سربازی به روایت شعر

الا ای پادگــــان خشــک و ســوزان
دل ما را تو باز کـــردی پریشــــان

دم دروازه شـــــهـر کــــه رســــیدیم
صدای طـــبـــل و شیــپور راشنیدیم

همه گفتیم که این طـبل نظـــام است
از این پس زندگی بر ما حرام است

به پادگان رفـــــتیمو محیطـــو دیدیم
هــمه با هــم از جامــون پریـــدیـــم

تـو حــــین صحـبت و همــهـمــه ها
یــــکــی آمــد بلند داد زد خـــبــردار

به خـط کردن تراشــیدن ســـــرم را
لـــباس آشــــخوری کـــردن تـنـم را

لـــباس ســربازی فــانـوســخه داره
دل ســربـاز هزار تا غـصـــــه داره

از آنوقت بود که آموزش شروع شد
خوشــــی و شل بودن با هم تموم شد

شــــــبی سر پست خوابـم آمد
نــوازشــــهای مــــــــادر یادم آمـــد

خوشـــا روزی که من 5 ساله بودم
درون کـــوچــــــه ها آواره بــــودم

بسوزد آنکه ســـربازی به پـــا کرد
تمام مادران را چشم به راه کــــــرد

ار آنروزی که سربازی شروع شد
ستم بر مـــا نـشد بر دخـتـران شــــد

درخـــت پـــادگـان رنگ بــلـــوره
قـــدم آهـسـته تو مـیـدون بــــه زوره

نوشتم نامـــــه ای با برگ چایــــی
کــــــــلاغ پر میروم مـــادر کجایــی

سلام به دوستان

با سلام خدمت تمامی دوستان عزیزم بعد ازگذشت یه مدت کوتاه دوباره اومدم تایه سروسامانی به وبم بدم این چندماه رفته بودم خدمت مقدس سربازی راستی اسم وبم هم عوض  کردم امیدوارم خوشتان بیاد

 

 

 

مخلص همه شماهستم

سلام به دوستان

با سلام خدمت تمامی دوستان عزیزم بعد ازگذشت یه مدت کوتاه دوباره اومدم تایه سروسامانی به وبم بدم این چندماه رفته بودم خدمت مقدس سربازی راستی اسم وبم هم عوض  کردم امیدوارم خوشتان بیاد

 

 

 

مخلص همه شماهستم

عیدغدیرخم مبارک



خورشید شكفته در غدیر است علی
باران بهار در كویر است علی
برمسند عاشقی شهی بی همتاست
بر ملك محمدی امیر است علی

 

 

 آيه شصت و هفتم سوره مائده، متضمن ابلاغ ولايت و امامت علي بن ابي‌طالب (عليه السلام) در بازگشت از حجة الوداع مي‌باشد كه در اين آيه خداوند عدم ابلاغ ولايت حضرت علي را به معناي تكميل نشدن اسلام مي‌شمارد.

 

 

طنز/ وصیت یک خسیس به همسرش

 

روزی مرد خسیسی که تمام عمرش را صرف مال اندوزی کرده بود و پول و داریی زیادی جمع کرده بود، قبل از مرگ به زنش گفت: من می خواهم تمامی اموالم را به آن دنیا ببرم .او از زنش قول گرفت که تمامی پول هایش را به همراهش در تابوت دفن کند.زن نیز قول داد که چنین کند.چند روز بعد مرد خسیس دار فانی را واداع کرد. تابوت زن نیز قول داد که چنین کند. وقتی ماموران کفن و دفن مراسم مخصوص را بجا آوردند و می خواستند تابوت مرد را ببندند و ان را در قبر بگذارند،ناگهان همسرش گفت: صبر کنید. من باید به وصیت شوهر مرحومم عمل کنم.بگذارید من این صندوق را هم در تابوتش بگذارم.دوستان آن مرحوم که از کار همسرش متعجب شده بودند به او گفتند آیا واقعا حماقت کردی و به وصیت آن مرحوم عمل کردی؟زن گفت: من نمی توانستم بر خلاف قولم عمل کنم. همسرم از من خواسته بود که تمامی دارایی اش را در تابوتش بگذارم و من نیز چنین کردم.البته من تمامی دارایی هایش را جمع کردم و وجه آن را در حساب بانکی خودم ذخیره کردم.در مقابل چکی به همان مبلغ در وجه شوهرم نوشتم و آن را در تابوتش گذاشتم، تا اگر توانست آن را وصول کرده و تمامی مبلغ آن را خرج کند !!!

عیدسعیدفطرمبارک

 

 

 

 

این عید فرخنده را به همگی شما عاشقان و دلدادگان صیام تبریک و تهنیت عرض می نمایم.

