حدیث آفتاب از تمامی دوستانی که علاقمند همکاری در بخشهای مختلف
این وبلاگ هستند دعوت می کند تا در این امر خطیر یاریمان کنند.
حدیث آفتاب از تمامی دوستانی که علاقمند همکاری در بخشهای مختلف
این وبلاگ هستند دعوت می کند تا در این امر خطیر یاریمان کنند.

1- دو نکته مهم در واقعه نوزدهم بهمن سال پنجاه و هفت :
الف- يكى درس گرفتن و عبرت گرفتن از گذشته است.
وقتى ما مثلاً خاطرهى نوزدهم بهمن را مرور ميكنيم، يك درسى از اين حادثه فرا ميگيريم؛ آن درس، درس اقدام، ابتكار، ايستادگى، كار بهنگام و تأثير آن در حركت جامعه و كشور است؛ اين يك عبرت شد.
حادثهى نوزده بهمن يك خطشكنىِ بزرگ بود، يك كار عظيم بود. افسر، درجهدار و همافر بيايند، علناً و با صراحت با انقلاب همآوائى كنند و نگاه كنند تو چشم نگهبانان رژيم طاغوت و به آنها «نه» بگويند؛ اين خيلى كار بزرگى بود. اين اقدام اثر خودش را بخشيد. يك اقدام بجا و بهنگام كارى كرد كه احساسات خفته و بدون تظاهر، آن كار را نميتوانست انجام بدهد.
در هر ميدان و عرصهاى، حضور بهنگام، كار بهنگام، اقدام بموقع، ميتواند چنان اثر بزرگى را داشته باشد.
ب- ما از اين حادثه درس بگيريم براى آينده؛ در گذشته متوقف نشويم. يكى از آفات اجتماعات و مجموعهها و ملتها و گروهها، متوقف ماندن در افتخارات گذشته است.
آينده، آيندهى مهمى است؛ آيندهى خطيرى است. يك كشور اگر بخواهد عزت خود را، هويت خود را، منافع خود را، امنيت خود را به دست بياورد، احتياج دارد به ابتكار، به كار. با نشستن، با خوابيدن، با غفلت از اطراف، نميشود به اهداف عالى دست پيدا كرد.
2- ما بايد كارى كنيم كه سرجمع تلاشهاى ما شتابى به ما بدهد كه از شتاب جبههى مقابلمان
بيشتر باشد؛ آن وقت ميتوانيم به آينده اميدوار باشيم

3- انقلاب اسلامی ، یکی از عوامل بیداری اسلامی در منطقه :
ما نميگوئيم اين حركتها را ما به وجود آورديم؛ اين حرف منطقى نيست؛ اما منطقى هم نيست كه بگوئيم بيدارى يك ملت با اين هياهوى عظيمى كه اين بيدارى در طول اين سه دهه ايجاد كرده، تأثيرى در بيدارى ديگران نداشته؛ اين هم منطقى نيست، اين هم كاملاً مسلّم است. امروز هم در دنيا تحليلها و تفسيرها همهاش همين است؛ ميگويند اينجا مادر بيدارى و حركت اسلامى بود.
4- پیام انقلاب و اسلام :
پيام انقلاب اسلامى، پيام رهائى از اين حركت بدبختىزا و فلاكتآور است. توجه به معنويت، توجه به اخلاق الهى، در عين حال پرداختن به نيازهاى بشرى؛ همان چيزى كه در اسلام هست؛ حد متوسط. نه افراط كليساهاى كاتوليكى و ارتدوكسى و سختگيرىهاى غلط، نه ولنگارىهائى كه نقطهى مقابل آن در جوامع غربى بر اثر حركت مادىشان به وجود آمد؛ هيچكدام از اينها درست نيست؛ هر دو غلط است. خط اسلام، خط ميانه است.
5- عدالت يك معناى فراگير و شاملى دارد. در همهى زمينهها عدالت - يعنى هر چيز را به
جاى خود نهادن.

1- شکرگزاری توفیق وقوع انقلاب اسلامی :
جبههى شكر بر درگاه الهى ميسائيم كه اين توفيق را نصيب ملت ايران كرد؛ اين حركت عظيم، اين كار بزرگ، اين نهضت تاريخساز، به دست ملت ايران و با رهبرى امام بزرگوار انجام گرفت؛ نظام اسلامى تشكيل شد.
2- تشکر از پایداری ملت ایران :
تشكر دوم، تشكر از ملت ايران است؛ وفادارى كردند، جوانمردى بهخرج دادند، گذشت كردند، ايثار كردند، شجاعت نشان دادند، بصيرت بهخرج دادند؛ حضور دائمى خود را در طول اين سى و سه سال آنچنان حفظ كردند كه اين نهال با همهى خطرها، با همهى مشكلات، روزبهروز تنومندتر شد.
3- بايد گفت ملت ايران با پيروزى اين انقلابها، بهطور نسبى از غربت در آمد.
4- خطوط اصلی انقلاب اسلامی ایران :
الف- (انقلاب اسلامی) تحقيرشدگى تاريخىِ ملت ما را از بين برد، عزت ملى داد.... ما امروز در همهى ميدانها اعتماد به نفس داريم.
ب- ملت ما از مسائل سياسى منزوى بود، روگردان بود .... انقلاب اين حالت را از ملت ما گرفت، ما را تبديل كرد به يك ملت آگاه و سياسى. امروز نوجوانهاى ما هم در دورترين نقاط كشور تحليل سياسى ميكنند.
5- شعارهاى انقلاب، امروز همان شعارهاى روز اول است؛ كه اين نشاندهندهى سلامت
انقلاب است.
