پنهان
"دلتنگی"...
سهم ماست از خاطراتی که یک روز
خاطره نبود زندگی بود ...!!
"دلتنگی"...
سهم ماست از خاطراتی که یک روز
خاطره نبود زندگی بود ...!!
لحظات خوب را که نمیتوان نگه داشت
اما باور کن خاطراتش را میتوان هزاران بار بوسید
دو قدم مانده که پاییز به یغما برود
این همه رنگ قشنگ از کف دنیا برود
هرکه معشوقه برانگیخت گوارایش باد
دل تنها به چه شوقی پی یلدا برود؟
سعدیا
گفتی که مهرش میرود از دل ولی
مهر رفت و ماه آبان نیز آرامم نکرد
آذر سلام...
چشم خود بستم که دیگر چشم مستش ننگرم
ناگهان دل داد دیوانه من میبینمش
خنده ات شیرین
لبانت قند
چشمت چون شراب
باز میپرسی چرا
سرمست و شیدای منی؟!
من خوبم ،
خسته نیستم !
فقط گاهی دستم به زندگی نمیرود.
ایـــن روزهــــا خــوابــــم نمـی آیــد ...
فـقــط مـــی خـــوابـــــم
که بیدار نباشم
ﺍﯾـﻦ ﺭﻭﺯﻫـــﺎ ﺳـــــَــــﺮﺩﻡ
ﻣﺜـﻞ ﺩی
ﻣﺜـﻞ ﺑﻬﻤـــﻦ
ﻣﺜـﻞ ﺍﺳﻔﻨــــــﺪ
ﻣﺜـﻞ ﺯﻣﺴﺘــــــــﺎﻥ
ﺍﺣﺴــــــﺎﺳـﻢ ﯾـﺦ ﺯﺩﻩ
ﺁﺭﺯﻭﻫـــــــــﺎﯾـﻢ ﻗﻨﺪﯾــــﻞ ﺑﺴﺘــﻪ
ﺍﻣﯿــــــﺪﻡ ﺯﯾــﺮ ﺑﻬﻤــﻦ ِ ﺳــﺮﺩ ِ ﺍﺣﺴــﺎﺳﺎﺗﻢ ﺩﻓــــــــﻦ ﺷـﺪﻩ
ﻧﻪ ﺑﻪ ﺁﻣـــــﺪنی ﺩﻝ ﺧﻮﺷــﻢ ﻭ ﻧﻪ ﺍﺯ ﺭﻓﺘـــــنیﻏﻤﮕﯿــن
ﺍﯾـﻦ ﺭﻭﺯﻫـــﺎ ﭘــُﺮ ﺍﺯ ﺳﮑـــــــــﻮﺗـﻢ
صداهای داخل گوشم و تجسمی که از تو همیشه جلوی چشممه نمیتونم فراموش کنم نمیتونم
من بدون تو نمیتونم
مادری پیر مرا،نکته ای زیبا گفت:
از بد دنیا گفت :
گفت که طاووس مشو
که به عیبت خیزند
گر شوی شعله ی شمع
زیر پایت ریزند
گفت که پروانه مشو
که به سرگردانی،لای انگشت کتاب
سالها میمانی
نه زمین باش نه خاک
که تو را خار کنند
وانگهی ذهن تو را
پر زمرداب کنند
آسمان باش که خلق
به نگاهت بخرند
وز پی دیدن تو سر به بالا ببرند
آسمان باش عزیز
گله ها را بگذار،ناله ها را بس کن
روزگار گوش ندارد که تو هی شکوه کنی
زندگی چشم ندارد که ببیند اخم دلتنگ تو را
فرصتی نیست که صرف گله و ناله شود
تا بجمبیم تمام است تمام
پاییز دیدی که به بر هم زدن چشم گذشت
یا همین سال جدید باز کم مانده به عید
این شتاب عمر است
من و تو باورمان نیست که نیست
صبح یعنی آغاز
فرصت شادی و لبخند و امید
صبح یعنی امروز
سهمی از زندگی و عشق از آن خود توست
لحظه را قدر بدان
حیف از عمر که صرف گله و شکوه شود
تا بخواهی
زندگانی زیباست
فقط غروب جمعه نیس که دلگیر است
دلت که گیر کسی باشد همیشه میگیرد
یه مطلب خوندم خیلی خوشم اومد گفتم بنویسم شاید شما هم دوس داشته باشین
خدا به فرشته ها عقل داد اما شهوت نداد
به حیوانات شهوت داد اما عقل نداد
به انسان هم عقل داد هم شهوت
پس اگه شهوت انسان به عقلش غلبه کنه از حیوان پست تر
و اگه عقلش بر شهوتش غلبه کنه از فرشته والاتر و بالاتر میشه
نقــّـــــــــاشِ خــــوبی نــــبودم…
اما ایـــــــــــــن روزها…
به لطـــــــــــفِ تــــــــــو…
انـــتظــــــار را دیـــــــــــدنی میکـــــِـــــــشـَـم….!
(نمیدونم من معنی انتظار رو نفهمیدم یا تو انتظار کشیدن واست سخته)
گفتی : دوستت دارم
عطسه کردم
ببخشید به زر مفت آلرژی دارم
به دعا نویس گفتم
جوری بنویس که حتما بیاید
پرسید چه کسی
گفتم : مرگ
در شیرینی بوسه غرق بودیم
که ناگهان شوری اشک را روی لبهایم احساس کردم
و فهمیدم که این بوسه ی جداییست
تنها بودن قدرت میخواهد
و این قدرت را کسی به من داد
که میگفت تنهایت نمیگذارم
گر نیمه شبی مست در آغوش من افتد
چندان به لبش بوسه زنم کز سخن افتد
صد بار به پیش قدمش جان بسپارم
یک بار مگر گوشه چشمش به من افتد