خدا باماست

 

ترفند انتخاب متون به وسیله کیبورد

 

هم اکنون قصد دارم  ترفند ساده و کوچک و در عین حال کاربردی در محیط ویندوز را برای شما بازگو کنم. ترفندی که به وسیله دو کلید Shift و Ctrl صفحه کلید امکان پذیر است؛ Highlight و انتخاب متون توسط کیبورد می باشد.

انتخاب متون به وسیله کیبورد
در محلی که متنی در آن قرار گرفته (مثلأ همینجا )، یکبار توسط موس یک تک کلیک کنید (یا از طریق دکمه Tab به محلی که متون تایپ شده بروید)، سپس دکمه Shift را بگیرید و دکمه های چپ یا راست موجود روی کیبورد را متناوب وارد نمایید تا آن قسمت از متن به حالت انتخاب درآورده شود. جالب اینکه اگر اینکار را به وسیله گرفتن دکمه Ctrl+Shift به شکل همزمان صورت دهید سرعت کار 2 برابر میشود!

شب ضربت خوردن وشهادت امیرالمومنین (ع)

 

خورشید فروزان حیات امام علی علیه السلام ، در افق روز نوزدهم رمضان سال چهلم هجری در آسمان شهر کوفه به خون نشست و شمشیر مسموم نفاق و کین، فرق انسان عدالت گستری را شکافت که برترین خلق پس از رسول خدا صلی الله علیه و آله بود. آنان که می خواستند نور خدا را خاموش کنند، نمی دانستند که اراده الهی، بر مانایی علی علیه السلام استوار است و می بینیم که همچنان، کردار و گفتار امام مؤمنان، چراغ راه مردان خدا و حق جویان و یکتاپرستان جهان است.

 

اوج جنایت بشری



حادثه ای که به شهادت امام علی علیه السلام انجامید، یکی از بزرگ ترین جنایت های بشری است؛ زیرا ابن ملجم مرادی، هیچ آزاری از امام ندیده بود. امیرمؤمنان علی علیه السلام برای او سرا پا مهر و محبت و خیر و برکت بود، چنان که برای دیگران.



این فاجعه، به بدنامی برنامه ریزان و عامل آن انجامید و برای امام علی علیه السلام ، حیاتی بود بالاتر از حیات دنیوی. حادثه مسجد کوفه و واکنش امام، نمایشگر اوج انسانیت و جلوه ای از نمایش عدل علوی در تاریخ بشری است. نوزدهم رمضان سال چهلم هجری، شاهد مظلومیت علی علیه السلام و اوج بندگی برترین انسان عصر پس از پیامبر بود.

 

مدعیان حق و حق کشی

 

مسجد کوفه در نوزدهم ماه رمضان سال چهلم، محلی بود که پرده از چهره مسلمان نمایان برداشته شد. خوارج باقی مانده از جنگ نهروان، نورانیت خورشید را نمی دیدند و حق و باطل را به گونه ای یکسان در تاریکی می پنداشتند و تنها خود را مسلمان می دانستند. به تعبیر امام خمینی رحمه الله ، آنهایی که حضرت امیرمؤمنان علی علیه السلام را در محراب عبادت کشتند، مدعی اسلام بودند و با اسم اسلام، با اسلام جنگیدند. ایشان در جای دیگر، از عده ای یاد می کند که پیشانی شان از شدت طول سجده پینه بسته بود، ولی حق را کشتند. این مسئله و شهادت امام علی علیه السلام ، گواه مظلومیت و غربت آن امام همام است.
نوزده رمضان، از منظری دیگر

فاجعه نوزده رمضان سال چهلم هجری را از زبان ابن ملجم مرادی می توان این گونه بیان کرد: علی علیه السلام وارد مسجد شد و پس از آنکه با خدای خویش راز و نیاز کرد، راه پشت بام مسجد را در پیش گرفت و با ندای بلند، آواز اذان سر داد. آن گاه با صدای محبت آمیزش مرا برای نماز بیدار کرد. سپس در محراب به نماز ایستاد. لحظات سخت و سنگینی بود. همین که علی علیه السلام سر از سجده برداشت، بلافاصله شمشیرم را بالای سر بردم و با تمام قوا آن را فرود آوردم و درست بر جایی زدم که عمر و بن عبدود در جنگ خندق بر سر علی علیه السلام ضربه زده بود. این ضربت تا سجده گاهش را شکافت و خون فواره زد، ولی علی علیه السلام فقط ندا در داد: «به خدای کعبه رستگار شدم».