6-اگر ضعفهاى خودمان را پنهان كنيم، نشناسيم، تجاهل كنيم، اين ضعفها خواهد ماند، نهادينه
خواهد شد؛ برطرف نخواهد شد. همهى نقاط قوّت و ضعف را بايد بدانيم.

7- نقاط قوت انقلاب اسلامی :
الف - مهمترين نقطهى قوّت انقلاب اسلامی : غلبه بردسایس قدرت های جهانی.
ب- يك نقطهى قوّت ديگر در اين مدت، گسترش خدمات به ملت است، كماً و كيفاً.
ج- نقطهى قوّت ديگر، پيشرفت علمى است.... علم، اقتدار است. هر كس اين اقتدار را داشته باشد، ميتواند به همهى مقاصد خود دست پيدا كند.
د- يكى ديگر از نقاط قوّت ما، پيشرفتهاى كشور در ايجاد زيرساختهاى فنى و مهندسى و صنعتى است؛ كه هر وقت بينندگان خارجى آمدند ديدند و بازديد كردند، آنها را به تحسين وادار كرده است.
ذ- يكى ديگر از نقاط قوّت ما در اين مدت، انتقال ارزشهاى انقلاب به نسل دوم و سوم بود.
ر- يكى ديگر از نقاط مثبت ما در اين مدت، ارتقاء جهشوار در اثرگذارى در مسائل عمدهى منطقه و مسائل جهان است.
ز- يكى ديگر از نقاط قوّت ما، بنيهى قوى و ساخت محكم كشور و نظام در مواجههى با دشمنىهاست. ما در مقابل دشمنىها مضطرب نميشويم، نگران نميشويم، دغدغه پيدا نميكنيم. بنيهى نظام و بنيهى كشور، بنيهى مستحكمى است.
8- پیشرفت های علمی کشور در اعترافات جهانی :
اين گواهىِ مراكز علمى معتبر دنياست. آنها ميگويند سريعترين رشد علمى در همهى دنيا در اين سالها، در ايران اتفاق افتاده است. اين گزارش سال 2011 است كه ميگويد سريعترين رشد علمى در همهى دنيا در ايران اتفاق افتاده است. طبق گزارشى كه مراكز علمى معتبر دنيا دادهاند، رتبهى علمى اول منطقه، ايران است. ما اين رتبهى اول علمى را براى سال 1404 در نظر گرفتيم؛ هنوز چهارده سال باقى است.
9- ضعف در انعکاس موفقیت های کشور به مردم :
من واقعاً متأسف ميشوم وقتى مىبينم اين گزارشهاى روشن و خوب، آنچنان كه بايد و شايد، به مردم داده نميشود كه مردم خوشحال بشوند؛ بفهمند در كشور چه اتفاقى دارد مىافتد.
10- روند رویشها بیشتر از ریزش های نیروهاست :
البته ريزش داشتهايم، توبهكار از انقلاب و پشيمان از انقلاب داشتهايم، اما رويشهاى ما بيشتر از ريزشهاى ما بوده است. نيروهاى فرسوده ريزش پيدا كردند، اما نيروهاى جوان و باطراوت بالا آمدند و رويش پيدا كردند.
11- بی اثری تحریم های جهانی :
همهى اين پيشرفتهاى علمى و اجتماعى و فنى در شرائط تحريم اتفاق افتاده است؛ اين خيلى مهم است. دروازههاى علم را، دروازههاى فناورى را بر روى ما بستند، راهها را مسدود كردند، محصولات مورد نياز ما را به ما نفروختند و ما اينجور پيشرفت كرديم. اين اتفاقها در شرائط تحريم افتاده است؛ اين است كه اميدها افزايش پيدا ميكند.
12- ضعف های موجود در مسیرپیشرفت انقلاب اسلامی :
الف- اولين ضعف ما گرايش به دنياطلبى بود كه گريبان بعضى از ماها را گرفت. بعضى از ما مسئولين دچار دنياطلبى شديم.... وقتى ما اينجور شديم، اين سرريز ميشود به مردم.
ب- ما امروز متأسفانه دچار اسراف و مصرفزدگى هستيم.
ج- يكى ديگر از ضعفهاى ما اين است كه ما به موازات علم، به موازات پيشرفتهاى علمى، پيشرفت اخلاقى و تزكيهى اخلاقى و نفسى پيدا نكردهايم؛ اين عقبماندگى است.
د- در عدالت اجتماعى هنوز به نقطهى مورد نظر اسلام - كه آرزوى خود ما بوده است - نرسيدهايم؛ اين هم از نقطهضعفهاى ماست.
13- دوری از طمع به مال دنیا و پرهیز از توجه به شایعات :
تا يك شايعهاى درست ميشود كه فلان چيز كم است، مردم هجوم مىآورند براى اينكه بيشتر آن را جمع كنند، كه نبادا دچار كمبود آن شوند؛ در حالى كه آن شىء ممكن است جزو چيزهاى لازم زندگى هم نباشد. خب، اگر آن جنس كم هم نيست، همين هجوم مردم آن را كم ميكند.
14- راه های درمان ضعف های موجود در مسیر پیشرفت انقلاب :
الف - به نظر من كارهائى كه بايد انجام بگيرد براى اينكه اين ضعفها برطرف شود، در درجهى اول اين نگاه به آينده است؛ در درجهى اول مسئوليتپذيرى ماهاست. همهى ما بايد احساس مسئوليت كنيم؛ بخصوص مسئولين كشور و خدمتگزاران مردم بايد احساس مسئوليت كنند. تقصيرها را گردن هم نيندازيم.
