داستان خلقت زن
کند.
از


*مگه اشك چقدر وزن داره...؟ *
*که با جاري شدنش ، اينقدر سبک مي شيم...*


چی فکر میکردیم و چی شد.....!
بی کس بود، اما کسی را بی کس نکرد...
تنها بود، اما کسی را تنها نذاشت...
دل شکسته بود، اما دل کسی را نشکست...
کوه غم بود، اما کسی را غمگین نکرد...
شاید بد بود، اما بد کسی رو نخواست...
کمی الکی داشت ...
شاید مستمان میکرد
و درد را نمیفهمیدیم...!
از یه جایی به بعد
آدم دوست نداره
همه چی درست شه ...
فقط دلش میخواد ..
همه چی تموم شه
تموم...!!!
سختیه تحمل تمام تنهایی ها
گریه، دلتنگی های بی بهانه
و بی خوابی های شبانه ...
را میفهمید
آنوقت زندگی ات را روی سرت آوار نمیکرد
....با بی تفاوتی هایش ...


بقیه در ادامه مطلب