 

از هدایت به ضلالت



امام علی علیه السلام ، مقام امامت و پیشوایی امت اسلامی را بر عهده داشت. در کتاب شریف نهج البلاغه، به جایگاه رهبری و نیز وظایف حاکم جامعه دینی اشاره شده است. مبارزه با فساد و رهبران فاسد، بهره وری از دانش، بینش و مدیریت همراه با پیشینه درخشان و دارا بودن صفاتی چون مردم دوستی، خودسازی، هوشیاری، قاطعیت، هماهنگی در گفتار و کردار و دردمندی، از جمله نکاتی است که مورد توجه امام علی علیه السلام قرار گرفته است. با این عقیده، امیرمؤمنان پس از آنکه در مسجد کوفه هدف قرار گرفت، خطاب به ابن ملجم فرمود: «آیا من برای تو امام بدی بودم که با من این گونه رفتار کردی؟ آیا بر تو مهربان نبودم؟ آیا بیش از دیگران به تو عنایت نکردم؟ آیا عطایت را زیاد نکردم؟ زیرا امید داشتم که از گمراهی رهایی یابی و به هدایت رهنمون شوی».

 

مدارا با اسیر



بی تردید، فتوت و مردانگی، از ویژگی های اخلاقی است که بسیار مورد توجه و تأکید قرآن و آموزه های تربیتی پیشوایان معصوم علیهم السلام قرار گرفته است. دامنه این مردانگی در مورد آن بزرگواران چنان گسترده است که حتی گاه بر سر دشمنان دین نیز سایه افکنده است. یکی از جلوه های تاریخی و ماندگار اخلاق اسلامی، مسئله برخورد امیرمؤمنان علی علیه السلام با ابن ملجم مرادی است. در تاریخ آمده است که امام علی علیه السلام فرمود: «او اسیر شماست، به او نیکی کنید. محلی را که در آن زندانی است، وسیع قرار دهید. اگر من زنده ماندم، او را خواهم کشت یا اگر مایل بودم، خواهمش بخشید. اگر مُردم، او را یک ضربت بزنید، همان گونه که بر من ضربت زده است.» این وصیت را شهریار شعر ایران زمین، این گونه به نظم آورده است:

 

به جز از علی علیه السلام که گوید به پسر که قاتل من

چو اسیر توست اکنون، به اسیر کن مدارا

 

از زبان دشمن



بزرگی و بزرگواری امیرمؤمنان علی علیه السلام ، بدیهی و کتمان ناپذیر است و در قرآن کریم نیز آیات متعددی در این باره وجود دارد. جالب اینجاست که دشمنانش نیز این شخصیت بزرگ را ستوده اند. معاویه، دشمن سرسخت آن حضرت، پس از شنیدن خبر شهادت امام علی علیه السلام گفت: «کسی را از دست دادند که منبع دانش، برتری و نیکی بود و مقام برجسته ای داشت. نمی دانید اسلام، چه شخصیت دانشور، فضیلت گستر، پرسابقه و درخشنده ای را از دست داد.» این در حالی است که میزان دشمنی معاویه با آن حضرت، بر هیچ کس پوشیده نیست.

 

همه بریم قرآن بگیریم بزنیم توتیپ وتارشیطون

آیا می دانیدکه: اگر شما در حال حمل قرآن باشید ،

شیطان دچار درد شدید در سر میشود


و باز کردن قرآن ، شیطان را تجزیه می کند
و با خواندن قرآن ، به حالت غش فرو میرود..

و خواندن قرآن باعث در اغما رفتنش میشود؟؟؟؟

و آیا شما می دانید که هنگامی که می خواهید

این پیام را به دیگران ارسال کنید ،

شیطان سعی خواهد کرد تا شما را منصرف کند؟؟؟؟

طوطی مدیرارشد

مردي به يك مغازه فروش حيوانات رفت و درخواست يك طوطي كرد.
صاحب فروشگاه به سه طوطي خوش چهره اشاره كرد و گفت: «طوطي سمت چپ ۵۰۰ دلار است.»
مشتري: «چرا اين طوطي اينقدر گران است؟»
صاحب فروشگاه: «اين طوطي توانايي انجام تحقيقات علمي و فني دارد.»
مشتري: «قيمت طوطي وسطي چقدر است؟
صاحب فروشگاه: طوطي وسطي ۱۰۰۰ دلار است. براي اينكه اين طوطي هر كاري را كه ساير طوطي ها انجام مي دهند، انجام داده و علاوه بر اين توانايي نوشتن مقاله اي كه در هر مسابقه اي پيروز شود را نيز دارد.»
و سرانجام مشتري از طوطي سوم پرسيده و صاحب فروشگاه گفت: « ۴۰۰۰ دلار.»
مشتري: «اين طوطي چه كاري مي تواند انجام دهد؟»
صاحب فروشگاه جواب داد: «صادقانه بگويم من چيز خاصي از اين طوطي نديدم ولي دو طوطي ديگر او را مدير ارشد صدا مي زنند.»