ب- كار اصلى ديگر اين است كه از ارزشهاى اصولى نبايد غافل شد. سرگرم مسائل فرعى و فروع نشويم، از اصول غافل بمانيم.
ج- حفظ اتحاد و همدلى، يكى ديگر از وظائف ماست.... سه قوه و ديگران بايد با هم همدل باشند.
د- فريب لبخند دشمن و وعدههاى دروغ جبههى دشمن را نخوريم. در اين سى سال، تجربه هم پيدا كردهايم. گاهى به روى ما لبخند زدند. اوائل گاهى بعضى از ما باور ميكرديم. يواش يواش فهميديم پشت صحنه چيست.... جبههى قدرت مادىاى كه امروز بر دنيا مسلط است، راحت عهد ميشكند. بدون هيچ دغدغهاى عهدشكنى ميكنند، زير قولشان ميزنند.
ذ- يكى هم پرهيز از تنبلى و كمكارى است. ... همه بايد كار كنند؛ كار جهادى. اين كه ما امسال گفتيم جهاد اقتصادى، يعنى تحرك اقتصادى بايد جهادگونه باشد.
15- در اين سالى كه فاصلهى بين آن دههى فجر و اين دههى فجر است، چهار طاغوت
خطرناكِ خبيثِ اين منطقه به زير كشيده شدند؛ اين خيلى حادثهى مهمى است.
16- اسلام خواهی مردم منطقه :
يك حادثهى مهم ديگر اين است كه در تونس و مصر، مردم به اسلام رأى دادند.... اين معنايش اين است كه همهى تلاشى كه آمريكائىها و غربىها و دستگاههاى تبليغاتى و هاليوود و غيره و غيره از لج جمهورى اسلامى در اين سالها انجام دادند براى اينكه اسلامهراسى كنند و حكومت اسلامى هراسى كنند، نقش بر آب شده است؛ مردم طرفدار اسلامند.
17- البته در بين اين ملتها، ملت بحرين از همه مظلومترند؛ چون متأسفانه مورد سكوت و
بايكوت همهى رسانههاى دنيا قرار دارند.

18- حكام بحرين ادعا كردند كه ايران در قضاياى بحرين دخالت ميكند. اين دروغ است. نه، ما
دخالت نميكنيم.... . ما اگر در بحرين دخالت ميكرديم، اوضاع در بحرين جور ديگرى ميشد!
19- حمایت صریح ایران از نهضت های ضداسراییلی :
ما آنجائى كه دخالت كنيم، صريح ميگوئيم. ما در قضاياى ضديت با اسرائيل دخالت كرديم؛ نتيجهاش هم پيروزى جنگ سى و سه روزه و پيروزى جنگ بيست و دو روزه بود. بعد از اين هم هر جا هر ملتى، هر گروهى با رژيم صهيونيستى مبارزه كند، مقابله كند، ما پشت سرش هستيم و كمكش ميكنيم و هيچ ابائى هم از گفتن اين حرف نداريم. اين حقيقت و واقعيت است.
20- وضعیت بد آمریکا در شرایط کنونی :
. آمريكا دچار ضعف شده است - هم ضعف اقتصادى و مالى، هم ضعف سياسى - اين هم يك واقعيتى است. آمريكا در سياست خاورميانهاى خودش شكست خورد، در قضيهى فلسطين شكست خورد، در قضيهى عراق شكست خورد.... در قضاياى داخلى هم - كه آمريكائىها سعى ميكنند اين را پنهان كنند - آمريكا دچار ضعف است. نميخواهند اقرار كنند كه دچار ضعفند.... . اتفاقاً بعضى از صاحبنظران غربى همين چند روز قبل گفتند كه امروز وضع آمريكا و غرب شبيه وضع شوروى سابق در سالهاى اواخر دههى 80 ميلادى است كه منجر به سقوط شد.
21- ضعف سیاسی اروپا در برابر آمریکا :
من براى شما يك مثال بزنم. دولت فرانسه در دوران ژنرال دوگل كه رئيس جمهور فرانسه بود، اجازه نداد كه انگليس وارد اتحاديهى اروپا بشود. چرا؟ گفتند انگليس وابستهى به آمريكاست؛ نوع ارتباطات انگليس و آمريكا، اتحاديهى اروپا را از استقلال مىاندازد. دوگل نگذاشت كه انگليس وارد اتحاديهى اروپا شود، به خاطر ارتباط و اتصال و وابستگى به آمريكا. اين مربوط به آن روز فرانسه است. اين آقائى كه امروز در فرانسه سر كار است، حرفهاى آمريكا را رله ميكند؛ همان حرفهائى را كه آنها ميخواهند، آنچه كه در دل آنهاست، تكرار ميكند؛ شده تابع محض!
22- تاثیر تحریم ها برعلیه ایران :
الف- وقتى ما تحريم بشويم، به استعداد و ظرفيت داخلى رو مىآوريم، از داخل رشد ميكنيم
ب- جهت دومى كه اين تحريمها به نفع ماست، اين است كه اينها همين طور مرتباً در تبليغاتشان ميگويند ما اين تحريمها را ميخواهيم بر ايران اعمال كنيم تا ايران را وادار به عقبنشينى كنيم... ، ايران هم كه عقبنشينى نخواهد كرد؛ نتيجه اين ميشود كه هيبت غرب و هيبت تهديدهاى غرب در چشم اين ملتهاى منطقه كه قيام كردند، ميشكند.
23- پیش بینی نتیجه بیداری مردم اروپا :
من قبلاً هم اين را گفتهام؛ آن روزى كه ملتهاى اروپا بدانند كه اين وضعيت ضعفى كه دچارش شدهاند، به خاطر دخالت آمريكا و دخالت شبكهى صهيونيستى جهانى است، اين اعتراضهاى به خاطر اهداف اقتصادى، تبديل خواهد شد به يك نهضت عظيم اجتماعى؛ آن وقت است كه ديگر بايد منتظر دنياى جديدى بود و دنياى جديدى به وجود خواهد آمد.
