــــــ!

ﺑﻪ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡِ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺷـﺎﺩﯼ ﺧــﻮﺩ ﺭﺍ ...
ﺑﺎ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘــــــ ﮐﺮﺩﻧﻤﺎﻥ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩﻧــﺪ!!!

ﺑﺨﺎﻃﺮِ ﺻﺪﺍﻗﺘـــــــ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯ ﻫــﺎ ﻭﺟﻮﺩﺵ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺘــــــ ...

ﺑﺨﺎﻃـــﺮِ ﻣﺤﺒّﺘــــ ﮐﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﻣﻮﺭﺩ ﺧﯿﺎﻧﺖ ﻭﺍﻗﻊ ﮔﺮﺩﯾـــﺪ!!!

ﯾﮑــــــــــــ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺳﮑﻮﺗـــــــــــــ !!!

ﺑﻪ ﺧﺎﻃـــﺮِ ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯾــــﯽ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺘـــــــ ﮔﻔﺘﻪ ﻧﺸـــﺪ!!!

ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺣﺴﺎﺳﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻧﺎﺩﯾــــــﺪﻩ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷــــﺪ !‎

ﺑﺨﺎﻃﺮِ ﺻﺪﺍﻗﺘـــــــ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯ ﻫــﺎ ﻭﺟﻮﺩﺵ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺘــــــ ...

ﺑﺨﺎﻃـــﺮِ ﻣﺤﺒّﺘــــ ﮐﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﻣﻮﺭﺩ ﺧﯿﺎﻧﺖ ﻭﺍﻗﻊ ﮔﺮﺩﯾـــﺪ!!!

ﯾﮑــــــــــــ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺳﮑﻮﺗـــــــــــــ !!!

ﺑﻪ ﺧﺎﻃـــﺮِ ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯾــــﯽ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺘـــــــ ﮔﻔﺘﻪ ﻧﺸـــﺪ!!!

ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺣﺴﺎﺳﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻧﺎﺩﯾــــــﺪﻩ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷــــﺪ !

درگذشت جوان هنرمند سیدانی...

 

سعدیا مرد نکو نام نمیرد هرگز       مرده آن است که نامش به نکویی نبرند

جوان مستعد وهنرمند سیدانی آقای حاج محمد رضا سجادی فر (شارمین سجادی فر)نیز براثر ایست قلبی در حالی که هنوز 20 بهار را پشت سر نگذاشته بود ،ازمیان ما رخت بربست .این جوان ناکام در رشته ادبیات فرانسه تحصیل می کردوبا توجه به استعداد ویژه ای که درزمینه های مختلف از جمله بازیگری و تئاتر داشت،توجه اساتید را به خود جلب نموده و فعالیت خوبی را آغاز کرده بود. این عزیز از دست رفته در درمسابقه تلویزیونی 1-2-3-4 شبکه چهار سیما نیز شرکت و به مرحله نهایی راه یافته بود که متأسفانه درکمال حیرت همگان جای ایشان در مسابقه خالی وبا این نوشته که "شرکت کننده شماره3 آقای شارمین سجادی فر به رحمت ایزدی پیوست" جامعه هنری و مردم سیدان رامتأثرنمود.روحش شاد...

پ.ن: اصلا باورم نمیشه...انسان خاصی بود...
 دیروز دوستم ازم پرسید که مسابقه ی ۴۳۲۱ رو میدیدی یا نه؟! گفتم آره حیف که شارمین توی فینال نتونست اول بشه گفت شارمین سجادی فر فوت کرده گفتم شوخی میکنی گفت نه بخدا توی برنامه زیر نویس کرده بودن... خیلی شوکه شدم...اصلا نمیتونستم باور کنم...آخه چرا باید همچین انسانی انقدر زود با زندگی خداحافظی کنه...
خداوند به خانواده ی عزیزش صبر بده واقعا از دست دادن همچین جوان بااستعدادی خیلی سخت و دردناکه.

منتظر هیچ دستی در هیچ جای دنیا نبودم،

همیشه اشکهایم را بادستان خودم پاک کردم،

چون میدانم همه رهگذرند…
 

چای هایت را تلخ نخور! کمی نگاهم کن…

تمام قند های دلم را برایت آب می کنم
 

تنهایی را بلند ترین شاخه درخت میفهمد،

انگار هر چه بزرگتر میشویم تنهاتر میشویم

براستی خدا از بزرگی تنهاست ،یا از تنهایی بزرگ؟!!!

اگر روزی داستانم را برای کسی نقل کردی بگو:
بی کس بود،اما کسی رو تنها نذاشت.

دلشکسته بود،اما دل کسی رو نشکست.

کوه غم بود،ولی کسی رو غمگین نکرد.

و شاید بد بود ولی برای کسی بد نخواست…
 

از آدم ها بُت نسازید، این خیانت است! هم به خودتان، هم به خودشان،
خدایی می‌شوند که، خدایی کردن نمی‌دانند!
وَ شما در آخر می‌شوید، سر تا پا کافرِ خدایِ خود ساخته...!


(نیچه / غروبِ بُتان)
 
از آدم ها بُت نسازید، این خیانت است! هم به خودتان، هم به خودشان،
خدایی می‌شوند که، خدایی کردن نمی‌دانند!
وَ شما در آخر می‌شوید، سر تا پا کافرِ خدایِ خود ساخته...!