لاف زدن تهرانی، اصفهانی،شیرازی وآبادانــــــــی

یک تهرانی، یه اصفهانی، یه شیرازی و یک آبادانی توی کافی شاپ با هم صحبت میکردند :
تهرانی: من یک موقعیت عالی دارم، می خوام بانک ملی رو بخرم !
اصفهانی: من خیلی ثروتمندم و می خوام شرکت بنز رو بخرم !
شیرازی: من یه شاهزاده ثروتمندم و می خوام شرکت مایکروسافت و اپل رو بخرم !
سپس منتظر شدند تا آبادانی صحبت کند 
.
.
.
.
.
.
آبادانی قهوه خود رو هم زد. خیلی با حوصله قاشق رو روی میز گذاشت،
یه کم قهوه خورد، یه نگاهی به اونها انداخت و با آرامی گفت:
نمیفروشم....!!!

.........................................................................................................................................................
توضیح  : ما هیچگونه قصد توهین به قومیت ها نداریم و صرفاً این مطلب به دلیل محتوای طنز جالب استفاده شده.
دَم هر چی آبادنیه هم گرم  

چیزهایی که نشدیم...!

چیزهایی که نشدیم


 
ته دیگ طلایی رنگ خوشمزه هم نشدیم دو نفر سرمون دعوا کنند
 
شلغمم نشدیم یکی کوفتمون کنه خوب شه…..!!
 
ویرگول هم نشدیم هر کی بهمون رسید مکث کنه
 
قره قوروتم نشدیم دهن همه رو آب بندازیم
 
خربزه هم نشدیم هر کی می خورتمون پای لرزش هم بشینه
 
موبایل هم نشدیم ، روزی هزار بار نگامون کنی
 
پایان نامه هم نشدیم ازمون دفاع کنن
 
آهنگ هم نشدیم ، دو نفر بهمون گوش کن
 
مانیتور هم نشدیم ازمون چشم بر ندارن……!!!!!
 
به استاد میگم استاد شما که ۹ دادی حالا این یه نمره هم بده دیگههههههههه ، یک نگاه عاقل اندر دیوانه کرد دست گذاشته رو دوشم میگه برو درس بخون پسرم ، استادم نشدیم شخصیت کسی رو خورد کنیم
 
کیبورد هم نشدیم ملّت به بهانه تایپ یه دستی به سر و کلمون بکشن…..
 
کلاه هم نشدیم ملت رو سرگرم کنیم
 
ای خدااااااا! بختک هم نشدیم بیفتیم رو ملت
 
تام و جری هم نشدیم زندگیمون سرتاسر هیجان باشه
 
نون هم نشدیم یکی از روی زمین ورداره بوسمون کنه
 
ای کی یو سان هم نشدیم تف بمالیم کف کلمون ، همه چی حل شه
 
مهر جانماز هم نشدیم بوسمون کنن
 
فلش مموری هم نشدیم حافظه مون زیاد باشه
 
معادله هم نشدیم ، کلی آدم دنبال این باشن که بفهمنمون و حداقل دو نفر درکمون کنن
 
کتابم نشدیم حداقل دوست مهربان بشیم
 
علف هم نشدیم حداقل به دهن بزی شیرین بیایم
 
عروسک هم نشدیم یکی بغلمون کنه
 
شارژر هم نشدیم بقیه رو شارژ کنیم
 
توپ فوتبالم نشدیم ۲۲ نفر بخاطرمون خودکشی کنن
 
گلدونم نشدیم یکی یه گل بهمون بده
 
کبری هم نشدیم تصمیماتمون رو تو کتاب ها بنویسن
 
کزت هم نشدیم آخرش خوشبخت شیم

رمضان کریم

 

آمد رمضان هست دعا را اثري
دارد دل من شور و نواي دگري
ما بنده عاصي و گنهكار توييم
اي داور بخشنده بما كن نظري

شاهینی که پروازنمی کرد

پادشاهی دو شاهین کوچک به عنوان هدیه دریافت کرد. آنها را به مربی پرندگان دربار سپرد تا برای استفاده در مراسم شکار تربیت کند.
یک ماه بعد، مربی نزد پادشاه آمد و گفت که یکی از شاهین‌ها تربیت شده و آماده شکار است اما نمی‌داند چه اتفاقی برای آن یکی افتاده و از همان روز اول که آن را روی شاخه‌ای قرار داده تکان نخورده است.
این موضوع کنجکاوی پادشاه را برانگیخت و دستور داد تا پزشکان و مشاوران دربار، کاری کنند که شاهین پرواز کند. اما هیچکدام نتوانستند.
روز بعد پادشاه دستور داد تا به همه مردم اعلام کنند که هر کس بتواند شاهین را به پرواز درآورد …
پاداش خوبی از پادشاه دریافت خواهد کرد.
صبح روز بعد پادشاه دید که شاهین دوم نیز با چالاکی تمام در باغ در حال پرواز است.
پادشاه دستور داد تا معجزه‌گر شاهین را نزد او بیاورند.
درباریان کشاورزی متواضع را نزد شاه آوردند و گفتند اوست که شاهین را به پرواز درآورد.
پادشاه پرسید: «تو شاهین را به پرواز درآوردی؟ چگونه این کار را کردی؟ شاید جادوگر هستی؟
کشاورز گفت: سرورم، کار ساده‌ای بود، من فقط شاخه‌ای راکه شاهین روی آن نشسته بود بریدم. شاهین فهمید که بال دارد و شروع به پرواز کرد.