فرقی ندارد
شرق یا غرب شمال یا جنوب!
من تورا به هرجهت دوست دارم![]()
آخه این انصافه؟؟حالا که پر از حرفیم,دیگه زنگ انشا نداریم!!!
.
.
.
احمقانه ترین کار را من کردم وگفتم:خدا حافظ,عاشقانه ترین کار را تو کردی و گفتی هر چی تو بگی
.
.
.
خدایا خسته ام...نه از خودم!از کسی که مرا غرق خودش کرد اما نجاتم نداد

چایى پا نداره، وگرنه اونقد وابسته ش هستم كه اینم بذاره بره!
.
.
.
مقدس ترین جای دنیاست...!اتاق تنهایی هایم وقتی با نیت "تو"خلوت میکنم...
روسری اذیتت میکنه؟ ها؟!
دلت میخاد موقعی که قدم میزنی باد تو موهــات بپیچه؟؟!
وقتی کبوتر گـَـند زد رو کـَلـَت ، اون موقع میفهمی حجاب مصونیت است نه محدودیت!!!بعله :))

زن ظریفه نه ضعیف!
ضعیف اون مردیه که نمیتونه یک ساعت چشم دلش رو نگه داره!
والا...
هیچ شکی نیست
که ماهر ترین دزد دنیا منم ,
نمیدانی
چقدر دزدکی تو را دیدم و نفهمیدی

میـدونی بن بست زنـدگی کـجـاست ؟
جــایــی کـه
نـه حـــق خــواسـتن داری
نـه تــوانــایـی فـــرامــوش کـــردن
پنج وارونه چه معنا دارد؟
خواهر کوچکم از من پرسید
من به او خندیدم
کمی آزرده و حیرت زده گفت:
روی دیوار و درختان دیدم !
باز هم خندیدم
گفت:
دیروز خودم دیدم پسر همسایه پنج وارونه به مینو می داد !
آنقدر خنده برم داشت که طفلک ترسید
بغلش کردم و بوسیدم و با خود گفتم:
بعد ها وقتی غم
سقف کوتاه دلت را خم کرد
بی گمان می فهمی
پنج وارونه چه معنا دارد !!!
سلام به همه ی دوستان:
اومدم واسه خدافظی ؛ میخواستم وبلاگ رو حذف کنم اما دلم نیومد
نپرسین چرا چون نمیگم
میذارم یادگاری بمونه شاید یه روزی دوباره برگردم
مدت کمی با هم بودیم اما دوستای خوبی پیدا کردم
ممنون از همتون

خداحافظی کار من نیست
کار تو هم نیست
اما همه ناچارند
گاهی؛
آن را به زبان آورند
مثل حالا
آرامــش ظـاهــرم گـمــراهـت نکنــــد؛
آشفتــه تـر از این حـرف ها هســـتم !
عاشقی می کنم!
لج می کنم!
بد اخلاق می شوم!
دست خودم نیست …
ساعت و زمان هم ندارد!
تــو که نباشی …
چشماتو از من بر ندار
من مات تصویر توام ......

داغتـــریـن آغــــوش هـــا را از تنـت
و شیـریـــن تـریــن بــوســـه هـــا را از لبـــانت بیـــرون می کشـــم
بــه تـلـــافـی تمـــام روزهــایـــی کـــه می خــــواهمت و نیسـتـــی …

وقتی که هستی دوستت دارم
وقتی که نیستی لحظه های دوست داشتنت را مرور می کنم …
یه جا خوندم :
دخترا باید دعا کنن که آخرین عشق یه پسر باشن
اما
هیچ پسری واسه آخرین بار عاشق نمیشه
یه چیزی شبیه
این داستان ادامه دارد
بیا ای دل کمی وارونه گردیم برای یکدگر دیوونه گردیم .
اگه یلدا رو وارونه کنی میفهمی چرا این شب طولانی ترین شب ساله .قدر یک دلی (ادلی) ها رو بدونیم

به صد یلدا الهی زنده باشی
انار و سیب و انگور خورده باشی
اگر یلدای دیگر من نباشم
تو باشی و تو باشی و توباشی و…