24- تهدیدهای آمریکا به دلیل عجز اوست :
به خاطر اينكه خود اين تهديدها نشاندهندهى عجز آمريكا از مقابلهى منطقى و مقابلهى گفتمانى است؛ يك گفتمانى در مقابل گفتمان جمهورى اسلامى ندارند؛ نميتوانند در ميدان مقابلهى فكرى و منطقى، براى خودشان غلبهاى ايجاد كنند؛ مجبور ميشوند توسل به زور و تشبث به زور بكنند.
25- پاسخ جمهوری اسلامی ایران به تهدیدهای آمریکا :
اتفاقاً بعضى از صاحبنظران غربى همين چند روز قبل گفتند كه امروز وضع آمريكا و غرب شبيه وضع شوروى سابق در سالهاى اواخر دههى 80 ميلادى است كه منجر به سقوط شد.
26- اهمیت انتخابات :
انتخابات مصونيتبخش به كشور است.... هرچه حضور پررنگتر باشد، اعتبار و ارزش ملى بالاتر خواهد رفت.

27- پرهیز از بزرگ نمایی مسائل کوچک و القای بحران :
مسائل كوچك را نبايد بزرگ كرد. نبايد القاء بحران كرد... كدام بحران؟ كشورِ آرام، ملتِ قوى، بانشاط؛ اين همه كار از سوى دستگاههاى گوناگون، از سوى آحاد مردم در اين كشور دارد انجام ميگيرد.
28- اگر دستگاه ها با هم همکاری کنند... :
دستگاهها با همديگر همكارى داشته باشند. اگر همكارى بكنند، كارها خيلى بهتر هم خواهد شد. دشمن اين را نميخواهد.
29- سلامت انتخابات در طول سال های انقلاب :
اين سى و دو سه انتخاباتى كه از اول انقلاب تا امروز داشتيم، خوشبختانه همهى اينها سالم بوده. البته در همهى اينها كسانى معترض بودهاند، اعتراضها رسيدگى هم شده، احياناً تخلفات بوده است، اما هرگز عدم سلامت در انتخابات وجود نداشته است.
30- احترام به تصمیمات مسئولین قانونی :
بعضىها به اين نظارتهاى شوراى نگهبان و عوامل نظارتى معترضند. ممكن است اعتراضشان بجا و واقعاً درست هم باشد؛ منتها توجه كنيم كه وقتى يك مقام مسئول قانونىِ مورد اعتماد تصميمى گرفت، ما تسليم باشيم. همهمان بايد تبعيت كنيم. مثلاً مجلس يك قانونى را ميگذراند؛ ممكن است من به آن قانون اعتراض داشته باشم، بگويم اين قانون معيوب است؛ اما قانون است، بايد بر طبقش عمل كنم.
31- ردصلاحیت لزوما به معنای بی صلاحیتی نیست:
همهى افراد بدانند؛ اينهائى كه رد صلاحيت ميشوند، لزوماً آدمهاى بىصلاحيتى نيستند. اينجور خيال نشود كه حالا چون فلانى در انتخابات رد صلاحيت شد، پس ديگر بكلى از صلاحيت ساقط است؛ نه، طبق قانون، در انتخابات نميتواند به عنوان نامزد شركت كند، اما ممكن است مقامى كه او را رد صلاحيت كرده، اشتباه كرده باشد. ممكن است براى اين كار صلاحيت نداشته باشد، اما صلاحيتهاى فراوان ديگرى داشته باشد. اينجور نباشد كه اگر كسى رد صلاحيت شد، اين معنايش اين باشد كه او ديگر از هستى ساقط شد؛ نه، صلاحيتهاى گوناگون ديگرى وجود دارد.
32- کسانی که رای نمی آورند فریب نخورند:
آن كسانى هم كه در انتخابات رأى نمىآورند، مواظب باشند آن كلاهى كه بر سر رأىنياوردگان سال 88 رفت، بر سر آنها نرود؛ فريب نخورند. همهى نامزدهاى انتخابات و همهى هوادارانشان، خودشان را در مقابل توطئهى احتمالى دشمن مسئول امنيت بدانند.

1- بیداری جوان ، مقدمه بیداری عمومی :
وقتى جوان در يك كشورى بيدار شد، اميد به بيدارىهاى عمومى در آن كشور افزايش پيدا ميكند. امروز جوانهاى ما در سرتاسر جهان اسلام بيدار شدهاند.
2- پیچ بزرگ تاریخی در شرایط فعلی :
بدانيد امروز تاريخ جهان، تاريخ بشريت، بر سر يك پيچ بزرگ تاريخى است. دوران جديدى در همهى عالم دارد آغاز ميشود. نشانهى بزرگ و واضح اين دوران عبارت است از توجه به خداى متعال و استمداد از قدرت لايزال الهى و تكيهى به وحى. بشريت از مكاتب و ايدئولوژىهاى مادى عبور كرده است.... اين پيچ تاريخىاى كه گفتم، عبارت است از تحول از سيطرهى چنين ديكتاتورىاى به آزادى ملتها و حاكميت ارزشهاى معنوى و الهى؛ اين پيش خواهد آمد؛ استبعاد نكنيد.