ترفندساخت متن آتشین درفوتوشاپ

باسلام دراینجاقصددارم یکی از آموزشهای زیبای فوتوشاپ یعنی آتشین  کردن متن ونوشته  راارائه بدم امیدوارم موردپسندواقع شود.

۱- ابتدابرنامه فوتوشاپ رااجرانموده

 

2- سپس ازنواربالای صفحه به قسمت Fileرفته ویک سندجدیدازقسمت New می سازیم بااندازه دلخواه

 

 

3-سپس زمینه رابه رنگ مشکی تبدیل میکنیم ومتن دلخواه خودرامینویسیم

 

4- ازنوار layer >layer style>Blending optionsراانتخاب کرده وطبق تصویرزیرتنظیمات راباتیک زدن انجام میدهیم

 

 

 

5-ازقسمتimage>image rotaition>900CWراانتخاب کرده تاتصویر 90درجه به راست چرخش نماید طبق تصویرزیر

 

 

 

6- به قسمت Filter>stylize>wind>تنظیمات راطبق تصویرانجام داده تا به شکل زیردرآید

 

 

 

 

 

7-دوباره مرحله 5راانجام میدهیم اماین بار cw900راانتخاب میکنیم تانوشته به حالت اول چرخش داشته باشد

 

8- اکنون این مسیرراطی میکنیمimage>mode>Grayscale>Don’t flatten>Discard

 

 

 

9-image>mode>Indexed color

 

 

10-image>mode>color tableدرقسمت Table>Black Bodyراانتخاب کرده وok رامی زنیم

 

 

درنهایت تصویر نهایی به شکل زیردرمی آید

 

 

خانه ی دوست کجاست؟

خانه ی دوست کجاست؟
در فلق بود که پرسید سوار
اسمان مکثی کرد
رهگذر شاخه ی نوری که به لب داشت به تاریکی شن ها بخشید
وبه انگشت نشان داد سپیداری و گفت
نرسیده به درخت
کوچه باغی است که از خواب خدا سبز از تر است
ودر آن عشق به اندازه ی پرهای صداقت ابی است
می روی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ ،سربه در می ارد
پس به سمت گل تنهایی می پیچی
دو قدم مانده به گل
پای فواره ی جاوید اساطیر زمین می مانی
وترا ترسی شفاف فرا می گیرد
در صمیمیت سیال فضا
، خش خشی می شنوی
کودکی می بینی
رفته از کاج بلندی بالا،جوجه بردارد از لانه ی نور
واز او می پرسی
خانه ی دوست کجاست؟

سهراب سپهری

نکته های تاثیرگذاروالهام بخش درزندگی

سه چیز در زندگی انسان را خراب می کنند
.
Alcohl
الکل
.
Pride
غرور
.
Anger
عصبانیت

Three things that humans make
سه چیز انسانها را می سازند
.
Hard Work
کار سخت
.
Sincerity
صمیمیت
.
Commitment
تعهد


Three things in life that are most valuable
سه چیز در زندگی بسیار ارزشمند هستند
.
Love
عشق
.
Self-Confidence
اعتماد به نفس
.
Friends
دوستان

Three things in life that may never be lost
سه چیز در زندگی که هرگز نباید از بین بروند
.
Peace
آرامش
.
Hope
امید
.
Honesty
صداقت

And how beautiful these three important things
in life perspective Dr.Ali Shariati stated
و چه زیبا این سه چیز مهم در زندگی از دیدگاه دکتر علی شریعتی بیان شده
.
Do not rely on three things never
به سه چیز هرگز تکیه نکن
.
Pride
غرور
.
Lie
دروغ
.
Love
عشق
.
Gallop is human with pride
انسان با غرور می تازد
.
Be lost with telling lies
با دروغ می بازد
.
And dies with love
و با عشق می میرد

Happiness in our lives has three primary
خوشبختی زندگی ما بر سه اصل است
.
Experience Yesterday
تجربه از دیروز
.
Use Today
استفاده از امروز
.
Hope Tomorrow
امید به فردا

Ruin our lives is the three principle
تباهی زندگی ما نیز بر سه اصل است
.
Regret Yesterday
حسرت دیروز
.
Waste Today
اتلاف امروز
.
Fear of Tomorrow
ترس از فردا