(نیچه / غروبِ بُتان)

روی زمــیــنــی زنـدگـی مـی کــنــیــم که خــودش رو " جــــو " گرفته !
دیگه تــکـلـیـفــ آدمـــاش مــعــلـومه ....!

این روزهایم به تظاهر می گذرد . . .
تظاهر به بی تفاوتی
تظاهر به بی خیالی
به اینکه دیگر هیچ چیز مهم نیست اما چه سخت می کاهد از جانم این “ نمایش ” !

عکس احساسی جدید Feel 2013

سکوت ...و باز هم سکوت

دلم هوای سکوت کویر و هوا و بوی دریا رو کرده...

دلم یه ذره آرامش میخواد

 

 

سرنوشت زن

با شدتی وحشیانه و جنون آمیز,
آنچنان که قلبم را سخت به درد آورد,
آرزو کردم ای کاش هم اکنون همچون مسیح,
بی درنگ,آسمان از روی زمین برم دارد.

یا لااقل همچون قارون,
زمین دهان بگشاید و مرا در خود فرو بلعد.

اما...نه,

من نه خوبی عیسی را داشتم و نه بدی قارون را.
من یک "متوسط" بی چاره بودم و ناچار,
محکوم که پس از آن نیز "باشم و زندگی کنم".
نه,باشم و زنده بمانم.
و در این "وادی حیرت"پر هول و بیهودگی سرشار, گم باشم.
و همچون دانه ای که شور و شوق های روییدن در درونش خاموش می میرد

و آرزوهای سبز در دلش می پژمرد,
در برزخ شوم این "پیدای زشت"
وآن "ناپیدای زیبا", خرد گردم.
که این سرگذشت دردناک و سرنوشت بی حاصل ماست.

در برزخ دو سنگ این آسیای بی رحمی که...

"زندگی" نام دارد!



"دکتر علی شریعتی"

 رهایی فکر می‌‌کنم

پشتِ هر دیوارِ این شهر

کسی‌ کمین کرده
...

در فکرِ هجوم

کسی‌ که می‌خواهد حلقومم را بفشارد

و اقرار بگیرد

که زندگی‌ بدونِ رویا

زندانی ‌ست بی‌ پنجره

راهی‌ ‌ست بی‌ بازگشت

بازگشتی ‌ست به هیچ

و هیچ

و دوباره هیچ

به رهایی فکر می‌‌کنم

به پرواز

به کسی‌ که دو لولش را روی شقیقه‌ام بگذرد

و بگوید التماس کن

برای زندگی‌ِ دوباره

برای عشق

برایِ بهار

برایِ مهتاب

التماس کن برایِ یک شبِ پر رویا

و من التماس کنم

رهایم کن

رهایم کن

رهایم کن



نیکی‌ فیروزکوهی

به رهایی فکر می‌‌کنم

پشتِ هر دیوارِ این شهر

کسی‌ کمین کرده

در فکرِ هجوم

کسی‌ که می‌خواهد حلقومم را بفشارد

و اقرار بگیرد

که زندگی‌ بدونِ رویا

زندانی ‌ست بی‌ پنجره

راهی‌ ‌ست بی‌ بازگشت

بازگشتی ‌ست به هیچ

و هیچ

و دوباره هیچ

به رهایی فکر می‌‌کنم

به پرواز

به کسی‌ که دو لولش را روی شقیقه‌ام بگذرد

و بگوید التماس کن

برای زندگی‌ِ دوباره

برای عشق

برایِ بهار

برایِ مهتاب

التماس کن برایِ یک شبِ پر رویا

و من التماس کنم

رهایم کن

رهایم کن

رهایم کن



نیکی‌ فیروزکوهی


SOLI

بالاترین شکل نادانی، زمانی است که شما چیزی را رد می کنید که درباره اش هیچ نمی دانید!

وین دایر

بالاترین شکل نادانی، زمانی است که شما چیزی را رد می کنید که درباره اش هیچ نمی دانید!

وین دایر

گاهی آدم احساس می کند
این جمله
«گریه مال مرد نیست»
را یک آدم نامرد ساخته
تا مرد ها را از درون ویران كند . . .


گاهی آدم احساس می کند
این جمله
«گریه مال مرد نیست»
را یک آدم نامرد ساخته
تا مرد ها را از درون ویران كند . . .

By:Hamed Razavi

دنیا چه زود آغاز می شود
زمانی که
بی هوا, در هوای دیگری به سر می بری
و چه زود پایان می رسد, زمانی که بی خیال,
از همه ی خیال ها سفر میکنی
این روز ها آفتاب به مهمانی شبانه رفته است
یخ در قالب دل ها شنا میکند
و من مانده ام با حرارت یک گمشده
نگاه یخ شکن ندارم, چه کسی خواهد فهمید؟!
امشب یخ در چشمان من آب می شود...

 

از آن جمــــــــــــــــله هایی ام
که انتهایش سه نقطه می خواهد …
حال هر طور می خواهی
تفسیـــــرم کــــــــــــــن
خسته از تمام تمامیت ها... خسته ام از تمام استدلال هایی ک فقط برای سرگرم بودن ما ساخته شدند !
و اینک با زهم خسته ام...