3- پدیده بسیار پرمعنای " جذابیت برتر اسلام " :
امروز در ميان امت اسلامى، بيشترين جاذبه متعلق است به اسلام، به قرآن، به مكتب وحى؛ كه خداى متعال وعده داده است كه مكتب الهى و وحى الهى و اسلام عزيز ميتواند بشر را سعادتمند كند. اين يك پديدهى بسيار مبارك و بسيار مهم و پرمعنائى است.
4- بیداری اسلامی ، مقدمه قیام علیه دیکتاتوری جهانی :
امروز در كشورهاى اسلامى عليه ديكتاتورىهاى وابسته قيام شده است؛ اين مقدمهاى است براى قيام عليه ديكتاتورى جهانى و ديكتاتورى بينالمللى، كه عبارت است از ديكتاتورى شبكهى فاسد و خبيث صهيونيستى و قدرتهاى استكبارى.
5- پیروزی های فعلی در جهان اسلام ، آیت الهی ونشانه قدرت حق :
اين پيروزىها آيت الهى است؛ اينها نشانههائى از قدرت فائقهى حق است كه خداى متعال دارد به ما نشان ميدهد. آن وقتى كه مردم به ميدان بيايند، آن وقتى كه ما موجودى خودمان را وارد ميدان كنيم، نصرت الهى قطعى است. خداى متعال راه را هم به ما نشان ميدهد؛ «والّذين جاهدوا فينا لنهدينّهم سبلنا».(1) خدا، هم هدايت ميكند، هم كمك ميكند، هم به اهداف عالى ميرساند؛ شرطش اين است كه ما در ميدان باشيم.
6- امروز استكبار جهانى در مقابل بيدارى اسلامى احساس ناتوانى ميكند.
7- اهمیت اراده های قوی و ادامه پایداری ملت های اسلامی :
كارى كه انجام گرفته است، كار بسيار بزرگى است؛ اما اين پايان كار نيست - مهم اين است - اين شروع است، اين آغاز است. ملتهاى مسلمان بايد مجاهدت را ادامه بدهند تا بتوانند دشمن را از ميدانهاى گوناگون ازاله كنند. مبارزه، مبارزهى همتها و عزمها و ارادههاست. هر طرف ارادهى قوىترى داشته باشد، او غالب است. آن كسى كه دلش متكى به خداى متعال است، او غالب است. «ان ينصركم اللَّه فلا غالب لكم»؛(2) اگر نصرت خدائى را به دست بياوريد، هيچ كس بر شما غلبه نخواهد كرد.
خداى متعال در دو جاى قرآن به پيغمبرش ميفرمايد: «فاستقم كما امرت»،(3) «و استقم كما امرت»؛(4) استقامت كن. استقامت يعنى ايستادگى كردن، ادامه دادن، راه را دنبال كردن، متوقف نشدن؛ اين رمز كار است.

8- از بزرگترین آفت های فرهنگ غرب :
الف - تلقین ناتوانی ملت های مسلمان .
ب - تلقین بىنهايت بودن و غير قابل شكست بودن قدرت دشمنان .
9 – خطر توطئه چینی و انحراف در بیداری اسلامی :
آنچه امروز مهم است، اين است كه دشمن در مقابل ضربهاى كه در مصر و تونس و ليبى و بقيهى كشورهاى منطقه كموبيش بر او وارد آمده است، مشغول طراحى و توطئهچينى است. بايد متوجه توطئههاى دشمن بود. بايد مراقب بود انقلابهاى مردم را از آنها نربايند، راهها را منحرف نكنند.
10 – استفاده نهضت بیداری اسلامی از تجربیات دیگران :
از تجربههاى ديگران استفاده كنيد.....ما در اين سى و دو سال تجربيات زيادى داريم. سى و دو سال است كه ما با دشمنىها معارضه كردهايم، ايستادگى كردهايم و بر دشمنىها فائق آمدهايم.
11 - هيچ توطئهاى نبوده است كه غرب و آمريكا بتوانند عليه جمهورى اسلامى انجام بدهند و انجام نداده باشند. هر كارى نكردند، چون نميتوانستند .
12- صدق وعده نصرت الهی برای کسانی که تلاش نمایند :
ما در صدق وعدهى الهى ترديد نميكنيم. ما به خداى متعال سوءظن نداريم. خداى متعال ملامت ميكند كسانى را كه به او سوءظن دارند .... ما چون وارد ميدانيم، داخل عرصهى مبارزه هستيم - ملت ايران همهى امكانات خود را وارد عرصه كرده است - بنابراين نصرت الهى قطعى است. در همهى كشورهاى ديگر هم همين جور است.
13 – وحدت شیعه و سنی در نهضت بیداری اسلامی :
امروز نهضت اسلامى در دنياى اسلام شيعه و سنى نميشناسد؛ شافعى و حنفى و جعفرى و مالكى و حنبلى و زيدى نميشناسد؛ عرب و فارس و بقيهى قوميتها را نميشناسد؛ در اين ميدان عظيم، همه هستند. سعى كنيم دشمن بين ما تفرقه نيندازد.... البته بين كشورهاى اسلامى مشتركاتى وجود دارد.... همه با استكبار دشمنيم، همه با تسلط و سيطرهى خباثتآميز غرب مخالفيم، همه با وجود غدهى سرطانى اسرائيل مخالفيم .... ملتهاى مسلمان با حفظ خصوصيات خود، تمايزهاى خود، در زير چتر واحد دعوت الىاللَّه و الىالاسلام قرار بگيرند؛ همه با هم باشند. آن وقت است كه امت اسلامى عزت خود را پيدا خواهد كرد.