«پژو» یکروز طعنه زد به «پراید» / شعر طنز

 

 

«پژو» یکروز طعنه زد به «پراید»
که تو مسکین چقدر یابویی!
با چنین شکل ضایعی بالله
بی‌جهت توی برزن و کویی
رنگ لیمویی مرا بنگر
ای که تیره، شبیه هندویی
من تمیزم ولی تو ماه به ماه
مطلقاً دست و رو نمی‌شویی
بچه می‌ترسد؛ آن‌طرفتر رو!
که به هیئت شبیه لولویی
من نه خودرو،گُلم، سَمن‌بویم
تو نه خودرو، گیاه خودرویی!
من به پاریس بوده‌ام چندی
زیر پای «چهاردهم لویی»(!)
روی «باسکول» بیا،بپر،بینم!
روی‌هم‌رفته چند کیلویی؟!
در تو آهن به کار رفته ولی
نازکی عین برگ کاهویی!
صاحبت با تو گر به جایی خورد
سهم الارث ورثّه‌ی اویی!
از «پژو» چون چنین شنید «پراید»
گفت:ای دوست!چرت می‌گویی
بنده گیرم به قول تو یابو،
تو گمان کرده‌ای که آهویی؟!
«خویشتن، بی سبب بزرگ مکن
تو هم از ساکنان این کویی!»
انتقادی اگر ز من داری
مطرحش کن،ولی به نیکویی
زیر این آسمان مینایی
ای خوشا فکر و ذکر مینویی
برو خود را بسوز و راحت کن
بی‌علاج است آتشین‌خویی
بخت باید تو را نه آپشن و تیپ
ای که در بند چشم و ابرویی
بخت ماشین اگر سپید بُوَد
خواه بژ باش، خواه لیمویی!
ارج و قربم کنون ز تو بیش است
زانجهت در پی هیاهویی
خوار بودم ولی عزیز شدم
کرد دوران ز بنده دلجویی
قیمت من کنون رسیده به بیست
این منم من، «پراید» جادویی!
توی بنگاه پیش هم بودیم
غرّه بودی به خوش بر و رویی
بنده رفتم فروش و یکماه است
توی دپرس،هنوز آن تویی

ترفندتایپ کردن به وسیله موس(کیبوردمجازی)

 

بااستفاده ازاین ترفند می توانید بدون نیازبه کیبوردمتصل به کامپیوتروتنهاازطریق موس واستفاده ازویندوزبه راحتی تایپ کرد.

این ابزارموجوددرویندوزدراصل یک کیبوردمجازی رابرای شمافراهم می کند.

این ابزار می توانددرمواقعی که کیبورد دچارمشکل شده وکلیدهای آن ازکارافتاده است کارایی خودرانشان دهد.

برای این کار:

کافی است از منوی Start به Run بروید  دستور OSK را تایپ نموده

 و Enter بزنید خواهید دید یک صفحه کلید برای شما باز خواهد شد .

یا میتونید از طریق منوی

On-screen keyboard/Start/allprograms/accessorise/accessibility

اقدام نماید .برای تغییر زبان هم مثلا به فارسی میتوانید از کلیدهای

  ترکیبی Alt+Shift استفاده نمایید به همین سادگی یک کیبورد مجازی

فراهم میاید .

ولادت امیرالمومنین علی (ع) وروزپدرمبارک

 

ولادت امیرالمومنین علی (ع) وروزپدرمبارک

وجدان گنجشک

 

 

گنجشکی با عجله و با تمام توان به آتش نزدیک می‌شد و برمی‌گشت‌! پرسیدن : چه می‌کنی؟ پاسخ داد: در این نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می‌کنم و آن را روی آتش می‌ریزم… گفتند: حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می‌آوری بسیار زیاد است و این آب فایده‌ای ندارد. گفت: شاید نتوانم آتش را خاموش کنم، اما آن هنگام که وجدانم می‌پرسد: زمانی که دوستت در آتش می‌سوخت تو چه کردی؟ پاسخ می‌دهم: هر آنچه از من بر می‌آمد!!

کمی تامل

 

 

 

این مطلب رو جایی خوندم:
 به فکر نمازت باش،مثل شارژ موبایلت.....
با صدای اذان بلند شو،مثل صدای موبایلت....
 از انگشتانت برای ذکر استفاده کن،مثل صفحه کلید موبایلت.....
 قرآن را همیشه بخوان،مثل پیامک های موبایلت.....
 لحظه ای تأمل......لطفا دوباره بخونید!!

مقام از خود ممنون

 

مامور کنترل مواد مخدر به یک دامداری در ایالت تکزاس امریکا می رود و به صاحب سالخورده ی آن می گوید:

باید دامداری ات را برای جلوگیری از کشت مواد مخدربازدید کنم." دامدار، با اشاره به بخشی از مرتع ، می گوید:
"باشه، ولی اونجا نرو.". مامور فریاد می زنه:"آقا! من از طرف دولت فدرال اختیار دارم." بعد هم دستش را می برد و از جیب پشتش نشان خود را بیرون می کشد و با افتخار نشان دامدار می دهد و اضافه می کند:
"اینو می بینی؟ این نشان به این معناست که من اجازه دارم هرجا دلم می خواد برم..در هر منطقه یی...
بدون پرسش و پاسخ. حالی ات شد؟ میفهمی؟"

دامدار محترمانه سری تکان می دهد، پوزش می خواهد و دنبال کارش می رود

کمی بعد، دامدار پیر فریادهای بلند می شنود و می بیند که ماموراز ترس گاو بزرگ وحشی که هرلحظه به او نزدیک تر می شود، دوان دوان فرار می کند.

به نظر می رسد که مامور راه فراری ندارد و قبل از این که به منطقه ی امن برسد، گرفتار شاخ گاو خواهد شد. دامدار لوازمش را پرت میکند، باسرعت خود را به نرده ها می رساند واز ته دل فریاد می کشد:" نشان. نشانت را نشانش بده !"

افزودن Run به منوی Start ویندوز ویستا و 7

 

 

در صورتی که از ویندوز ویستا یا 7 استفاده می‏کنید، حتماً می‏دانید که در صورت کلیک بر روی منوی Start، بر خلاف ویندوز XP اثری از Run نمی‏بنید. Run ابزاری است که در ویندوز XP امکان تایپ دستورات خاصی را برای دسترسی به قسمت‏های مختلف ویندوز برای ما مهیا می‏کند. در ویندوز ویستا و 7 نیز Run وجود دارد، تنها به طور پیش‏فرض در منوی Start وجود ندارد. با استفاده از این ترفند می‏توانید Run را در منوی Start ویندوز ویستا و 7 بازیابی کنید.

برای این کار:
ابتدا بر روی منوی Start راست کلیک کنید و Properties را انتخاب نمایید.
در پنجره باز شده به تب Start Menu بروید و بر روی دکمه Customize کلیک کنید.
سپس   در پنجره Customize Start Menu، گزینه Run Command را بیاید و تیک آن را بزنید.
اکنون کلیه پنجره‏های باز را OK کنید و بر روی منوی Start کلیک کنید تا Run را مشاهده کنید.

لازم به ذکر است شما می‏توانید از کلیدهای ترکیبی Win+R نیز برای دسترسی به Run استفاده کنید. همچنین نوار جستجوی موجود در منوی Start ویندوز ویستا و 7 نیز کارایی مشابه Run را دارد.

شنیدن صدای بیپ پس از زدن کلیدهای Caps Lock ، Num Lock و Scroll Lock

دکمه های Caps Lock ، Num Lock و Scroll Lock بر روی کیبورد ، کلیدهای شناخته شده ای برای کاربران قدیمی و جدید ویندوز هستند. این کلیدهای نیز دارای ترفندهای خاص خود هستند. در این ترفند قصد داریم روشی را معرفی کنیم که با بهره گیری از آن میتوانید پس از زدن این کلیدها یک صدای بوق کوچک بیپ را بشنوید. این ترفند بر روی کلیه ویندوزها قابل اجراست.
 برای خواندن ترفند روی ادامه مطلب کلیک کنید

 

ادامه نوشته

دانستنی های اردیبهشت 92

آیا میدانستید انسان برای اولین بار در ۱۷۸۳پرواز را تجربه کرد و توانست ۸کیلومتر با بالن پرواز کند؟

آیا میدانستید جمیعت جهان تا ۵۰ سال آینده از مرز ۹ میلیارد نفر خواهد گذشت ؟

آیا میدانستید گرمترین سیاره زهره می باشد این سیاره درجه حرارت

ثابتی دارد که ۴۶۲می باشد؟




ادامه نوشته

علم بهتراست یاثروت

جمعیت زیادی دور حضرت علی علیه السلام حلقه زده بودند. مردی وارد مسجد شد و در فرصتی مناسب پرسید:
  - یا علی! سؤالی دارم. علم بهتر است یا ثروت؟

علی علی علیه السلام در پاسخ گفت:


علم بهتر است
زیرا علم میراث انبیاست و مال و ثروت میراث قارون و فرعون و هامان و شداد.
مرد که پاسخ سؤال خود را گرفته بود، سکوت کرد.

در همین هنگام مرد دیگری وارد مسجد شد و همان‌طور که ایستاده بود بلافاصله پرسید:
اباالحسن! سؤالی دارم، می‌توانم بپرسم؟ امام گفت: بپرس! مرد که آخر جمعیت ایستاده بود پرسید: علم بهتر است یا ثروت؟
علی فرمود: علم بهتر است؛ زیرا علم تو را حفظ می‌کند، ولی مال و ثروت را تو مجبوری حفظ کنی.