14- روش تشخیص خودی و غریبه :
هر جائى كه احساس بشود كارى دارد انجام ميگيرد كه به نفع اسرائيل است، به نفع آمريكاست، آنجا بايد هوشيار باشيم؛ بدانيم اين حركت، حركت بيگانه است؛ حركت غريبه است؛ حركت خودى نيست. آنجائى كه حركت، يك حركت اسلامى و ضد صهيونيستى و ضد استكبارى و ضد استبدادى و ضد فساد است، آنجا حركت، حركت درستى است؛ آنجا همه با هم خودى هستيم .
1) عنكبوت: 69
2) آلعمران: 160
3) هود: 112
4) شورى: 15


1- نوزدهم دى مبدأ تاريخ تحولات جديد دنيا :
اگر ما حادثهى نوزدهم دى را مبدأ تاريخ تحولات جديد دنيا بدانيم، شگفتآور نيست و سخنى به گزاف گفته نشده است. حوادث جامعهى بشرى و اين عالم بزرگ، متأثر از قانون تأثير متقابل است. حوادث بر روى هم تأثير ميگذارد و زنجيرهى حوادث تاريخى، وقايع بزرگ را به وجود مىآورد.... اين خونهاى پاكى كه در چهارمردان قم ريخته شد و حركت عظيم مردم قم را در روز نوزدهم دى پديد آورد، جرقهاى بود كه در حقيقت اصابت كرد به انبار و آذوقهى ذخيرهى عظيم ايمانىِ اين مردم، و ناگهان فضا را منقلب كرد..... اگر آن تحولات و آن حوادث نبود، 22 بهمن به وجود نمىآمد .... انقلاب اسلامى به پيروزى رسيد، چالش با استكبار شروع شد ... هيبت آمريكا و صهيونيسم شكست..... اگر اين به چالش كشيدن هيبت دروغين ابرقدرتها نبود، ملتها وارد ميدان نميشدند؛ بيدارى اسلامى به وجود نمىآمد.
2- ضرورت ایستادگی :
ايستادگى شرط اول است. ملتها در راهى كه شروع ميكنند، بايد استقامت كنند؛ «فلذلك فادع و استقم كما امرت». در قرآن كريم، دستور استقامت به نبى مكرم اسلام در جاهاى متعددى داده شده است؛ سرّش همين است .... اگر اين شد، پيروزىها پىدرپى پيش خواهد آمد .
3- موفقیت ملت ایران ، ناشی از دو عامل بصیرت و صبر :
ملت ايران اين تجربهى بزرگ را امروز در مقابل ملتهاى ديگر قرار داده است؛ تجربهى موفقيتِ ناشى از دو عامل بصيرت و صبر.
4- مفهوم بصیرت :
بصيرت يعنى گم نكردن راه، اشتباه نكردن راه، دچار بيراههها و كجراههها نشدن، تأثير نپذيرفتن از وسوسهى خناسان و اشتباه نكردن كار و هدف.
5- عوامل اقتدار ملت :
الف/ يكى تصميم قاطع نظام مقدس جمهورى اسلامى است بر عدم انحراف، عدم تسليم . اگر مديران نظام دچار اختلال ميشدند در نيت خود، در تشخيص خود، در فهم خود، در تصميمگيرى خود در مقابل لشكر متراكم كفر و ضلالت كه در مقابلشان صف كشيدهاند، يقيناً اين در اختلال نظام تأثير ميگذاشت . ميگويند ميخواهيم مسئولين جمهورى اسلامى احساس كنند كه هزينهى تصميمگيرىهاى آنها بالاست. اين يعنى رخنه ايجاد كردن در ارادهى مسئولين كشور.
ب/ حضور هوشمندانه و مصممانهى مردم وفادار.
6- شرایط فعلی نظام، شرائط شِعب ابىطالب نيست؛بلکه شرائط بدر
و خيبر است:
ما امروز در شرائط شِعب ابىطالب نيستيم؛ ما در شرائط بدر و خيبريم. ما در شرائطى هستيم كه ملت ما نشانههاى پيروزى را به چشم ديده است؛ به آنها نزديك شده است؛ به بسيارى از مراحل پيروزى، با سرافرازى دست پيدا كرده است..... جمهورى اسلامى، امروز كجا، بيست سال و سى سال قبل كجا؟ دشمنان جمهورى اسلامى، هيمنه و باد و بروتِ آن روزشان كجا، ضعف و انكسار امروزشان كجا؟

7- اهمیت انتخابات آتی مجلس :
يكى از جاهائى كه مردم ميتوانند حضورشان را نشان بدهند، همين انتخابات است. نه از حالا، از مدتى قبل شروع كردهاند؛ كه شايد كارى كنند كه در اين انتخابات، حضور مردم كم شود.... انتخابات مظهر حضور مردم و محصول آن، مظهر رأى مردم و خواست مردم است؛ بايد به آن احترام گذاشت.... من مطمئنم كه اين انتخابات براى ملتهاى ديگر هم يك نشانهاى است. براى همين هم هست كه دستگاههاى خبيث استكبار، از آمريكا و انگليس و صهيونيستها و ديگران، دارند مرتباً تلاش ميكنند كه اين انتخابات را به يك جورى خراب كنند.
8- پیش بینی نتیجه انتخابات آتی مجلس شورای اسلامی :
من با تجربهاى كه از رفتار اين مردم دارم، و با اعتمادى كه به لطف خداى متعال دارم، پيشبينى ميكنم كه به لطف الهى، به فضل الهى، به حول و قوهى الهى، حضور مردم در اين انتخابات، يك حضور دشمنشكن خواهد بود و با اين انتخابات، خون تازهاى به پيكر انقلاب و كشور و نظام جمهورى اسلامى دميده خواهد شد .