در همین حال سومین نفر وارد شد، او نیز همان سؤال را تکرار کرد، و امام در پاسخش فرمود:
علم بهتر است؛ زیرا برای شخص عالم دوستان بسیاری است، ولی برای ثروتمند دشمنان بسیار!

هنوز سخن امام به پایان نرسیده بود که چهارمین نفر وارد مسجد شد.
او در حالی که کنار دوستانش می‌نشست، عصای خود را جلو گذاشت و پرسید: یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟
حضرت ‌علی در پاسخ به آن مرد فرمودند: علم بهتر است؛ زیرا اگر از مال انفاق کنی کم می‌شود
ولی اگر از علم انفاق کنی و آن را به دیگران بیاموزی بر آن افزوده می‌شود.

پنجمین نفر که مدتی قبل وارد مسجد شده بود و کنار ستون مسجد منتظر ایستاده بود، با تمام شدن سخن امام همان سؤال را تکرار کرد.
حضرت‌ علی فرمودند: علم بهتر است؛ زیرا مردم شخص ثروتمند را بخیل می‌دانند، ولی از عالم و دانشمند به بزرگی و عظمت یاد می‌کنند.

با ورود ششمین نفر سرها به عقب برگشت، مردم با تعجب او را نگاه ‌کردند. یکی از میان جمعیت گفت: حتماً این هم می‌خواهد بداند که علم بهتر است یا ثروت! کسانی که صدایش را شنیده بودند، پوزخندی زدند. مرد، آخر جمعیت کنار دوستانش نشست و با صدای بلندی شروع به سخن کرد:یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟
امام نگاهی به جمعیت کرد و گفت: علم بهتر است؛ زیرا ممکن است مال را دزد ببرد، اما ترس و وحشتی از دستبرد به علم وجود ندارد.

همهمه‌ای در میان مردم افتاد؛ چه خبر است امروز! چرا همه یک سؤال را می‌پرسند؟
نگاه متعجب مردم گاهی به حضرت‌ علی و گاهی به تازه‌واردها دوخته می‌شد.
در همین هنگام هفتمین نفر که کمی پیش از تمام شدن سخنان حضرت ‌علی وارد مسجد شده بود و در میان جمعیت نشسته بود، پرسید:
یا اباالحسن! علم بهتر است یا ثروت؟
امام فرمودند: علم بهتر است؛ زیرا مال به مرور زمان کهنه می‌شود، اما علم هرچه زمان بر آن بگذرد، پوسیده نخواهد شد.

در همین هنگام هشتمین نفر وارد شد و سؤال دوستانش را پرسید که امام در پاسخش فرمود:
علم بهتر است؛ برای اینکه مال و ثروت فقط هنگام مرگ با صاحبش می‌ماند، ولی علم، هم در این دنیا و هم پس از مرگ همراه انسان است.

سکوت، مجلس را فراگرفته بود، کسی چیزی نمی‌گفت. همه از پاسخ‌‌های امام شگفت‌زده شده بودند که…
نهمین نفر هم وارد مسجد شد و در میان بهت و حیرت مردم پرسید:
یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟
امام در حالی که تبسمی بر لب داشت، فرمود: علم بهتر است
زیرا مال و ثروت انسان را سنگدل می‌کند، اما علم موجب نورانی شدن قلب انسان می‌شود.

نگاه‌های متعجب و سرگردان مردم به در دوخته شده بود، انگار که انتظار دهمین نفر را می‌کشیدند.
در همین حال مردی که دست کودکی در دستش بود، وارد مسجد شد. او در آخر مجلس نشست و مشتی خرما در دامن کودک ریخت و به روبه‌رو چشم دوخت. مردم که فکر نمی‌کردند دیگر کسی چیزی بپرسد، سرهایشان را برگرداندند، که در این هنگام مرد پرسید:
یا اباالحسن! علم بهتر است یا ثروت؟
علم بهتر است؛ زیرا ثروتمندان تکبر دارند، تا آنجا که گاه ادعای خدایی می‌کنند، اما صاحبان علم همواره فروتن و متواضع‌اند.

سؤال کنندگان، آرام و بی‌صدا از میان جمعیت برخاستند. هنگامی‌که آنان مسجد را ترک می‌کردند، صدای امام را شنیدند که می‌گفت: اگر تمام مردم دنیا همین یک سؤال را از من می‌پرسیدند، به هر کدام پاسخ متفاوتی می‌دادم.

شهادت حضرت زهرا(س)




الهی داد از این دل داد از این دل / کنار قبر زهرا کرده منزل

بگو زهرا زجا خیزد ببیند / که اشک دیده کرد خاک او گل . . .

شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) تسلیت




ادامه نوشته