9- پیرامون انتخابات ریاست جمهوری سال 88 :
مردم ما و كشور ما از انتخابات سال 88 بهترين خاطرهها و بدترين خاطرهها را دارند. بهترين خاطرهها حاصل حضور عظيم چهل ميليونى مردم پاى صندوقهاى رأى بود، كه دنيا را خيره كرد؛ بدترين خاطرهها مربوط به جرزنىهاى سياسى يك عده آدم نادان، ناباب و بعضاً معاند در قضيهى انتخابات بود. خب، در هر قضيهاى، در هر حادثهاى ممكن است يك عدهاى قبول نداشته باشند، معترض باشند.... ؟ قانون، راه معين كرده است. آنجا ما گفتيم، به همه هم گفتيم، همهى اطراف قضيه هم ملزم بودند كه بر طبق آنچه كه گفته شده است - كه مرّ قانون است - عمل كنند. چرا نكردند؟!
10- ویژگی رقابت در انتخابات سالم :
انتخابات بايد سالم باشد، رقابتى باشد. رقابت غير از خصومت است، رقابت غير از تهمتزنىِ متقابل است؛ اينها را بايد همه مواظب باشيم. رقابت اين نيست كه كسى اثبات خود را متوقف بر نفى ديگرى بداند. رقابت اين نيست كه كسانى بيايند براى جلب نظر مردم، وعدههاى خلاف قانون اساسى، خلاف قوانين عادى بدهند.
11 – سلامت تمامی انتخابات طول تاریخ انقلاب :
خوشبختانه انتخاباتهاى ما در طول اين سالهاى متمادى - اين همه ما انتخابات داشتيم؛ بيش از سى انتخابات در اين سى و دو سال - انتخابات سالمى بودند. برخى اوقات بعضىها ادعا كردند كه انتخابات ناسالم است؛ ما فرستاديم تحقيق كردند، تدقيق كردند - هم در زمان حيات مبارك امام (رضوان الله عليه)، هم بعد از آن - ديدند نه، ممكن است گوشه و كنار تخلفاتى باشد، اما چيزى كه انتخابات را ناسالم كرده باشد، نتيجهى انتخابات را تغيير بدهد، مطلقاً اتفاق نيفتاده .
12 - هيچ چيزى از قانون بالاتر و عزيزتر نيست.
13 - خوشبختانه قوانين انتخاباتى ما قوانين خوبى است؛ ممكن است
بعدها كاملتر و بهتر هم بشود.
14- ضرورت عدم وابستگی نامزدهای انتخاباتی به مراکز ثروت و قدرت :
نامزد انتخابات بايد با قصد خدمت وارد شود. اگر با قصد قدرتطلبى و جمعكردن پول و مسائل گوناگون و انگيزههاى ناسالم ديگر وارد شود، به كشور خدمت نميكند..... آن نمايندهى مجلسى كه با پول فلان شركت و فلان كمپانى و فلان ارباب و فلان پولدار توى مجلس بيايد، مجبور است آنجائى كه آنها لازم ميدانند، قانون جعل كند، قانون بردارد، توسعه و تضييق در قانون بكند..... نه بايد به مراكز ثروتهاى شخصى متصل بود، و نه به طريق اولى به ثروتهاى عمومى. كسى بيايد از پول بيتالمال مصرف كند، براى اينكه به وكالت مجلس برسد؛ اين دو برابر اشكال دارد، اشكال مضاعف دارد.
15- پرهیز از تهمت به نامزدهای انتخاباتی :
البته هر كسى را هم نميشود متهم كرد. بگوئيم آقا اين وابستهى به فلانجاست، اين وابستهى به فلان كس است، اين فلان پول را خرج كرده؛ بايد اينها هم روشن شود، بايد ثابت شود.




1- اهمیت فرهنگ برای یک ملت :
فرهنگ يك ملت و يك كشور، در حقيقت شاكلهى معنوى اين ملت است. يعنى اگر ما در يك كشور، وضع
اقتصادى، نظام اقتصادى و نظام سياسى را شاكلهى جسمى براى يك ملت بدانيم، روح اين مجموعه
عبارت است از فرهنگ. در حقيقت فرهنگ است كه هويت و شاكلهى معنوى يك ملت را معين ميكند.
حتّى اگر چنانچه فرض كنيم در زمينهى شكل سياسى يا شكل اقتصادى دچار مشكلاتى باشد، اما
فرهنگ غنى و عميقى داشته باشد، اين ملت، بالقوه ملت مقتدرى است.
يعنى براى يك ملت، ويرانى و خرابى ظاهرى، دليل ويرانى و نابودى حقيقى و نهائى نيست. آنچه كه
دليل ويرانى نهائى است، ويرانى فرهنگى است.
اگر چنانچه يك كشورى از لحاظ فرهنگ ..... وضع نابسامانى داشته باشد،اين ملت ورشكسته است؛ ولو
حالا ظاهراً هم يك شمايل و شاكلهى مقبولى داشته باشد؛ ليكن باطن خراب شده است.... و با يك
حادثه از بين ميرود و ديگر قابل بازسازى نيست .
2- مفهوم مواریث فرهنگی ملت و اهمیت آن :
مواريث فرهنگى، آن ذخيرهها و گنجينههائى هستند كه در يك جامعهاى حفظ ميشوند. يك وقت ممكن
است ساختمانى خراب شود، فرو بريزد، يا سست شود؛ اما آن گنج، آنجا محفوظ است. وقتى اين گنج
در آنجا بود، به بركت اين گنج ميتوان آن ساختمان را بازسازى كرد.
3- اهمیت قطب های موثر فرهنگی :
آن كه ميتواند تأثير بگذارد و به سمت مثبت يا به سمت منفى تغيير بدهد، همين قطبهاى اثرگذارند؛ كه
علما هستند و نخبگان هستند و روشنفكران هستند و حكام هستند. «النّاس على دين ملوكهم» ناظر
به همين معناست و شواهدش در تاريخ زياد است. در كشور خود ما، در تاريخ خود ما هم اين هست.
4- وضعیت کنونی جوان ایرانی از منظر رهبرانقلاب :
من به اين نسل جوانِ خودمان خيلى اعتقاد دارم. من معتقدم با اين همه عوامل مخرب، در عين حال
نسل جوان ما نمايشهاى دينى و اعتقادىاش بمراتب عميقتر، جذابتر و پرمغزتر و پرمعناتر است. حالا
همين روزها، روزهاى اعتكاف است؛ ماه رمضانش يك جور ديگر، ايام توسلات يك جور ديگر، نوع
ورودشان در ميدانهاى مقابلهى نظام با دستگاههاى بينالمللى يك جور ديگر است. بنابراين هيچگونه
اختلالى در اعتقاد بنده نسبت به اين مردم و به اين جوانها به وجود نيامده و انشاءاللَّه به وجود
نخواهد آمد.
5- معضل تنبلی اجتماعی ، یک اختلال فرهنگی است که باید برطرف شود.
6- ضرورت تنظیم مهندسی فرهنگی برای کشور و ضعف عملکرد در این رابطه :
يك نقشهى مهندسى فرهنگى لازم است. ما وضع فرهنگى مطلوب كشور را تصوير كنيم و اجزاء متشكل
آن را در مقابل خودمان ترسيم كنيم، بعد ببينيم كجاها اولويت دارد، كجاها احتياج به مراقبت بيشتر دارد؛
به آنجاهائى كه در اين مدت مغفولعنه باقى مانده، برسيم و مسئله را دنبال كنيم. .... اين، مهندسى
فرهنگى است؛ كه خب، كار سختى است؛ از نقشهى جامع علمى سختتر است. الان چند سال است
كه در شوراى عالى انقلاب فرهنگى مسئلهى مهندسى فرهنگى مطرح است؛ حالا تازه آقاى دكتر مخب
ر گزارش ميدهند كه اين موضوع، مورد بحث است! بايستى به اين مسئله پرداخت؛ مسئلهى مهمى
است.
7- تفاوت بهره مندی گزینش شده از دستاوردهای غرب با تبعیت از آن :
تبعيت بد است؛ اما گرفتن و پسنديدن و به كار بستن، چيز خوبى است .... ما الان از پيشرفتهاى فناورى
غربىها داريم استفاده ميكنيم... بنابراين استفاده كردن مهم نيست، منتها تبعيت بد است. تبعيت چيز
نامطلوبى است. در قرآن و در آيات متعدد، نتيجهى تبعيت، ضلال است؛ «يضلّوك عن سبيلاللَّه».نبايستى
تبعيت كرد؛ بايستى نگاه كرد، آنچه را كه خوب است، پسنديد.
1- اراده خداوند متعال و ایمان به توفیق الهی :
عامل اصلی هدایت دلهای ملت ایران برای حضور در عرصههای مختلف است .
2- حضور عظیم و خروشان مردمی در 9 دی 88 ، تجلّی بارزی از هویت و ماهیت انقلاب
یعنی روح دیانت حاكم بر دلهای مردم بود .
3- باید تلاش شود در سالگرد این حماسه، حرف اصلی ملت ایران، یعنی حركت در سایه دین
و تحقق وعدههای الهی تبیین شود.
4- تبیین و اثبات نقش حضور گسترده مردمی در حماسه9دی :
هنر اصلی امام خمینی(ره)، وارد كردن مردم به صحنه بود و در هرجایی كه مردم با شجاعت، بصیرت و
عمل متناسب با ایمان خود، وارد میدان شدند تمام مشكلات، و بزرگترین موانع در مقابل اراده مردم از
بین میرود.....
در هر نقطهی از جهان چنانچه مردم با هدف و شعار مشخص و ایمان و عمل متناسب، به عرصه بیایند
هیچ عاملی قادر به مقاومت نیست و این یك نسخه كلی برای تمام ملتهاست، كه امام خمینی(ره)
به آن عمل كرد و ملت ایران هم با اعتماد به امام راحل عظیمالشان، آن را بصورت عملی اثبات كرد....
این فتنه، صرفا منحصر به حضور عدهای افراد در خیابانها نبود، بلكه ناشی از یك بیماری بود كه با
اقدامات سیاسی و امنیتی قابل دفع شدن نبود، و به یك حضور عظیم مردمی نیاز داشت، كه چنین
هم شد.
5- تبیین نقش ایمان در حماسه 9دی :
آن معجزهگری كه همه مردم را بسیج كرده، به صحنه میآورد و با وجود همه سختیها آنان را در صحنه
نگه میدارد، ایمان قلبی و دینی است چرا كه بر اساس ایمان دینی، شما در هر شرایطی پیروز خواهید
بود و شكست معنایی ندارد.
6- نقش عاشورای حسینی و محرم، در تحقق حماسه ۹ دی :
همانگونه كه در ابتدای انقلاب، محرم به كمك این مردم آمد و امام خمینی(ره) فرمود خون بر شمشیر
پیروز است، در قضایای 9 دی هم، عاشورا به كمك ملت آمد و حماسه بزرگ و ماندگاری را خلق كرد.
7- دو توصیه به دست اندركاران ستاد بزرگداشت 9دی:
اولاً در بزرگداشت نهم دی جنبههای شعاری غلبه پیدا نكند .
ثانیاً به عمق شعارها كه حرف اصلی ملت ایران بود، توجه شود.

